يَا عَلِيُّ إِنَّ مِنَ اَلْيَقِينِ أَنْ لاَ تُرْضِيَ أَحَداً بِسَخَطِ اَللَّهِ وَ لاَ تَحْمَدَ أَحَداً بِمَا آتَاكَ اَللَّهُ وَ لاَ تَذُمَّ أَحَداً عَلَى مَا لَمْ يُؤْتِكَ اَللَّهُ فَإِنَّ اَلرِّزْقَ لاَ يَجُرُّهُ حِرْصُ حَرِيصٍ وَ لاَ تَصْرِفُهُ كَرَاهَةُ كَارِهٍ إِنَّ اَللَّهَ بِحُكْمِهِ وَ فَضْلِهِ جَعَلَ اَلرَّوْحَ وَ اَلْفَرَحَ فِي اَلْيَقِينِ وَ اَلرِّضَا وَ جَعَلَ اَلْهَمَّ وَ اَلْحَزَنَ فِي اَلشَّكِّ وَ اَلسَّخَطِ يَا عَلِيُّ إِنَّهُ لاَ فَقْرَ أَشَدُّ مِنَ اَلْجَهْلِ وَ لاَ مَالَ أَعْوَدُ مِنَ اَلْعَقْلِ وَ لاَ وَحْدَةَ أَوْحَشُ مِنَ اَلْعُجْبِ وَ لاَ مُظَاهَرَةَ أَحْسَنُ مِنَ…
آنچه از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله در همین زمینه ها(اخلاق و حکمت و غیره)روایت شده است. - سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله به امیر المومنین علیه السلام -ای علی همانا یکی از نشانه های یقین این است که هیچ کس را با به خشم آوردن خداوند خشنود نسازی و به واسطه چیزی که خدا به تو داده است، هیچ کس را نستایی و برای چیزی که خدا به تو نداده است، هیچ کس را ملامت نکنی؛ زیرا نه حرص زدن آزمندی، روزی را می رساند و نه ناخوشایندی شخص بی میل، آن را از او باز می دارد. به درستی که خداوند به فضل و حکم خویش، نشاط و شادمانی را در یقین و خشنودی قرار داده و غم و اندوه را در شک و خشم نهاده است. ای علی همانا هیچ فقری سخت تر از جهل و هیچ مالی سودمندتر از عقل و هیچ تنهایی ای وحشت انگیزتر از خود بزرگ بینی و هیچ…
قَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ اَلْعَقْلِ مَا هُوَ وَ كَيْفَ هُوَ وَ مَا يَتَشَعَّبُ مِنْهُ وَ مَا لاَ يَتَشَعَّبُ وَ صِفْ لِي طَوَائِفَهُ كُلَّهَا فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص إِنَّ اَلْعَقْلَ عِقَالٌ مِنَ اَلْجَهْلِ وَ اَلنَّفْسَ مِثْلُ أَخْبَثِ اَلدَّوَابِّ فَإِنْ لَمْ تُعْقَلْ حَارَتْ فَالْعَقْلُ عِقَالٌ مِنَ اَلْجَهْلِ وَ إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْعَقْلَ فَقَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ وَ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ فَقَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي مَا خَلَقْتُ خَلْقاً أَعْظَمَ مِنْكَ وَ لاَ أَطْوَعَ مِنْكَ بِكَ أُبْدِأُ وَ بِكَ أُعِيدُ لَكَ اَلثَّوَابُ وَ عَلَيْكَ…
در ضمن یک حدیث طولانی آمده است که راهبی به نام شمعون بن لاوی از نواده گان یهودا-که این یهودا خود از حواریان حضرت عیسی علیه السلام بود-پرسش های بسیاری از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید و حضرت به تمام آن پرسشها، پاسخ گفت تا اینکه آن راهب به پیامبر صلی الله علیه و آله ایمان آورد و نبوتش را تصدیق کرد و ما همان اندازه که مورد نیاز است از این حدیث نقل می کنیم. -از آن جمله شمعون راهب پرسید: به من بگو عقل چیست و چگونه است و چه چیز از آن منشعب می شود و چه چیز منشعب نمی شود و اقسام و انواع عقل را برایم توصیف نما؟ پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: همانا عقل زانوبندی است بر نادانی و نفس اماره مانند پلیدترین جانوران است که اگر پایش بسته نشود، بیراهه می رود و سرگردان می شود، پس عقل زانوبند نادانی…
يَا مُعَاذُ عَلِّمْهُمْ كِتَابَ اَللَّهِ وَ أَحْسِنْ أَدَبَهُمْ عَلَى اَلْأَخْلاَقِ اَلصَّالِحَةِ وَ أَنْزِلِ اَلنَّاسَ مَنَازِلَهُمْ خَيْرَهُمْ وَ شَرَّهُمْ وَ أَنْفِذْ فِيهِمْ أَمْرَ اَللَّهِ وَ لاَ تُحَاشِ فِي أَمْرِهِ وَ لاَ مَالِهِ أَحَداً فَإِنَّهَا لَيْسَتْ بِوَلاَيَتِكَ وَ لاَ مَالِكَ وَ أَدِّ إِلَيْهِمُ اَلْأَمَانَةَ فِي كُلِّ قَلِيلٍ وَ كَثِيرٍ وَ عَلَيْكَ بِالرِّفْقِ وَ اَلْعَفْوِ فِي غَيْرِ تَرْكٍ لِلْحَقِّ يَقُولُ اَلْجَاهِلُ قَدْ تَرَكْتَ مِنْ حَقِّ اَللَّهِ وَ اِعْتَذِرْ إِلَى أَهْلِ عَمَلِكَ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ خَشِيتَ أَنْ يَقَعَ إِلَيْكَ مِنْهُ عَيْبٌ حَتَّى يَعْذِرُوكَ وَ…
سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله به معاذ بن جبل هنگام اعزام او به یمن -ای معاذ قرآن را به ایشان بیاموز و تربیت آنان را بر اساس اخلاق شایسته قرار ده و مردم را در مقام خودشان بنشان-چه نیک باشند و چه بد-فرمان خدا را در میان آنان اجرا کن و در اجرای فرمان الهی و پاسداری از بیت المال از هیچ کس در هراس مباش و هیچ کس را ملاحظه مکن ، زیرا در این خصوص نه اختیاری داری و نه آن مال از آن توست. امانت را به آنان پس ده چه کم باشد و چه زیاد. بر تو باد نرمش و بخشایش جز در مورد حق که در این صورت، نادان بگوید حق خدا را ترک کردی. از کارگزاران خود در هر چه می ترسی دچار عیبی شوی پوزش خواه تا تو را معذور دارند. کارهای عصر جاهلیت را، جز آنچه اسلام تاییدش نموده، ریشه کن ساز. امر اسلام را، چه کوچک و چه بزرگ، علنی ساز…
قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِنَّ فِيمَا نَاجَانِي رَبِّي أَنَّهُ قَالَ يَا مُحَمَّدُ مَنْ آذَى لِي وَلِيّا فَقَدْ أَرْصَدَ لِي بِالْمُحَارَبَةِ وَ مَنْ حَارَبَنِي حَارَبْتُهُ.
رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:پروردگارم در یکی از مناجاتهایش با من فرمود:ای محمد هر کس یکی از دوستان مرا اذیّت کند به حقیقت به جنگ با من کمین کرده است، و هر که با من بجنگد با او خواهم جنگید.
سَأَلْتُ اِبْنَ عَبَّاسٍ مَا لِمَنْ صَامَ رَمَضَانَ وَ عَرَفَ حَقَّهُ قَالَ تَهَيَّأْ يَا اِبْنَ جُبَيْرٍ حَتَّى أُحَدِّثَكَ بِمَا لَمْ تَسْمَعْ أُذُنَاكَ وَ لَمْ يَمُرَّ عَلَى قَلْبِكَ فَرِّغْ نَفْسَكَ لِمَا سَأَلْتَنِي عَنْهُ فَمَا أَرَدْتَهُ إِلاَّ عِلْمَ اَلْأَوَّلِينَ وَ اَلْآخِرِينَ قَالَ سَعِيدُ بْنُ جُبَيْرٍ فَخَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ فَتَهَيَّأْتُ لَهُ مِنَ اَلْغَدِ فَبَكَّرْتُ إِلَيْهِ مِنْ طُلُوعِ اَلْفَجْرِ فَصَلَّيْتُ اَلْفَجْرَ ثُمَّ ذَكَرَ اَلْحَدِيثَ فَحَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَيَّ فَقَالَ اِسْمَعْ مِنِّي مَا أَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص يَقُولُ لَوْ عَلِمْتُمْ مَا لَكُمْ فِي…
سعید بن جبیر گوید: از ابن عباس پرسیدم: آن کس که ماه رمضان را روزه بدارد و حق آن را بشناسد چه چیزی از آن اوست؟ ابن عباس گفت: ابن جبیر، خویش را آماده دار تا تو را سخنی باز گویم که گوش هایت آن را نشنیده اند و بر دلت خطور نکرده است و خویشتن را بر آنچه از من پرسیدی فارغ و آسوده بدار که آنچه جویا شدی، دانش نخستین و پایانی است. سعید گوید: از نزد او برون شدم و فردا از سپیده دمان خویش را آماده نمودم و به سوی او راهی شدم و نماز صبح را گزاردم و سخن دیروز را یادآوری نمودم. ابن عباس به من رو نمود و گفت: به آنچه می گویم گوش بسپار. از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: اگر می دانستید که در ماه رمضان چه از آن شما می شود، بر سپاس گزاری خداوند می افزودید. چون شب نخستین آن ماه فرا رسد، خداوند…
كُنْتُ وَاقِفاً عَلَى أَبِي وَ عِنْدَهُ أَبُو اَلصَّلْتِ اَلْهَرَوِيُّ وَ إِسْحَاقُ بْنُ رَاهَوَيْهِ وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ حَنْبَلٍ فَقَالَ أَبِي لِيُحَدِّثْنِي كُلُّ رَجُلٍ مِنْكُمْ بِحَدِيثٍ فَقَالَ أَبُو اَلصَّلْتِ اَلْهَرَوِيُّ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ مُوسَى اَلرِّضَا وَ كَانَ وَ اَللَّهِ رِضًى كَمَا سُمِّيَ عَنْ أَبِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص اَلْإِيمَانُ قَوْلٌ وَ عَمَلٌ…
محمد بن عبد الله بن طاهر گوید: نزد پدرم ایستاده بودم و ابو الصلت هروی و اسحق بن راهویه و احمد بن محمد بن حنبل نیز حضور داشتند پدرم گفت: هر یک از شما حدیثی برای من نقل کند، ابو الصلت هروی گفت: علی بن موسی الرضا که بخدا قسم رضا و پسندیده بود و درست نامگذاری شده بود حدیث کرد مرا از پدرش موسی بن جعفر(ع)و او از پدرش جعفر بن محمد و او از پدرش محمد بن علی(ع)و او از پدرش حسین بن علی(ع)و او از پدرش علی(ع)که علی گفت: رسول خدا(ص) فرمود: ایمان گفتار است با کردار، چون از نزد پدرم بیرون شدیم احمد بن محمد بن حنبل گفت: این سلسله سند چه بود؟ پدرم در جوابش گفت: این سند، داروی دیوانگان است که اگر دیوانه از آن استفاده کند دردش بدرمان خواهد رسید.
لَمَّا رَجَعَ رَسُولُ اَللَّهِ ص مِنْ حِجَّةِ اَلْوَدَاعِ وَ نَحْنُ مَعَهُ أَقْبَلَ حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى اَلْجُحْفَةِ فَأَمَرَ أَصْحَابَهُ بِالنُّزُولِ فَنَزَلَ اَلْقَوْمُ مَنَازِلَهُمْ ثُمَّ نُودِيَ بِالصَّلاَةِ فَصَلَّى بِأَصْحَابِهِ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ إِلَيْهِمْ فَقَالَ لَهُمْ إِنَّهُ قَدْ نَبَّأَنِي اَللَّطِيفُ اَلْخَبِيرُ أَنِّي مَيِّتٌ وَ أَنَّكُمْ مَيِّتُونَ وَ كَأَنِّي قَدْ دُعِيتُ فَأَجَبْتُ وَ أَنِّي مَسْئُولٌ عَمَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَ عَمَّا خَلَّفْتُ فِيكُمْ مِنْ كِتَابِ اَللَّهِ وَ حُجَّتِهِ وَ أَنَّكُمْ مَسْئُولُونَ فَمَا أَنْتُمْ قَائِلُونَ…
حذیفه بن اسید غفاری گوید: هنگامی که رسول خدا(ص)از حجه الوداع بازمی گشت و ما نیز ملازم رکاب بودیم بجحفه رسید دستور فرمود همراهانش بار فرو گیرند مردم همان جا منزل گرفتند سپس به نماز دعوت شدند و دو رکعت نماز با اصحاب خواند پس از نماز روی به آنان نموده و فرمود: خداوند لطیف و خیبر مرا آگاه فرمود که من بایستی از این دنیا رخت بربندم و شما نیز خواهید مرد گویی می بینم که دعوت شده ام و دعوت حق را اجابت کرده ام و البته نسبت بوظیفه رسالتی که بر شما داشتم و نسبت بکتاب خدا و حجت الهی که از خود بجای گذاشته ام مسیولیت دارم و شما نیز مسیولیت دارید، شما در باره این سوال به پروردگار خود چه جواب خواهید داد؟ گفتند: خواهیم گفت: که تو رسالت خود را رساندی و خیر خواه ما بودی و در راه خدا جهاد کردی خداوند تو را…
بَيْنَا رَسُولُ اَللَّهِ ذَاتَ يَوْمٍ فِي بَعْضِ أَسْفَارِهِ إِذْ لَقِيَهُ رَكْبٌ فَقَالُوا اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَالْتَفَتَ إِلَيْهِمْ فَقَالَ مَا أَنْتُمْ قَالُوا مُؤْمِنُونَ قَالَ فَمَا حَقِيقَةُ إِيمَانِكُمْ قَالُوا اَلرِّضَا بِقَضَاءِ اَللَّهِ وَ اَلتَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اَللَّهِ وَ اَلتَّفْوِيضُ إِلَى اَللَّهِ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص عُلَمَاءُ حُكَمَاءُ كَادُوا أَنْ يَكُونُوا مِنَ اَلْحِكْمَةِ أَنْبِيَاءَ فَإِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ فَلاَ تَبْنُوا مَا لاَ تَسْكُنُونَ وَ لاَ تَجْمَعُوا مَا لاَ تَأْكُلُونَ وَ اِتَّقُوا اَللَّهَ اَلَّذِي إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ .
امام باقر علیه السلام فرمود: روزی رسول خدا را در یکی از سفرهایش عده ای سوار ملاقات کرده و عرض کردند السلام علیک یا رسول الله حضرت بآنان التفات نموده و فرمود: شما چکاره اید؟ عرض کردند ما جمعی مومن هستیم فرمود: ایمان شما بکجا رسیده است عرض کردند: تا سر حد رضا بقضای الهی و تسلیم در مقابل امر خدا و واگذاری کارها بخدا فرمود: اینان دانشمندانی هستند واقع بین که نزدیک است از واقع بینی برتبه پیمبری نایل آیند و اگر شما در گفتار خود راستگو هستید خانه ای که نشیمن شما نیست نسازید و ثروتی را که نتوانیدش خورد نیندوزید و از خداوندی که بسوی او باز میگردید بپرهیزید.
بَيْنَا ثَلاَثَةُ نَفَرٍ فِيمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ يَمْشُونَ إِذْ أَصَابَهُمْ مَطَرٌ فَأَوَوْا إِلَى غَارٍ فَانْطَبَقَ عَلَيْهِمْ فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ يَا هَؤُلاَءِ وَ اَللَّهِ مَا يُنْجِيكُمْ إِلاَّ اَلصِّدْقُ فَلْيَدْعُ كُلُّ رَجُلٍ مِنْكُمْ بِمَا يَعْلَمُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّهُ قَدْ صَدَقَ فِيهِ فَقَالَ أَحَدُهُمْ اَللَّهُمَّ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ كَانَ لِي أَجِيرٌ عَمِلَ لِي عَمَلاً عَلَى فَرَقٍ مِنْ أَرُزٍّ فَذَهَبَ وَ تَرَكَهُ فَزَرَعْتُهُ فَصَارَ مِنْ أَمْرِهِ أَنِّي اِشْتَرَيْتُ مِنْ ذَلِكَ اَلْفَرَقِ بَقَراً ثُمَّ أَتَانِي فَطَلَبَ أَجْرَهُ فَقُلْتُ اِعْمِدْ…
رسول خدا(ص)فرمود: سه نفر از پیشینیان در حالی که با هم راه می پیمودند ناگهان باران درگرفت و آنان بغاری پناهنده شدند تصادفا در غار(بواسطه ریزش)بسته شد. یکی از آنان گفت: دوستان بخدا سوگند که بجز راستی هیچ باعث نجات شما از این گرفتاری نخواهد شد، پس هر یک از شما خدای را بخواند بآنچه خدای عز و جل میداند که او در گفتارش راستگو است پس یکی از آنان گفت: خدایا اگر آگاهی که من مزدوری گرفتم که در مقابل یک پیمانه برنج عملی برای من انجام داد. پس از پایان کار مزدور رفت و مزدش نزد من ماند من آن برنج را کاشتم و از برداشت آن گاوی خریدم و پس از مدتی آن مزدور بازگشت و مزد خود را از من مطالبه نمود گفتم: این گاو را بگیر و با خود ببر گفت: من فقط یک پیمانه برنج نزد تو دارم گفتم: این گاو را برگیر و با خود ببر که این…
يَا مُوسَى لاَ تُطِلْ فِي اَلدُّنْيَا أَمَلَكَ فَيَقْسُوَ قَلْبُكَ وَ قَاسِي اَلْقَلْبِ مِنِّي بَعِيدٌ أَمِتْ قَلْبَكَ بِالْخَشْيَةِ وَ كُنْ خَلَقَ اَلثِّيَابِ جَدِيدَ اَلْقَلْبِ تُخْفَى عَلَى أَهْلِ اَلْأَرْضِ وَ تُعْرَفُ بَيْنَ أَهْلِ اَلسَّمَاءِ وَ صِحْ إِلَيَّ مِنْ كَثْرَةِ اَلذُّنُوبِ صِيَاحَ اَلْهَارِبِ مِنْ عَدُوِّهِ وَ اِسْتَعِنْ بِي عَلَى ذَلِكَ فَإِنِّي نِعْمَ اَلْمُسْتَعَانُ يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا فَوْقَ اَلْعِبَادِ وَ اَلْعِبَادُ دُونِي وَ كُلٌّ لِي دَاخِرُونَ فَاتَّهِمْ نَفْسَكَ عَلَى نَفْسِكَ وَ لاَ تَأْتَمِنْ وَلَدَكَ عَلَى دِينِكَ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ وَلَدُكَ مِثْلَكَ يُحِبُّ…
نجواهای خدای عزیز و جلیل با موسی بن عمران علیه السلام -1-ای موسی آرزویت را در دنیا دراز مدار که سنگ دل شوی و سنگ دل از من دور باشد، و دلت را با بیم از من بمیران. جامه ات کهنه و دلت تازه و سرزنده باشد. در میان زمینیان ناشناس و گمنام و در میان آسمانیان شناخته و نام آشنا باش. همچون گریزنده از دشمن خویش، به درگاه من، از گناهان بسیار فریاد برآور و بر این کار از من یاری بخواه؛ چرا که من نیکوترین یاری رساننده هستم. -2-ای موسی بی گمان، من فرادست بندگان و آنان فرودست من هستند و همگی در پیشگاهم زبون و درمانده اند. به زیان خود، خویشتن را متهم بدار و از دین فرزندت آسوده خاطر نباش، جز آنکه فرزندت همچون تو، درستکاران را دوست بدارد. -3-ای موسی خویشتن را بشوی و غسل ده و به بندگان درستکارم نزدیک شو. -4-ای…
يَا عِيسَى أَنَا رَبُّكَ وَ رَبُّ آبَائِكَ اِسْمِي وَاحِدٌ وَ أَنَا اَلْأَحَدُ اَلْمُتَفَرِّدُ بِخَلْقِ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ كُلُّ شَيْ ءٍ مِنْ صُنْعِي وَ كُلٌّ إِلَيَّ رَاجِعُونَ يَا عِيسَى أَنْتَ اَلْمَسِيحُ بِأَمْرِي وَ أَنْتَ تَخْلُقُ مِنَ اَلطِّينِ بِإِذْنِي وَ أَنْتَ تُحْيِي اَلْمَوْتَى بِكَلاَمِي فَكُنْ إِلَيَّ رَاغِباً وَ مِنِّي رَاهِباً وَ لَنْ تَجِدَ مِنِّي مَلْجَأً إِلاَّ إِلَيَّ يَا عِيسَى أُوصِيكَ وَصِيَّةَ اَلْمُتَحَنِّنِ عَلَيْكَ بِالرَّحْمَةِ حَتَّى حَقَّتْ لَكَ مِنِّي اَلْوَلاَيَةُ بِتَحَرِّيكَ مِنِّي اَلْمَسَرَّةَ فَبُورِكْتَ كَبِيراً وَ بُورِكْتَ صَغِيراً حَيْثُ مَا كُنْتَ…
نجواهای خدا، که ستایش او بزرگ باد، با عیسی بن مریم صلوات الله علیه -1-ای عیسی من پروردگار تو و پروردگار نیاکان تو هستم، نامم یگانه است و من یکتا و تنها آفریننده هر چیزی هستم و همه چیز ساخته من است و همگی به سوی من بازگردند. -2-ای عیسی تو به فرمان من، دمنده روح هستی و تو با اجازه من از گل می آفرینی و تو با سخن من، مردگان را زنده می کنی؛ پس به سوی من مشتاق و از من هراسان باش و هرگز در گریز از من پناهگاهی جز در درگاه من نیابی. -3-ای عیسی همچون دلسوزی که بر تو مهر ورزد، تو را سفارش می کنم که با تلاش در خشنود سازی من، شایسته دوستی با من گردی، تو در بزرگسالی فزونی و نیک بختی یافتی و در خردسالی نیز، در هر جا که بودی، به نیک بختی دست یافتی، گواهی می دهم که تو بنده من از کنیزم هستی، با نافله ها به من…
خَطَبَنَا رَسُولُ اَللَّهِ ص قَبْلَ وَفَاتِهِ وَ هِيَ آخِرُ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا بِالْمَدِينَةِ حَتَّى لَحِقَ بِاللَّهِ تَعَالَى فَوَعَظَ بِمَوَاعِظَ ذَرَفَتْ مِنْهَا اَلْعُيُونُ وَ وَجِلَتْ مِنْهَا اَلْقُلُوبُ وَ اِقْشَعَرَّتْ مِنْهَا اَلْجُلُودُ وَ تَقَلْقَلَتْ مِنْهَا اَلْأَحْشَاءُ أَمَرَ بِلاَلاً فَنَادَى اَلصَّلاَةَ جَامِعَةً فَاجْتَمَعَ اَلنَّاسُ وَ خَرَجَ رَسُولُ اَللَّهِ ص حَتَّى اِرْتَقَى اَلْمِنْبَرَ فَقَالَ يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ اُدْنُوا وَ أَوْسِعُوا لِمَنْ خَلْفَكُمْ قَالَهَا ثَلاَثَ مَرَّاتٍ فَدَنَا اَلنَّاسُ وَ اِنْضَمَّ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ فَالْتَفَتُوا فَلَمْ يَرَوْا…
این باب شامل کیفر پاره ای از اعمال است 1-... ابو هریره و عبد الله بن عباس گفتند: رسول خدا صلی الله علیه و آله چندی پیش از آنکه وفاتش در رسد برای ما سخنرانی ای کرد که آن آخرین سخنرانی پیامبر در مدینه بود و پس از آن دیری نپایید که به لقا الله پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله در آن سخنرانی آن چنان موعظه فرمود که اشک از دیدگان جاری گشت و دلها در اثر آن طپیدن گرفت و بدنها به لرزه درآمد و مردم نگران و بی تاب شدند. نخست پیامبر به بلال امر فرمود تا مردم را برای حضور در مسجد فرا خواند. وقتی همه مردم حضور یافتند، پیامبر صلی الله علیه و آله از اقامتگاه خود بیرون آمد و بر فراز منبر رفت و ابتدا سه بار فرمود: ای مردم هر چه می توانید نزدیک بیایید و برای کسانی که پشت سر شمایند جا باز کنید. مردم دستور…