كونوا من أبناء الآخرة و لا تكونوا من أبناء الدّنيا فانّ كلّ ولد سيلحق بأمّه يوم القيامة
فرزندان آخرت باشید و فرزند دنیا مباشید زیرا هر فرزندی در روز قیامت به مادرش ملحق می شود.
کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.
كونوا من أبناء الآخرة و لا تكونوا من أبناء الدّنيا فانّ كلّ ولد سيلحق بأمّه يوم القيامة
فرزندان آخرت باشید و فرزند دنیا مباشید زیرا هر فرزندی در روز قیامت به مادرش ملحق می شود.
أَقْبَحُ اَلْمَعَاصِي قَطِيعَةُ اَلرَّحِمِ وَ اَلْعُقُوق
زشت ترین گناهان، بریدن خویشاوندی و آزردن پدر و مادر است.
شَرُّ اَلْأَوْلاَدِ اَلْعَاق
بدترین فرزندان، فرزندی است که با پدر و مادر بدرفتاری کند.
مَنِ اِسْتَنْكَفَ مِنْ أَبَوَيْهِ فَقَدْ خَالَفَ اَلرُّشْد
هر که از پدر و مادر خود روی گرداند، پس هر آینه با بالندگی مخالفت کرده است.
مِنَ اَلْعُقُوقِ إِضَاعَةُ اَلْحُقُوق
از موارد بدی کردن به پدر و مادر است، تباه کردن حقّ آنها.
لَيْسَتِ اَلْأَنْسَابُ بِالْآبَاءِ وَ اَلْأُمَّهَاتِ لَكِنَّهَا بِالْفَضَائِلِ اَلْمَحْمُودَات
تبار به پدران و مادران نیست بلکه به فزونیهای ستایش شده است.
فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اَلنَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا اَلْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اَللّهِ ِيمَنْ نَزَلَتْ فَقَالَ نَزَلَتْ فِي اَلْإِمْرَةِ إِنَّ هَذِهِ اَلْآيَةَ جَرَتْ فِي وُلْدِ اَلْحُسَيْنِ ع مِنْ بَعْدِهِ فَنَحْنُ أَوْلَى بِالْأَمْرِ وَ بِرَسُولِ اَللَّهِ ص مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ قُلْتُ فَوُلْدُ جَعْفَرٍ لَهُمْ فِيهَا نَصِيبٌ قَالَ لاَ قُلْتُ فَلِوُلْدِ اَلْعَبَّاسِ فِيهَا نَصِيبٌ فَقَالَ لاَ فَعَدَدْتُ عَلَيْهِ بُطُونَ بَنِي عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ كُلَّ ذَلِكَ…
عبد الرحیم بن روح قصیر گوید: از امام باقر علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل«پیغمبر بمومنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران مومنانند و خویشاوندان بعضی نسبت ببعضی در کتاب خدا سزاوارترند-6 سوره 33-»پرسیدم در باره کی نازل شده است؟ فرمود در باره امر ولایت و امامت نازل شده است، این آیه پس از حسین علیه السلام در میان اولادش جاری شد، پس ما نسبت بپیغمبر و امر امامت از مومنین و مهاجرین و انصار سزاوارتریم، گفتم اولاد جعفر از امامت بهره یی دارند؟ فرمود: نه، گفتم: برای اولاد عباس بهره یی هست فرمود: نه، پس من تمام شعبه های فرزندان عبد المطلب را برای آن حضرت بر شمردم، نسبت بهمه میفرمود: نه، ولی اولاد حسن علیه السلام را در آن مجلس فراموش کردم، بعدا خدمتش رسیدم و عرضکردم: برای اولاد حسن از امامت…
لَمَّا حَضَرَ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ ع اَلْوَفَاةُ قَالَ لِلْحُسَيْنِ ع يَا أَخِي إِنِّي أُوصِيكَ بِوَصِيَّةٍ فَاحْفَظْهَا إِذَا أَنَا مِتُّ فَهَيِّئْنِي ثُمَّ وَجِّهْنِي إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص لِأُحْدِثَ بِهِ عَهْداً ثُمَّ اِصْرِفْنِي إِلَى أُمِّي ع ثُمَّ رُدَّنِي فَادْفِنِّي بِالْبَقِيعِ وَ اِعْلَمْ أَنَّهُ سَيُصِيبُنِي مِنْ عَائِشَةَ مَا يَعْلَمُ اَللَّهُ وَ اَلنَّاسُ صَنِيعُهَا وَ عَدَاوَتُهَا لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ عَدَاوَتُهَا لَنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ فَلَمَّا قُبِضَ اَلْحَسَنُ ع وَ وُضِعَ عَلَى اَلسَّرِيرِ ثُمَّ اِنْطَلَقُوا بِهِ إِلَى مُصَلَّى رَسُولِ اَللَّهِ ص اَلَّذِي كَانَ…
محمد بن مسلم گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام می فرمود: چون وفات حسن بن علی علیهما السلام نزدیک شد، بحسین علیه السلام فرمود: برادرم بتو وصیتی می کنم، آن را حفظ کن، چون من مردم، جنازه ام را(با غسل و کفن و حنوط)آماده دفن کن، سپس مرا بر سر قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله ببر تا با او تجدید عهد کنم، آنگاه مرا بطرف قبر مادرم علیها السلام برگردان، سپس مرا در بقیع دفن کن. و بدان که از عایشه بمن مصیبتی رسد و منشاش آنست که خدا و مردم زشتکاری و دشمنی او را با خدا و پیغمبر و ما خانواده می دانند. چون امام حسن علیه السلام وفات یافت و در همان جا روی تابوتش گذاشتند، او را بمحل مصلای پیغمبر صلی الله علیه و آله که بر جنازه ها نماز می خواند بردند، امام حسین علیه السلام بر جنازه نماز خواند و سپس برداشتند و…
لَمَّا حَضَرَتِ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ ع اَلْوَفَاةُ قَالَ يَا قَنْبَرُ اُنْظُرْ هَلْ تَرَى مِنْ وَرَاءِ بَابِكَ مُؤْمِناً مِنْ غَيْرِ آلِ مُحَمَّدٍ ع فَقَالَ اَللَّهُ تَعَالَى وَ رَسُولُهُ وَ اِبْنُ رَسُولِهِ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي قَالَ اُدْعُ لِي مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ فَأَتَيْتُهُ فَلَمَّا دَخَلْتُ عَلَيْهِ قَالَ هَلْ حَدَثَ إِلاَّ خَيْرٌ قُلْتُ أَجِبْ أَبَا مُحَمَّدٍ فَعَجَّلَ عَلَى شِسْعِ نَعْلِهِ فَلَمْ يُسَوِّهِ وَ خَرَجَ مَعِي يَعْدُو فَلَمَّا قَامَ بَيْنَ يَدَيْهِ سَلَّمَ فَقَالَ لَهُ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع اِجْلِسْ فَإِنَّهُ لَيْسَ مِثْلُكَ يَغِيبُ عَنْ سَمَاعِ كَلاَمٍ يَحْيَا…
امام صادق علیه السلام فرمود: چون وفات حسن بن علی علیهما السلام فرا رسید بقنبر فرمود: ای قنبر ببین پشت در، مومنی از غیر آل محمد علیهم السلام هست؟ عرضکرد: خدای تعالی و پیغمبر و پسر پیغمبرش آن را از من بهتر میدانند. فرمود: محمد بن علی را(که مادرش حنفیه است)نزد من آور(پس مقصود از سوال کردن حضرت این بود که بقنبر بفرماید: من میدانم کسی جز محمد بن حنفیه آنجا نیست، او را بیاور و گفته اند مقصودش از مومن عزراییل است، زیرا او بر در خانه ایمه اجازه میگرفت)قنبر گوید: من نزدش رفتم، چون وارد شدم، گفت: امیدوارم جز خیر پیش نیامده باشد. عرضکردم: ابا محمد را اجابت کن (که ترا میخواند)او با شتاب بدون اینکه بند کفش خود را به بندد با من دوید، چون مقابل امام رسید سلام کرد. حسن بن علی علیهما السلام باو فرمود: بنشین…
لَمَّا اُحْتُضِرَ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع قَالَ لِلْحُسَيْنِ يَا أَخِي إِنِّي أُوصِيكَ بِوَصِيَّةٍ فَاحْفَظْهَا فَإِذَا أَنَا مِتُّ فَهَيِّئْنِي ثُمَّ وَجِّهْنِي إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص لِأُحْدِثَ بِهِ عَهْداً ثُمَّ اِصْرِفْنِي إِلَى أُمِّي فَاطِمَةَ ع ثُمَّ رُدَّنِي فَادْفِنِّي بِالْبَقِيعِ وَ اِعْلَمْ أَنَّهُ سَيُصِيبُنِي مِنَ اَلْحُمَيْرَاءِ مَا يَعْلَمُ اَلنَّاسُ مِنْ صَنِيعِهَا وَ عَدَاوَتِهَا لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ ص وَ عَدَاوَتِهَا لَنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ فَلَمَّا قُبِضَ اَلْحَسَنُ ع وَ وُضِعَ عَلَى سَرِيرِهِ فَانْطَلَقُوا بِهِ إِلَى مُصَلَّى رَسُولِ اَللَّهِ ص اَلَّذِي كَانَ…
محمد بن مسلم گوید شنیدم امام باقر علیه السلام می فرمود: چون حسن بن علی علیه السلام بحالت احتضار درآمد، بحسین فرمود، برادرم بتو وصیتی میکنم، آن را حفظ کن، چون من مردم، جنازه ام را آماده دفن کن سپس مرا بسوی رسول خدا صلی الله علیه و آله بر تا با او تجدید عهدی کنم، آنگاه مرا بجانب مادرم فاطمه علیها السلام برگردان، سپس مرا ببر و در بقیع دفن کن و بدان که از طرف حمیرا، (عایشه)که مردم از زشتکاری و دشمن او با خدا و پیغمبر و ما خاندان آگاهند، مصیبتی بمن میرسد، پس چون امام حسن علیه السلام وفات کرد و روی تابوتش گذاردند، او را بمحلی که پیغمبر صلی الله علیه و آله بر جنازه ها نماز میخواند بردند، امام حسین بر جنازه نماز گذارد و چون نمازش تمام شد داخل مسجدش بردند، چون بر سر قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله…
قَالَ لَهُ مَنْصُورُ بْنُ حَازِمٍ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي إِنَّ اَلْأَنْفُسَ يُغْدَى عَلَيْهَا وَ يُرَاحُ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فَمَنْ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع إِذَا كَانَ ذَلِكَ فَهُوَ صَاحِبُكُمْ وَ ضَرَبَ بِيَدِهِ عَلَى مَنْكِبِ أَبِي اَلْحَسَنِ ع اَلْأَيْمَنِ فِي مَا أَعْلَمُ وَ هُوَ يَوْمَئِذٍ خُمَاسِيٌّ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ جَالِسٌ مَعَنَا .
صفوان جمال گوید: منصور بن حازم بامام صادق علیه السلام عرضکرد: پدر و مادرم بقربانت مرگ در هر صبح و شام بسراغ جانها می آید، اگر چنین شد، امام کیست؟ حضرت صادق علیه السلام فرمود اگر چنین شد اینست امام شما و با دست بشانه ابو الحسن علیه السلام زد-که فکر میکنم شانه راست بود-و او در آن وقت پنج ساله بود قدش پنج وجب بود و عبد الله بن جعفر(افطح امام طایفه فطحیه)با مادر آن مجلس نشسته بود(با وجود آنکه از پدرش چنین سخنی شنید، بعد از وفات پدر مخالفت کرد و دعوی امامت نمود).
كَانَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع يَلُومُ عَبْدَ اَللَّهِ وَ يُعَاتِبُهُ وَ يَعِظُهُ وَ يَقُولُ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَكُونَ مِثْلَ أَخِيكَ فَوَ اَللَّهِ إِنِّي لَأَعْرِفُ اَلنُّورَ فِي وَجْهِهِ فَقَالَ عَبْدُ اَللَّهِ لِمَ أَ لَيْسَ أَبِي وَ أَبُوهُ وَاحِداً وَ أُمِّي وَ أُمُّهُ وَاحِدَةً فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ إِنَّهُ مِنْ نَفْسِي وَ أَنْتَ اِبْنِي .
طاهر گوید: امام صادق علیه السلام(پسر خود)عبد الله را سرزنش و نکوهش و اندرز مینمود و میفرمود: چرا تو مانند برادرت(موسی)نیستی؟ بخدا که من در چهره او نور میبینم، عبد الله عرضکرد: چرا؟ مگر پدر و مادر من و او یکی نیست؟ حضرت باو فرمود: او جان من است و تو پسر من هستی.