وَ اَللَّهِ إِنَّ فِي اَلسَّمَاءِ لَسَبْعِينَ صَفّاً مِنَ اَلْمَلاَئِكَةِ لَوِ اِجْتَمَعَ أَهْلُ اَلْأَرْضِ كُلُّهُمْ يُحْصُونَ عَدَدَ كُلِّ صَفٍّ مِنْهُمْ مَا أَحْصَوْهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَيَدِينُونَ بِوَلاَيَتِنَا .
امام باقر علیه السلام میفرمود: بخدا که در آسمان هفتاد صف از ملایکه است، اگر تمام مردم روی زمین انجمن کنند که یک صف آنها را بشمارند، نتوانند، و آن فرشتگان همگی ولایت ما را معتقدند.
إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ نَصَبَ عَلِيّاً ع عَلَماً بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ فَمَنْ عَرَفَهُ كَانَ مُؤْمِناً وَ مَنْ أَنْكَرَهُ كَانَ كَافِراً وَ مَنْ جَهِلَهُ كَانَ ضَالاًّ وَ مَنْ نَصَبَ مَعَهُ شَيْئاً كَانَ مُشْرِكاً وَ مَنْ جَاءَ بِوَلاَيَتِهِ دَخَلَ اَلْجَنَّةَ .
امام باقر علیه السلام فرمود: همانا خدای عز و جل علی علیه السلام را نشانه ای میان خود و مخلوقش گماشت، هر که او را شناسد مومن است، و هر که انکارش کند کافر است و هر که او را نشناسد گمراهست و هر که دیگری را همراه او گمارد مشرکست، و هر که با ولایت او آید ببهشت در آید.
إِنَّ عَلِيّاً ع بَابٌ فَتَحَهُ اَللَّهُ فَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ مُؤْمِناً وَ مَنْ خَرَجَ مِنْهُ كَانَ كَافِراً وَ مَنْ لَمْ يَدْخُلْ فِيهِ وَ لَمْ يَخْرُجْ مِنْهُ كَانَ فِي اَلطَّبَقَةِ اَلَّذِينَ قَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِي فِيهِمُ اَلْمَشِيئَةُ.
ابو حمزه گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام میفرمود: همانا علی علیه السلام دریست که خدا 233 - 3 آن را(بروی بندگانش)گشوده، هر که از آن در وارد شود مومن است و هر که از آن خارج شود کافر است، و هر کس نه داخل شود و نه خارج شود(بیطرف باشد یا آن حضرت را نشناسد)در زمره کسانی است که خدای تبارک و تعالی در باره ایشان فرموده است: من در باره آنها بخواست خود رفتار کنم. (یا ببهشت و یا بدوزخشان برم).
إِنَّ اَللَّهَ أَخَذَ مِيثَاقَ شِيعَتِنَا بِالْوَلاَيَةِ لَنَا وَ هُمْ ذَرٌّ يَوْمَ أَخَذَ اَلْمِيثَاقَ عَلَى اَلذَّرِّ بِالْإِقْرَارِ لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ وَ لِمُحَمَّدٍ ص بِالنُّبُوَّةِ وَ عَرَضَ اَللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ عَلَى مُحَمَّدٍ ص أُمَّتَهُ فِي اَلطِّينِ وَ هُمْ أَظِلَّةٌ وَ خَلَقَهُمْ مِنَ اَلطِّينَةِ اَلَّتِي خُلِقَ مِنْهَا آدَمُ وَ خَلَقَ اَللَّهُ أَرْوَاحَ شِيعَتِنَا قَبْلَ أَبْدَانِهِمْ بِأَلْفَيْ عَامٍ وَ عَرَضَهُمْ عَلَيْهِ وَ عَرَّفَهُمْ رَسُولَ اَللَّهِ ص وَ عَرَّفَهُمْ عَلِيّاً وَ نَحْنُ نَعْرِفُهُمْ فِي لَحْنِ اَلْقَوْلِ .
و می فرمود: خدا از شیعیان ما آنگاه که در عالم ذر بودند، بولایت ما پیمان گرفت، روزی که از همه در عالم ذر پیمان میگرفت، و نیز بربوبیت خود و نبوت محمد صلی الله علیه و آله پیمان گرفت، و خدای جل و عز امتش را که مانند سایه ها بودند(روح بدون پیکر یا با پیکر مثالی بودند)بمحمد صلی الله- علیه و آله در گل ارایه فرمود، و آنها را از گلی آفرید که آدم را از آن آفرید، و خدا ارواح شیعیان ما را دو هزار سال پیش از بدنهایشان آفرید، و ایشان را بر پیغمبر صلی الله علیه و آله عرضه داشت، حضرت آنها را شناخت و علی هم آنها را شناخت و ما آنها را از سیاق گفتار میشناسیم(یعنی از گوشه و کنار گفتارشان محبت و ولایت آنها نسبت بما واضح می شود).
أَنَّ رَجُلاً جَاءَ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع وَ هُوَ مَعَ أَصْحَابِهِ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَنَا وَ اَللَّهِ أُحِبُّكَ وَ أَتَوَلاَّكَ فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع كَذَبْتَ قَالَ بَلَى وَ اَللَّهِ إِنِّي أُحِبُّكَ وَ أَتَوَلاَّكَ فَكَرَّرَ ثَلاَثاً فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع كَذَبْتَ مَا أَنْتَ كَمَا قُلْتَ إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْأَرْوَاحَ قَبْلَ اَلْأَبْدَانِ بِأَلْفَيْ عَامٍ ثُمَّ عَرَضَ عَلَيْنَا اَلْمُحِبَّ لَنَا فَوَ اَللَّهِ مَا رَأَيْتُ رُوحَكَ فِيمَنْ عُرِضَ فَأَيْنَ كُنْتَ فَسَكَتَ اَلرَّجُلُ عِنْدَ ذَلِكَ وَ لَمْ يُرَاجِعْهُ .
امام صادق علیه السلام فرمود: مردی خدمت امیر المومنین علیه السلام آمد و آن حضرت همراه اصحابش بود، بر آن حضرت سلام کرد و گفت: بخدا من ولایت و محبت تو را دارم، امیر المومنین علیه السلام فرمود دروغ گویی، گفت: چرا، بخدا من محبت و دوستی تو را دارم و تا سه بار تکرار کرد، امیر المومنین علیه السلام فرمود: دروغ گویی، تو چنان که گویی نیستی، همانا خدا روحهای مردم را دو هزار سال پیش از بدنهایشان آفرید و سپس دوستان ما را بما عرضه کرد، بخدا که من روح ترا در میان آنها ندیدم، پس تو کجا بودی؟ آنگاه آن مرد ساکت شد و جوابی نگفت.
إِنَّا لَنَعْرِفُ اَلرَّجُلَ إِذَا رَأَيْنَاهُ بِحَقِيقَةِ اَلْإِيمَانِ وَ حَقِيقَةِ اَلنِّفَاقِ.
امام باقر علیه السلام فرمود: ما هر گاه مردی را ببینیم، ایمان یا نفاق او را بحقیقتش میشناسیم. (یعنی حقیقت و واقع ایمان یا حقیقت و واقع نفاق او را میشناسیم و چیزی از ایمان یا نفاق او بر ما پوشیده نمیماند).
سَأَلْتُهُ عَنِ اَلْإِمَامِ فَوَّضَ اَللَّهُ إِلَيْهِ كَمَا فَوَّضَ إِلَى سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ فَقَالَ نَعَمْ وَ ذَلِكَ أَنَّ رَجُلاً سَأَلَهُ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَأَجَابَهُ فِيهَا وَ سَأَلَهُ آخَرُ عَنْ تِلْكَ اَلْمَسْأَلَةِ فَأَجَابَهُ بِغَيْرِ جَوَابِ اَلْأَوَّلِ ثُمَّ سَأَلَهُ آخَرُ فَأَجَابَهُ بِغَيْرِ جَوَابِ اَلْأَوَّلَيْنِ ثُمَّ قَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَعْطِ بِغَيْرِ حِسابٍ : وَ هَكَذَا هِيَ فِي قِرَاءَةِ عَلِيٍّ ع قَالَ قُلْتُ أَصْلَحَكَ اَللَّهُ فَحِينَ أَجَابَهُمْ بِهَذَا اَلْجَوَابِ يَعْرِفُهُمُ اَلْإِمَامُ قَالَ سُبْحَانَ اَللَّهِ أَ مَا تَسْمَعُ اَللَّهَ يَقُولُ إِنَّ…
عبد الله بن سلیمان گوید: از امام صادق علیه السلام راجع بامام پرسیدم که آیا کار باو واگذار شده است چنان که بسلیمان بن داود واگذار شده بود؟ فرمود: آری، و دلیلش اینست که: مردی از امام مساله ای پرسید، آن حضرت جوابش گفت: سپس دیگری همان مساله را پرسید و او جوابی بر خلاف جواب اول گفت، باز دیگری همان مساله را پرسید و او جوابی بر خلاف آن دو جواب گفت، سپس فرمود: «اینست بخشش ما، منت گذار یا ببخش بدون حساب-39 سوره 38-»در قرایت علی علیه السلام این گونه است(و در قرایت مشهور بجای اعط، امسک است). -من عرضکردم: اصلحک الله امام که این جواب را میگوید، آنها را میشناسد؟ (که هر یک را مطابق فهم و استعدادش پاسخ میگوید)فرمود: سبحان الله مگر نمیشنوی که خدا میفرماید: «در اینها نشانه هایی است برای باریک بینان-75 سوره…
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص سَيِّدَ وُلْدِ آدَمَ فَقَالَ كَانَ وَ اَللَّهِ سَيِّدَ مَنْ خَلَقَ اَللَّهُ وَ مَا بَرَأَ اَللَّهُ بَرِيَّةً خَيْراً مِنْ مُحَمَّدٍ ص .
حسین بن عبد الله گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: رسول خدا صلی الله علیه و آله سرور فرزندان آدم بود؟ فرمود بخدا او سرور مخلوق خدا بود، و خدا هیچ مخلوقی را بهتر از محمد صلی الله- علیه و آله نیافریده.
وَ ذَكَرَ رَسُولَ اَللَّهِ ص فَقَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع مَا بَرَأَ اَللَّهُ نَسَمَةً خَيْراً مِنْ مُحَمَّدٍ ص .
امام صادق علیه السلام از پیغمبر صلی الله علیه و آله یاد کرد و فرمود: خدا هیچ نفس کشی را بهتر از محمد صلی الله علیه و آله نیافریده.
قَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَا مُحَمَّدُ إِنِّي خَلَقْتُكَ وَ عَلِيّاً نُوراً يَعْنِي رُوحاً بِلاَ بَدَنٍ قَبْلَ أَنْ أَخْلُقَ سَمَاوَاتِي وَ أَرْضِي وَ عَرْشِي وَ بَحْرِي فَلَمْ تَزَلْ تُهَلِّلُنِي وَ تُمَجِّدُنِي ثُمَّ جَمَعْتُ رُوحَيْكُمَا فَجَعَلْتُهُمَا وَاحِدَةً فَكَانَتْ تُمَجِّدُنِي وَ تُقَدِّسُنِي وَ تُهَلِّلُنِي ثُمَّ قَسَمْتُهَا ثِنْتَيْنِ وَ قَسَمْتُ اَلثِّنْتَيْنِ ثِنْتَيْنِ فَصَارَتْ أَرْبَعَةً مُحَمَّدٌ وَاحِدٌ وَ عَلِيٌّ وَاحِدٌ وَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ ثِنْتَانِ ثُمَّ خَلَقَ اَللَّهُ فَاطِمَةَ مِنْ نُورٍ اِبْتَدَأَهَا رُوحاً بِلاَ بَدَنٍ ثُمَّ مَسَحَنَا…
امام صادق علیه السلام فرمود: خدای تبارک و تعالی فرماید: ای محمد من ترا و علی را بصورت نوری یعنی روحی بدون پیکر آفریدم، پیش از آنکه آسمان و زمین و عرش و دریایم را بیافرینم، پس تو همواره یکتایی و تمجید مرا میگفتی، سپس دو روح شما را گرد آوردم و یکی ساختم، و آن یکروح مرا تمجید و تقدیس و تهلیل میگفت، آنگاه آن را بدو قسمت کردم و باز هر یک از آن دو قسمت را بدو قسمت نمودم تا چهار روح شد، محمد یکی، علی یکی، حسن و حسین دو تا. سپس خدا فاطمه را از نوری که در ابتدا روحی بدون پیکر بود آفرید، آنگاه با دست خود ما را مسح کرد و نورش را بما رسانید.
أَوْحَى اَللَّهُ تَعَالَى إِلَى مُحَمَّدٍ ص أَنِّي خَلَقْتُكَ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً وَ نَفَخْتُ فِيكَ مِنْ رُوحِي كَرَامَةً مِنِّي أَكْرَمْتُكَ بِهَا حِينَ أَوْجَبْتُ لَكَ اَلطَّاعَةَ عَلَى خَلْقِي جَمِيعاً فَمَنْ أَطَاعَكَ فَقَدْ أَطَاعَنِي وَ مَنْ عَصَاكَ فَقَدْ عَصَانِي وَ أَوْجَبْتُ ذَلِكَ فِي عَلِيٍّ وَ فِي نَسْلِهِ مِمَّنِ اِخْتَصَصْتُهُ مِنْهُمْ لِنَفْسِي.
امام باقر علیه السلام میفرماید: خدای تعالی بمحمد صلی الله علیه و آله وحی کرد که: ای محمد من ترا آفریدم، در حالی که هیچ نبودی و از روح خود در تو دمیدم، برای شرافتی که از خود نسبت بتو قایل شدم، زمانی که اطاعت ترا بر همه خلقم واجب ساختم، پس هر که ترا فرمانبرد، مرا فرمان برده. و هر که نافرمانی تو کند، نافرمانی من کرده است. و آن اطاعت را نیز در باره علی و نسلش، آنهایی را که بخود مخصوص نمودم(یازده فرزند معصوم او)واجب ساختم.
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ اَلثَّانِي ع فَأَجْرَيْتُ اِخْتِلاَفَ اَلشِّيعَةِ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَزَلْ مُتَفَرِّداً بِوَحْدَانِيَّتِهِ ثُمَّ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ فَمَكَثُوا أَلْفَ دَهْرٍ ثُمَّ خَلَقَ جَمِيعَ اَلْأَشْيَاءِ فَأَشْهَدَهُمْ خَلْقَهَا وَ أَجْرَى طَاعَتَهُمْ عَلَيْهَا وَ فَوَّضَ أُمُورَهَا إِلَيْهِمْ فَهُمْ يُحِلُّونَ مَا يَشَاءُونَ وَ يُحَرِّمُونَ مَا يَشَاءُونَ وَ لَنْ يَشَاءُوا إِلاَّ أَنْ يَشَاءَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ثُمَّ قَالَ يَا مُحَمَّدُ هَذِهِ اَلدِّيَانَةُ اَلَّتِي مَنْ تَقَدَّمَهَا مَرَقَ وَ…
محمد بن سنان گوید: نزد امام محمد تقی علیه السلام بودم و اختلاف شیعه را مطرح کردم، حضرت فرمود: ای محمد همانا خدای تبارک و تعالی همواره بیگانگی خود یکتا بود(یگانه ای غیر او نبود) سپس محمد و علی و فاطمه را آفرید، آنها هزار دوران بماندند، سپس چیزهای دیگر را آفرید. و ایشان را بر آفرینش آنها گواه گرفت و اطاعت ایشان را در میان مخلوق جاری ساخت(بر آنها واجب کرد)و کارهای مخلوق را بایشان واگذاشت. پس ایشان هر چه را خواهند حلال کنند و هر چه را خواهند حرام سازند، ولی هرگز جز آنچه خدای تبارک و تعالی خواهد نخواهند. سپس فرمود: ای محمد اینست آن دیانتی که هر که از آن جلو رود(غلو کند، از دایره اسلام)بیرون رفته و هر که عقب بماند(و وارد دایره نشود)نابود گشته دینش را باطل کرده و هر که بآن بچسبد، بحق رسیده است، ای…