حدیث امام رضا (ع) درباره توحید

توحید
شماره ۱۰۵۱۲ امام رضا (ع)

قال الإمام الرضاء عليه السلام:

سَأَلَهُ عِمْرَانُ اَلصَّابِي فِي مَجْلِسٍ كَبِيرٍ جَمَعَ لَهُ اَلْمَأْمُونُ فِيهِ مُتَكَلِّمِي اَلْمِلَلِ كُلَّهُمُ اَلْمُخَالِفِينَ لِلْإِسْلاَمِ فَخَصَمَ جَمِيعَهُمْ وَ اَلْخَبَرُ طَوِيلٌ وَ اَلْمَجْلِسُ مَشْهُورٌ ذَكَرْنَا مِنْهُ مَا اِقْتَضَاهُ اَلْكِتَابُ قَالَ لَهُ عِمْرَانُ اَلصَّابِي أَخْبِرْنِي نُوَحِّدُ اَللَّهَ بِحَقِيقَةٍ أَمْ نُوَحِّدُهُ بِوَصْفٍ فَقَالَ لَهُ اَلرِّضَا ع إِنَّ اَلنُّورَ اَلْبَدِي ءَ اَلْوَاحِدَ اَلْكَوْنَ اَلْأَوَّلَ وَاحِدٌ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ لاَ شَيْ ءَ مَعَهُ فَرْدٌ لاَ ثَانِيَ مَعَهُ و لاَ مَعْلُومٌ وَ لاَ مَجْهُولٌ وَ لاَ مُحْكَمٌ وَ لاَ مُتَشَابِهٌ وَ لاَ مَذْكُورٌ وَ لاَ مَنْسِيٌّ وَ لاَ شَيْ ءٌ يَقَعُ عَلَيْهِ اِسْمُ شَيْ ءٍ مِنَ اَلْأَشْيَاءِ كُلِّهَا فَكَانَ اَلْبَدِي ءُ قَائِماً بِنَفْسِهِ نُورٌ غَنِيٌّ مُسْتَغْنٍ عَنْ غَيْرِهِ لاَ مِنْ وَقْتٍ كَانَ وَ لاَ إِلَى وَقْتٍ يَكُونُ وَ لاَ عَلَى شَيْ ءٍ قَامَ وَ لاَ إِلَى شَيْ ءٍ اِسْتَتَرَ وَ لاَ فِي شَيْ ءٍ اِسْتَكَنَّ وَ لاَ يُدْرِكُ اَلْقَائِلُ مَقَالاً إِذَا خَطَرَ بِبَالِهِ ضَوْءٌ أَوْ مِثَالٌ أَوْ شَبَحٌ أَوْ ظِلٌّ وَ ذَلِكَ كُلُّهُ قَبْلَ اَلْخَلْقِ فِي اَلْحَالِ اَلَّتِي لاَ شَيْ ءَ فِيهَا غَيْرُهُ وَ اَلْحَالُ أَيْضاً فِي هَذَا اَلْمَوْضِعِ فَإِنَّمَا هِيَ صِفَاتٌ مُحْدَثَةٌ وَ تَرْجَمَةٌ مِنْ مُتَوَهِّمٍ لِيَفْهَمَ أَ فَهِمْتَ يَا عِمْرَانُ قَالَ نَعَمْ قَالَ اَلرِّضَا ع اِعْلَمْ أَنَّ اَلتَّوَهُّمَ وَ اَلْمَشِيئَةَ وَ اَلْإِرَادَةَ مَعْنَاهَا وَاحِدٌ وَ أَسْمَاؤُهَا ثَلاَثَةٌ وَ كَانَ أَوَّلُ تَوَهُّمِهِ وَ إِرَادَتِهِ وَ مَشِيئَتِهِ اَلْحُرُوفَ اَلَّتِي جَعَلَهَا أَصْلاً لِكُلِّ شَيْ ءٍ وَ فَاصِلاً لِكُلِّ مُشْكِلٍ وَ لَمْ يَجْعَلْ فِي تَوَهُّمِهِ مَعْنًى غَيْرَ أَنْفُسِهَا متناهي مُتَنَاهٍ وَ لاَ وُجُودَ لِأَنَّهَا مُتَوَهَّمَةٌ بِالتَّوَهُّمِ وَ اَللَّهُ سَابِقُ اَلتَّوَهُّمِ لِأَنَّهُ لَيْسَ قَبْلَهُ شَيْ ءٌ وَ لاَ كَانَ مَعَهُ شَيْ ءٌ وَ اَلتَّوَهُّمُ سَابِقٌ لِلْحُرُوفِ فَكَانَتِ اَلْحُرُوفُ مُحْدَثَةً بِالتَّوَهُّمِ وَ كَانَ اَلتَّوَهُّمُ وَ لَيْسَ قَبْلَ اَللَّهِ مَذْهَبٌ وَ اَلتَّوَهُّمُ مِنَ اَللَّهِ غَيْرُ اَللَّهِ وَ لِذَلِكَ صَارَ فِعْلُ كُلِّ شَيْ ءٍ غَيْرَهُ وَ حَدُّ كُلِّ شَيْ ءٍ غَيْرَهُ وَ صِفَةُ كُلِّ شَيْ ءٍ غَيْرَ اَلْمَوْصُوفِ وَ حَدُّ كُلِّ شَيْ ءٍ غَيْرُ اَلْمَحْدُودِ وَ ذَلِكَ لِأَنَّ اَلْحُرُوفَ إِنَّمَا هِيَ مُقَطَّعَةٌ قَائِمَةٌ بِرُءُوسِهَا لاَ تَدُلُّ غَيْرَ نُفُوسِهَا فَإِذَا أَلَّفْتَهَا وَ جَمَعْتَ مِنْهَا أَحْرُفاً كَانَتْ تَدُلُّ عَلَى غَيْرِهَا مِنْ أَسْمَاءٍ وَ صِفَاتٍ وَ اِعْلَمْ أَنَّهُ لاَ يَكُونُ صِفَةٌ لِغَيْرِ مَوْصُوفٍ وَ لاَ اِسْمٌ لِغَيْرِ مَعْنًى وَ لاَ حَدٌّ لِغَيْرِ مَحْدُودٍ وَ اَلْأَسْمَاءُ وَ اَلصِّفَاتُ كُلُّهَا تَدُلُّ عَلَى اَلْكَمَالِ وَ اَلْوُجُودِ وَ لاَ تَدُلُّ عَلَى اَلْإِحَاطَةِ كَمَا تَدُلُّ عَلَى اَلْوُجُودِ اَلَّذِي هُوَ اَلتَّرْبِيعُ وَ اَلتَّدْوِيرُ وَ اَلتَّثْلِيثُ لِأَنَّ اَللَّهَ يُدْرَكُ بِالْأَسْمَاءِ وَ اَلصِّفَاتِ وَ لاَ يُدْرَكُ بِالتَّحْدِيدِ فَلَيْسَ يَنْزِلُ بِاللَّهِ شَيْ ءٌ مِنْ ذَلِكَ حَتَّى يَعْرِفَهُ خَلْقُهُ مَعْرِفَتَهُمْ لِأَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كَانَتْ صِفَاتُهُ لاَ تَدُلُّ عَلَيْهِ وَ أَسْمَاؤُهُ لاَ تَدْعُو إِلَيْهِ لَكَانَتِ اَلْعِبَادَةُ مِنَ اَلْخَلْقِ لِأَسْمَائِهِ وَ صِفَاتِهِ دُونَ مَعْنَاهُ وَ لَوْ كَانَ كَذَلِكَ لَكَانَ اَلْمَعْبُودُ اَلْوَاحِدُ غَيْرَ اَللَّهِ لِأَنَّ صِفَاتِهِ غَيْرُهُ قَالَ لَهُ عِمْرَانُ أَخْبِرْنِي عَنِ اَلتَّوَهُّمِ خَلْقٌ هُوَ أَمْ غَيْرُ خَلْقٍ قَالَ اَلرِّضَا ع بَلْ خَلْقٌ سَاكِنٌ لاَ يُدْرَكُ بِالسُّكُونِ وَ إِنَّمَا صَارَ خَلْقاً لِأَنَّهُ شَيْ ءٌ مُحْدَثٌ اَللَّهُ اَلَّذِي أَحْدَثَهُ فَلَمَّا سُمِّيَ شَيْئاً صَارَ خَلْقاً وَ إِنَّمَا هُوَ اَللَّهُ وَ خَلْقُهُ لاَ ثَالِثَ غَيْرُهُمَا وَ قَدْ يَكُونُ اَلْخَلْقُ سَاكِناً وَ مُتَحَرِّكاً وَ مُخْتَلِفاً وَ مُؤْتَلِفاً وَ مَعْلُوماً وَ مُتَشَابِهاً وَ كُلُّ مَا وَقَعَ عَلَيْهِ اِسْمُ شَيْ ءٍ فَهُوَ خَلْقٌ .

از گفتار امام رضا علیه السلام در یکتاپرستی -در مجلس بزرگی که مامون تمام دانشمندان علم کلام آیین های مخالف اسلام را در آن جمع کرده بود، و امام رضا علیه السلام در آن مناظره بر همه آنان چیره شده بود، عمران صابی از امام علیه السلام سوالاتی پرسید و این روایت طولانی و آن مجلس مشهور است، از آن روایت به قدر اقتضای کتاب ذکر کردیم. عمران صابی به امام علیه السلام عرض کرد: به من بگویید که آیا ما با حقیقت، خداوند را یکتا می دانیم و یا با وصف، او را یکتا می شماریم؟ امام رضا علیه السلام به او فرمود: همانا آن نور آغازگر یکتا، آن هستی اولین یگانه است، شریکی ندارد و چیزی با او نیست، یکی است و دومی ندارد، نه معلوم است و نه مجهول، نه محکم است و نه متشابه، نه در یاد باشد و نه از یاد رفته و«چیز» نیست که نام چیزی از همه چیزها بر او گذاشته شود، پس آن آغازگر قایم به خویش است، نوری است بی نیاز از دیگری، نه«از زمانی»بوده و نه«تا زمانی»باشد و نه بر چیزی ایستاده و نه به چیزی نهان و نه در چیزی ساکن شده و گوینده چون به ذهنش خطور کند او را به عنوان نوری یا همانندی یا شبحی یا سایه ای درک کند و تمام این ها پیش از آفرینش بوده در حالی که چیزی غیر از او در آن حال نبوده و اینک نیز در همین جایگاه است، پس مسلما این ها صفاتی ایجاد شده و ترجمانی برای گمان کننده است تا بفهمد. ای عمران آیا فهمیدی؟ عرض کرد: آری. امام رضا علیه السلام فرمود: بدان که خیال و خواست و اراده معنایشان یکی است و سه اسم دارند و اولین خیال و اراده و خواست او، حروفی بودند که آنها را پایه و اساس هر چیزی و حل کننده هر مشکلی قرار داد و در خیال خویش معنایی جز همان معانی متناهی و وجودی غیر از نفس آنها ننهاد؛ چرا که: آنها به خیال پنداشته می شدند و خداوند بر خیال پیشی داشت؛ زیرا پیش از خداوند و همراه او چیزی نبود -و خیال بر حروف پیشی داشت و حروف با خیال ایجاد شده بودند و خیال بود و پیش از یا از جانب خدا مذهبی نبود و خیال از جانب خدا غیر از ذات خداست و به همین خاطر کار هر چیزی غیر از ذات خداست و حد هر چیز غیر از ذات اوست و صفت هر چیزی غیر از آن موصوف است و حد هر چیزی غیر از آن محدود است و این است که به درستی حروف جدا جدا هستند که قایم به خویش اند و بر غیر خویش دلالتی ندارند، پس چون آنها را ترکیب کنی و حروفی را در کنار هم فراهم آوری بر غیر خویش که نام ها و صفاتند، دلالت کنند. و بدان که صفتی بی موصوف و اسمی بی معنی و حدی بی محدود نباشد و همه نام ها و صفت ها بر کمال و وجود دلالت کنند و بر احاطه دلالت نکنند همان طور که بر وجودی که همان چهارگوش و دایره و سه گوش است دلالت می کنند؛ زیرا خداوند با نام ها و صفت ها دریافته شود و نه به حد نهادن، پس چیزی از این حدود در مورد خدا واقع نشود تا آفریدگانش او را با این حدود بشناسند همان گونه که خویشتن را می شناسند و اگر صفت های خدا بر او دلالت نمی کرد و نام هایش بر او گفته نمی شد بی گمان عبادت آفریدگان تنها به نام ها و صفتها بدون معنای آن می بود و اگر این گونه بود، معبود یکتا غیر از خدا می شد، زیرا صفاتش غیر از خود اوست. عمران به امام رضا علیه السلام عرض کرد: به من بگویید که خیال مخلوق است یا غیر مخلوق؟ امام رضا علیه السلام فرمود: بلکه آفریده ای ساکن است که به سکون درک نشود و به راستی به این سبب آفریده محسوب شده که چیزی«ایجاد شده»باشد، خداوند آن را ایجاد نموده، پس چون«چیز»نامیده می شود آفریده محسوب می گردد و به درستی که خدا باشد و آفریده او، و چیز سومی غیر از آن دو نباشد و آفریده گاهی ساکن است و گاهی متحرک و گاهی درآمد و رفت و گاهی در کنار هم و بسا معلوم و یا متشابه است و هر چیزی که بر آن نام«چیز»گذاشته شود همان آفریده است.

موضوع:
توحید
منبع:
تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 423
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه