تَكَلَّمُوا فِي خَلْقِ اَللَّهِ وَ لاَ تَتَكَلَّمُوا فِي اَللَّهِ فَإِنَّ اَلْكَلاَمَ فِي اَللَّهِ لاَ يَزْدَادُ صَاحِبَهُ إِلاَّ تَحَيُّراً .
امام باقر(ع)فرمود: در باره خلق خدا سخن گویید و راجع بخدا سخن نگویید زیرا سخن راجع بخدا جز سرگردانی برای گوینده زیاد نکند.
إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ اَلْمُنْتَهى َإِذَا اِنْتَهَى اَلْكَلاَمُ إِلَى اَللَّهِ فَأَمْسِكُوا .
امام صادق(ع)گوید: خدای عز و جل میفرماید(43 سوره 53)همانا پایان و سرانجام سوی پروردگارت باشد. پس چون سخن بخدا رسید باز ایستید.
يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اَلنَّاسَ لاَ يَزَالُ بِهِمُ اَلْمَنْطِقُ حَتَّى يَتَكَلَّمُوا فِي اَللَّهِ فَإِذَا سَمِعْتُمْ ذَلِكَ فَقُولُوا لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْوَاحِدُ اَلَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ .
و بمحمد بن مسلم فرمود: ای محمد مردم همیشه و از هر دری سخن گویند تا آنجا که در باره خدا هم سخن گویند چون شما آن را شنیدید، بگویید: شایسته پرستش جز خدای یکتای بیمانند نیست.
يَا زِيَادُ إِيَّاكَ وَ اَلْخُصُومَاتِ فَإِنَّهَا تُورِثُ اَلشَّكَّ وَ تَهْبِطُ اَلْعَمَلَ وَ تُرْدِي صَاحِبَهَا وَ عَسَى أَنْ يَتَكَلَّمَ بِالشَّيْ ءِ فَلاَ يُغْفَرَ لَهُ إِنَّهُ كَانَ فِيمَا مَضَى قَوْمٌ تَرَكُوا عِلْمَ مَا وُكِّلُوا بِهِ وَ طَلَبُوا عِلْمَ مَا كُفُوهُ حَتَّى اِنْتَهَى كَلاَمُهُمْ إِلَى اَللَّهِ فَتَحَيَّرُوا حَتَّى إِنْ كَانَ اَلرَّجُلُ لَيُدْعَى مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ فَيُجِيبُ مِنْ خَلْفِهِ وَ يُدْعَى مِنْ خَلْفِهِ فَيُجِيبُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى حَتَّى تَاهُوا فِي اَلْأَرْضِ .
امام باقر بزیاد فرمود: ای زیاد از گفتگوهای دشمنی خیز بپرهیز که موجب شک شود و عمل را تباه کند و صاحبش را هلاک نماید و ممکن است در آن میان کسی سخنی گوید و آمرزیده نشود، در زمان گذشته مردمی علمی را که واگذارشان شده بودند ترک کردند و در طلب علمی که از آن نهی شده بودند رفتند تا آنجا که سخنشان بخدا رسید و سرگردان شدند و کارشان(در حیرت و دهشت)بجایی رسید که مردی را از پیش او صدا میزدند و او بپشت سرش جواب میداد و از پشت سرش صدا میکردند و او بپیش رو پاسخ میگفت و در روایت دیگر است: تا آنجا که در زمین سرگردان شدند.
مَنْ نَظَرَ فِي اَللَّهِ كَيْفَ هُوَ هَلَكَ .
امام صادق(ع)فرمود: هر که در باره خدا فکر کند که او چگونه است هلاک گردد.
إِنَّ مَلِكاً عَظِيمَ اَلشَّأْنِ كَانَ فِي مَجْلِسٍ لَهُ فَتَنَاوَلَ اَلرَّبَّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَفُقِدَ فَمَا يُدْرَى أَيْنَ هُوَ .
و فرمود: پادشاه والا مقامی در انجمنش نسبت بپروردگار تبارک و تعالی ناروا سخن گفت پس از آن گم گشت و معلوم نشد کجا رفت.
إِيَّاكُمْ وَ اَلتَّفَكُّرَ فِي اَللَّهِ وَ لَكِنْ إِذَا أَرَدْتُمْ أَنْ تَنْظُرُوا إِلَى عَظَمَتِهِ فَانْظُرُوا إِلَى عَظِيمِ خَلْقِهِ .
امام باقر(ع)فرمود: از تفکر در باره خدا بپرهیزید. ولی اگر خواستید در عظمتش بیندیشید در عظمت خلقش نظر کنید.
إِنَّ يَهُودِيّاً يُقَالُ لَهُ سُبَّخْتُ جَاءَ إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ جِئْتُ أَسْأَلُكَ عَنْ رَبِّكَ فَإِنْ أَنْتَ أَجَبْتَنِي عَمَّا أَسْأَلُكَ عَنْهُ وَ إِلاَّ رَجَعْتُ قَالَ سَلْ عَمَّا شِئْتَ قَالَ أَيْنَ رَبُّكَ قَالَ هُوَ فِي كُلِّ مَكَانٍ وَ لَيْسَ فِي شَيْ ءٍ مِنَ اَلْمَكَانِ اَلْمَحْدُودِ قَالَ وَ كَيْفَ هُوَ قَالَ وَ كَيْفَ أَصِفُ رَبِّي بِالْكَيْفِ وَ اَلْكَيْفُ مَخْلُوقٌ وَ اَللَّهُ لاَ يُوصَفُ بِخَلْقِهِ قَالَ فَمِنْ أَيْنَ يُعْلَمُ أَنَّكَ نَبِيُّ اَللَّهِ قَالَ فَمَا بَقِيَ حَوْلَهُ حَجَرٌ وَ لاَ غَيْرُ ذَلِكَ إِلاَّ تَكَلَّمَ بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ…
و فرمود: یک یهودی که نامش«سبحت»بود خدمت رسول خدا(ص)آمد و عرض کرد: ای رسول خدا: آمده ام تا در باره پروردگارت از تو سوال کنم. اگر پاسخ سوال مرا دادی میپذیرم و گر نه برمیگردم. فرمود: از آنچه خواهی بپرس گفت: پروردگارت در کجاست؟ فرمود: او در همه جاست و در جای محدودی نیست، گفت: خدا چگونه است؟ فرمود: چگونه توانم پروردگار مرا بچگونگی توصیف کنم در صورتی که چگونگی مخلوقست و خدا بمخلوقش توصیف نشود(زیرا وصف هر چیزی مختص خود او است و دیگری که آن وصف را ندارد نتوان بدان توصیفش کرد)گفت: از کجا بدانیم تو پیغمبر خدایی؟ چون این بگفت هر سنگ و چیز دیگری که در اطرافش بود بلغت عربی واضح گویا شدند که: ای«سبحت»او فرستاده خداست. سبحت گفت: تا امروز مطلبی واضحتر از این ندیده ام سپس گفت: گواهم که معبودی جز خدا نیست و…
يَا اِبْنَ آدَمَ لَوْ أَكَلَ قَلْبَكَ طَائِرٌ لَمْ يُشْبِعْهُ وَ بَصَرُكَ لَوْ وُضِعَ عَلَيْهِ خَرْقُ إِبْرَةٍ لَغَطَّاهُ تُرِيدُ أَنْ تَعْرِفَ بِهِمَا مَلَكُوتَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضِ إِنْ كُنْتَ صَادِقاً فَهَذِهِ اَلشَّمْسُ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِ اَللَّهِ فَإِنْ قَدَرْتَ أَنْ تَمْلَأَ عَيْنَيْكَ مِنْهَا فَهُوَ كَمَا تَقُولُ .
امام ششم(ع)فرمود: ای پسر آدم: اگر دل ترا پرنده ای بخورد سیرش نکند و اگر بر چشمت سوراخ سوزنی نهند آن را بپوشاند، تو خواهی با این دو(عضو کوچک)سلطه آسمانها و زمین را بشناسی، اگر راست میگویی این خورشید است که مخلوقی از مخلوقات خداست، اگر توانستی چشمت را بآن بدوزی چنانست که تو میگویی.
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ شَيْ ءٍ مِنَ اَلصِّفَةِ فَرَفَعَ يَدَهُ إِلَى اَلسَّمَاءِ ثُمَّ قَالَ تَعَالَى اَلْجَبَّارُ تَعَالَى اَلْجَبَّارُ مَنْ تَعَاطَى مَا ثَمَّ هَلَكَ .
ابن عتیک گوید: سوالی در باره صفت خدا از امام باقر(ع)نمودم حضرت دستش بسوی آسمان بلند کرد و فرمود: والاست خدای جبار، والاست خدای جبار، هر که بآنچه آنجاست دست درازی کند هلاک گردد.