كَتَبْتُ إِلَيْهِ فِي دُعَاءٍ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ مُنْتَهَى عِلْمِهِ فَكَتَبَ ع لاَ تَقُولَنَّ مُنْتَهَى عِلْمِهِ فَإِنَّهُ لَيْسَ لِعِلْمِهِ مُنْتَهًى وَ لَكِنْ قُلْ مُنْتَهَى رِضَاهُ .
عبد الله بن یحیی گفت: در دعایی به امام کاظم علیه السلام نوشتم: «سپاس خدای را به نهایت علم او». امام علیه السلام در جواب نوشت: نباید بگویی: «به نهایت علم او»؛ چرا که برای علم خداوند نهایتی نیست، ولی بگو: به نهایت خشنودی او
أَنَّ اَلْمَأْمُونَ بَعَثَ اَلْفَضْلَ بْنَ سَهْلٍ ذَا اَلرِّئَاسَتَيْنِ إِلَى اَلرِّضَا ع فَقَالَ لَهُ إِنِّي أُحِبُّ أَنْ تَجْمَعَ لِي مِنَ اَلْحَلاَلِ وَ اَلْحَرَامِ وَ اَلْفَرَائِضِ وَ اَلسُّنَنِ فَإِنَّكَ حُجَّةُ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ مَعْدِنُ اَلْعِلْمِ فَدَعَا اَلرِّضَا ع بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ وَ قَالَ ع لِلْفَضْلِ اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ حَسْبُنَا شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ أَحَداً صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً قَيُّوماً سَمِيعاً بَصِيراً قَوِيّاً قَائِماً بَاقِياً نُوراً عَالِماً لاَ يَجْهَلُ قَادِراً لاَ يَعْجِزُ غَنِيّاً…
از امام همام ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام در تفصیل این معانی(حکمت و پند و غیره)روایت شده است - «پاسخ امام رضا علیه السلام به مامون در کلیات شریعت آنگاه که مامون گردآوری آنها را از امام علیه السلام خواستار شد». -روایت شده است که مامون، فضل بن سهل، ذو الریاستین صاحب دو مقام صدارت و فرمانده سپاه را به جانب امام رضا علیه السلام فرستاد و به امام علیه السلام گفت: من دوست دارم که کلیاتی از حلال و حرام و واجبات و سنت ها را برایم گردآوری؛ چرا که تو حجت خدا بر آفریدگانش و منبع دانشی. امام رضا علیه السلام دوات و کاغذی خواست و به فضل فرمود: بنویس: / بسم الله الرحمن الرحیم / ، شهادت به اینکه خدایی جز خداوند نیست ما را بس باشد، یگانه و بی نیاز است، همسر و فرزندی نگرفته است، پاینده، بسیار شنوا…
سَأَلَهُ عِمْرَانُ اَلصَّابِي فِي مَجْلِسٍ كَبِيرٍ جَمَعَ لَهُ اَلْمَأْمُونُ فِيهِ مُتَكَلِّمِي اَلْمِلَلِ كُلَّهُمُ اَلْمُخَالِفِينَ لِلْإِسْلاَمِ فَخَصَمَ جَمِيعَهُمْ وَ اَلْخَبَرُ طَوِيلٌ وَ اَلْمَجْلِسُ مَشْهُورٌ ذَكَرْنَا مِنْهُ مَا اِقْتَضَاهُ اَلْكِتَابُ قَالَ لَهُ عِمْرَانُ اَلصَّابِي أَخْبِرْنِي نُوَحِّدُ اَللَّهَ بِحَقِيقَةٍ أَمْ نُوَحِّدُهُ بِوَصْفٍ فَقَالَ لَهُ اَلرِّضَا ع إِنَّ اَلنُّورَ اَلْبَدِي ءَ اَلْوَاحِدَ اَلْكَوْنَ اَلْأَوَّلَ وَاحِدٌ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ لاَ شَيْ ءَ مَعَهُ فَرْدٌ لاَ ثَانِيَ مَعَهُ و لاَ مَعْلُومٌ وَ لاَ مَجْهُولٌ وَ لاَ مُحْكَمٌ وَ لاَ مُتَشَابِهٌ وَ لاَ…
از گفتار امام رضا علیه السلام در یکتاپرستی -در مجلس بزرگی که مامون تمام دانشمندان علم کلام آیین های مخالف اسلام را در آن جمع کرده بود، و امام رضا علیه السلام در آن مناظره بر همه آنان چیره شده بود، عمران صابی از امام علیه السلام سوالاتی پرسید و این روایت طولانی و آن مجلس مشهور است، از آن روایت به قدر اقتضای کتاب ذکر کردیم. عمران صابی به امام علیه السلام عرض کرد: به من بگویید که آیا ما با حقیقت، خداوند را یکتا می دانیم و یا با وصف، او را یکتا می شماریم؟ امام رضا علیه السلام به او فرمود: همانا آن نور آغازگر یکتا، آن هستی اولین یگانه است، شریکی ندارد و چیزی با او نیست، یکی است و دومی ندارد، نه معلوم است و نه مجهول، نه محکم است و نه متشابه، نه در یاد باشد و نه از یاد رفته و«چیز» نیست که نام چیزی…
لَمَّا حَضَرَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ع مَجْلِسَ اَلْمَأْمُونِ وَ قَدِ اِجْتَمَعَ فِيهِ جَمَاعَةُ عُلَمَاءِ أَهْلِ اَلْعِرَاقِ وَ خُرَاسَانَ فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ أَخْبِرُونِي عَنْ مَعْنَى هَذِهِ اَلْآيَةِ ثُمَّ أَوْرَثْنَا اَلْكِتابَ اَلَّذِينَ اِصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا اَلْآيَةَ فَقَالَتِ اَلْعُلَمَاءُ أَرَادَ اَللَّهُ اَلْأُمَّةَ كُلَّهَا فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ مَا تَقُولُ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ فَقَالَ اَلرِّضَا ع لاَ أَقُولُ كَمَا قَالُوا وَ لَكِنْ أَقُولُ أَرَادَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِذَلِكَ اَلْعِتْرَةَ اَلطَّاهِرَةَ ع فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ وَ كَيْفَ عَنَى اَلْعِتْرَةَ دُونَ…
و از گفتار امام رضا علیه السلام در برگزیدگی -چون امام علی بن موسی علیهما السلام در مجلس مامون که در آن گروهی از علمای عراق و خراسان گرد هم آمده بودند، حضور یافت، مامون گفت: معنی این آیه را به من بفرمایید: «سپس این کتاب را به آن بندگان خود که آنان را برگزیده بودیم، به میراث دادیم. . . تا پایان آیه». فاطر ، آیه 32 علما گفتند: منظور خداوند همه امت است. مامون گفت: ای ابا الحسن، تو چه می گویی؟ امام رضا علیه السلام فرمود: آن گونه که آنان گفتند نمی گویم ولی می گویم: منظور خداوند تبارک و تعالی از این برگزیدگان عترت پاک رسول خدا علیهم السلام است. مامون گفت: چگونه منظور خداوند عترت است، نه ما بقی امت؟ امام رضا علیه السلام فرمود: اگر خداوند همه امت را قصد کرده بود می بایست همه امت در بهشت باشند، بخاطر…
كُنَّا مَعَ اَلرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْجَامِعِ بِهَا فَأَدَارَ اَلنَّاسُ بَيْنَهُمْ أَمْرَ اَلْإِمَامَةِ فَذَكَرُوا كَثْرَةَ اَلاِخْتِلاَفِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ اَلرِّضَا ع فَأَعْلَمْتُهُ بِمَا خَاضَ اَلنَّاسُ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ ع يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ جَهِلَ اَلْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ أَدْيَانِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ اَلدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ بَيَّنَ فِيهِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ اَلْحُدُودَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ…
وصف نمودن امام رضا علیه السلام از امامت و امام و جایگاه آن -عبد العزیز بن مسلم گفت: همراه امام رضا علیه السلام در مرو بودیم و در مسجد جامع آن شهر جمع شدیم و مردم در موضوع امامت بحث و گفتگو می کردند و اختلاف عقیده بسیاری را ذکر کردند، پس من به خدمت سرور و مولایم امام رضا علیه السلام رسیدم و او را از سخنان مردم آگاه نمودم. امام رضا علیه السلام لبخندی زد، آنگاه فرمود: ای عبد العزیز، این طایفه ندانستند و در دین خویش فریفته شدند. به درستی که خداوند جلیل و عزیز، جان پیامبرش صلی الله علیه و آله را نستاند تا آن هنگام که دین را بر او کامل ساخت و قرآن را بر او فرو فرستاد که آشکارکننده هر چیزی بود -و حلال و حرام و احکام و همه نیازهای مردم را در آن، بطور کامل بیان نموده بود و فرمود: «ما هیچ چیز را در…
لاَ يَتِمُّ عَقْلُ اِمْرِئٍ مُسْلِمٍ حَتَّى تَكُونَ فِيهِ عَشْرُ خِصَالٍ اَلْخَيْرُ مِنْهُ مَأْمُولٌ وَ اَلشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ يَسْتَكْثِرُ قَلِيلَ اَلْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ وَ يَسْتَقِلُّ كَثِيرَ اَلْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ لاَ يَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ اَلْحَوَائِجِ إِلَيْهِ وَ لاَ يَمَلُّ مِنْ طَلَبِ اَلْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ اَلْفَقْرُ فِي اَللَّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ اَلْغِنَى وَ اَلذُّلُّ فِي اَللَّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ اَلْعِزِّ فِي عَدُوِّهِ وَ اَلْخُمُولُ أَشْهَى إِلَيْهِ مِنَ اَلشُّهْرَةِ ثُمَّ قَالَ ع اَلْعَاشِرَةُ وَ مَا اَلْعَاشِرَةُ قِيلَ لَهُ مَا هِيَ قَالَ ع لاَ يَرَى أَحَداً…
خرد مرد مسلمان کامل نشود تا آنگاه که ده ویژگی در او باشد: به نیکی او امید رود و از بدی او آسودگی باشد و نیکی اندک دیگری را بسیار شمارد و نیکی بسیار خویش را ناچیز داند، از نیاز خواهی دیگران از او دلگیر نمی شود و از علم جویی در طول عمرش دلخسته نمی شود و تهیدستی در راه خدا را بیشتر از توانگری دوست می دارد و خواری در راه خدا را از بزرگمندی در نزد دشمن خدا خوشتر دارد. و گمنامی برای او رغبت انگیزتر از بلندآوازگی است. سپس امام فرمود، دهمی و چه دهمی؟ از امام علیه السلام پرسیده شد: آن چیست؟ امام علیه السلام فرمود: کسی را نبیند مگر آن که گوید: او از من بهتر و پارساتر است، به راستی جز این نباشد که مردم دو گونه اند: مردی بهتر و پارساتر از او و مردی بدتر و فرومایه تر از او. پس آن هنگام که بدتر و فرومایه…
وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اَللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ َقَالَ ع اَلتَّوَكُّلُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ تَثِقَ بِهِ فِي أَمْرِكَ كُلِّهِ فِيمَا فَعَلَ بِكَ فَمَا فَعَلَ بِكَ كُنْتَ رَاضِياً وَ تَعْلَمَ أَنَّهُ لَمْ يَأْلُكَ خَيْراً وَ نَظَراً وَ تَعْلَمَ أَنَّ اَلْحُكْمَ فِي ذَلِكَ لَهُ فَتَتَوَكَّلَ عَلَيْهِ بِتَفْوِيضِ ذَلِكَ إِلَيْهِ وَ مِنْ ذَلِكَ اَلْإِيمَانُ بِغُيُوبِ اَللَّهِ اَلَّتِي لَمْ يُحِطْ عِلْمُكَ بِهَا فَوَكَلْتَ عِلْمَهَا إِلَيْهِ وَ إِلَى أُمَنَائِهِ عَلَيْهَا وَ وَثِقْتَ بِهِ فِيهَا وَ فِي غَيْرِهَا .
مردی از امام رضا علیه السلام در باره این سخن خداوند پرسید که: «و هر که بر خدا اعتماد کند او برای وی بس است». طلاق ، آیه 3 . امام علیه السلام فرمود: توکل را مراتبی باشد: یکی از مراتب این است که در همه کار خویش در آنچه با تو کند به او اطمینان کنی و هر کاری که انجام دهد خرسند باشی و بدانی که او در نیکی و رعایت حال تو کوتاهی نفرموده و بدانی که دستور دهی در این کار، از آن اوست، پس با وانهادن همه کارهایت به خداوند، به وی توکل نمایی و یکی دیگر از مراتب این باشد که به امور غیبی خداوند که دانش تو آن امور را در برنگیرد باور داشته باشی، پس آگاهی از امور غیبی را به خداوند و امنا او وانهی و به خداوند در آن و در غیر آن اعتماد داشته باشی.
إِنَّ مِنْ عَلاَمَاتِ اَلْفِقْهِ اَلْحِلْمَ وَ اَلْعِلْمَ وَ اَلصَّمْتُ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ اَلْحِكْمَةِ إِنَّ اَلصَّمْتَ يَكْسِبُ اَلْمَحَبَّةَ إِنَّهُ دَلِيلٌ عَلَى كُلِّ خَيْرٍ .
همانا از نشانه های دین شناسی، بردباری و دانش است و سکوت دری از درهای حکمت است؛ به راستی سکوت مهرآور است و بی گمان راهنمای هر نیکی است.
دَخَلْتُ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع فَقَالَ لِي يَا عَلِيُّ مَنْ أَحْسَنُ اَلنَّاسِ مَعَاشاً قُلْتُ أَنْتَ يَا سَيِّدِي أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي فَقَالَ ع يَا عَلِيُّ مَنْ حَسَّنَ مَعَاشَ غَيْرِهِ فِي مَعَاشِهِ يَا عَلِيُّ مَنْ أَسْوَأُ اَلنَّاسِ مَعَاشاً قُلْتُ أَنْتَ أَعْلَمُ قَالَ مَنْ لَمْ يُعِشْ غَيْرَهُ فِي مَعَاشِهِ يَا عَلِيُّ أَحْسِنُوا جِوَارَ اَلنِّعَمِ فَإِنَّهَا وَحْشِيَّةٌ مَا نَأَتْ عَنْ قَوْمٍ فَعَادَتْ إِلَيْهِمْ يَا عَلِيُّ إِنَّ شَرَّ اَلنَّاسِ مَنْ مَنَعَ رِفْدَهُ وَ أَكَلَ وَحْدَهُ وَ جَلَدَ عَبْدَهُ .
علی بن شعیب گفت: به محضر امام رضا علیه السلام رسیدم امام علیه السلام به من فرمود: ای علی، زندگی چه کسی نیکوتر است؟ عرض کردم: ای سرورم شما از من داناتر به آن هستید. امام علیه السلام فرمود: ای علی، آن کس که زندگی دیگری را در کنار زندگی خویش خوش بدارد. -42-ای علی؛ زندگی چه کسی نگون حال تر است؟ عرض کردم: شما داناترید. امام علیه السلام فرمود: آن کس که دیگری در سایه زندگی او زندگی نکند. -43-ای علی، با نعمت ها نیک برخوردی کنید؛ چرا که گریزپایند، از گروهی دور نشوند که باز گردند. -44-ای علی، به راستی بدترین مردم کسی است که از کمک مالی مضایقه کند و به تنهایی غذا بخورد و غلامش را تازیانه بزند.
لَمَّا عَزَمَ اَلْمَأْمُونُ عَلَى أَنْ يُزَوِّجَ اِبْنَتَهُ أُمَّ اَلْفَضْلِ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ اَلرِّضَا ع اِجْتَمَعَ إِلَيْهِ أَهْلُ بَيْتِهِ اَلْأَدْنَوْنَ مِنْهُ فَقَالُوا لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ نَاشَدْنَاكَ أَنْ تُخْرِجَ عَنَّا أَمْراً قَدْ مَلِكْنَاهُ وَ تَنْزِعَ عَنَّا عِزّاً قَدْ لَبِسْنَاهُ وَ تَعْلَمُ اَلْأَمْرَ اَلَّذِي بَيْنَنَا وَ بَيْنَ آلِ عَلِيٍّ قَدِيماً وَ حَدِيثاً فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ أَمْسِكُوا وَ اَللَّهِ لاَ قَبِلْتُ مِنْ وَاحِدٍ مِنْكُمْ فِي أَمْرِهِ فَقَالُوا يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَ تُزَوِّجُ اِبْنَتَكَ وَ قُرَّةَ عَيْنِكَ صَبِيّاً…
سخنان امام جواد علیه السلام آنچه از امام جواد محمد بن علی در این زمینه ها(اخلاق و حکمت و غیره)نقل شده است. - چون مامون عباسی تصمیم گرفت که دخترش ام الفضل را به امام ابو جعفر محمد بن علی الرضا علیه السلام تزویج نماید -خاندان نزدیکش نزد او آمدند و گفتند: ای امیر مومنان تو را سوگند می دهیم که مبادا اقدامی کنی که امری را که به دست ماست از دست ما به در کنی و جامه عزت خلافت را که پوشیده ایم از تن ما بکنی و تو خوب می دانی قضایایی که میان ما و آل علی از قدیم تا امروز بوده به چه صورتی است. مامون گفت: خاموش باشید، من از هیچ یک از شما در باره او چیزی نپذیرم. گفتند: ای امیر مومنان تو دختر و نور دیده ات را به همسری پسر بچه ای درمی آوری که هنوز دین خدا را نیک نفهمیده است -و حلال را از حرام و واجب را از…
قَالَ لَهُ رَجُلٌ أَوْصِنِي قَالَ ع وَ تَقْبَلُ قَالَ نَعَمْ قَالَ تَوَسَّدِ اَلصَّبْرَ وَ اِعْتَنِقِ اَلْفَقْرَ وَ اِرْفَضِ اَلشَّهَوَاتِ وَ خَالِفِ اَلْهَوَى وَ اِعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَيْنِ اَللَّهِ فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ .
سخنانی کوتاه از امام جواد علیه السلام در همین زمینه ها(اخلاق و حکمت و غیره) -1-مردی به آن حضرت گفت: مرا اندرز و سفارش فرما. فرمود: آیا تو اندرز می پذیری؟ گفت: آری آنگاه امام جواد علیه السلام فرمود: صبر را بالش خود ساز و با فقر دست به گردن شو و شهوت ها را دور ساز و با هوای نفس مخالفت ورز و بدان که همواره در دیدرس خدایی، پس ببین چگونه باید باشی.
أَنَّ جَمَّالاً حَمَلَهُ مِنَ اَلْمَدِينَةِ إِلَى اَلْكُوفَةِ فَكَلَّمَهُ فِي صِلَتِهِ وَ قَدْ كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَصَلَهُ بِأَرْبَعِمِائَةِ دِينَارٍ فَقَالَ ع سُبْحَانَ اَللَّهِ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهُ لاَ يَنْقَطِعُ اَلْمَزِيدُ مِنَ اَللَّهِ حَتَّى يَنْقَطِعَ اَلشُّكْرُ مِنَ اَلْعِبَادِ .
روایت شده که ساربانی امام جواد علیه السلام را از مدینه به کوفه آورد و با اینکه حضرت چهار صد دینار به وی پرداخته بود باز هم برای گرفتن انعام چانه می زد، امام علیه السلام فرمود: سبحان الله مگر نمی دانی افزونی نعمت از طرف خدا قطع نشود مگر آنکه شکرگزاری بندگان قطع گردد؟