إِنَّ اَللَّهَ خِلْوٌ مِنْ خَلْقِهِ وَ خَلْقَهُ خِلْوٌ مِنْهُ وَ كُلُّ مَا وَقَعَ عَلَيْهِ اِسْمُ شَيْ ءٍ مَا خَلاَ اَللَّهَ تَعَالَى فَهُوَ مَخْلُوقٌ وَ اَللّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ ءٍ .
و فرمود: ذات خدا از مخلوقش جدا و مخلوقش از ذات او جداست و هر آنچه نام«چیز»بر او صادق آید جز خدای تعالی مخلوقست و خدا خالق همه چیز است.
سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ ع أَ يَجُوزُ أَنْ يُقَالَ إِنَّ اَللَّهَ شَيْ ءٌ قَالَ نَعَمْ يُخْرِجُهُ مِنَ اَلْحَدَّيْنِ حَدِّ اَلتَّعْطِيلِ وَ حَدِّ اَلتَّشْبِيهِ .
از حضرت ابی جعفر علیه السلام سوال شد که: رواست گفته شود: خدا چیزیست؟ فرمود: آری چیزی که او را از حد تعطیل و تشبیه خارج کند(این حدیث در ص 109 گذشت).
سَأَلَ نَافِعُ بْنُ اَلْأَزْرَقِ أَبَا جَعْفَرٍ ع فَقَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ اَللَّهِ مَتَى كَانَ فَقَالَ مَتَى لَمْ يَكُنْ حَتَّى أُخْبِرَكَ مَتَى كَانَ سُبْحَانَ مَنْ لَمْ يَزَلْ وَ لاَ يَزَالُ فَرْداً صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً .
نافع بن ازرق بامام باقر(ع)عرضکرد: بمن بفرمایید: خدا از چه زمانی بوده؟ فرمود: مگر چه زمانی نبوده تا بتو گویم از چه زمانی بوده، منزه باد آنکه همیشه بوده و همیشه باشد، یکتا و بی نیاز است، همسر و فرزند نگیرد.
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فَقَالَ لَهُ أَخْبِرْنِي عَنْ رَبِّكَ مَتَى كَانَ فَقَالَ وَيْلَكَ إِنَّمَا يُقَالُ لِشَيْ ءٍ لَمْ يَكُنْ مَتَى كَانَ إِنَّ رَبِّي تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَانَ وَ لَمْ يَزَلْ حَيّاً بِلاَ كَيْفٍ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كَانَ وَ لاَ كَانَ لِكَوْنِهِ كَوْنُ كَيْفٍ وَ لاَ كَانَ لَهُ أَيْنٌ وَ لاَ كَانَ فِي شَيْ ءٍ وَ لاَ كَانَ عَلَى شَيْ ءٍ وَ لاَ اِبْتَدَعَ لِمَكَانِهِ مَكَاناً وَ لاَ قَوِيَ بَعْدَ مَا كَوَّنَ اَلْأَشْيَاءَ وَ لاَ كَانَ ضَعِيفاً قَبْلَ أَنْ يُكَوِّنَ شَيْئاً وَ لاَ كَانَ مُسْتَوْحِشاً قَبْلَ أَنْ يَبْتَدِعَ شَيْئاً وَ لاَ يُشْبِهُ شَيْئاً…
مردی خدمت امام باقر(ع)آمد و عرضکرد: بمن بگو پروردگارت از کی بوده؟ فرمود: وای بر تو، بچیزی که در زمانی نبوده گویند، از کی بوده، همانا پروردگار من تبارک و تعالی همیشه بوده و زنده است بدون چگونگی، برای او بود شد نیست(جمله«بود شد»نسبت بخدا غلط است زیرا این جمله را بکسی گویند که نباشد و سپس پیدا شود)و بودنش را چگونه بودن نباشد، (زیرا او وجود بحت بسیط است و هیچ گونه ترکیبی ندارد تا چگونگی داشته باشد)مکانی ندارد، در چیزی نیست و بر چیزی قرار ندارد، و برای منزلت خود مکانی پدید نیاورده، پس از آنکه چیزها را آفرید نیرومند نگشت و پیش از آنکه چیزی آفریند ناتوان نبود، پیش از آنکه چیزی پدید آورد ترسان نبود، بآنچه در لفظ آید و بخاطر گذرد مانند نیست، پیش از آفریدنش هم از سلطنت جدا نبود و پس از رفتن آفریدگان…
قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع أَ كَانَ اَللَّهُ وَ لاَ شَيْ ءَ قَالَ نَعَمْ كَانَ وَ لاَ شَيْ ءَ قُلْتُ فَأَيْنَ كَانَ يَكُونُ قَالَ وَ كَانَ مُتَّكِئاً فَاسْتَوَى جَالِساً وَ قَالَ أَحَلْتَ يَا زُرَارَةُ وَ سَأَلْتَ عَنِ اَلْمَكَانِ إِذْ لاَ مَكَانَ .
زراره گوید بحضرت باقر(ع)عرضکردم: آیا خدا بوده و چیزی نبوده فرمود: آری خدا بوده چیزی نبوده، گفتم: پس کجا بوده؟ حضرت تکیه کرده بود، راست نشست و فرمود: سخن محالی گفتی ای زراره، چون از مکان لا مکان پرسیدی.
تَكَلَّمُوا فِي خَلْقِ اَللَّهِ وَ لاَ تَتَكَلَّمُوا فِي اَللَّهِ فَإِنَّ اَلْكَلاَمَ فِي اَللَّهِ لاَ يَزْدَادُ صَاحِبَهُ إِلاَّ تَحَيُّراً .
امام باقر(ع)فرمود: در باره خلق خدا سخن گویید و راجع بخدا سخن نگویید زیرا سخن راجع بخدا جز سرگردانی برای گوینده زیاد نکند.
يَا زِيَادُ إِيَّاكَ وَ اَلْخُصُومَاتِ فَإِنَّهَا تُورِثُ اَلشَّكَّ وَ تَهْبِطُ اَلْعَمَلَ وَ تُرْدِي صَاحِبَهَا وَ عَسَى أَنْ يَتَكَلَّمَ بِالشَّيْ ءِ فَلاَ يُغْفَرَ لَهُ إِنَّهُ كَانَ فِيمَا مَضَى قَوْمٌ تَرَكُوا عِلْمَ مَا وُكِّلُوا بِهِ وَ طَلَبُوا عِلْمَ مَا كُفُوهُ حَتَّى اِنْتَهَى كَلاَمُهُمْ إِلَى اَللَّهِ فَتَحَيَّرُوا حَتَّى إِنْ كَانَ اَلرَّجُلُ لَيُدْعَى مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ فَيُجِيبُ مِنْ خَلْفِهِ وَ يُدْعَى مِنْ خَلْفِهِ فَيُجِيبُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى حَتَّى تَاهُوا فِي اَلْأَرْضِ .
امام باقر بزیاد فرمود: ای زیاد از گفتگوهای دشمنی خیز بپرهیز که موجب شک شود و عمل را تباه کند و صاحبش را هلاک نماید و ممکن است در آن میان کسی سخنی گوید و آمرزیده نشود، در زمان گذشته مردمی علمی را که واگذارشان شده بودند ترک کردند و در طلب علمی که از آن نهی شده بودند رفتند تا آنجا که سخنشان بخدا رسید و سرگردان شدند و کارشان(در حیرت و دهشت)بجایی رسید که مردی را از پیش او صدا میزدند و او بپشت سرش جواب میداد و از پشت سرش صدا میکردند و او بپیش رو پاسخ میگفت و در روایت دیگر است: تا آنجا که در زمین سرگردان شدند.
إِيَّاكُمْ وَ اَلتَّفَكُّرَ فِي اَللَّهِ وَ لَكِنْ إِذَا أَرَدْتُمْ أَنْ تَنْظُرُوا إِلَى عَظَمَتِهِ فَانْظُرُوا إِلَى عَظِيمِ خَلْقِهِ .
امام باقر(ع)فرمود: از تفکر در باره خدا بپرهیزید. ولی اگر خواستید در عظمتش بیندیشید در عظمت خلقش نظر کنید.
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ شَيْ ءٍ مِنَ اَلصِّفَةِ فَرَفَعَ يَدَهُ إِلَى اَلسَّمَاءِ ثُمَّ قَالَ تَعَالَى اَلْجَبَّارُ تَعَالَى اَلْجَبَّارُ مَنْ تَعَاطَى مَا ثَمَّ هَلَكَ .
ابن عتیک گوید: سوالی در باره صفت خدا از امام باقر(ع)نمودم حضرت دستش بسوی آسمان بلند کرد و فرمود: والاست خدای جبار، والاست خدای جبار، هر که بآنچه آنجاست دست درازی کند هلاک گردد.
كَانَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لاَ شَيْ ءَ غَيْرُهُ وَ لَمْ يَزَلْ عَالِماً بِمَا يَكُونُ فَعِلْمُهُ بِهِ قَبْلَ كَوْنِهِ كَعِلْمِهِ بِهِ بَعْدَ كَوْنِهِ .
امام باقر علیه السلام فرمود: خدای عز و جل بود و چیزی با او نبود و همیشه عالم بود بآنچه پدید می آید و علم او بآن پیش از بودنش مانند علم اوست بآن بعد از بودنش(مثلا هیچ کس نمیداند فردا چه پیش می آید، ممکن است شخص متفرسی باشد و در یک موضوع کوچک سیاسی یا اجتماعی حدسی بزند که صدی نود آن درست باشد ولی علم خدا بهمه امور کلی و جزیی جهان از زمانی که خود او بوده و چیزی با او نبوده تا این زمان و هر زمان که بیاید صدی صد مطابق است).
قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنْ رَأَيْتَ أَنْ تُعَلِّمَنِي هَلْ كَانَ اَللَّهُ جَلَّ وَجْهُهُ يَعْلَمُ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ اَلْخَلْقَ أَنَّهُ وَحْدَهُ فَقَدِ اِخْتَلَفَ مَوَالِيكَ فَقَالَ بَعْضُهُمْ قَدْ كَانَ يَعْلَمُ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ شَيْئاً مِنْ خَلْقِهِ وَ قَالَ بَعْضُهُمْ إِنَّمَا مَعْنَى يَعْلَمُ يَفْعَلُ فَهُوَ اَلْيَوْمَ يَعْلَمُ أَنَّهُ لاَ غَيْرُهُ قَبْلَ فِعْلِ اَلْأَشْيَاءِ فَقَالُوا إِنْ أَثْبَتْنَا أَنَّهُ لَمْ يَزَلْ عَالِماً بِأَنَّهُ لاَ غَيْرُهُ فَقَدْ أَثْبَتْنَا مَعَهُ غَيْرَهُ فِي أَزَلِيَّتِهِ فَإِنْ رَأَيْتَ يَا سَيِّدِي أَنْ تُعَلِّمَنِي مَا لاَ…
فضیل گوید: بامام باقر علیه السلام عرضه داشتم: قربانت، اگر صلاح بدانید بمن بفهمانید که آیا خدای-جل وجهه-پیش از اینکه مخلوق را بیافریند میدانست که یکتاست؟ زیرا دوستان شما اختلاف کرده، بعضی گویند: پیش از آنکه مخلوقی آفریند عالم بود و بعضی گویند معنی میداند خلق میکند است پس خدا امروز میداند که پیش از خلقت اشیا یگانه بوده و اینها گویند اگر ثابت کنیم که او همیشه بیگانگی خود عالم بوده در ازل با او چیز دیگری ثابت کرده ایم. آقای من اگر صلاح دانید بمن بیاموزید چیزی را که از آن تجاوز نکنم: حضرت نوشت: خدای-تبارک و تعالی ذکره-همیشه عالم است.
فِي صِفَةِ اَلْقَدِيمِ إِنَّهُ وَاحِدٌ صَمَدٌ أَحَدِيُّ اَلْمَعْنَى لَيْسَ بِمَعَانِي كَثِيرَةٍ مُخْتَلِفَةٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَزْعُمُ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ اَلْعِرَاقِ أَنَّهُ يَسْمَعُ بِغَيْرِ اَلَّذِي يُبْصِرُ وَ يُبْصِرُ بِغَيْرِ اَلَّذِي يَسْمَعُ قَالَ فَقَالَ كَذَبُوا وَ أَلْحَدُوا وَ شَبَّهُوا تَعَالَى اَللَّهُ عَنْ ذَلِكَ إِنَّهُ سَمِيعٌ بَصِيرٌ يَسْمَعُ بِمَا يُبْصِرُ وَ يُبْصِرُ بِمَا يَسْمَعُ قَالَ قُلْتُ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ بَصِيرٌ عَلَى مَا يَعْقِلُونَهُ قَالَ فَقَالَ تَعَالَى اَللَّهُ إِنَّمَا يَعْقِلُ مَا كَانَ بِصِفَةِ اَلْمَخْلُوقِ وَ لَيْسَ اَللَّهُ كَذَلِكَ .
محمد بن مسلم گوید امام باقر(ع)در باره صفت خدای قدیم فرمود: همانا او یگانه و توپر است؛ یکتا معنی است، معانی زیاد و مختلفی ندارد(علم و قدرت و سایر صفاتش همه بذاتش بر میگردند بلکه عین ذاتند(عرضکردم مردمی از اهل عراق معتقدند که او میشنود بوسیله غیر آنچه می بیند و می بیند بوسیله غیر آنچه میشنود، فرمود دروغ گفتند و از دین منحرف شدند و خدا را تشبیه کردند-خدا برتر از آنست-خدا شنوا و بیناست، میشنود بآنچه میبیند و می بیند بآنچه میشنود، عرضکردم: آنها عقیده دارند که خدا بیناست بهمان معنایی که آنها از بینایی تعقل میکنند فرمود: خدای برتر است، تعقل شود هر چیز که بصفت مخلوق باشد و خدا چنین نیست(معنایی که آنها از بینایی تعقل میکنند اینست که دیدن با عضوی مانند چشم صورت گیرد و قوه بینایی انسان غیر از خود انسان…