أَنَّ رَجُلاً جَاءَ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع وَ هُوَ مَعَ أَصْحَابِهِ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَنَا وَ اَللَّهِ أُحِبُّكَ وَ أَتَوَلاَّكَ فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع كَذَبْتَ قَالَ بَلَى وَ اَللَّهِ إِنِّي أُحِبُّكَ وَ أَتَوَلاَّكَ فَكَرَّرَ ثَلاَثاً فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع كَذَبْتَ مَا أَنْتَ كَمَا قُلْتَ إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْأَرْوَاحَ قَبْلَ اَلْأَبْدَانِ بِأَلْفَيْ عَامٍ ثُمَّ عَرَضَ عَلَيْنَا اَلْمُحِبَّ لَنَا فَوَ اَللَّهِ مَا رَأَيْتُ رُوحَكَ فِيمَنْ عُرِضَ فَأَيْنَ كُنْتَ فَسَكَتَ اَلرَّجُلُ عِنْدَ ذَلِكَ وَ لَمْ يُرَاجِعْهُ .
امام صادق علیه السلام فرمود: مردی خدمت امیر المومنین علیه السلام آمد و آن حضرت همراه اصحابش بود، بر آن حضرت سلام کرد و گفت: بخدا من ولایت و محبت تو را دارم، امیر المومنین علیه السلام فرمود دروغ گویی، گفت: چرا، بخدا من محبت و دوستی تو را دارم و تا سه بار تکرار کرد، امیر المومنین علیه السلام فرمود: دروغ گویی، تو چنان که گویی نیستی، همانا خدا روحهای مردم را دو هزار سال پیش از بدنهایشان آفرید و سپس دوستان ما را بما عرضه کرد، بخدا که من روح ترا در میان آنها ندیدم، پس تو کجا بودی؟ آنگاه آن مرد ساکت شد و جوابی نگفت.
إِنَّا لَنَعْرِفُ اَلرَّجُلَ إِذَا رَأَيْنَاهُ بِحَقِيقَةِ اَلْإِيمَانِ وَ حَقِيقَةِ اَلنِّفَاقِ.
امام باقر علیه السلام فرمود: ما هر گاه مردی را ببینیم، ایمان یا نفاق او را بحقیقتش میشناسیم. (یعنی حقیقت و واقع ایمان یا حقیقت و واقع نفاق او را میشناسیم و چیزی از ایمان یا نفاق او بر ما پوشیده نمیماند).
سَأَلْتُهُ عَنِ اَلْإِمَامِ فَوَّضَ اَللَّهُ إِلَيْهِ كَمَا فَوَّضَ إِلَى سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ فَقَالَ نَعَمْ وَ ذَلِكَ أَنَّ رَجُلاً سَأَلَهُ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَأَجَابَهُ فِيهَا وَ سَأَلَهُ آخَرُ عَنْ تِلْكَ اَلْمَسْأَلَةِ فَأَجَابَهُ بِغَيْرِ جَوَابِ اَلْأَوَّلِ ثُمَّ سَأَلَهُ آخَرُ فَأَجَابَهُ بِغَيْرِ جَوَابِ اَلْأَوَّلَيْنِ ثُمَّ قَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَعْطِ بِغَيْرِ حِسابٍ : وَ هَكَذَا هِيَ فِي قِرَاءَةِ عَلِيٍّ ع قَالَ قُلْتُ أَصْلَحَكَ اَللَّهُ فَحِينَ أَجَابَهُمْ بِهَذَا اَلْجَوَابِ يَعْرِفُهُمُ اَلْإِمَامُ قَالَ سُبْحَانَ اَللَّهِ أَ مَا تَسْمَعُ اَللَّهَ يَقُولُ إِنَّ…
عبد الله بن سلیمان گوید: از امام صادق علیه السلام راجع بامام پرسیدم که آیا کار باو واگذار شده است چنان که بسلیمان بن داود واگذار شده بود؟ فرمود: آری، و دلیلش اینست که: مردی از امام مساله ای پرسید، آن حضرت جوابش گفت: سپس دیگری همان مساله را پرسید و او جوابی بر خلاف جواب اول گفت، باز دیگری همان مساله را پرسید و او جوابی بر خلاف آن دو جواب گفت، سپس فرمود: «اینست بخشش ما، منت گذار یا ببخش بدون حساب-39 سوره 38-»در قرایت علی علیه السلام این گونه است(و در قرایت مشهور بجای اعط، امسک است). -من عرضکردم: اصلحک الله امام که این جواب را میگوید، آنها را میشناسد؟ (که هر یک را مطابق فهم و استعدادش پاسخ میگوید)فرمود: سبحان الله مگر نمیشنوی که خدا میفرماید: «در اینها نشانه هایی است برای باریک بینان-75 سوره…