إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَخْلُقَ اَلْإِمَامَ مِنَ اَلْإِمَامِ بَعَثَ مَلَكاً فَأَخَذَ شَرْبَةً مِنْ مَاءٍ تَحْتَ اَلْعَرْشِ ثُمَّ أَوْقَعَهَا أَوْ دَفَعَهَا إِلَى اَلْإِمَامِ فَشَرِبَهَا فَيَمْكُثُ فِي اَلرَّحِمِ أَرْبَعِينَ يَوْماً لاَ يَسْمَعُ اَلْكَلاَمَ ثُمَّ يَسْمَعُ اَلْكَلاَمَ بَعْدَ ذَلِكَ فَإِذَا وَضَعَتْهُ أُمُّهُ بَعَثَ اَللَّهُ إِلَيْهِ ذَلِكَ اَلْمَلَكَ اَلَّذِي أَخَذَ اَلشَّرْبَةَ فَكَتَبَ عَلَى عَضُدِهِ اَلْأَيْمَنِ وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ َإِذَا قَامَ بِهَذَا اَلْأَمْرِ رَفَعَ اَللَّهُ لَهُ فِي كُلِّ…
یونس بن ظبیان گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: همانا خدای عز و جل چون خواهد امامی را از امامی دیگر خلق کند، فرشته یی را مبعوث کند تا شربتی از آب زیر عرش بگیرد و بامامش دهد تا بنوشد، سپس چهل روز در رحم بماند و سخن نشنود و بعد از آن سخن شنود. و چون مادرش او را بزاید، خدا همان فرشته یی را که نوشابه برگرفت بفرستد تا بر بازوی راست امام نویسد«کلمه پروردگارت براستی و عدالت پایان یافت، برای کلمات او دگرگون کننده یی نیست»و چون بامر امامت قیام کند خدا در هر شهری برایش مناره یی برافرازد که بوسیله آن اعمال بندگان را بنگرد.
إِنَّ اَلْإِمَامَ لَيَسْمَعُ فِي بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا وُلِدَ خُطَّ بَيْنَ كَتِفَيْهِ وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ اَلسَّمِيعُ اَلْعَلِيمُ َإِذَا صَارَ اَلْأَمْرُ إِلَيْهِ جَعَلَ اَللَّهُ لَهُ عَمُوداً مِنْ نُورٍ يُبْصِرُ بِهِ مَا يَعْمَلُ أَهْلُ كُلِّ بَلْدَةٍ.
محمد بن مروان گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: همانا امام در شکم مادرش میشنود، و چون متولد شود میان دو شانه اش نوشته شود: «کلمه پروردگارت براستی و عدالت پایان یافت، کلمات او را دگر گون کننده یی نیست و او شنوا و داناست»و چون امر امامت باو رسد، خدا برایش عمودی از نور مقرر دارد که بوسیله آن آنچه اهل هر شهر انجام دهند ببیند.
اَلْأَوْصِيَاءُ إِذَا حَمَلَتْ بِهِمْ أُمَّهَاتُهُمْ أَصَابَهَا فَتْرَةٌ شِبْهُ اَلْغَشْيَةِ فَأَقَامَتْ فِي ذَلِكَ يَوْمَهَا ذَلِكَ إِنْ كَانَ نَهَاراً أَوْ لَيْلَتَهَا إِنْ كَانَ لَيْلاً ثُمَّ تَرَى فِي مَنَامِهَا رَجُلاً يُبَشِّرُهَا بِغُلاَمٍ عَلِيمٍ حَلِيمٍ فَتَفْرَحُ لِذَلِكَ ثُمَّ تَنْتَبِهُ مِنْ نَوْمِهَا فَتَسْمَعُ مِنْ جَانِبِهَا اَلْأَيْمَنِ فِي جَانِبِ اَلْبَيْتِ صَوْتاً يَقُولُ حَمَلْتِ بِخَيْرٍ وَ تَصِيرِينَ إِلَى خَيْرٍ وَ جِئْتِ بِخَيْرٍ أَبْشِرِي بِغُلاَمٍ حَلِيمٍ عَلِيمٍ وَ تَجِدُ خِفَّةً فِي بَدَنِهَا ثُمَّ لَمْ تَجِدْ بَعْدَ ذَلِكَ اِمْتِنَاعاً مِنْ جَنْبَيْهَا وَ بَطْنِهَا…
اسحاق بن جعفر گوید: شنیدم پدرم(امام صادق علیه السلام)میفرمود: هنگامی که مادران ایمه بآنها باردار شوند، سستی مانند بیهوشی ایشان را فرا گیرد که اگر در روز باشد یک روز و اگر در شب باشد یک شب در آن حال بسر برد، سپس در خواب بیند که مردی او را بپسری دانا و بردبار مژده میدهد، او از آن مژده مسرور گردد و از خواب بیدار شود، و از طرف راستش از جانب خانه صدایی شنود که گوید: بخیر آبستن شدی و بسوی خیر بگرایی، و با خیر آمدی خیر آوردی مژده باد ترا بپسری بردبار و دانا، و در تن خود احساس سبکی کند و پس از آن از پهلوها و شکمش ناراحتی نبیند. و چون ماه نهم شود در خانه، آواز بلندی صدای حرکتی بگوشش رسد و چون شب زاییدنش فرا رسد، در خانه نوری ظاهر شود که جز او و پدرش آن را نبینند(چنان که پیغمبر صلی الله علیه و آله…
قَالَ سُفْيَانُ اَلثَّوْرِيُّ اِذْهَبْ بِنَا إِلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ فَذَهَبْتُ مَعَهُ إِلَيْهِ فَوَجَدْنَاهُ قَدْ رَكِبَ دَابَّتَهُ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ حَدِّثْنَا بِحَدِيثِ خُطْبَةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فِي مَسْجِدِ اَلْخَيْفِ قَالَ دَعْنِي حَتَّى أَذْهَبَ فِي حَاجَتِي فَإِنِّي قَدْ رَكِبْتُ فَإِذَا جِئْتُ حَدَّثْتُكَ فَقَالَ أَسْأَلُكَ بِقَرَابَتِكَ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص لَمَّا حَدَّثْتَنِي قَالَ فَنَزَلَ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ مُرْ لِي بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ حَتَّى أُثْبِتَهُ فَدَعَا بِهِ ثُمَّ قَالَ اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ…
سفیان ثوری بمردی قرشی از اهل مکه گفت: ما را نزد جعفر بن محمد(امام صادق علیه السلام) ببر -آن مرد گوید: او را خدمتش بردم هنگامی که آن حضرت بر مرکب خویش سوار شده بود. سفیان باو عرضکرد: ای ابا عبد الله حدیث سخنرانی پیغمبر صلی الله علیه و آله را در مسجد خیف برای ما باز گو، فرمود: اکنون که سوار شده ام، بگذار دنبال کارم بروم، وقتی آمدم برایت میگویم، عرضکرد: تقاضا میکنم بحق قرابتی که با پیغمبر صلی الله علیه و آله داری، برایم بازگو، حضرت پیاده شد، سفیان عرضکرد: امر بفرمایید برایم دوات و کاغذی بیاورند کیست که برای من دوات و کاغذی بیاورد؟ تا آن را بنویسم، حضرت دوات و کاغذ خواست و سپس فرمود بنویس. / بسم الله الرحمن الرحیم / -«خدا خرم و شادان کند(بلند قدر و نیکو مرتبه سازد)بنده یی را که سخنم بشنود و در…
قالَ جابِرُ. .. فَقُلتُ لَها: بِأبی أنتَ وَاُمّی یا بِنتَ رَسولِ اللّه، ما هذَا اللَّوحُ؟ فَقالَت: هذَا اللَّوْحُ اَهْداهُ اللّه عَزَّوَجَلَّ اِلی رَسُولِهِ فیهِ اسْمُ اَبی وَفیهِ اسْمُ بَعْلی وَاسْمُ ابْنَی وَاَسماءُ الْأَوْصیاءِ منْ وُلْدی. فَاَعْطانیهِ اَبی لِیسُرَّنی بِذلِک
جابر بن عبداللّه می گوید: [در دست فاطمه زهرا لوحی زمردین دیدم]، پرسیدم: ای دختر رسول خدا پدر و مادرم فدای تو باد این چه لوحی است؟ حضرت فرمودند: این لوح را که در آن نام پدر و شوهرم و دو پسرم و نامهای فرزندان معصومم نوشته شده است، خدای عزوجل به پیامبرش هدیه نمود و پیامبر نیز برای خوشحالی من آن را به من داد.
- کمال الدین و تمام النعمة، شیخ محمد بن علی بن الحسین صدوق، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1403 ق، ج 1، ص 309.
لا یصلح الملق الّا للوالدین و الامام العادل.
فروتنی بسیار نکنند الّا برای مادر و پدر یا در پیش امامی عادل.
تخیروا لنطفکم.
برگزینید زنی پارسای عاقله از جهت نطفه ها تا شما را اگر فرزندی شود از مادر پارسا باشد.
من فرّق بین والدة و ولدها فرّق اللَّه بینه و بین أحبّته یوم القیامة.
هر که میان مادر و پدر و فرزند جدائی افکند خدای تعالی میان وی و دوستانش جدائی افکند.
لَا یَمحَضُ رَجُلٌ الإِیمانَ بِاللّه حَتّی یَکونَ اللّه أحَبَّ إلَیهِ مِن نَفسِهِ وَ أبیهِ وَ اُمِّهِ وُ وُلدِهِ وَ أهلِهِ وَ مالِهِ و مِنَ النّاسِ کُلِّهِم.
ایمانِ کسی برای خدا خالص نمی شود، مگر آن که خداوند، نزدش از خودش، پدرش، مادرش، فرزندانش، خانواده اش، اموالش و همه مردم، محبوب تر باشد.
اُوصیکُمْ بِتَقْوَی اللّه و اِدامَةِ التَّفَکُّرِ، فَاِنَّ التَّفَکُّرَ اَبُو کُلِّ خَیْرٍ وَ اُمُّهُ؛
شما [شیعیانم] را به پروا پیشگی و اندیشیدن دائم سفارش می کنم؛ زیرا تفکّر پدر و مادر [و ریشه و اساس] تمامی خوبی ها است.
قِیلَ مَا عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ قَالَ: أَرْبَعَةٌ نَوْمُهُ کنَوْمِ الْغَرْقَی وَ أَکلُهُ کأَکلِ الْمَرْضَی وَ بُکاؤُهُ کبُکاءِ الثَّکلَی وَ قُعُودُهُ کقُعُودِ المواثب.
نشانه های مؤمن چیست؟ فرمود: چهار چیز است: خوابش همچون خواب کسی است که در حال غرق شدن است، (همیشه آماده است) خوارکش مانند خوراک بیماران، (کم خوراک است) گریه اش همچون گریه مادران فرزند مرده، و نشستنش همانند نشستن افراد هراسان است.
مَرَّ رَسُولُ اللَّهِ بِرَجُلٍ یَغْرِسُ غَرْساً فِی حَائِطٍ لَهُ فَوَقَفَ لَهُ وَ قَالَ أَ لَا أَدُلُّک عَلَی غَرْسٍ أَثْبَتَ أَصْلًا وَ أَسْرَعَ إِینَاعاً وَ أَطْیَبَ ثَمَراً وَ أَبْقَی قَالَ بَلَی فَدُلَّنِی یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ إِذَا أَصْبَحْتَ وَ أَمْسَیْتَ فَقُلْ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکبَرُ فَإِنَّ لَک إِنْ قُلْتَهُ بِکلِّ تَسْبِیحَةٍ عَشْرَ شَجَرَاتٍ فِی الْجَنَّةِ مِنْ أَنْوَاعِ الْفَاکهَةِ وَ هُنَّ مِنَ الْبَاقِیَاتِ الصَّالِحَاتِ؛
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از کنار باغی عبور می کرد که صاحب آن مشغول کاشتن درخت بود. حضرت ایستاد و خطاب به آن شخص فرمود: می خواهی تو را به کاشتن درختی که بنیانش ثابت تر و میوه هایش زودرس تر و پاکیزه تر است و برای همیشه باقی بماند راهنمایی کنم؟ عرض کرد: آری یا رسول الله! پدر و مادرم به فدایت. آن حضرت فرمود: صبح و شام بگو سبحان الله و الحمد لله و لااله الاالله و الله اکبر. پس هر گاه تو این ذکر را بگویی، به خاطر هر ذکری ده درخت از انواع درختان، در بهشت برای تو کاشته می شود، و باقیات الصالحات همین اذکار است.