قَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ اَلْعَقْلِ مَا هُوَ وَ كَيْفَ هُوَ وَ مَا يَتَشَعَّبُ مِنْهُ وَ مَا لاَ يَتَشَعَّبُ وَ صِفْ لِي طَوَائِفَهُ كُلَّهَا فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص إِنَّ اَلْعَقْلَ عِقَالٌ مِنَ اَلْجَهْلِ وَ اَلنَّفْسَ مِثْلُ أَخْبَثِ اَلدَّوَابِّ فَإِنْ لَمْ تُعْقَلْ حَارَتْ فَالْعَقْلُ عِقَالٌ مِنَ اَلْجَهْلِ وَ إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْعَقْلَ فَقَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ وَ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ فَقَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي مَا خَلَقْتُ خَلْقاً أَعْظَمَ مِنْكَ وَ لاَ أَطْوَعَ مِنْكَ بِكَ أُبْدِأُ وَ بِكَ أُعِيدُ لَكَ اَلثَّوَابُ وَ عَلَيْكَ…
در ضمن یک حدیث طولانی آمده است که راهبی به نام شمعون بن لاوی از نواده گان یهودا-که این یهودا خود از حواریان حضرت عیسی علیه السلام بود-پرسش های بسیاری از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید و حضرت به تمام آن پرسشها، پاسخ گفت تا اینکه آن راهب به پیامبر صلی الله علیه و آله ایمان آورد و نبوتش را تصدیق کرد و ما همان اندازه که مورد نیاز است از این حدیث نقل می کنیم. -از آن جمله شمعون راهب پرسید: به من بگو عقل چیست و چگونه است و چه چیز از آن منشعب می شود و چه چیز منشعب نمی شود و اقسام و انواع عقل را برایم توصیف نما؟ پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: همانا عقل زانوبندی است بر نادانی و نفس اماره مانند پلیدترین جانوران است که اگر پایش بسته نشود، بیراهه می رود و سرگردان می شود، پس عقل زانوبند نادانی…
يَا مُعَاذُ عَلِّمْهُمْ كِتَابَ اَللَّهِ وَ أَحْسِنْ أَدَبَهُمْ عَلَى اَلْأَخْلاَقِ اَلصَّالِحَةِ وَ أَنْزِلِ اَلنَّاسَ مَنَازِلَهُمْ خَيْرَهُمْ وَ شَرَّهُمْ وَ أَنْفِذْ فِيهِمْ أَمْرَ اَللَّهِ وَ لاَ تُحَاشِ فِي أَمْرِهِ وَ لاَ مَالِهِ أَحَداً فَإِنَّهَا لَيْسَتْ بِوَلاَيَتِكَ وَ لاَ مَالِكَ وَ أَدِّ إِلَيْهِمُ اَلْأَمَانَةَ فِي كُلِّ قَلِيلٍ وَ كَثِيرٍ وَ عَلَيْكَ بِالرِّفْقِ وَ اَلْعَفْوِ فِي غَيْرِ تَرْكٍ لِلْحَقِّ يَقُولُ اَلْجَاهِلُ قَدْ تَرَكْتَ مِنْ حَقِّ اَللَّهِ وَ اِعْتَذِرْ إِلَى أَهْلِ عَمَلِكَ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ خَشِيتَ أَنْ يَقَعَ إِلَيْكَ مِنْهُ عَيْبٌ حَتَّى يَعْذِرُوكَ وَ…
سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله به معاذ بن جبل هنگام اعزام او به یمن -ای معاذ قرآن را به ایشان بیاموز و تربیت آنان را بر اساس اخلاق شایسته قرار ده و مردم را در مقام خودشان بنشان-چه نیک باشند و چه بد-فرمان خدا را در میان آنان اجرا کن و در اجرای فرمان الهی و پاسداری از بیت المال از هیچ کس در هراس مباش و هیچ کس را ملاحظه مکن ، زیرا در این خصوص نه اختیاری داری و نه آن مال از آن توست. امانت را به آنان پس ده چه کم باشد و چه زیاد. بر تو باد نرمش و بخشایش جز در مورد حق که در این صورت، نادان بگوید حق خدا را ترک کردی. از کارگزاران خود در هر چه می ترسی دچار عیبی شوی پوزش خواه تا تو را معذور دارند. کارهای عصر جاهلیت را، جز آنچه اسلام تاییدش نموده، ریشه کن ساز. امر اسلام را، چه کوچک و چه بزرگ، علنی ساز…
مَا لِي أَرَى حُبَّ اَلدُّنْيَا قَدْ غَلَبَ عَلَى كَثِيرٍ مِنَ اَلنَّاسِ حَتَّى كَأَنَّ اَلْمَوْتَ فِي هَذِهِ اَلدُّنْيَا عَلَى غَيْرِهِمْ كُتِبَ وَ كَأَنَّ اَلْحَقَّ فِي هَذِهِ اَلدُّنْيَا عَلَى غَيْرِهِمْ وَجَبَ وَ حَتَّى كَأَنَّ مَا يَسْمَعُونَ مِنْ خَبَرِ اَلْأَمْوَاتِ قَبْلَهُمْ عِنْدَهُمْ كَسَبِيلِ قَوْمٍ سَفْرٍ عَمَّا قَلِيلٍ إِلَيْهِمْ رَاجِعُونَ تُبَوِّءُونَهُمْ أَجْدَاثَهُمْ وَ تَأْكُلُونَ تُرَاثَهُمْ وَ أَنْتُمْ مُخَلَّدُونَ بَعْدَهُمْ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ أَ مَا يَتَّعِظُ آخِرُهُمْ بِأَوَّلِهِمْ لَقَدْ جَهِلُوا وَ نَسُوا كُلَّ مَوْعِظَةٍ فِي كِتَابِ اَللَّهِ وَ أَمِنُوا شَرَّ كُلِّ…
یک اندرز -از چیست که می بینم دنیا دوستی بر بسیاری از مردم چیره گشته تا آنجا که گویا در این دنیا مرگ برای غیر آنان رقم خورده؟ گویا حق در این دنیا بر دیگران واجب شده است تا آنجا که وقتی خبر مردگان پیش از خود را می شنوند چنین می پندارند که آنان به مسافرتی رفته اند و به زودی نزد اینان برمی گردند آنان را به خاک می سپارید و میراثشان را می خورید و می پندارید خود بعد از آنان جاوید می مانید؟ دریغا، دریغا آیا آیندگان از گذشتگان پند نمی گیرند؟ هر پند و اندرزی را که در قرآن آمده نادیده گرفته و به دست فراموشی سپردند و از فرجام بد هر کار ناروا خود را در امان پنداشتند و از نزول هیچ بلا و بروز هیچ حادثه ناخوشایندی نهراسیدند. خوشا به حال آن کس که ترس از خدایش او را از ترس مردم باز دارد. خوشا به حال آن کس که…
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ نَحْمَدُهُ وَ نَسْتَعِينُهُ وَ نَسْتَغْفِرُهُ وَ نَتُوبُ إِلَيْهِ وَ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا وَ مِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا مَنْ يَهْدِ اَللَّهُ فَلاَ مُضِلَّ لَهُ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلا هادِيَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أُوصِيكُمْ عِبَادَ اَللَّهِ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ أَحُثُّكُمْ عَلَى اَلْعَمَلِ بِطَاعَتِهِ وَ أَسْتَفْتِحُ اَللَّهَ بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ أَمَّا بَعْدُ أَيُّهَا اَلنَّاسُ اِسْمَعُوا مِنِّي مَا أُبَيِّنُ لَكُمْ فَإِنِّي لاَ أَدْرِي لَعَلِّي…
سخنرانی پیامبر صلی الله علیه و آله در آخرین سفر حج -حمد و سپاس از آن خداست، او را ستایش می کنیم و از او یاری می جوییم و از او آمرزش می خواهیم و به بارگاه او توبه می کنیم. و از شرهای نفس خود و از بدکرداری های خویشتن به خداوند پناه می بریم. هر آن کس که خداوندش هدایت کند، گمراه کننده ای ندارد و هر آن کس را که بی راه گذارد، هدایتگری ندارد. گواهی می دهم که هیچ معبودی جز خداوند شایسته پرستش نیست که یگانه است و شریکی ندارد و گواهی می دهم که محمد بنده و فرستاده اوست. ای بندگان خدا شما را به پروای الهی سفارش می کنم و بر طاعت او بر می انگیزم و با آنچه که بهتر است، سخن آغاز می کنم؛ اما بعد: ای مردم از من بشنوید تا برایتان روشن سازم؛ زیرا من نمی دانم، شاید پس از امسال دیگر در این جایگاه با شما دیدار…
وَ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ بِالصَّبْرِ فِي جَمِيعِ أُمُورِكَ فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ مُحَمَّدا فَأَمَرَهُ بِالصَّبْرِ وَ اَلرِّفْقِ فَقَالَ وَ اِصْبِرْ عَلىٰ مٰا يَقُولُونَ وَ اُهْجُرْهُمْ هَجْرا جَمِيلا وَ ذَرْنِي وَ اَلْمُكَذِّبِينَ أُولِي اَلنَّعْمَةِ : وَ قَالَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اِدْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا اَلَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَدٰاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ وَ مٰا يُلَقّٰاهٰا إِلاَّ اَلَّذِينَ صَبَرُوا وَ مٰا يُلَقّٰاهٰا إِلاّٰ ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ : فَصَبَرَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَتَّى نَالُوهُ بِالْعَظَائِمِ وَ رَمَوْهُ…
امام صادق علیه السّلام فرمود:تو را سفارش می کنم که در کارت صبر پیشه کنی، خداوند عزّ و جل حضرت محمّد صلّی اللّٰه علیه و آله را مبعوث کرد و او را به صبر و نرمش امر فرمود.و فرموده: صبر کن بر آنچه می گویند و به خوشی از آنها کناره کن، مرا با نعمت خوارگانی که تو را تکذیب کنند واگذار . و نیز فرمود: دفاع کن بدان چه نیکوتر است نسبت به بدی، تا به ناگاه آنکه میان تو و او دشمنی است گویا دوستی صمیمی شود، و بر نخورند به آن بجز آن کسانی که صبر کردند و بر نخورد به آن مگر صاحب بهرۀ فراوان . رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله صبر کرد به حدّی که به او وصله های بزرگی چسباندند مانند ساحر، مجنون، کذّاب و او را به آنها متهم کردند، همه را به سختی تحمل نمود، و خداوند عزّ و جل این آیه را نازل فرمود: به تحقیق می دانم که…
سَأَلْتُ اِبْنَ عَبَّاسٍ مَا لِمَنْ صَامَ رَمَضَانَ وَ عَرَفَ حَقَّهُ قَالَ تَهَيَّأْ يَا اِبْنَ جُبَيْرٍ حَتَّى أُحَدِّثَكَ بِمَا لَمْ تَسْمَعْ أُذُنَاكَ وَ لَمْ يَمُرَّ عَلَى قَلْبِكَ فَرِّغْ نَفْسَكَ لِمَا سَأَلْتَنِي عَنْهُ فَمَا أَرَدْتَهُ إِلاَّ عِلْمَ اَلْأَوَّلِينَ وَ اَلْآخِرِينَ قَالَ سَعِيدُ بْنُ جُبَيْرٍ فَخَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ فَتَهَيَّأْتُ لَهُ مِنَ اَلْغَدِ فَبَكَّرْتُ إِلَيْهِ مِنْ طُلُوعِ اَلْفَجْرِ فَصَلَّيْتُ اَلْفَجْرَ ثُمَّ ذَكَرَ اَلْحَدِيثَ فَحَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَيَّ فَقَالَ اِسْمَعْ مِنِّي مَا أَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص يَقُولُ لَوْ عَلِمْتُمْ مَا لَكُمْ فِي…
سعید بن جبیر گوید: از ابن عباس پرسیدم: آن کس که ماه رمضان را روزه بدارد و حق آن را بشناسد چه چیزی از آن اوست؟ ابن عباس گفت: ابن جبیر، خویش را آماده دار تا تو را سخنی باز گویم که گوش هایت آن را نشنیده اند و بر دلت خطور نکرده است و خویشتن را بر آنچه از من پرسیدی فارغ و آسوده بدار که آنچه جویا شدی، دانش نخستین و پایانی است. سعید گوید: از نزد او برون شدم و فردا از سپیده دمان خویش را آماده نمودم و به سوی او راهی شدم و نماز صبح را گزاردم و سخن دیروز را یادآوری نمودم. ابن عباس به من رو نمود و گفت: به آنچه می گویم گوش بسپار. از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: اگر می دانستید که در ماه رمضان چه از آن شما می شود، بر سپاس گزاری خداوند می افزودید. چون شب نخستین آن ماه فرا رسد، خداوند…
لَمَّا رَجَعَ رَسُولُ اَللَّهِ ص مِنْ حِجَّةِ اَلْوَدَاعِ وَ نَحْنُ مَعَهُ أَقْبَلَ حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى اَلْجُحْفَةِ فَأَمَرَ أَصْحَابَهُ بِالنُّزُولِ فَنَزَلَ اَلْقَوْمُ مَنَازِلَهُمْ ثُمَّ نُودِيَ بِالصَّلاَةِ فَصَلَّى بِأَصْحَابِهِ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ إِلَيْهِمْ فَقَالَ لَهُمْ إِنَّهُ قَدْ نَبَّأَنِي اَللَّطِيفُ اَلْخَبِيرُ أَنِّي مَيِّتٌ وَ أَنَّكُمْ مَيِّتُونَ وَ كَأَنِّي قَدْ دُعِيتُ فَأَجَبْتُ وَ أَنِّي مَسْئُولٌ عَمَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَ عَمَّا خَلَّفْتُ فِيكُمْ مِنْ كِتَابِ اَللَّهِ وَ حُجَّتِهِ وَ أَنَّكُمْ مَسْئُولُونَ فَمَا أَنْتُمْ قَائِلُونَ…
حذیفه بن اسید غفاری گوید: هنگامی که رسول خدا(ص)از حجه الوداع بازمی گشت و ما نیز ملازم رکاب بودیم بجحفه رسید دستور فرمود همراهانش بار فرو گیرند مردم همان جا منزل گرفتند سپس به نماز دعوت شدند و دو رکعت نماز با اصحاب خواند پس از نماز روی به آنان نموده و فرمود: خداوند لطیف و خیبر مرا آگاه فرمود که من بایستی از این دنیا رخت بربندم و شما نیز خواهید مرد گویی می بینم که دعوت شده ام و دعوت حق را اجابت کرده ام و البته نسبت بوظیفه رسالتی که بر شما داشتم و نسبت بکتاب خدا و حجت الهی که از خود بجای گذاشته ام مسیولیت دارم و شما نیز مسیولیت دارید، شما در باره این سوال به پروردگار خود چه جواب خواهید داد؟ گفتند: خواهیم گفت: که تو رسالت خود را رساندی و خیر خواه ما بودی و در راه خدا جهاد کردی خداوند تو را…
وَ قَالَ ص يَوْماً أَيُّهَا اَلنَّاسُ مَا اَلرَّقُوبُ فِيكُمْ قَالُوا اَلرَّجُلُ يَمُوتُ وَ لَمْ يَتْرُكْ وَلَداً فَقَالَ ص بَلِ اَلرَّقُوبُ حَقُّ اَلرَّقُوبِ رَجُلٌ مَاتَ وَ لَمْ يُقَدِّمْ مِنْ وُلْدِهِ أَحَداً يَحْتَسِبُهُ عِنْدَ اَللَّهِ وَ إِنْ كَانُوا كَثِيراً بَعْدَهُ ثُمَّ قَالَ ص مَا اَلصُّعْلُوكُ فِيكُمْ قَالُوا اَلرَّجُلُ اَلَّذِي لاَ مَالَ لَهُ فَقَالَ ص بَلِ اَلصُّعْلُوكُ حَقُّ اَلصُّعْلُوكِ مَنْ لَمْ يُقَدِّمْ مِنْ مَالِهِ شَيْئاً يَحْتَسِبُهُ عِنْدَ اَللَّهِ وَ إِنْ كَانَ كَثِيراً مِنْ بَعْدِهِ ثُمَّ قَالَ ص مَا اَلصُّرَعَةُ فِيكُمْ قَالُوا اَلشَّدِيدُ اَلْقَوِيُّ اَلَّذِي لاَ…
روزی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ای مردم، رقوب به نظر شما چیست و کیست؟ گفتند: مردی که بمیرد و فرزند از خود باقی نگذارد. پیامبر فرمود: رقوب به معنای واقعی مردی است که بمیرد در حالی که از فرزندان خود کسی را پیش از خود تقدیم درگاه حضرت حق نکرده باشد تا نزد خود به حساب آورده شود، هر چند فرزندان بسیاری پس از مرگ خود داشته باشد، سپس فرمود: صعلوک در میان شما کیست؟ گفتند: آن مردی است که بینواست. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: بلکه بینوا به معنای واقعی کسی است که چیزی از مال و ثروت خود پیش از مرگش تقدیم درگاه الهی نکرده باشد تا نزد خدا به حساب آورده شود، هر چند مال و منال بسیاری از خود به جا بگذارد. سپس فرمود قهرمان کشتی نزد شما کیست؟ گفتند: مرد پر قدرت و پر توانی که پشتش را به خاک نرسانده…
يَا مُوسَى لاَ تُطِلْ فِي اَلدُّنْيَا أَمَلَكَ فَيَقْسُوَ قَلْبُكَ وَ قَاسِي اَلْقَلْبِ مِنِّي بَعِيدٌ أَمِتْ قَلْبَكَ بِالْخَشْيَةِ وَ كُنْ خَلَقَ اَلثِّيَابِ جَدِيدَ اَلْقَلْبِ تُخْفَى عَلَى أَهْلِ اَلْأَرْضِ وَ تُعْرَفُ بَيْنَ أَهْلِ اَلسَّمَاءِ وَ صِحْ إِلَيَّ مِنْ كَثْرَةِ اَلذُّنُوبِ صِيَاحَ اَلْهَارِبِ مِنْ عَدُوِّهِ وَ اِسْتَعِنْ بِي عَلَى ذَلِكَ فَإِنِّي نِعْمَ اَلْمُسْتَعَانُ يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا فَوْقَ اَلْعِبَادِ وَ اَلْعِبَادُ دُونِي وَ كُلٌّ لِي دَاخِرُونَ فَاتَّهِمْ نَفْسَكَ عَلَى نَفْسِكَ وَ لاَ تَأْتَمِنْ وَلَدَكَ عَلَى دِينِكَ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ وَلَدُكَ مِثْلَكَ يُحِبُّ…
نجواهای خدای عزیز و جلیل با موسی بن عمران علیه السلام -1-ای موسی آرزویت را در دنیا دراز مدار که سنگ دل شوی و سنگ دل از من دور باشد، و دلت را با بیم از من بمیران. جامه ات کهنه و دلت تازه و سرزنده باشد. در میان زمینیان ناشناس و گمنام و در میان آسمانیان شناخته و نام آشنا باش. همچون گریزنده از دشمن خویش، به درگاه من، از گناهان بسیار فریاد برآور و بر این کار از من یاری بخواه؛ چرا که من نیکوترین یاری رساننده هستم. -2-ای موسی بی گمان، من فرادست بندگان و آنان فرودست من هستند و همگی در پیشگاهم زبون و درمانده اند. به زیان خود، خویشتن را متهم بدار و از دین فرزندت آسوده خاطر نباش، جز آنکه فرزندت همچون تو، درستکاران را دوست بدارد. -3-ای موسی خویشتن را بشوی و غسل ده و به بندگان درستکارم نزدیک شو. -4-ای…
يَا عِيسَى أَنَا رَبُّكَ وَ رَبُّ آبَائِكَ اِسْمِي وَاحِدٌ وَ أَنَا اَلْأَحَدُ اَلْمُتَفَرِّدُ بِخَلْقِ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ كُلُّ شَيْ ءٍ مِنْ صُنْعِي وَ كُلٌّ إِلَيَّ رَاجِعُونَ يَا عِيسَى أَنْتَ اَلْمَسِيحُ بِأَمْرِي وَ أَنْتَ تَخْلُقُ مِنَ اَلطِّينِ بِإِذْنِي وَ أَنْتَ تُحْيِي اَلْمَوْتَى بِكَلاَمِي فَكُنْ إِلَيَّ رَاغِباً وَ مِنِّي رَاهِباً وَ لَنْ تَجِدَ مِنِّي مَلْجَأً إِلاَّ إِلَيَّ يَا عِيسَى أُوصِيكَ وَصِيَّةَ اَلْمُتَحَنِّنِ عَلَيْكَ بِالرَّحْمَةِ حَتَّى حَقَّتْ لَكَ مِنِّي اَلْوَلاَيَةُ بِتَحَرِّيكَ مِنِّي اَلْمَسَرَّةَ فَبُورِكْتَ كَبِيراً وَ بُورِكْتَ صَغِيراً حَيْثُ مَا كُنْتَ…
نجواهای خدا، که ستایش او بزرگ باد، با عیسی بن مریم صلوات الله علیه -1-ای عیسی من پروردگار تو و پروردگار نیاکان تو هستم، نامم یگانه است و من یکتا و تنها آفریننده هر چیزی هستم و همه چیز ساخته من است و همگی به سوی من بازگردند. -2-ای عیسی تو به فرمان من، دمنده روح هستی و تو با اجازه من از گل می آفرینی و تو با سخن من، مردگان را زنده می کنی؛ پس به سوی من مشتاق و از من هراسان باش و هرگز در گریز از من پناهگاهی جز در درگاه من نیابی. -3-ای عیسی همچون دلسوزی که بر تو مهر ورزد، تو را سفارش می کنم که با تلاش در خشنود سازی من، شایسته دوستی با من گردی، تو در بزرگسالی فزونی و نیک بختی یافتی و در خردسالی نیز، در هر جا که بودی، به نیک بختی دست یافتی، گواهی می دهم که تو بنده من از کنیزم هستی، با نافله ها به من…
لَا تَزالُ عِصابَةٌ مِن اُمَّتی یُقاتِلونَ عَلی أبوابِ دِمَشقَ وَ مَا حَولَهُ وَ عَلی أبوابِ بَیتِ المَقدِسِ وَ مَا حَولَهُ لایضُرُّهُم خِذلانُ مَن خَذَلَهُم ظاهِرینَ عَلَی الحَقِّ إلی أن تَقُومَ السَّاعَةُ.
پیوسته گروهی از امّت من بر دروازه های دمشق و پیرامونش و بیت المقدّس و پیرامون آن مبارزه می کنند و یاری نکردن آنان، زیانی به آنها نمی رساند. آنان تا روز قیامت پشتیبان حقّ اند.
خَطَبَنَا رَسُولُ اَللَّهِ ص قَبْلَ وَفَاتِهِ وَ هِيَ آخِرُ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا بِالْمَدِينَةِ حَتَّى لَحِقَ بِاللَّهِ تَعَالَى فَوَعَظَ بِمَوَاعِظَ ذَرَفَتْ مِنْهَا اَلْعُيُونُ وَ وَجِلَتْ مِنْهَا اَلْقُلُوبُ وَ اِقْشَعَرَّتْ مِنْهَا اَلْجُلُودُ وَ تَقَلْقَلَتْ مِنْهَا اَلْأَحْشَاءُ أَمَرَ بِلاَلاً فَنَادَى اَلصَّلاَةَ جَامِعَةً فَاجْتَمَعَ اَلنَّاسُ وَ خَرَجَ رَسُولُ اَللَّهِ ص حَتَّى اِرْتَقَى اَلْمِنْبَرَ فَقَالَ يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ اُدْنُوا وَ أَوْسِعُوا لِمَنْ خَلْفَكُمْ قَالَهَا ثَلاَثَ مَرَّاتٍ فَدَنَا اَلنَّاسُ وَ اِنْضَمَّ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ فَالْتَفَتُوا فَلَمْ يَرَوْا…
این باب شامل کیفر پاره ای از اعمال است 1-... ابو هریره و عبد الله بن عباس گفتند: رسول خدا صلی الله علیه و آله چندی پیش از آنکه وفاتش در رسد برای ما سخنرانی ای کرد که آن آخرین سخنرانی پیامبر در مدینه بود و پس از آن دیری نپایید که به لقا الله پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله در آن سخنرانی آن چنان موعظه فرمود که اشک از دیدگان جاری گشت و دلها در اثر آن طپیدن گرفت و بدنها به لرزه درآمد و مردم نگران و بی تاب شدند. نخست پیامبر به بلال امر فرمود تا مردم را برای حضور در مسجد فرا خواند. وقتی همه مردم حضور یافتند، پیامبر صلی الله علیه و آله از اقامتگاه خود بیرون آمد و بر فراز منبر رفت و ابتدا سه بار فرمود: ای مردم هر چه می توانید نزدیک بیایید و برای کسانی که پشت سر شمایند جا باز کنید. مردم دستور…