قال الإمام الصادق عليه السلام:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع يَوْماً جُعِلْتُ فِدَاكَ ذَكَرْتُ آلَ فُلاَنٍ وَ مَا هُمْ فِيهِ مِنَ اَلنَّعِيمِ فَقُلْتُ لَوْ كَانَ هَذَا إِلَيْكُمْ لَعِشْنَا مَعَكُمْ فَقَالَ هَيْهَاتَ يَا مُعَلَّى أَمَا وَ اَللَّهِ أَنْ لَوْ كَانَ ذَاكَ مَا كَانَ إِلاَّ سِيَاسَةَ اَللَّيْلِ وَ سِيَاحَةَ اَلنَّهَارِ وَ لُبْسَ اَلْخَشِنِ وَ أَكْلَ اَلْجَشِبِ فَزُوِيَ ذَلِكَ عَنَّا فَهَلْ رَأَيْتَ ظُلاَمَةً قَطُّ صَيَّرَهَا اَللَّهُ تَعَالَى نِعْمَةً إِلاَّ هَذِهِ .
معلی بن خنیس گوید: روزی بامام صادق علیه السلام عرضکردم: آل فلان(بنی عباس)و نعمتهایی را که دارند بیاد آوردم و با خود گفتم: اگر این نعمت برای شما میبود، ما هم با شما در عیش و خوشی بودیم، فرمود: هیهات، ای معلی اگر چنین میبود(و ما حکمفرما بودیم)برای ما جز نگهبانی شبانه و تلاش روزانه و پوشاک زبر و درشت و خوراک سخت و بی خورش، چیزی نبود، از این رو آن امر از ما برکنار شد. آیا تو دیده یی که هرگز خدای تعالی بردن حقی را جز این نعمت قرار دهد؟ (یعنی تعجب اینجاست که بنی عباس حق ما را غصب کرده، بر مسند ما نشسته اند، ولی در حقیقت ظلم آنها نسبت بما نعمتی است برای ما، زیرا که نگهبانی شبانه و تلاش روزانه را از گردن ما ساقط نموده است).