قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره پیامبر و علی از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۱۶۸ حدیث · صفحه ۱۲ از ۱۴

تَرَكَ رَسُولُ اَللَّهِ ص فِي اَلْمَتَاعِ سَيْفاً وَ دِرْعاً وَ عَنَزَةً وَ رَحْلاً وَ بَغْلَتَهُ اَلشَّهْبَاءَ فَوَرِثَ ذَلِكَ كُلَّهُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع .

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان کالای خویش شمشیری و زرهی و نیزه یی و زینی و استر شهبایی داشت که در ترکه او بود و همه بعلی بن ابی طالب علیه السلام بارث رسید(یعنی چون این اسلحه نشانه امامت و جانشینی آن حضرت بود، باو منتقل شد و اینها مانند دین و وصیت از ترکه خارج است).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 234

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَمَّا يَتَحَدَّثُ اَلنَّاسُ أَنَّهُ دُفِعَ إِلَى أُمِّ سَلَمَةَ صَحِيفَةٌ مَخْتُومَةٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص لَمَّا قُبِضَ وَرِثَ عَلِيٌّ ع عِلْمَهُ وَ سِلاَحَهُ وَ مَا هُنَاكَ ثُمَّ صَارَ إِلَى اَلْحَسَنِ ثُمَّ صَارَ إِلَى اَلْحُسَيْنِ ع قَالَ قُلْتُ ثُمَّ صَارَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ثُمَّ صَارَ إِلَى اِبْنِهِ ثُمَّ اِنْتَهَى إِلَيْكَ فَقَالَ نَعَمْ .

عمر بن ابان گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم راجع بآنچه مردم میگویند که نامه مهرشده یی بام سلمه داده شد، امام فرمود: چون پیغمبر صلی الله علیه و آله درگذشت، علمش و سلاحش و آنچه از میراث انبیا داشت، بعلی علیه السلام بارث رسید، سپس بحسن و پس از او بحسین علیهما السلام رسید، و عرض کردم: سپس بعلی بن حسین و پس از او بپسرش و سپس بشما رسید؟ فرمود: آری.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 235

عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَوْمٌ لِسَعْدِ بْنِ عُبَادَةَ مَا كُنْتَ صَانِعا بِمَنْ وَجَدْتَهُ عَلَى بَطْنِ اِمْرَأَتِكَ قَالَ كُنْتُ وَ اَللَّهِ ضَارِبا رَقَبَتَهُ بِالسَّيْفِ قَالَ فَخَرَجَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ يَا سَعْدُ مَنْ هَذَا اَلَّذِي كُنْتَ ضَارِبَهُ بِالسَّيْفِ فَأُخْبِرَ اَلنَّبِيُّ بِخَبَرِهِمْ وَ مَا قَالَ سَعْدٌ قَالَ اَلنَّبِيُّ يَا سَعْدُ فَأَيْنَ اَلشُّهُودُ اَلْأَرْبَعَةُ اَلَّذِينَ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مَعَ رَأْيِ عَيْنِي وَ عِلْمِ اَللَّهِ فِيهِ أَنَّهُ فَعَلَهُ فَقَالَ اَلنَّبِيُّ يَا سَعْدُ…

امام صادق علیه السّلام فرمود:جمعی از صحابه به سعد بن عباده گفتند:اگر کسی را روی شکم زنت ببینی چه می کنی؟گفت:به خدا قسم گردنش را با شمشیر قطع می کنم، امام فرمود: در این هنگام پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله به آنها رسید و فرمود:ای سعد این چه کسی است که می خواهی با شمشیر او را بکشی؟پیامبر را از جریان و آنچه سعد گفته بود با خبر کردند، پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:ای سعد چهار شاهد که خداوند عزّ و جل فرموده کجایند؟گفت:ای رسول خدا جلوی چشم من این کار را انجام داده، و خدا هم به آن آگاه است، پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:ای سعد حتی بعد از دیدن تو و علم خدا به اینکه او انجام داده، خداوند برای هر چیزی حدّی قرار داده و برای کسی که حدّی از حدود خدا را تجاوز کند حدی قرار داده، و آنچه دور از…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 307

عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ رَجُلا أَتَى اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَوْصِنِي فَقَالَ لاَ تُشْرِكْ بِاللَّهِ شَيْئا وَ إِنْ حُرِّقْتَ بِالنَّارِ وَ عُذِّبْتَ إِلاَّ وَ قَلْبُكَ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَ وَالِدَيْكَ فَأَطْعِمْهُمَا وَ بَرَّهُمَا حَيَّيْنِ كَانَا أَوْ مَيِّتَيْنِ وَ إِنْ أَمَرَاكَ أَنْ تَخْرُجَ مِنْ أَهْلِكَ وَ مَالِكَ فَافْعَلْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنَ اَلْإِيمَانِ .

امام صادق علیه السّلام فرمود:مردی نزد پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله آمد و عرض کرد:ای رسول خدا مرا سفارشی کن، فرمود:هیچ چیزی را با خدا شریک مدان، گرچه با آتش سوزانده شوی و شکنجه شوی، همواره دلت به ایمان محکم باشد، و پدر و مادرت را فرمانبر و با آنها نیکی کن، زنده باشند یا مرده، و اگر دستور دادند که خاندان و مالت را کنار گذاری این کار را بکن که از ایمان است.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 317

عَنِ اَلصَّادِقِ قَالَ : جَاءَ رَجُلٌ فَسَأَلَ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَنْ بِرِّ اَلْوَالِدَيْنِ فَقَالَ اِبْرَرْ أُمَّكَ اِبْرَرْ أُمَّكَ اِبْرَرْ أُمَّكَ اِبْرَرْ أَبَاكَ اِبْرَرْ أَبَاكَ اِبْرَرْ أَبَاكَ وَ بَدَأَ بِالْأُمِّ قَبْلَ اَلْأَبِ .

امام صادق علیه السّلام فرمود:مردی خدمت پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله آمد و از آن حضرت در بارۀ خوشرفتاری با پدر و مادر پرسید، حضرت فرمود:با مادرت خوشرفتاری کن، با مادرت خوشرفتاری کن، با مادرت خوشرفتاری کن، با پدرت خوشرفتاری کن، با پدرت خوشرفتاری کن، با پدرت خوشرفتاری کن، و مادر را قبل از پدر ذکر فرموده.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 319

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : جَاءَ أَعْرَابِيٌّ إِلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ بَايِعْنِي عَلَى اَلْإِسْلاَمِ فَقَالَ أَنْ تَقْتُلَ أَبَاكَ فَكَفَّ اَلْأَعْرَابِيُّ يَدَهُ وَ أَقْبَلَ رَسُولُ اَللَّهِ عَلَى اَلْقَوْمِ يُحَدِّثُهُمْ فَعَادَ اَلْأَعْرَابِيُّ بِالْقَوْلِ فَأَجَابَهُ رَسُولُ اَللَّهِ بِمِثْلِ اَلْأَوَّلِ فَكَفَّ اَلْأَعْرَابِيُّ يَدَهُ فَأَقْبَلَ رَسُولُ اَللَّهِ عَلَى اَلْقَوْمِ يُحَدِّثُهُمْ ثُمَّ عَادَ اَلْأَعْرَابِيُّ فَقَالَ أَنْ تَقْتُلَ أَبَاكَ فَقَالَ نَعَمْ فَبَايَعَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ رَسُولُ…

امام صادق علیه السّلام فرمود:اعرابی خدمت رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله رسید و عرض کرد:ای رسول خدا با من بر اسلام بیعت کن، فرمود:تا پدرت را بکشی؟اعرابی دستش را کنار کشید، رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله رو به طرف قوم بر گرداند تا با آنها گفتگو کند. اعرابی بازگشت و حرفش را تکرار کرد، رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله مثل جواب اول را به او داد، اعرابی دستش را کشید، سپس رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به طرف قوم رفت تا با آنها به گفتگو بپردازد، باز اعرابی برگشت، پیامبر فرمود:تا پدرت را بکشی؟گفت:بلی، پیامبر با او بیعت کرد و فرمود:الان آن هنگامی است که غیر از خدا و رسول او و مؤمنان محرم اسراری نگرفته اند من فرمان به نافرمانی پدر و مادر نمی دهم و لکن در دنیا با آنها خوشرفتار باش.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 327

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : حَضَرَ رَسُولُ اَللَّهِ شَابّا عِنْدَ وَفَاتِهِ فَقَالَ لَهُ قُلْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ فَاعْتُقِلَ لِسَانُهُ مِرَارا فَقَالَ لاِمْرَأَةٍ عِنْدَ رَأْسِهِ هَلْ لِهَذَا أُمٌّ قَالَتْ نَعَمْ أَنَا أُمُّهُ فَقَالَ فَسَاخِطَةٌ أَنْتِ عَلَيْهِ قَالَتْ نَعَمْ مَا كَلَّمْتُهُ مُنْذُ سِتِّ حِجَجٍ قَالَ اِرْضَيْ عَنْهُ فَقَالَتْ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ بِرِضَاكَ عَنْهُ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اَللَّهِ قُلْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ فَقَالَهَا فَقَالَ مَا تَرَى قَالَ أَرَى رَجُلا أَسْوَدَ قَبِيحَ اَلْمَنْظَرِ مُنْتِنَ…

امام صادق علیه السّلام فرمود:رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله هنگام فوت جوانی حاضر شد و فرمود:بگو« لا اله الاّ اللّٰه. »، زبانش را چندین بار حرکت داد، پیامبر به زنی که بالای سر جوان بود فرمود:آیا این جوان مادری دارد؟گفت:بلی، من مادر اویم، فرمود:آیا تو بر او خشمگین هستی؟ گفت:بلی، شش سال است که با او حرف نزده ام، فرمود:از او راضی شو، گفت:خدا به رضای تو از او راضی شود ای رسول خدا، سپس رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به جوان فرمود:بگو« لا اله الاّ اللّٰه. »، جوان این کلمه گفت، فرمود:چه می بینی؟گفت:مردی سیاه روی و زشت صورت و بدبو را می بینم که مرا در این ساعت احاطه کرده و گلویم را می فشارد. فرمود:بگو«ای کسی که عمل کم را می پذیری و از گناهان بسیار در می گذری، عمل کمم را بپذیر و گناهان بسیارم را در…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 327

عَنِ اَلصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ قَالَ : جَاءَ رَجُلاَنِ إِلَى اَلنَّبِيِّ شَيْخٌ وَ شَابٌّ فَتَكَلَّمَ اَلشَّابُّ قَبْلَ اَلشَّيْخِ فَقَالَ اَلنَّبِيُّ اَلْكَبِيرُ اَلْكَبِيرُ.

امام صادق علیه السّلام از پدران بزرگوارش نقل کند که:دو نفر به حضور پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله رسیدند که یکی پیرمردی بود و دیگری جوانی، جوان قبل از پیرمرد شروع به سخن کرد، پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:بزرگ بزرگ.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 341

عَنِ اَلصَّادِقِ عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ : إِذَا بَلَغَ اَلْمَرْءُ أَرْبَعِينَ سَنَة آمَنَهُ اَللَّهُ مِنَ اَلْأَدْوَاءِ اَلثَّلاَثَةِ مِنَ اَلْجُنُونِ وَ اَلْجُذَامِ وَ اَلْبَرَصِ فَإِذَا بَلَغَ اَلْخَمْسِينَ خَفَّفَ اَللَّهُ عَلَيْهِ حِسَابَهُ فَإِذَا بَلَغَ اَلسِّتِّينَ رَزَقَهُ اَللَّهُ اَلْإِنَابَةَ إِلَيْهِ فَإِذَا بَلَغَ اَلسَّبْعِينَ أَحَبَّهُ اَللَّهُ وَ أَهْلُ اَلسَّمَاءِ فَإِذَا بَلَغَ اَلثَّمَانِينَ أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِإِثْبَاتِ حَسَنَاتِهِ وَ إِلْقَاءِ سَيِّئَاتِهِ فَإِذَا بَلَغَ اَلتِّسْعِينَ غَفَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ مَا…

امام صادق علیه السّلام از پیامبر اکرم صلّی اللّٰه علیه و آله نقل کند که فرمود:چون مرد به چهل سالگی رسد خداوند او را از سه مرض حفظ کند:از دیوانگی و جذام و پیسی، چون به پنجاه سالگی رسد خداوند حسابش را سبک گیرد، و چون به شصت سالگی رسد خداوند به او توفیق توبه کردن را روزی کند، هر گاه به هفتاد سالگی رسید خدا و اهل آسمان دوستش بدارند، و هر گاه به هشتاد رسید خداوند فرمان به نوشتن حسناتش و حذف بدیهایش دهد، و هر گاه به نود سال رسید خداوند گناهان گذشته و آینده اش را ببخشاید، و جزء اسیران خدا در زمین بحساب آید.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 343

مَنْ مَشَى فِي حَاجَةِ أَخِيهِ اَلْمُسْلِمِ وَ لَمْ يُنَاصِحْهُ فِيهَا كَانَ كَمَنْ خَانَ اَللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ كَانَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ خَصْمَهُ.

کیفر آن کس که برای حاجت برادر مومنش خالصانه و پاکدلانه گام بر ندارد 1-. . . امام صادق علیه السلام فرمود: هر که برای حاجت برادر مومنش خالصانه و پاکدلانه گام بر ندارد همچون کسی باشد که بر خدا و پیامبرش خیانت ورزیده است و خدای گرامی و بزرگ دشمن او خواهد بود.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 249

أَيُّمَا رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا اِسْتَعَانَ بِهِ رَجُلٌ مِنْ إِخْوَانِهِ فِي حَاجَةٍ فَلَمْ يُبَالِغْ فِيهَا بِكُلِّ جُهْدِهِ فَقَدْ خَانَ اَللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ أَبُو بَصِيرٍ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع مَا تَعْنِي بِقَوْلِكَ وَ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ مِنْ لَدُنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع إِلَى آخِرِهِمْ .

ابو بصیر گوید: شنیدم که امام صادق علیه السلام فرمود: هر یک از یاران ما که برادرش در حاجتی از او یاری خواهد و او تمام تلاشش را به کار نگیرد بی گمان بر خدا و پیامبرش و مومنین خیانت ورزیده است. عرض کردم: منظور شما از«مومنین» چه کسانی هستند؟ فرمود: از امیر مومنان صلوات الله علیه گرفته تا آخرین نفر آنان.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 249

إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ نَبِيّاً إِلَى قَوْمٍ فَأَوْحَى اَللَّهُ إِلَيْهِ قُلْ لِقَوْمِكَ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِ قَرْيَةٍ وَ لاَ أَهْلِ بَيْتٍ كَانُوا عَلَى طَاعَتِي فَأَصَابَهُمْ فِيهَا شَرٌّ فَانْقَلَبُوا عَمَّا أُحِبُّ إِلَى مَا أَكْرَهُ إِلاَّ تَحَوَّلْتُ لَهُمْ عَمَّا يُحِبُّونَ إِلَى مَا يَكْرَهُونَ.

امام صادق علیه السلام فرمود: همانا خدای گرامی و بزرگ پیامبری را بر قومش فرستاد و به او وحی نمود که به قوم خویش بگو: به راستی، هیچ اهل شهر و خاندانی نباشند که فرمانم را برند و در این راه، ناخوشایندی و سختی به آنان رسد و آنگاه از آنچه دوست دارم به آنچه خوش ندارم روی آورند جز آنکه من نیز از آنچه آنان دوست دارند روی تافته و به آنچه خوش ندارند روی آورم.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 253
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه