قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع يَوْماً جُعِلْتُ فِدَاكَ ذَكَرْتُ آلَ فُلاَنٍ وَ مَا هُمْ فِيهِ مِنَ اَلنَّعِيمِ فَقُلْتُ لَوْ كَانَ هَذَا إِلَيْكُمْ لَعِشْنَا مَعَكُمْ فَقَالَ هَيْهَاتَ يَا مُعَلَّى أَمَا وَ اَللَّهِ أَنْ لَوْ كَانَ ذَاكَ مَا كَانَ إِلاَّ سِيَاسَةَ اَللَّيْلِ وَ سِيَاحَةَ اَلنَّهَارِ وَ لُبْسَ اَلْخَشِنِ وَ أَكْلَ اَلْجَشِبِ فَزُوِيَ ذَلِكَ عَنَّا فَهَلْ رَأَيْتَ ظُلاَمَةً قَطُّ صَيَّرَهَا اَللَّهُ تَعَالَى نِعْمَةً إِلاَّ هَذِهِ .
معلی بن خنیس گوید: روزی بامام صادق علیه السلام عرضکردم: آل فلان(بنی عباس)و نعمتهایی را که دارند بیاد آوردم و با خود گفتم: اگر این نعمت برای شما میبود، ما هم با شما در عیش و خوشی بودیم، فرمود: هیهات، ای معلی اگر چنین میبود(و ما حکمفرما بودیم)برای ما جز نگهبانی شبانه و تلاش روزانه و پوشاک زبر و درشت و خوراک سخت و بی خورش، چیزی نبود، از این رو آن امر از ما برکنار شد. آیا تو دیده یی که هرگز خدای تعالی بردن حقی را جز این نعمت قرار دهد؟ (یعنی تعجب اینجاست که بنی عباس حق ما را غصب کرده، بر مسند ما نشسته اند، ولی در حقیقت ظلم آنها نسبت بما نعمتی است برای ما، زیرا که نگهبانی شبانه و تلاش روزانه را از گردن ما ساقط نموده است).
إِنَّا أَوَّلُ أَهْلِ بَيْتٍ نَوَّهَ اَللَّهُ بِأَسْمَائِنَا إِنَّهُ لَمَّا خَلَقَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضَ أَمَرَ مُنَادِياً فَنَادَى أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ ثَلاَثاً أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اَللَّهِ ثَلاَثاً أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ حَقّاً ثَلاَثاً.
امام صادق علیه السلام میفرمود: ما نخستین خاندانی هستیم که خدا نام ما را بلند ساخت، چون خدا آسمانها و زمین را آفرید بمنادیی دستور داد تا فریاد زد: گواهی دهم که شایسته پرستشی جز خدا نیست-سه بار-گواهی دهم که محمد صلی الله علیه و آله رسول خداست-سه بار-گواهی دهم که علی از روی حق امیر مومنانست-سه بار-.
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ رَجُلَيْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا بَيْنَهُمَا مُنَازَعَةٌ فِي دَيْنٍ أَوْ مِيرَاثٍ فَتَحَاكَمَا إِلَى اَلسُّلْطَانِ وَ إِلَى اَلْقُضَاةِ أَ يَحِلُّ ذَلِكَ قَالَ مَنْ تَحَاكَمَ إِلَيْهِمْ فِي حَقٍّ أَوْ بَاطِلٍ فَإِنَّمَا تَحَاكَمَ إِلَى اَلطَّاغُوتِ وَ مَا يَحْكُمُ لَهُ فَإِنَّمَا يَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ كَانَ حَقّاً ثَابِتاً لِأَنَّهُ أَخَذَهُ بِحُكْمِ اَلطَّاغُوتِ وَ قَدْ أَمَرَ اَللَّهُ أَنْ يُكْفَرَ بِهِ قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى اَلطّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ قُلْتُ فَكَيْفَ يَصْنَعَانِ قَالَ يَنْظُرَانِ…
عمر بن حنظله گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: دو نفر از خودمان راجع بوام یا میراثی نزاع دارند و نزد سلطان و قاضیان وقت بمحاکمه میروند، این عمل جایز است؟ فرمود: کسی که در موضوعی حق یا باطل نزد آنها بمحاکمه رود چنانست که نزد طغیانگر بمحاکمه رفته باشد و آنچه طغیانگر برایش حکم کند اگر چه حق مسلم او باشد چنان است که مال حرامی را میگیرد زیرا آن را بحکم طغیانگر گرفته است در صورتی که خدا امر فرموده است باو کافر باشند خدای تعالی فرماید(23 سوره 60)میخواهند بطغیانگر محاکمه برند در صورتی که مامور بودند باو کافر شوند. عرض کردم: پس چه کنند؟ فرمود: نظر کنند بشخصی از خود شما که حدیث ما را روایت کند و در حلال و حرام ما نظر افکند و احکام ما را بفهمد، بحکمیت او راضی شوند همانا من او را حاکم شما قرار…
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي مَنْصُورٍ اَلْمُتَطَبِّبِ فَقَالَ أَخْبَرَنِي رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِي قَالَ كُنْتُ أَنَا وَ اِبْنُ أَبِي اَلْعَوْجَاءِ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ اَلْمُقَفَّعِ فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرَامِ فَقَالَ اِبْنُ اَلْمُقَفَّعِ تَرَوْنَ هَذَا اَلْخَلْقَ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى مَوْضِعِ اَلطَّوَافِ مَا مِنْهُمْ أَحَدٌ أُوجِبُ لَهُ اِسْمَ اَلْإِنْسَانِيَّةِ إِلاَّ ذَلِكَ اَلشَّيْخُ اَلْجَالِسُ يَعْنِي أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع فَأَمَّا اَلْبَاقُونَ فَرَعَاعٌ وَ بَهَائِمُ فَقَالَ لَهُ اِبْنُ أَبِي اَلْعَوْجَاءِ وَ كَيْفَ أَوْجَبْتَ هَذَا اَلاِسْمَ لِهَذَا اَلشَّيْخِ…
مردی گوید: من و ابن ابی العوجا و ابن مقفع در مسجد الحرام بودیم، ابن مقفع با دست اشاره بمحل طواف کرد و گفت: این مردم را که میبینی کسی از ایشان را شایسته نام انسانیت نمیدانم مگر آن شیخ نشسته-مقصودش امام صادق(ع)بود-اما دیگران ناکسانند و چهارپایان؛ ابن ابی العوجا گفت: چگونه این نام را تنها شایان این شیخ دانی گفت: برای اینکه آنچه را نزد او دیدم از علم و کیاست نزد آنها نیافتم ابن ابی العوجا گفت: لازمست گفته ات را در باره او بیازمایم، ابن مقفع گفت: این کار مکن که میترسم عقیده ات را فاسد کند -گفت: نظر تو این نیست بلکه میترسی نظرت نسبت بمقام شامخی که برای او توصیف کردی نزد من سست شود، ابن مقفع گفت: چون چنین گمانی بمن بری برخیز و نزد او برو و تا توانی خود را از لغزش نگهدار و مهار از دست مده که ترا در…
فِي حَدِيثِ اَلزِّنْدِيقِ اَلَّذِي أَتَى أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ كَانَ مِنْ قَوْلِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع لاَ يَخْلُو قَوْلُكَ إِنَّهُمَا اِثْنَانِ مِنْ أَنْ يَكُونَا قَدِيمَيْنِ قَوِيَّيْنِ أَوْ يَكُونَا ضَعِيفَيْنِ أَوْ يَكُونَ أَحَدُهُمَا قَوِيّاً وَ اَلْآخَرُ ضَعِيفاً فَإِنْ كَانَا قَوِيَّيْنِ فَلِمَ لاَ يَدْفَعُ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا صَاحِبَهُ وَ يَتَفَرَّدُ بِالتَّدْبِيرِ وَ إِنْ زَعَمْتَ أَنَّ أَحَدَهُمَا قَوِيٌّ وَ اَلْآخَرَ ضَعِيفٌ ثَبَتَ أَنَّهُ وَاحِدٌ كَمَا نَقُولُ لِلْعَجْزِ اَلظَّاهِرِ فِي اَلثَّانِي فَإِنْ قُلْتَ إِنَّهُمَا اِثْنَانِ لَمْ يَخْلُ مِنْ أَنْ يَكُونَا…
هشام بن حکم گوید: قسمتی از سخن امام صادق علیه السلام بزندیقی که خدمتش رسید این بود: اینکه گویی خدا دوتاست بیرون از این نیست که یا هر دو قدیم و قویند و یا هر دو ضعیف یا یکی قوی و دیگری ضعیف: اگر هر دو قویند پس چرا یکی از آنها دیگری را دفع نکند تا در اداره جهان هستی تنها باشد(زیرا قدرت خدا باید فوق همه قدرتها باشد و اگر قدرتی در برابرش یافت شود نشانه عجز و ناتوانی است)، -و اگر یکی را قوی و دیگری را ضعیف پنداری گفتار ما ثابت شود که خدا یکی است بعلت ناتوانی و ضعفی که در دیگری آشکار است(و اگر هر دو ضعیف باشند پیداست که هیچ یک خدا نخواهد بود)(این بیان امام(ع)ساده و روشن و مطابق فهم عامه مردم است، اکنون همین مطلب را با استدلالی دقیقتر که مناسب فهم خواص و نکته سنجانست بیان می فرماید-از ملا صدرا)اگر…
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع مَا اَلْحُجَّةُ عَلَى اَلْمُدَّعِي لِهَذَا اَلْأَمْرِ بِغَيْرِ حَقٍّ قَالَ ثَلاَثَةٌ مِنَ اَلْحُجَّةِ لَمْ يَجْتَمِعْنَ فِي رَجُلٍ إِلاَّ كَانَ صَاحِبَ هَذَا اَلْأَمْرِ أَنْ يَكُونَ أَوْلَى اَلنَّاسِ بِمَنْ قَبْلَهُ وَ يَكُونَ عِنْدَهُ سِلاَحُ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ يَكُونَ صَاحِبَ اَلْوَصِيَّةِ اَلظَّاهِرَةِ اَلَّذِي إِذَا قَدِمْتَ اَلْمَدِينَةَ سَأَلْتَ اَلْعَامَّةَ وَ اَلصِّبْيَانَ إِلَى مَنْ أَوْصَى فُلاَنٌ فَيَقُولُونَ إِلَى فُلاَنٍ .
عبد الاعلی بن اعین گوید: بامام صادق(ع)گفتم: آنکه بدون حق مدعی امامت است چه دلیل باید از او مطالبه شود؟ فرمود: سه دلیل است که در هر مردی جمع شود امام او است: برای رسیدگی بامور امام پیش از خود از همه مردم سزاوارتر باشد و سلاح رسول خدا نزد او باشد و وصایت اش آن چنان آشکار باشد که اگر بشهر درآیی و از همه مردم و بچه های شهر بپرسی که امام پیشین که را وصی خود کرده است؟ همه بگویند فلانی را.
قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع يَا أَبَا هَارُونَ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى آلَى عَلَى نَفْسِهِ أَنْ لاَ يُجَاوِرَهُ خَائِنٌ قَالَ قُلْتُ وَ مَا اَلْخَائِنُ قَالَ مَنِ اِدَّخَرَ عَنْ مُؤْمِنٍ دِرْهَماً أَوْ حَبَسَ عَنْهُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ اَلدُّنْيَا قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ غَضَبِ اَللَّهِ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى آلَى عَلَى نَفْسِهِ أَنْ لاَ يُسْكِنَ جَنَّتَهُ أَصْنَافاً ثَلاَثَةً رَادٌّ عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْ رَادٌّ عَلَى إِمَامٍ هُدًى أَوْ مَنْ حَبَسَ حَقَّ اِمْرِئٍ مُؤْمِنٍ قَالَ قُلْتُ يُعْطِيهِ مِنْ فَضْلِ مَا يَمْلِكُ قَالَ يُعْطِيهِ…
ابو هرون مکفوف گوید: امام صادق بمن فرمود: ای ابا هرون براستی که خدای تبارک و تعالی بر خود لازم دانسته که خیانت کار در جوار رحمت الهی نیاساید گوید: عرض کردم: مقصود از خیانت کار کیست؟ فرمود: کسی که از مومنی یک درهم دریغ بدارد و یا چیزی از کار دنیا را از وی باز بدارد گوید: گفتم: بخدا پناه میبرم از خشم خدا فرمود: براستی که خدای تبارک و تعالی بر خود لازم دانسته که سه دسته از مردم را در بهشت اش جای ندهد: آنکه حکم خدا را رد کند یا حکم پیشوای رهنما را، یا کسی که حق شخص مسلمانی را باز داشت کند گوید: گفتم: باید بمومن از زیادی دارایی داد؟ فرمود: از جان و روح باید داد و اگر مسلمانی جان خود را از مومن دریغ بدارد از طینت مومن خلق نشده است بلکه شیطان در او شریک بوده است. (مصنف) این کتاب که خدا همیشه یاورش…
كُنْتُ عِنْدَهُ وَ عِنْدَهُ جَفْنَةٌ مِنْ رُطَبٍ فَجَاءَ سَائِلٌ فَأَعْطَاهُ ثُمَّ جَاءَ سَائِلٌ آخَرُ فَأَعْطَاهُ ثُمَّ جَاءَ آخَرُ فَأَعْطَاهُ ثُمَّ جَاءَ آخَرُ فَقَالَ وَسَّعَ اَللَّهُ عَلَيْكَ ثُمَّ قَالَ إِنَّ رَجُلاً لَوْ كَانَ لَهُ مَالٌ يَبْلُغُ ثَلاَثِينَ أَوْ أَرْبَعِينَ أَلْفاً ثُمَّ شَاءَ أَنْ لاَ يَبْقَى مِنْهُ شَيْ ءٌ إِلاَّ قَسَمَهُ فِي حَقٍّ فَعَلَ فَيَبْقَى لاَ مَالَ لَهُ فَيَكُونُ مِنَ اَلثَّلاَثَةِ اَلَّذِينَ يُرَدُّ دُعَاؤُهُمْ عَلَيْهِمْ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَنْ هُمْ قَالَ رَجُلٌ رَزَقَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَالاً فَأَنْفَقَهُ فِي وُجُوهِهِ ثُمَّ قَالَ يَا…
ولید بن صبیح گوید: در محضر امام صادق(ع)بودم و طبقی خرما نزد آن حضرت بود گدایی آمد حضرتش خرما داد سپس گدای دیگری رسید حضرت خرمایش داد سپس گدای دیگر آمد باو هم خرما داد سپس گدای دیگر آمد فرمود: خداوند گشایشی بکارت دهد، سپس فرمود: اگر مردی سی هزار و یا چهل هزار ثروت داشته باشد و بخواهد همه ثروت خود را در راه حق تقسیم کند و هیچ برای او نماند میتواند ولی بی چیز میگردد و از آن سه گروهی می شود که دعایشان بسوی خودشان باز پس آید گوید: عرض کردم: قربانت شوم آنان کیانند؟ فرمود کسی که خداوند عز و جل ثروتی باو روزی فرماید و او همه را در راههای خیر به بخشد سپس دعا کند که بار الها روزیم بده، خدای عز و جل اش فرماید مگر روزیت نداده بودم؟ و مردیکه بر زنش ستم میکند و نفرینش مینماید باو گفته شود مگر اختیارش را…
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لاَ يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لاَ يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَسْبُنَا اَللّهُ وَ نِعْمَ اَلْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اَللَّهَ جَلَّ جَلاَلُهُ يَقُولُ بِعَقِبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اَللّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اِغْتَمَّ كَيْفَ لاَ يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ اَلظّالِمِين فَإِنِّي سَمِعْتُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقِبِهَا فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ اَلْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي…
امام صادق علیه السلام فرمود: شگفتم آید از کسی که از چهار چیز می هراسد چرا بچهار چیز پناهنده نمیشود: شگفتم از آنکه میترسد چرا پناه نمی برد بفرموده خدای عز و جل / حسبنا الله و نعم الوکیل / خداوند ما را بس است و چه وکیل خوبی است زیرا شنیدم خدای جل جلاله بدنبال آن میفرماید: بواسطه نعمت و فضلی که از طرف خداوند شامل حالشان گردید باز گشتند و هیچ بدی بآنان نرسید و شگفتم در کسی که اندوهناک است چرا پناه نمی برد بفرموده خدای عز و جل: / لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین / زیرا شنیدم خدای عز و جل بدنبال آن میفرماید در خواستش را برآوردیم و از اندوه نجاتش دادیم و مومنین را هم چنین میرهانیم و در شگفتم از کسی که حیله ای در باره او بکار رفته چرا بفرموده خدای تعالی پناه نمی برد / و افوض امری الی الله…
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص مَنْ مَاتَ لاَ يَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع أَحْوَجُ مَا يَكُونُ إِلَى مَعْرِفَتِهِ إِذَا بَلَغَ نَفْسُهُ هَكَذَا وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ فَقَالَ لَقَدْ كُنْتُ عَلَى أَمْرٍ حَسَنٍ .
عیسی بن سری گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: هر که در حالی جان سپارد که امامش را نمی شناسد به مرگ زمان جاهلیت مرده است. امام صادق علیه السلام فرمود: چون جان انسان به اینجا رسد-و با دست به سینه اش اشاره نمود-بیشترین چیزی که به آن نیاز خواهد داشت شناخت امامش است، پس آنگاه فرمود: اعتقاد تو در شناخت امام نیکوست. 2-. . . امام صادق علیه السلام فرمود: امامی که فرمانپذیری از او واجب است از ما می باشد، هر که او را انکار کند یهودی یا مسیحی بمیرد. به خدا سوگند از آن هنگام که خدای گرامی و بزرگ جان حضرت آدم علیه السلام را ستاند زمین از امامی که مردم را به سوی خدا رهنمون شود و حجت بر بندگان باشد خالی نمانده است، هر که امام را وارهد نابود شود و هر که…
أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ شَهَادَةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفاً وَ اِبْتَغُوا رِضْوَانَ اَللَّهِ وَ اِخْشَوْا سَخَطَهُ وَ حَافِظُوا عَلَى سُنَّةِ اَللَّهِ وَ لاَ تَتَعَدَّوْا حُدُودَ اَللَّهِ وَ رَاقِبُوا اَللَّهَ فِي جَمِيعِ أُمُورِكُمْ وَ اِرْضَوْا بِقَضَائِهِ فِيمَا لَكُمْ وَ عَلَيْكُمْ أَلاَ وَ عَلَيْكُمْ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيِ عَنِ اَلْمُنْكَرِ أَلاَ وَ مَنْ أَحْسَنَ إِلَيْكُمْ فَزِيدُوهُ إِحْسَاناً وَ اُعْفُوا عَمَّنْ أَسَاءَ إِلَيْكُمْ وَ…
سفارش مفضل بن عمر به شیعیان -شما را سفارش می کنم به تقوای خدای یگانه که او را انبازی نیست و گواهی بر اینکه خدایی جز الله نیست و اینکه محمد بنده و پیامبر اوست. از خدا پروا نمایید و گفتار نیکو بر زبان رانید و دنبال خشنودی خدا باشید و از خشم او بترسید. بر سنت الهی بپایید و از حدود الهی تجاوز ننمایید و خداوند را در همه امورتان مد نظر داشته باشید و به قضای الهی-چه به سود شما باشد و چه به زیانتان- رضا دهید. هلا، بر شماست که به امر به معروف و نهی از منکر پردازید. هلا، هر که به شما نیکی کرد بیشتر به او نیکی نمایید و هر که به شما بدی کرد از او درگذرید و با مردم به بهترین وجهی که در توان دارید رفتار نمایید و همانا از شما آن سزاوارتر باشد که شیوه ای در پیش گیرید که راه اعتراض دیگران را بر خود فراهم…
مِنْ كِتَابِ اَلْمَحَاسِنِ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ : كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ عِنْدَهُ عِدَّةٌ مِنْ مَوَالِيهِ فَجَرَى ذِكْرُ اَلْعَقْلِ وَ اَلْجَهْلِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ اِعْرِفُوا اَلْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ اَلْجَهْلَ وَ جُنْدَهُ تَهْتَدُوا قَالَ سَمَاعَةُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لاَ نَعْرِفُ إِلاَّ مَا عَرَّفْتَنَا فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ خَلَقَ اَلْعَقْلَ وَ هُوَ أَوَّلُ خَلْقٍ خَلَقَهُ مِنَ اَلرُّوحَانِيِّينَ عَنْ يَمِينِ اَلْعَرْشِ مِنْ نُورِهِ فَقَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ لَهُ…
سماعة بن مهران گوید:خدمت حضرت صادق علیه السّلام بودم، و جمعی از دوستان ایشان هم حضور داشتند، صحبت از عقل و جهل به میان آمد، امام صادق علیه السّلام فرمود:عقل و لشکریانش را و جهل و لشکریانش را بشناسید تا هدایت شوید، سماعه گوید:عرض کردم:فدایت شوم، غیر از آنچه شما به ما بفهمانید نمی دانیم، امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند جلّ ثناؤه عقل را آفرید، او اوّلین مخلوقاتش بود که از نور خویش و از طرف راست عرش آفرید، سپس به او فرمود:پس رو، او پس رفت، بعد فرمود:پیش آی، او پیش آمد، خداوند عزّ و جلّ به او فرمود:تو را با عظمت آفریدم، و بر تمامی آفریدگانم شرافت بخشیدم. فرمود:سپس جهل را آفرید، به او فرمود:عقب برو، عقب رفت، بعد فرمود:پیش آی، او قبول نکرد، خداوند به او فرمود:گردن کشی کردی، او را از رحمت خود…