کانَ صَدَاقُ فَاطِمَةَ جَرْدَ بُرْدٍ حِبَرَةٍ وَ دِرْعَ حُطَمِيَّةٍ وَ كَانَ فِرَاشُهَا إِهَابَ كَبْشٍ يُلْقِيَانِهِ وَ يَفْرُشَانِهِ وَ يَنَامَانِ عَلَيْهِ .
مهریه فاطمه دو چیز بود: 1-یک دست لباس زرد راه راه. 2-زره آهنی. و زیر انداز آنها پوست قوچی بود که به هنگام خواب آن را برمی گرداندند و بر روی نرمتر آن می خوابیدند.
کَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ یطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا یعْطَوْنَهُ ثُمَّ یطْلُبُونَهُ فَلَا یعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِکَ وَضَعُوا سُیوفَهُمْ عَلَی عَوَاتِقِهِمْ فَیعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا یقْبَلُونَهُ حَتَّی یقُومُوا وَ لَا یدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَی صَاحِبِکُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ لَاسْتَبْقَیتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْه.
«گویا من قومی را می بینم که از مشرق زمین خروج کرده، حق خود را می طلبند، ولی به آنان نمی دهند، دیگر باره حق خود را می خواهند و به آنان نمی دهند، وقتی چنین دیدند سلاح خود را بر دوش نهاده آنگاه حق آنان را می دهند، ولی آنان نمی پذیرند تا این که قیام کنند و این حکومت را به جز صاحبشان به کسی تحویل نخواهند داد و اینان کشته هایشان شهیدند.»
عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ وَ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولاَنِ: إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ إِلَى نَبِيِّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَمْرَ خَلْقِهِ لِيَنْظُرَ كَيْفَ طَاعَتُهُمْ ثُمَّ تَلاَ هَذِهِ اَلْآيَةَ: «مٰا آتٰاكُمُ اَلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مٰا نَهٰاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» .
زرارة گوید: من از امام باقر و امام صادق علیهما السلام شنیدم که میفرمودند:خدای عز و جل امر خلقش را بپیغمبرش واگذار فرمود، تا ببیند چگونه اطاعت میکنند پیغمبرش را و چون اطاعت پیغمبر بر نفوس مردم دشوارتر از اطاعت خدا است اجرش بیشتر است مرآت سپس این آیه را تلاوت فرمود:«آنچه را رسول برای شما آورده بگیرید و از آنچه منعتان کرده باز ایستید »
- آیه 7 سوره 59
مَنِ اغْتِيبَ عِنْدَهُ أَخُوهُ الْمُؤْمِنُ فَنَصَرَهُ وَ أَعَانَهُ نَصَرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ مَنِ اغْتِيبَ عِنْدَهُ الْمُؤْمِنُ فَلَمْ يَنْصُرْهُ- وَ لَمْ يَدْفَعْ عَنْهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى نُصْرَتِهِ وَ عَوْنِهِ خَوَّفَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.
هر مؤمنی که نزدش غیبت مؤمن دیگری کنند و او از آن مؤمن دفاع کند، خداوند او را در دنیا و آخرت یاری کند، و هر که غیبت مؤمنی را بشنود و در حالی که قدرت دفاع دارد از او دفاع نکند، خداوند او را در دنیا و آخرت خواهد ترسانید.
إنَّ اللّه عز و جل يُحِبُّ مِن عِبادِهِ المُؤمِنينَ كُلَّ(عَبدٍ) دَعّاءٍ.
خداوند عزوجل از میان بندگان مؤمنش، هر[بنده] بسیار دعا کننده را دوست دارد.
لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي زِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ (عليه السلام) مِنَ الْفَضْلِ لَمَاتُوا شَوْقا
اگر مردم می دانستند که چه فضیلتی در زیارت مرقد امام حسین (علیه السلام) است از شوق زیارت می مردند.
إِنَّ اللَّهَ أَکرَمَ بِالْجُمُعَةِ الْمُؤْمِنِینَ، فَسَنَّهَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) بِشَارَةً لَهُمْ، وَ الْمُنَافِقِینَ تَوْبِیخاً لِلْمُنَافِقِینَ، وَ لَاینْبَغِی تَرْکهَا، فَمَنْ تَرَکهَا مُتَعَمِّداً، فَلَا صَلَاةَ لَهُ.
نماز جمعه سنتی است از پیامبر اسلام، بشارتی است برای مؤمنان و توبیخی است برای منافقان هر کسی عمدا آن را ترک کند، نمازی برای او نیست.(نمازش آثار چندانی ندارد.)
نَحْنُ اَلْمَثَانِي اَلَّذِي أَعْطَاهُ اَللَّهُ نَبِيَّنَا مُحَمَّداً ص وَ نَحْنُ وَجْهُ اَللَّهِ نَتَقَلَّبُ فِي اَلْأَرْضِ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ وَ نَحْنُ عَيْنُ اَللَّهِ فِي خَلْقِهِ وَ يَدُهُ اَلْمَبْسُوطَةُ بِالرَّحْمَةِ عَلَى عِبَادِهِ عَرَفَنَا مَنْ عَرَفَنَا وَ جَهِلَنَا مَنْ جَهِلَنَا وَ إِمَامَةَ اَلْمُتَّقِينَ .
امام صادق(ع)فرمود: ماییم آن مثانی که خدا به پیغمبر ما محمد(ص)عطا فرموده است(یعنی همدوش قرآنیم که پیغمبر فرمود: دو چیز سنگین میان شما گذاشته ام)و ماییم وجه خدا که در زمین میان شما رفت و آمد کنیم ماییم دیده خدا میان خلقش(ناظر و شاهد کردار مخلوقیم)و دست باز رحمت او بر بندگانش شناخت هر که ما را شناخت(و خوشا بحالش)و پیشوایی پرهیزگاران را نشناخت هر که ما را نشناخت(و چه زیان بزرگی کرد که مرگش در پیش است و آنگاه زیان خود دریابد).
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ ع فَأَنْشَأَ يَقُولُ اِبْتِدَاءً مِنْهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ أَسْأَلَهُ نَحْنُ حُجَّةُ اَللَّهِ وَ نَحْنُ بَابُ اَللَّهِ وَ نَحْنُ لِسَانُ اَللَّهِ وَ نَحْنُ وَجْهُ اَللَّهِ وَ نَحْنُ عَيْنُ اَللَّهِ فِي خَلْقِهِ وَ نَحْنُ وُلاَةُ أَمْرِ اَللَّهِ فِي عِبَادِهِ .
اسود بن سعید گوید خدمت امام باقر(ع)بودم که خود حضرت بدون آنکه من چیزی بپرسم شروع کرد و فرمود: ما حجت خداییم ما باب خداییم، ما زبان خداییم، ما وجه خداییم، ما دیده خدا در میان خلقش باشیم، ماییم سرپرستان امر خدا در میان بندگانش(امر خدا همان فرمانهای خداست نسبت ببندگانش و یا بمعنی مطلق کار و مطلب خدایی است مانند امر توحید و معاد و نبوت و عبادات و معاملات از نظر شرع و معانی سایر جملات در دو حدیث قبل بیان شد).
قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ قَالَ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى أَعْظَمُ وَ أَعَزُّ وَ أَجَلُّ وَ أَمْنَعُ مِنْ أَنْ يُظْلَمَ وَ لَكِنَّهُ خَلَطَنَا بِنَفْسِهِ فَجَعَلَ ظُلْمَنَا ظُلْمَهُ وَ وَلاَيَتَنَا وَلاَيَتَهُ حَيْثُ يَقُولُ إِنَّما وَلِيُّكُمُ اَللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا يَعْنِي اَلْأَئِمَّةَ مِنَّا ثُمَّ قَالَ فِي مَوْضِعٍ آخَرَ وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُون َّ ذَكَرَ مِثْلَهُ .
زراره گوید: از امام باقر(ع)راجع بقول خدای عز و جل(54 سوره 2)«بما ستم نکردند بلکه بخودشان ستم کردند»پرسیدم، فرمود: همانا خدای تعالی بزرگتر و عزیزتر و جلیل تر و والاتر است که ستم شود ولی ما را بخود پیوسته و ستم بما را ستم بخود انگاشته و ولایت ما را ولایت خود قرار داده، آنجا که میفرماید: (60 سوره 5)«همانا ولی شما فقط خداست و پیغمبر او و کسانی که ایمان دارند» که مراد از آنها امامان از خاندان مایند(پس همچنان که در این آیه ولایت ما را بولایت خود پیوسته) در جای دیگر(ستم بما را ستم بخود دانسته)و فرموده است«بما ستم نکردند بلکه بخود ستم کردند»و سپس مانند این در قرآنش ذکر کرده است(مانند خشنودی و غضب و افسوس که آنها را بخود نسبت داده و مقصود ماییم) و در موضع دیگر قرآن این آیه را فرموده است .
بِنَا عُبِدَ اَللَّهُ وَ بِنَا عُرِفَ اَللَّهُ وَ بِنَا وُحِّدَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ مُحَمَّدٌ حِجَابُ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى .
امام باقر(ع)فرمود: بوسیله ما خدا پرستش شد و بوسیله ما خدا شناخته شد و بوسیله ما خدای تبارک و تعالی را یگانه شناختند و محمد پرده دار خدای تبارک و تعالی است(تا واسطه میان او و مخلوقش باشد)
مَا عُبِدَ اَللَّهُ بِشَيْ ءٍ مِثْلِ اَلْبَدَاءِ .
زراره از یکی از دو امام(پنجم یا ششم)نقل میکند که فرمود: خدا بچیزی چون بدا پرستش نشده است