قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله

احادیث درباره سه سال حج از پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

۱۵ حدیث · صفحه ۱ از ۲

يَا عَلِيُّ إِنَّ مِنَ اَلْيَقِينِ أَنْ لاَ تُرْضِيَ أَحَداً بِسَخَطِ اَللَّهِ وَ لاَ تَحْمَدَ أَحَداً بِمَا آتَاكَ اَللَّهُ وَ لاَ تَذُمَّ أَحَداً عَلَى مَا لَمْ يُؤْتِكَ اَللَّهُ فَإِنَّ اَلرِّزْقَ لاَ يَجُرُّهُ حِرْصُ حَرِيصٍ وَ لاَ تَصْرِفُهُ كَرَاهَةُ كَارِهٍ إِنَّ اَللَّهَ بِحُكْمِهِ وَ فَضْلِهِ جَعَلَ اَلرَّوْحَ وَ اَلْفَرَحَ فِي اَلْيَقِينِ وَ اَلرِّضَا وَ جَعَلَ اَلْهَمَّ وَ اَلْحَزَنَ فِي اَلشَّكِّ وَ اَلسَّخَطِ يَا عَلِيُّ إِنَّهُ لاَ فَقْرَ أَشَدُّ مِنَ اَلْجَهْلِ وَ لاَ مَالَ أَعْوَدُ مِنَ اَلْعَقْلِ وَ لاَ وَحْدَةَ أَوْحَشُ مِنَ اَلْعُجْبِ وَ لاَ مُظَاهَرَةَ أَحْسَنُ مِنَ…

آنچه از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله در همین زمینه ها(اخلاق و حکمت و غیره)روایت شده است. - سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله به امیر المومنین علیه السلام -ای علی همانا یکی از نشانه های یقین این است که هیچ کس را با به خشم آوردن خداوند خشنود نسازی و به واسطه چیزی که خدا به تو داده است، هیچ کس را نستایی و برای چیزی که خدا به تو نداده است، هیچ کس را ملامت نکنی؛ زیرا نه حرص زدن آزمندی، روزی را می رساند و نه ناخوشایندی شخص بی میل، آن را از او باز می دارد. به درستی که خداوند به فضل و حکم خویش، نشاط و شادمانی را در یقین و خشنودی قرار داده و غم و اندوه را در شک و خشم نهاده است. ای علی همانا هیچ فقری سخت تر از جهل و هیچ مالی سودمندتر از عقل و هیچ تنهایی ای وحشت انگیزتر از خود بزرگ بینی و هیچ…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 6

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ نَحْمَدُهُ وَ نَسْتَعِينُهُ وَ نَسْتَغْفِرُهُ وَ نَتُوبُ إِلَيْهِ وَ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا وَ مِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا مَنْ يَهْدِ اَللَّهُ فَلاَ مُضِلَّ لَهُ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلا هادِيَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أُوصِيكُمْ عِبَادَ اَللَّهِ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ أَحُثُّكُمْ عَلَى اَلْعَمَلِ بِطَاعَتِهِ وَ أَسْتَفْتِحُ اَللَّهَ بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ أَمَّا بَعْدُ أَيُّهَا اَلنَّاسُ اِسْمَعُوا مِنِّي مَا أُبَيِّنُ لَكُمْ فَإِنِّي لاَ أَدْرِي لَعَلِّي…

سخنرانی پیامبر صلی الله علیه و آله در آخرین سفر حج -حمد و سپاس از آن خداست، او را ستایش می کنیم و از او یاری می جوییم و از او آمرزش می خواهیم و به بارگاه او توبه می کنیم. و از شرهای نفس خود و از بدکرداری های خویشتن به خداوند پناه می بریم. هر آن کس که خداوندش هدایت کند، گمراه کننده ای ندارد و هر آن کس را که بی راه گذارد، هدایتگری ندارد. گواهی می دهم که هیچ معبودی جز خداوند شایسته پرستش نیست که یگانه است و شریکی ندارد و گواهی می دهم که محمد بنده و فرستاده اوست. ای بندگان خدا شما را به پروای الهی سفارش می کنم و بر طاعت او بر می انگیزم و با آنچه که بهتر است، سخن آغاز می کنم؛ اما بعد: ای مردم از من بشنوید تا برایتان روشن سازم؛ زیرا من نمی دانم، شاید پس از امسال دیگر در این جایگاه با شما دیدار…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 30

أَتَى اَلنَّبِيَّ ص رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ شَيْبَةُ اَلْهُذَلِيُّ فَقَالَ لَهُ يَا نَبِيَّ اَللَّهِ إِنِّي شَيْخٌ كَبِيرٌ قَدْ كَبِرَتْ سِنِّي وَ ضَعُفَتْ قُوَّتِي عَمَّا كَانَ تَعَوَّدْتُهُ نَفْسِي مِنْ صَلاَةٍ وَ صِيَامٍ وَ حَجٍّ وَ جِهَادٍ فَعَلِّمْنِي يَا رَسُولَ اَللَّهِ كَلاَماً يَنْفَعُنِي اَللَّهُ بِهِ وَ خَفِّفْ عَلَيَّ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَقَالَ أَعِدْ فَأَعَادَ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ فَقَالَ لَهُ اَلنَّبِيُّ ص مَا حَوْلَكَ شَجَرَةٌ وَ لاَ مَدَرَةٌ إِلاَّ قَدْ بَكَتْ مِنْ رَحْمَتِكَ فَإِذَا صَلَّيْتَ اَلصُّبْحَ فَقُلْ عَشْرَ مَرَّاتٍ ;سُبْحَانَ اَللَّهِ اَلْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ وَ لاَ…

امام باقر علیه السلام فرمود: مردی به نام شیبه هذلی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: ای پیامبر خدا من پیر مردی سالخورده ام و توان به جا آوردن نماز و روزه و حج و جهاد را که انجام می دادم از دست داده ام. ای پیامبر خدا مرا سخنی آموز که خداوند مرا به آن پاداش دهد و بر من آسان باشد. آن حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: سخنت را دیگر بار بازگو؛ پس او سه بار سخنش را تکرار کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هیچ درخت و کلوخی پیرامون تو باقی نماند جز آنکه از سر دلسوزی بر تو گریست، چون نماز صبح را به جا آوردی ده بار بگو: «سبحان الله العظیم و بحمده و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم»که به راستی، خدای گرامی و بزرگ تو را از کوری و دیوانگی و جذام و تهیدستی و ویرانی خانه برکنار دارد…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 159

أَلاَ إِنَّ رَجَباً شَهْرُ اَللَّهِ اَلْأَصَمُّ وَ هُوَ شَهْرٌ عَظِيمٌ وَ إِنَّمَا سُمِّيَ اَلْأَصَمَّ لِأَنَّهُ لاَ يُقَارِبُهُ شَهْرٌ مِنَ اَلشُّهُورِ حُرْمَةً وَ فَضْلاً عِنْدَ اَللَّهِ وَ كَانَ أَهْلُ اَلْجَاهِلِيَّةِ يُعَظِّمُونَهُ فِي جَاهِلِيَّتِهَا فَلَمَّا جَاءَ اَلْإِسْلاَمُ لَمْ يَزْدَدْ إِلاَّ تَعْظِيماً وَ فَضْلاً أَلاَ إِنَّ رَجَباً شَهْرُ اَللَّهِ وَ شَعْبَانَ شَهْرِي وَ رَمَضَانَ شَهْرُ أُمَّتِي أَلاَ فَمَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ يَوْماً إِيمَاناً وَ اِحْتِسَاباً اِسْتَوْجَبَ رِضْوَانَ اَللَّهِ اَلْأَكْبَرَ وَ أَطْفَأَ صَوْمُهُ فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ غَضَبَ اَللَّهِ وَ أَغْلَقَ…

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هان به راستی، رجب ماه اصم خداست و آن ماهی بزرگ و گرانمایه است و همانا از آن رو به«اصم»نامیده شده که هیچ ماهی در پیشگاه خدا ارجمندتر و فضیلت مندتر از این ماه نیست و اهل جاهلیت عرب در روزگار جاهلیت آن را بزرگ می داشتند؛ پس چون اسلام در رسید، بر آن جز بزرگی و فضیلت نیفزود. هان به راستی، رجب ماه خدا و شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است. هان هر که یک روز از ماه رجب را باورمندانه و حسابگرانه روزه بدارد، شایسته خشنودی بزرگ خداوند گردد و روزه او در این روز آتش خشم خدا را فرو نشاند و دری از درهای دوزخ بر او بسته شود و اگر زمین لبریز از طلا گردد، برتر از روزه او نشود و چون روزه اش پاکدلانه برای خدا باشد، پاداش آن را چیزی از دنیا جز حسنات کامل نگرداند و آنگاه که…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 54

سَأَلْتُ اِبْنَ عَبَّاسٍ مَا لِمَنْ صَامَ رَمَضَانَ وَ عَرَفَ حَقَّهُ قَالَ تَهَيَّأْ يَا اِبْنَ جُبَيْرٍ حَتَّى أُحَدِّثَكَ بِمَا لَمْ تَسْمَعْ أُذُنَاكَ وَ لَمْ يَمُرَّ عَلَى قَلْبِكَ فَرِّغْ نَفْسَكَ لِمَا سَأَلْتَنِي عَنْهُ فَمَا أَرَدْتَهُ إِلاَّ عِلْمَ اَلْأَوَّلِينَ وَ اَلْآخِرِينَ قَالَ سَعِيدُ بْنُ جُبَيْرٍ فَخَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ فَتَهَيَّأْتُ لَهُ مِنَ اَلْغَدِ فَبَكَّرْتُ إِلَيْهِ مِنْ طُلُوعِ اَلْفَجْرِ فَصَلَّيْتُ اَلْفَجْرَ ثُمَّ ذَكَرَ اَلْحَدِيثَ فَحَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَيَّ فَقَالَ اِسْمَعْ مِنِّي مَا أَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص يَقُولُ لَوْ عَلِمْتُمْ مَا لَكُمْ فِي…

سعید بن جبیر گوید: از ابن عباس پرسیدم: آن کس که ماه رمضان را روزه بدارد و حق آن را بشناسد چه چیزی از آن اوست؟ ابن عباس گفت: ابن جبیر، خویش را آماده دار تا تو را سخنی باز گویم که گوش هایت آن را نشنیده اند و بر دلت خطور نکرده است و خویشتن را بر آنچه از من پرسیدی فارغ و آسوده بدار که آنچه جویا شدی، دانش نخستین و پایانی است. سعید گوید: از نزد او برون شدم و فردا از سپیده دمان خویش را آماده نمودم و به سوی او راهی شدم و نماز صبح را گزاردم و سخن دیروز را یادآوری نمودم. ابن عباس به من رو نمود و گفت: به آنچه می گویم گوش بسپار. از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: اگر می دانستید که در ماه رمضان چه از آن شما می شود، بر سپاس گزاری خداوند می افزودید. چون شب نخستین آن ماه فرا رسد، خداوند…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 68

سَأَلْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى اَلرِّضَا ع عَنْ مَعْنَى قَوْلِ اَلنَّبِيِّ ص أَنَا اِبْنُ اَلذَّبِيحَيْنِ قَالَ يَعْنِي إِسْمَاعِيلَ بْنَ إِبْرَاهِيمَ اَلْخَلِيلِ ع وَ عَبْدَ اَللَّهِ بْنَ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ أَمَّا إِسْمَاعِيلُ فَهُوَ اَلْغُلاَمُ اَلْحَلِيمُ اَلَّذِي بَشَّرَ اَللَّهُ بِهِ إِبْرَاهِيمَ فَلَمّا بَلَغَ مَعَهُ اَلسَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي اَلْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى قالَ يا أَبَتِ اِفْعَلْ ما تُؤْمَرُ وَ لَمْ يَقُلْ لَهُ يَا أَبَتِ اِفْعَلْ مَا رَأَيْتَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اَللّهُ مِنَ اَلصّابِرِين فَلَمَّا عَزَمَ عَلَى…

حسین بن علی بن فضال گوید: از امام رضا(ع)معنای فرمایش پیغمبر را که فرمود: من فرزند دو ذبیحم پرسیدم فرمود: مقصود از دو ذبیح یکی اسماعیل فرزند ابراهیم خلیل است و دیگری عبد الله فرزند عبد المطلب، اما اسماعیل او همان بچه بردباری بود که خداوند بشارتش را بابراهیم داده بود هنگامی که بهمراه فرزند بسعی بین صفا و مروه رسیدند ابراهیم بفرزندش گفت: پسرم من در عالم خواب می بینم که ترا سر می برم نظر تو در این باره چیست؟ اسماعیل گفت: پدر ماموریت خود را انجام بده و نگفت: پدرم آنچه دیدی عمل کن، ان شا الله مرا شکیبا خواهی یافت چون ابراهیم بسر بریدن فرزندش تصمیم گرفت خداوند بذبح عظیمی فدایش داد و آن گوسفند نری بود برنگ سپید و سیاه که دور از شهر و آبادی می چرید و آب می آشامید و راه میرفت و بول میکرد و پشکل…

الخصال، ج 2، ص 55

لَمَّا رَجَعَ رَسُولُ اَللَّهِ ص مِنْ حِجَّةِ اَلْوَدَاعِ وَ نَحْنُ مَعَهُ أَقْبَلَ حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى اَلْجُحْفَةِ فَأَمَرَ أَصْحَابَهُ بِالنُّزُولِ فَنَزَلَ اَلْقَوْمُ مَنَازِلَهُمْ ثُمَّ نُودِيَ بِالصَّلاَةِ فَصَلَّى بِأَصْحَابِهِ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ إِلَيْهِمْ فَقَالَ لَهُمْ إِنَّهُ قَدْ نَبَّأَنِي اَللَّطِيفُ اَلْخَبِيرُ أَنِّي مَيِّتٌ وَ أَنَّكُمْ مَيِّتُونَ وَ كَأَنِّي قَدْ دُعِيتُ فَأَجَبْتُ وَ أَنِّي مَسْئُولٌ عَمَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَ عَمَّا خَلَّفْتُ فِيكُمْ مِنْ كِتَابِ اَللَّهِ وَ حُجَّتِهِ وَ أَنَّكُمْ مَسْئُولُونَ فَمَا أَنْتُمْ قَائِلُونَ…

حذیفه بن اسید غفاری گوید: هنگامی که رسول خدا(ص)از حجه الوداع بازمی گشت و ما نیز ملازم رکاب بودیم بجحفه رسید دستور فرمود همراهانش بار فرو گیرند مردم همان جا منزل گرفتند سپس به نماز دعوت شدند و دو رکعت نماز با اصحاب خواند پس از نماز روی به آنان نموده و فرمود: خداوند لطیف و خیبر مرا آگاه فرمود که من بایستی از این دنیا رخت بربندم و شما نیز خواهید مرد گویی می بینم که دعوت شده ام و دعوت حق را اجابت کرده ام و البته نسبت بوظیفه رسالتی که بر شما داشتم و نسبت بکتاب خدا و حجت الهی که از خود بجای گذاشته ام مسیولیت دارم و شما نیز مسیولیت دارید، شما در باره این سوال به پروردگار خود چه جواب خواهید داد؟ گفتند: خواهیم گفت: که تو رسالت خود را رساندی و خیر خواه ما بودی و در راه خدا جهاد کردی خداوند تو را…

الخصال، ج 2، ص 65

خَرَجَ رَسُولُ اَللَّهِ ص ذَاتَ يَوْمٍ وَ صَلَّى اَلْفَجْرَ ثُمَّ قَالَ مَعَاشِرَ اَلنَّاسِ أَيُّكُمْ يَنْهَضُ إِلَى ثَلاَثَةِ نَفَرٍ قَدْ آلَوْا بِاللاَّتِ وَ اَلْعُزَّى لِيَقْتُلُونِي وَ قَدْ كَذَبُوا وَ رَبِّ اَلْكَعْبَةِ فَأَحْجَمَ اَلنَّاسُ وَ مَا تَكَلَّمَ أَحَدٌ فَقَالَ مَا أَحْسَبُ أَنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ فِيكُمْ فَقَامَ إِلَيْهِ عَامِرُ بْنُ قَتَادَةَ فَقَالَ إِنَّهُ وُعِكَ فِي هَذِهِ اَللَّيْلَةِ وَ لَمْ يَخْرُجْ يُصَلِّي مَعَكَ فَتَأْذَنُ لِي أَنْ أُخْبِرَهُ فَقَالَ اَلنَّبِيُّ ص شَأْنَكَ فَمَضَى إِلَيْهِ فَأَخْبَرَهُ فَخَرَجَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع وَ كَأَنَّهُ نَشَطَ…

یحیی بن زید گوید: رسول خدا روزی از خانه بیرون شد و نماز صبح را گذارد سپس فرمود: مردم چه کسی از شما بر میخیزد بمقابله با آن سه تن که بلات و عزی سوگند یاد کرده اند تا مرا بکشند و به پروردگار کعبه سوگند که دروغ پنداشته اند مردم همگی چشم بیکدیگر دوختند و کسی را یارای سخن نبود فرمود: گمان ندارم علی در میان شما باشد عامر بن قتاده برخاست و عرض کرد: علی را امشب تب شدیدی عارض شده و به نماز شما حاضر نشده است -اگر اجازه میفرمایید باو خبر دهم فرمود: خود دانی عامر روان شد و علی را خبر داد امیر المومنین(ع)مانند آنکه از بند رهایی یافته باشد از خانه بیرون شد و جامه ای بر تن داشت که از دو جانب اش بر گردن گره زده بود و عرض کرد: یا رسول الله این خبر چیست؟ فرمود: اینکه فرستاده پروردگارم بمن خبر میدهد از سه کس…

الخصال، ج 2، ص 94

أَسْرَى بِي رَبِّي فَأَوْحَى إِلَيَّ فِي عَلِيٍّ ع بِثَلاَثٍ إِنَّهُ إِمَامُ اَلْمُتَّقِينَ وَ سَيِّدُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ قَائِدُ اَلْغُرِّ اَلْمُحَجَّلِينَ.

رسول خدا(ص)فرمود: پروردگارم مرا بمعراج برد و در باره علی سه جمله وحی فرمود: همانا علی پیشوای پرهیزگاران و سرور مومنان و سالار مردان شریف و رو سفیدان است.

الخصال، ج 2، ص 115

قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص مَا فِي اَلْقِيَامَةِ رَاكِبٌ غَيْرُنَا وَ نَحْنُ أَرْبَعَةٌ فَقَامَ إِلَيْهِ اَلْعَبَّاسُ بْنُ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ فَقَالَ مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَقَالَ أَمَّا أَنَا فَعَلَى اَلْبُرَاقِ وَ وَجْهُهَا كَوَجْهِ اَلْإِنْسَانِ وَ خَدُّهَا كَخَدِّ اَلْفَرَسِ وَ عُرْفُهَا مِنْ لُؤْلُؤٍ مَسْمُوطٍ وَ أُذُنَاهَا زَبَرْجَدَتَانِ خَضْرَاوَانِ وَ عَيْنَاهَا مِثْلُ كَوْكَبِ اَلزُّهَرَةِ تَتَوَقَّدَانِ مِثْلَ اَلنَّجْمَيْنِ اَلْمُضِيئَيْنِ لَهَا شُعَاعٌ مِثْلُ شُعَاعِ اَلشَّمْسِ يَنْحَدِرُ مِنْ نَحْرِهَا اَلْجُمَانُ مَطْوِيَّةُ اَلْحَلْقِ طَوِيلَةُ اَلْيَدَيْنِ وَ…

رسول خدا(ص)فرمود: روز رستاخیز بجز ما کسی سواره نباشد و ما چهار کس هستیم، عباس بن عبد المطلب بپا خواست و عرض کرد: یا رسول الله آن چهار کس کیانند؟ فرمود: اما من بر براق سوارم که صورتش چون انسان است و گونه اش مانند گونه اسب و یالش از مروارید برشته آویخته و دو گوشش دو زبر جد سبز و دو چشمش مانند زهره که هم چون دو ستاره میدرخشند و مانند آفتاب پرتو میافکنند از بالای سینه اش(بجای عرق)مروارید غلطان است اندامش در هم پیچیده و دست و پایش بلند جانش چون جان آدمی سخن را می شنود و می فهمد از دراز گوش بزرگتر و از استر کوچکتر است، عباس عرض کرد: یا رسول الله دیگر کیست؟ فرمود: برادرم صالح سوار بر همان شتری که بقدرت خداوند خلق گردید و قومش آن را پی کردند. عباس عرض کرد: یا رسول الله دیگر کیست؟ فرمود عمویم حمزه بن…

الخصال، ج 2، ص 203

قَدِمَ قَبِيصَةُ بْنُ مُخَارِقٍ اَلْهِلاَلِيُّ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص فَسَلَّمَ عَلَيْهِ وَ رَحَّبَ بِهِ ثُمَّ قَالَ مَا جَاءَ بِكَ يَا قَبِيصَةُ قَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ كَبِرَتْ سِنِّي وَ ضَعُفَتْ قُوَّتِي وَ هُنْتُ عَلَى أَهْلِي وَ عَجَزْتُ عَنْ أَشْيَاءَ قَدْ كُنْتُ أَحْمِلُهَا فَعَلِّمْنِي كَلِمَاتٍ يَنْفَعُنِي اَللَّهُ بِهِنَّ وَ أَوْجِزْ فَإِنِّي رَجُلٌ نَسِيٌّ فَقَالَ لَهُ كَيْفَ قُلْتَ يَا قَبِيصَةُ فَأَعَادَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ كَيْفَ قُلْتَ فَأَعَادَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ كَيْفَ قُلْتَ فَأَعَادَهُ فَقَالَ مَا بَقِيَ حَوْلَكَ حَجَرٌ وَ لاَ شَجَرٌ وَ لاَ مَدَرٌ إِلاَّ وَ قَدْ بَكَى…

عبد الله بن عباس گوید: قبیصه بن مخارق هلالی بخدمت رسول خدا رسیده سلام کرد رسول خدا خوش آمدش گفت سپس فرمود: ای قبیصه برای چکار آمده ای؟ عرضکرد یا رسول الله پیر و ناتوان شده ام و در نزد خانواده ام خوار و زبون از کارهایی که پیشتر انجام میدادم باز مانده ام مرا چند کلمه بیاموز که بواسطه آنها خداوند مرا سودی دهد و مختصر و کوتاه باشد که من مردی هستم فراموش کار رسول خدا فرمود: چه گفتی ای قبیصه؟ قبیصه دوباره سخن خود را بازگو کرد باز فرمود: چه گفتی؟ بار سوم گفت باز فرمود: چه گفتی؟ برای چهارمین بار بازگو کرد، حضرت فرمود: هر چه سنگ و درخت و کلوخ در اطراف تو بودند بدلسوزی تو بگریه در آمدند، نیکو نگهدار آنچه را که میگویم اما برای دنیایت نماز بامداد را که خواندی سه بار بگو سبحان الله و بحمده سبحان الله…

الخصال، ج 2، ص 220

خَطَبَنَا رَسُولُ اَللَّهِ ص قَبْلَ وَفَاتِهِ وَ هِيَ آخِرُ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا بِالْمَدِينَةِ حَتَّى لَحِقَ بِاللَّهِ تَعَالَى فَوَعَظَ بِمَوَاعِظَ ذَرَفَتْ مِنْهَا اَلْعُيُونُ وَ وَجِلَتْ مِنْهَا اَلْقُلُوبُ وَ اِقْشَعَرَّتْ مِنْهَا اَلْجُلُودُ وَ تَقَلْقَلَتْ مِنْهَا اَلْأَحْشَاءُ أَمَرَ بِلاَلاً فَنَادَى اَلصَّلاَةَ جَامِعَةً فَاجْتَمَعَ اَلنَّاسُ وَ خَرَجَ رَسُولُ اَللَّهِ ص حَتَّى اِرْتَقَى اَلْمِنْبَرَ فَقَالَ يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ اُدْنُوا وَ أَوْسِعُوا لِمَنْ خَلْفَكُمْ قَالَهَا ثَلاَثَ مَرَّاتٍ فَدَنَا اَلنَّاسُ وَ اِنْضَمَّ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ فَالْتَفَتُوا فَلَمْ يَرَوْا…

این باب شامل کیفر پاره ای از اعمال است 1-... ابو هریره و عبد الله بن عباس گفتند: رسول خدا صلی الله علیه و آله چندی پیش از آنکه وفاتش در رسد برای ما سخنرانی ای کرد که آن آخرین سخنرانی پیامبر در مدینه بود و پس از آن دیری نپایید که به لقا الله پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله در آن سخنرانی آن چنان موعظه فرمود که اشک از دیدگان جاری گشت و دلها در اثر آن طپیدن گرفت و بدنها به لرزه درآمد و مردم نگران و بی تاب شدند. نخست پیامبر به بلال امر فرمود تا مردم را برای حضور در مسجد فرا خواند. وقتی همه مردم حضور یافتند، پیامبر صلی الله علیه و آله از اقامتگاه خود بیرون آمد و بر فراز منبر رفت و ابتدا سه بار فرمود: ای مردم هر چه می توانید نزدیک بیایید و برای کسانی که پشت سر شمایند جا باز کنید. مردم دستور…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 280
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه