قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره سه چیز نزدیک به هم از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۱۳ حدیث · صفحه ۱ از ۲

فِي خُطْبَةٍ لَهُ خَاصَّةً يَذْكُرُ فِيهَا حَالَ اَلنَّبِيِّ وَ اَلْأَئِمَّةِ ع وَ صِفَاتِهِمْ فَلَمْ يَمْنَعْ رَبَّنَا لِحِلْمِهِ وَ أَنَاتِهِ وَ عَطْفِهِ مَا كَانَ مِنْ عَظِيمِ جُرْمِهِمْ وَ قَبِيحِ أَفْعَالِهِمْ أَنِ اِنْتَجَبَ لَهُمْ أَحَبَّ أَنْبِيَائِهِ إِلَيْهِ وَ أَكْرَمَهُمْ عَلَيْهِ مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ ع فِي حَوْمَةِ اَلْعِزِّ مَوْلِدُهُ وَ فِي دَوْمَةِ اَلْكَرَمِ مَحْتِدُهُ غَيْرَ مَشُوبٍ حَسَبُهُ وَ لاَ مَمْزُوجٍ نَسَبُهُ وَ لاَ مَجْهُولٍ عِنْدَ أَهْلِ اَلْعِلْمِ صِفَتُهُ بَشَّرَتْ بِهِ اَلْأَنْبِيَاءُ فِي كُتُبِهَا وَ نَطَقَتْ بِهِ اَلْعُلَمَاءُ بِنَعْتِهَا وَ…

امام صادق علیه السلام در خطبه ای که بذکر حال و صفات پیغمبر و ایمه علیهم السلام اختصاص داده میفرماید: آن بردباری و وقار و مهربانی که خدا داشت، گناهان بزرگ و کارهای زشت مردم، او را مانع نشد که برای آنها برگزیند دوست ترین و شریفترین پیغمبرانش را، یعنی محمد بن عبد الله(ص)را که در حریم عرت تولد یافته، و در خاندان شرافت اقامت گزیده، حسبش ناآمیخته و نسبش آلوده نگشته بود، صفاتش بر دانشمندان نامعلوم نبود، پیغمبران در کتب خود بوجودش مژده داده، و صفاتش را دانشمندان بیان کرده و حکیمان در وصفش اندیشیده بودند، پاکیزه اخلاقی بود بی نظیر، هاشمی نسبی بی مانند، مکی وطنی بی همطراز. حیا صفت او بود و سخاوت طبیعتش، بر متانت ها و اخلاق نبوت سرشته شده و اوصاف و خویشتن داری های رسالت بر او مهر شده بود. تا آنگاه که…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 444

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي مَنْصُورٍ اَلْمُتَطَبِّبِ فَقَالَ أَخْبَرَنِي رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِي قَالَ كُنْتُ أَنَا وَ اِبْنُ أَبِي اَلْعَوْجَاءِ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ اَلْمُقَفَّعِ فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرَامِ فَقَالَ اِبْنُ اَلْمُقَفَّعِ تَرَوْنَ هَذَا اَلْخَلْقَ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى مَوْضِعِ اَلطَّوَافِ مَا مِنْهُمْ أَحَدٌ أُوجِبُ لَهُ اِسْمَ اَلْإِنْسَانِيَّةِ إِلاَّ ذَلِكَ اَلشَّيْخُ اَلْجَالِسُ يَعْنِي أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع فَأَمَّا اَلْبَاقُونَ فَرَعَاعٌ وَ بَهَائِمُ فَقَالَ لَهُ اِبْنُ أَبِي اَلْعَوْجَاءِ وَ كَيْفَ أَوْجَبْتَ هَذَا اَلاِسْمَ لِهَذَا اَلشَّيْخِ…

مردی گوید: من و ابن ابی العوجا و ابن مقفع در مسجد الحرام بودیم، ابن مقفع با دست اشاره بمحل طواف کرد و گفت: این مردم را که میبینی کسی از ایشان را شایسته نام انسانیت نمیدانم مگر آن شیخ نشسته-مقصودش امام صادق(ع)بود-اما دیگران ناکسانند و چهارپایان؛ ابن ابی العوجا گفت: چگونه این نام را تنها شایان این شیخ دانی گفت: برای اینکه آنچه را نزد او دیدم از علم و کیاست نزد آنها نیافتم ابن ابی العوجا گفت: لازمست گفته ات را در باره او بیازمایم، ابن مقفع گفت: این کار مکن که میترسم عقیده ات را فاسد کند -گفت: نظر تو این نیست بلکه میترسی نظرت نسبت بمقام شامخی که برای او توصیف کردی نزد من سست شود، ابن مقفع گفت: چون چنین گمانی بمن بری برخیز و نزد او برو و تا توانی خود را از لغزش نگهدار و مهار از دست مده که ترا در…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 74

أُصُولُ اَلْكُفْرِ ثَلاَثَةٌ اَلْحِرْصُ وَ اَلاِسْتِكْبَارُ وَ اَلْحَسَدُ فَأَمَّا اَلْحِرْصُ فَآدَمُ حِينَ نُهِيَ عَنِ اَلشَّجَرَةِ حَمَلَهُ اَلْحِرْصُ عَلَى أَنْ يَأْكُلَ مِنْهَا وَ أَمَّا اَلاِسْتِكْبَارُ فَإِبْلِيسُ حِينَ أُمِرَ بِالسُّجُودِ فَأَبَى وَ أَمَّا اَلْحَسَدُ فَابْنَا آدَمَ حِينَ قَتَلَ أَحَدُهُمَا صَاحِبَهُ حَسَداً.

امام صادق(ع)فرمود: سه چیز ریشه های کفر است: حرص و خودبینی و حسد، اما حرص هنگامی که آدم از نزدیک شدن بدرخت نهی شد حرصش واداشت که از آن بخورد و اما خودبینی هنگامی که ابلیس دستور یافت سجده کند و نکرد از خودبینی بود و اما حسد پس دو فرزند آدم که یکی دیگری را کشت از روی حسد بود.

الخصال، ج 2، ص 90

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : لَقِيَ رَسُولُ اَللَّهِ يَوْما حَارِثَةَ بْنَ مَالِكِ بْنِ اَلنُّعْمَانِ اَلْأَنْصَارِيَّ فَقَالَ لَهُ كَيْفَ أَصْبَحْتَ يَا حَارِثَةُ قَالَ أَصْبَحْتُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مُؤْمِنا حَقّا فَقَالَ إِنَّ لِكُلِّ إِيمَانٍ حَقِيقَة فَمَا حَقِيقَةُ إِيمَانِكَ فَقَالَ عَزَفَتْ نَفْسِي عَنِ اَلدُّنْيَا فَأَسْهَرَتْ لَيْلِي وَ أَظْمَأَتْ نَهَارِي فَكَأَنِّي نَظَرْتُ إِلَى عَرْشِ رَبِّي قَدْ قَرُبَ الحساب لِلْحِسَابِ فَكَأَنِّي بِأَهْلِ اَلْجَنَّةِ فِيهَا يَتَزَاوَرُونَ وَ أَهْلِ اَلنَّارِ يُعَذَّبُونَ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ…

امام صادق علیه السّلام فرمود:روزی رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله حارثة بن مالک بن نعمان انصاری را دید و به او فرمود:ای حارثه چگونه شب را به صبح رساندی؟گفت:ای رسول خدا صبح کردم در حالی که مؤمن حقیقی بودم.فرمود:هر ایمانی حقیقتی دارد، حقیقت ایمان تو چیست؟گفت:خودم را از دنیا منع نمودم و شبم را تا صبح بیدار ماندم، و سراسر روزم را تشنه بودم کنایه از روزه بودن ، گویا به عرش پروردگارم نگاه کردم و روز حساب را نزدیک شده، و گویا داخل بهشتیان شدم در حالی که آنها بدیدن هم می رفتند، و اهل آتش عذاب می شدند.رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:تو مؤمنی، خداوند نور ایمان را در دلت انداخته، پس ثابت بمان، خداوند تو را ثابت بدارد سپس گفت:ای رسول خدا من بر خودم از هیچ چیزی هراسان نیستم مگر از چشمم، رسول خدا…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 65

يَا عَبْدَ اَللَّهِ لَقَدْ نَصَبَ إِبْلِيسُ حَبَائِلَهُ فِي دَارِ اَلْغُرُورِ فَمَا يَقْصِدُ فِيهَا إِلاَّ أَوْلِيَاءَنَا وَ لَقَدْ جَلَّتِ اَلْآخِرَةُ فِي أَعْيُنِهِمْ حَتَّى مَا يُرِيدُونَ بِهَا بَدَلاً ثُمَّ قَالَ آهِ آهِ عَلَى قُلُوبٍ حُشِيَتْ نُوراً وَ إِنَّمَا كَانَتِ اَلدُّنْيَا عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ اَلشُّجَاعِ اَلْأَرْقَمِ وَ اَلْعَدُوِّ اَلْأَعْجَمِ أَنِسُوا بِاللَّهِ وَ اِسْتَوْحَشُوا مِمَّا بِهِ اِسْتَأْنَسَ اَلْمُتْرَفُونَ أُولَئِكَ أَوْلِيَائِي حَقّاً وَ بِهِمْ تُكْشَفُ كُلُّ فِتْنَةٍ وَ تُرْفَعُ كُلُّ بَلِيَّةٍ يَا اِبْنَ جُنْدَبٍ حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ يَعْرِفُنَا أَنْ…

سخنان امام صادق علیه السلام از ابو عبد الله جعفر بن محمد صلی الله علیه و آله به طور مفصل در خصوص این معانی (پند و اندرز و غیره)روایت شده است. - سفارش امام صادق علیه السلام به عبد الله بن جندب -روایت شده که امام صادق علیه السلام فرمود: ای عبد الله به طور قطع، ابلیس دامهای خود را در این سرای فریب گسترده و هدفش از آن جز دستیابی به دوستان ما نیست، ولی سرای دیگر به دیده آنان چنان پرجلال است که هیچ چیزی را جایگزین آن نسازند. وه، وه بر دلهایی که سرشار از روشنایی است و به راستی، دنیا از دیدگاه آنان چون مار گزنده خوش خط و خال و دشمنی بی زبان است. آنان با خدا انس دارند و از آنچه خوشگذران ها به آن عادت کرده اند، گریزانند. به یقین، اینان دوستان من اند که به خاطر آنها هر فتنه ای ریشه کن شود و هر بلایی…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 301

قَالَ لِيَ اَلصَّادِقُ ع إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ عَيَّرَ أَقْوَاماً فِي اَلْقُرْآنِ بِالْإِذَاعَةِ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَيْنَ قَالَ قَالَ قَوْلُهُ وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ اَلْأَمْنِ أَوِ اَلْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ ثُمَّ قَالَ اَلْمُذِيعُ عَلَيْنَا سِرَّنَا كَالشَّاهِرِ بِسَيْفِهِ عَلَيْنَا رَحِمَ اَللَّهُ عَبْداً سَمِعَ بِمَكْنُونِ عِلْمِنَا فَدَفَنَهُ تَحْتَ قَدَمَيْهِ وَ اَللَّهِ إِنِّي لَأَعْلَمُ بِشِرَارِكُمْ مِنَ اَلْبَيْطَارِ بِالدَّوَابِّ شِرَارُكُمْ اَلَّذِينَ لاَ يَقْرَءُونَ اَلْقُرْآنَ إِلاَّ هَجْراً وَ لاَ يَأْتُونَ اَلصَّلاَةَ إِلاَّ دَبْراً وَ لاَ يَحْفَظُونَ…

سفارش امام صادق علیه السلام به ابو جعفر محمد بن نعمان احول -ابو جعفر احول گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: به راستی، خداوند عزیز و جلیل در قرآن، مردمی را به خاطر افشاگری سرزنش کرده است. پرسیدم: فدایت شوم در کجای قرآن چنین فرموده است؟ فرمود: این آیه است: «و چون خبری حاکی از ایمنی یا وحشت به آنان برسد، انتشارش دهند» سوره نسا ، آیه 83 ، سپس امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که راز ما را بر زیان ما فاش نماید همچون کسی است که بر روی ما شمشیر کشیده است، خدا مورد رحمت قرار دهد بنده ای را که علم محرمانه ما را بشنود و آن را زیر پای خود دفن نماید تا از دسترس مخالفان به دور ماند، به خدا سوگند که شناخت من از بدکاران شما بهتر از شناخت دامپزشک به احوال چهارپایان است، آن بدکاران همان کسانی اند که…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 307

أَمَّا بَعْدُ فَسَلُوا رَبَّكُمُ اَلْعَافِيَةَ وَ عَلَيْكُمْ بِالدَّعَةِ وَ اَلْوَقَارِ وَ اَلسَّكِينَةِ وَ اَلْحَيَاءِ وَ اَلتَّنَزُّهِ عَمَّا تَنَزَّهَ عَنْهُ اَلصَّالِحُونَ مِنْكُمْ وَ عَلَيْكُمْ بِمُجَامَلَةِ أَهْلِ اَلْبَاطِلِ تَحَمَّلُوا اَلضَّيْمَ مِنْهُمْ وَ إِيَّاكُمْ وَ مُمَاظَّتَهُمْ دِينُوا فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ إِذَا أَنْتُمْ جَالَسْتُمُوهُمْ وَ خَالَطْتُمُوهُمْ وَ نَازَعْتُمُوهُمُ اَلْكَلاَمَ فَإِنَّهُ لاَ بُدَّ لَكُمْ مِنْ مُجَالَسَتِهِمْ وَ مُخَالَطَتِهِمْ وَ مُنَازَعَتِهِمْ بِالتَّقِيَّةِ اَلَّتِي أَمَرَكُمُ اَللَّهُ بِهَا فَإِذَا اُبْتُلِيتُمْ بِذَلِكَ مِنْهُمْ…

نامه امام صادق علیه السلام به گروهی از شیعیان و یارانش -اما بعد، از پروردگارتان عافیت خواهید. نرمخو و باوقار باشید. آرامش و حیای خود را حفظ نمایید. خوبان شما از هر چه کناره جویی می کنند شما نیز کناره گیرید. با اهل باطل مودبانه رفتار کنید و بی ادبی و ستم آنان را تحمل نمایید و از درگیر شدن با آنها خودداری کنید. اگر گاهی مجبورید با آنها همنشینی و معاشرت و جر و بحث نمایید، باید اصل تقیه را که خدا به آن فرمانتان داده مد نظرتان باشد و طبق آن رفتار نمایید؛ پس اگر در اثر رعایت نکردن تقیه گرفتارشان شوید، به آزار و اذیت شما پردازند و ناخوشایندی شما را در چهره هایتان بخوانند و اگر نه این بود که خدا شر آنان را از شما دور ساخته است بر شما یورش می آوردند. -عداوت و کینه ای که از شما به دل دارند بیشتر از آن…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 313

اَلاِسْتِقْصَاءُ فُرْقَةٌ اَلاِنْتِقَادُ عَدَاوَةٌ قِلَّةُ اَلصَّبْرِ فَضِيحَةٌ إِفْشَاءُ اَلسِّرِّ سُقُوطٌ اَلسَّخَاءُ فِطْنَةٌ اَللَّوْمُ تَغَافُلٌ ثَلاَثَةٌ مَنْ تَمَسَّكَ بِهِنَّ نَالَ مِنَ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ بُغْيَتَهُ مَنِ اِعْتَصَمَ بِاللَّهِ وَ رَضِيَ بِقَضَاءِ اَللَّهِ وَ أَحْسَنَ اَلظَّنَّ بِاللَّهِ ثَلاَثَةٌ مَنْ فَرَّطَ فِيهِنَّ كَانَ مَحْرُوماً اِسْتِمَاحَةُ جَوَادٍ وَ مُصَاحَبَةُ عَالِمٍ وَ اِسْتِمَالَةُ سُلْطَانٍ ثَلاَثَةٌ تُورِثُ اَلْمَحَبَّةَ اَلدِّينُ وَ اَلتَّوَاضُعُ وَ اَلْبَذْلُ مَنْ بَرِئَ مِنْ ثَلاَثَةٍ نَالَ ثَلاَثَةً مَنْ بَرِئَ مِنَ اَلشَّرِّ نَالَ اَلْعِزَّ…

از سخنان امام صادق علیه السلام که برخی از شیعیان آن را«نثر الدرر»نامیده اند -1-به همه جزییات زندگی و دوستی حساس شدن مایه جدایی است. انتقاد مایه دشمنی است. کم صبری مایه رسوایی است. فاش کردن راز مایه سرنگونی است. بخشندگی هوشمندی است. فرومایگی غفلت نمایی است. -2-سه چیز است که هر که به آنها دست آویزد به آرزوهای دنیوی و اخروی خود دست یابد: پناه بردن به خدا، خرسند بودن به قضای خدا و خوش بین بودن به خدا. -3-سه چیز است که هر کس در آنها کوتاهی نماید ناکام گردد: بهره جویی از شخص بخشنده، همنشینی با عالم و دل گرم ساختن سلطان. -4-سه چیز محبت انگیز است: دینداری، فروتنی و بخشندگی. -5-هر که از سه چیز بیزار گشت به سه چیز دست یابد: هر که از شر بیزار گشت به عزت دست یابد، هر که از اظهار بزرگی بیزار گشت به…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 315

فَهِمْتُ مَا ذَكَرْتَ أَنَّكَ اِهْتَمَمْتَ بِهِ مِنَ اَلْعِلْمِ بِوُجُوهِ مَوَاضِعِ مَا لِلَّهِ فِيهِ رِضًا وَ كَيْفَ أُمْسِكُ سَهْمَ ذِي اَلْقُرْبَى مِنْهُ وَ مَا سَأَلْتَنِي مِنْ إِعْلاَمِكَ ذَلِكَ كُلَّهُ فَاسْمَعْ بِقَلْبِكَ وَ اُنْظُرْ بِعَقْلِكَ ثُمَّ أَعْطِ فِي جَنْبِكَ اَلنَّصَفَ مِنْ نَفْسِكَ فَإِنَّهُ أَسْلَمُ لَكَ غَداً عِنْدَ رَبِّكَ اَلْمُتَقَدِّمِ أَمْرُهُ وَ نَهْيُهُ إِلَيْكَ وَفَّقَنَا اَللَّهُ وَ إِيَّاكَ اِعْلَمْ أَنَّ اَللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكَ مَا غَابَ عَنْ شَيْ ءٍ وَ ما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا وَ مَا فَرَّطَ فِي اَلْكِتَابِ مِنْ شَيْ ءٍ وَ كُلَّ شَيْ ءٍ فَصَّلَهُ تَفْصِيلاً…

نامه امام صادق علیه السلام در باره غنایم و وجوب خمس -از آنچه که ذکر نموده بودی دریافتم که اهتمام داری مواردی را که خدا به آنها خرسند است دریابی و بدانی چگونه من سهم ذی القربی خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله را از آن موارد برداشت می کنم. و همچنین از اینکه درخواست کرده بودی تو را در جریان همه این موارد قرار دهم، منظورت را دریافتم و اینک خوب دل بسپار -و چشم خرد خود را نیک گشا و آنگاه از جانب خود انصاف ده که فردای قیامت در پیشگاه پروردگارت که تو را امر و نهی فرموده چگونه باید باشی که برایت سلامت بارتر باشد. خداوند به ما و تو، توفیق ارزانی فرماید. بدان که خداوند، پروردگار من و پروردگار تو، چیزی را نادیده نگرفته «پروردگارت هرگز فراموشکار نیست» سوره مریم ، آیه 64 و چیزی را در قرآن فروگذار نکرده و…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 339

دَخَلَ سُفْيَانُ اَلثَّوْرِيُّ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَرَأَى عَلَيْهِ ثِيَاباً بَيْضَاءَ كَأَنَّهَا غِرْقِئُ اَلْبَيَاضِ فَقَالَ لَهُ إِنَّ هَذَا لَيْسَ مِنْ لِبَاسِكَ فَقَالَ ع لَهُ اِسْمَعْ مِنِّي وَ عِ مَا أَقُولُ لَكَ فَإِنَّهُ خَيْرٌ لَكَ عَاجِلاً وَ آجِلاً إِنْ كُنْتَ أَنْتَ مِتَّ عَلَى اَلسُّنَّةِ وَ اَلْحَقِّ وَ لَمْ تَمُتْ عَلَى بِدْعَةٍ أُخْبِرُكَ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص كَانَ فِي زَمَانٍ مُقْفِرٍ جَشِبٍ فَإِذَا أَقْبَلَتِ اَلدُّنْيَا فَأَحَقُّ أَهْلِهَا بِهَا أَبْرَارُهَا لاَ فُجَّارُهَا وَ مُؤْمِنُوهَا لاَ مُنَافِقُوهَا وَ مُسْلِمُوهَا لاَ كُفَّارُهَا فَمَا أَنْكَرْتَ يَا…

ارایه دلیل روشنگر امام صادق علیه السلام بر صوفیان -هنگامی که بر او وارد شدند و او را از دنبال روزی رفتن نهی کردند. سفیان ثوری نزد امام صادق علیه السلام آمد و بر تن آن حضرت جامه هایی سپید دید که در لطافت و تمییزی گویا پرده روی سپیده تخم مرغ هستند، به عنوان اعتراض به آن حضرت، گفت: این جامه سزاوار تو نیست و نباید خود را به زیورهای دنیا آلوده سازی. امام صادق فرمود: می خواهم سخنی به تو بگویم، خوب گوش کن و به دل بسپار که از برای دنیا و آخرت تو مفید است به شرط آن که بر سنت و حق بمیری نه بر بدعت. اگر زندگی و خوراک و پوشاک پیامبر صلی الله علیه و آله را ملاک قرار می دهی و بر اساس آن بر من اعتراض می کنی باید تو را از مطلبی آگاه سازم و آن این است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در روزگاری به سر می برد…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 348

سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ اَلْإِمَامِ بِمَا فِي أَقْطَارِ اَلْأَرْضِ وَ هُوَ فِي بَيْتِهِ مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ فَقَالَ يَا مُفَضَّلُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَ فِي اَلنَّبِيِّ ص خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ اَلْحَيَاةِ فَبِهِ دَبَّ وَ دَرَجَ وَ رُوحَ اَلْقُوَّةِ فَبِهِ نَهَضَ وَ جَاهَدَ وَ رُوحَ اَلشَّهْوَةِ فَبِهِ أَكَلَ وَ شَرِبَ وَ أَتَى اَلنِّسَاءَ مِنَ اَلْحَلاَلِ وَ رُوحَ اَلْإِيمَانِ فَبِهِ آمَنَ وَ عَدَلَ وَ رُوحَ اَلْقُدُسِ فَبِهِ حَمَلَ اَلنُّبُوَّةَ فَإِذَا قُبِضَ اَلنَّبِيُّ ص اِنْتَقَلَ رُوحُ اَلْقُدُسِ فَصَارَ إِلَى اَلْإِمَامِ وَ رُوحُ اَلْقُدُسِ لاَ يَنَامُ وَ…

مفضل بن عمر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم راجع بدانستن امام علیه السلام آنچه را در اطراف زمین است، با اینکه خودش در میان اتاقی ست که پرده اش انداخته است فرمود: ای مفضل خدای تبارک و تعالی در پیغمبر صلی الله علیه و آله پنج روح قرار داد: 1-روح زندگی که با آن بجنبد و راه رود 2-روح قوه که با آن قیام و کوشش کند 3-روح شهوت که با آن بخورد و بیاشامد و با زنان حلال خود نزدیکی کند 4-روح ایمان که با آن ایمان آورد و عدالت ورزد 5-روح القدس که با آن بار نبوت کشد. چون پیغمبر صلی الله علیه و آله وفات کند، روح القدس از او بامام(جانشینش)منتقل شود و روح- القدس خواب و غفلت و یاوه گری و تکبر ندارد و چهار روح دیگر خواب و غفلت و تکبر و یاوه گری دارند و بوسیله روح القدس همه چیز درک می شود.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 272

دَخَلْتُ اَلْمَدِينَةَ وَ لَسْتُ أَعْرِفُ شَيْئاً مِنْ هَذَا اَلْأَمْرِ فَأَتَيْتُ اَلْمَسْجِدَ فَإِذَا جَمَاعَةٌ مِنْ قُرَيْشٍ فَقُلْتُ أَخْبِرُونِي عَنْ عَالِمِ أَهْلِ هَذَا اَلْبَيْتِ فَقَالُوا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ اَلْحَسَنِ فَأَتَيْتُ مَنْزِلَهُ فَاسْتَأْذَنْتُ فَخَرَجَ إِلَيَّ رَجُلٌ ظَنَنْتُ أَنَّهُ غُلاَمٌ لَهُ فَقُلْتُ لَهُ اِسْتَأْذِنْ لِي عَلَى مَوْلاَكَ فَدَخَلَ ثُمَّ خَرَجَ فَقَالَ لِيَ اُدْخُلْ فَدَخَلْتُ فَإِذَا أَنَا بِشَيْخٍ مُعْتَكِفٍ شَدِيدِ اَلاِجْتِهَادِ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَقَالَ لِي مَنْ أَنْتَ فَقُلْتُ أَنَا اَلْكَلْبِيُّ اَلنَّسَّابَةُ فَقَالَ مَا حَاجَتُكَ فَقُلْتُ…

کلبی نسابه گوید: من وارد مدینه شدم و از امر امامت اطلاعی نداشتم، بمسجد آمدم و جماعتی از قریش را دیدم -بآنها گفتم: بمن بگویید عالم(امام)اهل بیت(پیغمبر صلی الله علیه و آله)کیست؟ گفتند: عبد الله بن حسن است. من بمنزلش رفتم و اجازه خواستم، مردی بیرون آمد که من گمان کردم نوکر آقاست، باو گفتم از آقایت برایم اجازه بگیر، او رفت و بیرون آمد و گفت: درآی، من داخل شدم، پیر مردی را دیدم با جدیت بسیار بعبادت چسبیده است، من سلامش کردم، بمن گفت: کیستی؟ گفتم: من کلبی نسابه هستم. گفت: چه میخواهی؟ گفتم: آمده ام از شما مساله بپرسم، گفت: بپسرم محمد برخوردی؟ گفتم: اول نزد شما آمدم. گفت بپرس، گفتم: بفرمایید: مردیکه بزنش بگوید «انت طالق عدد نجوم السما »تو طلاق داده یی بشماره ستاره های آسمان، حکمش چیست؟ گفت: بشماره…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 348
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه