قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع صِفْ لِي نَبِيَّ اَللَّهِ ع قَالَ كَانَ نَبِيُّ اَللَّهِ ع أَبْيَضَ مُشْرَبَ حُمْرَةٍ أَدْعَجَ اَلْعَيْنَيْنِ مَقْرُونَ اَلْحَاجِبَيْنِ شَثْنَ اَلْأَطْرَافِ كَأَنَّ اَلذَّهَبَ أُفْرِغَ عَلَى بَرَاثِنِهِ عَظِيمَ مُشَاشَةِ اَلْمَنْكِبَيْنِ إِذَا اِلْتَفَتَ يَلْتَفِتُ جَمِيعاً مِنْ شِدَّةِ اِسْتِرْسَالِهِ سُرْبَتُهُ سَائِلَةٌ مِنْ لَبَّتِهِ إِلَى سُرَّتِهِ كَأَنَّهَا وَسَطُ اَلْفِضَّةِ اَلْمُصَفَّاةِ وَ كَأَنَّ عُنُقَهُ إِلَى كَاهِلِهِ إِبْرِيقُ فِضَّةٍ يَكَادُ أَنْفُهُ إِذَا شَرِبَ أَنْ يَرِدَ اَلْمَاءَ وَ إِذَا مَشَى تَكَفَّأَ كَأَنَّهُ يَنْزِلُ فِي صَبَبٍ لَمْ يُرَ…
جابر گوید: بامام باقر علیه السلام عرضکردم: پیغمبر خدا را برایم وصف کن. فرمود: پیغمبر خدا(ص)رنگش سفید مایل بسرخی بود، چشمانش سیاه و درشت، ابروانش بهم پیوسته، کف دست و پایش پرگوشت و غیر کوتاه بود و از سفیدی گویا در قالب نقره بود، سر استخوانهای شانه اش درشت بود، از شدت انس و مهری که با مردم داشت، هر گاه متوجه کسی میشد، با تمام بدن متوجه میشد(نه آنکه مانند متکبران خود بین بگوشه چشم و ابرو بنگرد)رشته مویی از گودی گلویش تا سر نافش کشیده و مانند خط میان صفحه یی از نقره درخشان بود(زیرا در میان صفحه محدب نقره، خط سیاهی بنظر میرسد و از این تشبیه معلوم می شود که سایر قسمتهای شکم بدون مو و براق بوده است)و از گردن تا شانه مانند گلاب پاش 234 - 3 نقره یی بود، بینی کشیده یی داشت که هنگام نوشیدن آب، نزدیک…
قَالَ أَبِي لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيِّ إِنَّ لِي إِلَيْكَ حَاجَةً فَمَتَى يَخِفُّ عَلَيْكَ أَنْ أَخْلُوَ بِكَ فَأَسْأَلَكَ عَنْهَا فَقَالَ لَهُ جَابِرٌ أَيَّ اَلْأَوْقَاتِ أَحْبَبْتَهُ فَخَلاَ بِهِ فِي بَعْضِ اَلْأَيَّامِ فَقَالَ لَهُ يَا جَابِرُ أَخْبِرْنِي عَنِ اَللَّوْحِ اَلَّذِي رَأَيْتَهُ فِي يَدِ أُمِّي فَاطِمَةَ ع بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مَا أَخْبَرَتْكَ بِهِ أُمِّي أَنَّهُ فِي ذَلِكَ اَللَّوْحِ مَكْتُوبٌ فَقَالَ جَابِرٌ أَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّي دَخَلْتُ عَلَى أُمِّكَ فَاطِمَةَ ع فِي حَيَاةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَهَنَّيْتُهَا بِوِلاَدَةِ اَلْحُسَيْنِ وَ…
امام صادق علیه السلام فرماید: پدرم بجابر بن عبد الله انصاری فرمود: من با تو کاری دارم، چه وقت برایت آسان تر است که ترا تنها ببینم و از تو سوال کنم؟ جابر گفت: هر وقت شما بخواهی، پس روزی با او در خلوت نشست و باو فرمود: در باره لوحی که آن را در دست مادرم فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله دیده یی و آنچه مادرم بتو فرمود که در آن لوح نوشته بود، بمن خبر ده. -جابر گفت: خدا را گواه میگیرم که من در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله خدمت مادرت فاطمه علیها السلام رفتم و او را بولادت حسین علیه السلام تبریک گفتم، در دستش لوح سبزی دیدم که گمان کردم از زمرد است و مکتوبی سفید در آن دیدم که چون رنگ خورشید(درخشان)بود. باو عرضکردم: دختر پیغمبر پدر و مادرم قربانت، این لوح چیست؟ فرمود…
ثَلاَثَةٌ لاَ يَنْجُبُونَ أَعْوَرُ يَمِينٍ وَ أَزْرَقُ كَالْفَصِّ وَ مُولَدُ اَلسِّنْدِ .
امام باقر یا امام صادق(ع)فرمود: سه کس نانجیب می شود: آنکه چشم راستش کور باشد و آنکه آبی چشم مانند نگین باشد و آنکه زادگاهش سند باشد. شرح- مقصود از تشبیه به نگین از جهت رنگ نیست که علاوه بر تکرار آبی بودن رنگ نگین معلوم نیست بلکه ظاهر این است که از جهت شکل به نگین تشبیه شده و مقصود چشم آبی گرد و کوچک باشد و الله العالم. و در بعضی از نسخه ها بجای سند سنه است و بنا بر این معنی روایت چنین است: کسی که یک سال در شکم مادر مانده باشد.
عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ شَيَّعَ جَنَازَة بِالْمَدِينَةِ لِرَجُلٍ مِنْ قُرَيْشٍ وَ أَنَا مَعَهُ وَ فِيهَا عَطَاءٌ فَصَرَخَتْ صَارِخَةٌ فَقَالَ لَهَا عَطَاءٌ لَتَسْكُتَنَّ أَوْ لَأَرْجِعَنَّ فَلَمْ تَسْكُتْ فَرَجَعَ فَقُلْتُ قَدْ رَجَعَ عَطَاءٌ فَقَالَ وَ لِمَ فَعَلَ قُلْتُ لِأَنَّ صَارِخَة صَرَخَتْ فَقَالَ لَتَسْكُتَنَّ أَوْ لَأَرْجِعَنَّ فَلَمْ تَسْكُتْ فَرَجَعَ فَقَالَ اِمْضِ بِنَا فَلَوْ أَنَّا إِذَا رَأَيْنَا شَيْئا مِنَ اَلْبَاطِلِ مَعَ اَلْحَقِّ تَرَكْنَا اَلْحَقَّ لَهُ لَمْ نَقْضِ حَقَّ مُسْلِمٍ فَلَمَّا صَلَّى عَلَى اَلْجِنَازَةِ قَالَ وَلِيُّهَا…
زراره گوید:امام باقر علیه السّلام به تشییع جنازه مردی از قریش در مدینه رفته بود، من هم با ایشان بودم، در آن تشییع مردی بنام عطاء نیز بود، ناگهان زنی شروع به فریاد زدن نمود، عطاء به او گفت:آرام می شوی یا برگردم؟زن ساکت نشد و عطاء برگشت.به امام گفتم: عطاء برگشت، فرمود:چرا این کار را کرد؟گفتم:بخاطر ناله و فریادهای زنی، به او گفت:آرام می شوی یا برگردم؟زن آرام نشد، او هم برگشت. امام فرمود:بگذریم، اگر ما امر باطلی را بهمراه حقی دیدیم و حق را بخاطر آن ترک نمودیم حق مسلمان را بجا نیاورده ایم، وقتی امام بر جنازه نماز خواند سرپرست آن جنازه به امام گفت:برگردید خداوند شما را رحمت کند، شما تحمل راه رفتن بیش از این را ندارید، امام علیه السّلام ابا نمود و برنگشت، به امام گفتم:او به شما اجازۀ برگشت داد و من…
قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّمَا شِيعَةُ عَلِيٍّ اَلشَّاحِبُونَ اَلنَّاحِلُونَ اَلذَّابِلُونَ ذَابِلَةٌ شِفَاهُهُمْ خَمِيصَةٌ بُطُونُهُمْ مُتَغَيِّرَةٌ أَلْوَانُهُمْ مُصْفَرَّةٌ وُجُوهُهُمْ إِذَا جَنَّ اَللَّيْلُ اِتَّخَذُوا اَلْأَرْضَ فِرَاشا وَ اِسْتَقْبَلُوا اَلْأَرْضَ بِجِبَاهِهِمْ كَثِيرٌ سُجُودُهُمْ كَثِيرَةٌ دُمُوعُهُمْ كَثِيرٌ دُعَاؤُهُمْ كَثِيرٌ بُكَاؤُهُمْ يَفْرَحُ اَلنَّاسُ وَ هُمْ مَحْزُونُونَ.
امام باقر علیه السّلام فرمود:شیعیان علی چهره هایشان غبار آلود و دارای اندامی لاغر و لبانی خشک و شکمهایی به پشت چسبیده و رنگ پریده و صورتی زرد هستند، هنگام شب زمین را بستر خود قرار داده و پیشانی بر خاک نهند، بسیار سجده کنند، همواره اشک می ریزند، دائما در حال دعا هستند، همیشه گریانند، مردم شادند و آنان اندوهگین.
عَنِ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلْمُتَحَابُّونَ فِي اَللَّهِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ عَلَى أَرْضٍ زَبَرْجَدَةٍ خَضْرَاءَ فِي ظِلِّ عَرْشِهِ عَنْ يَمِينِهِ وَ كِلْتَا يَدَيْهِ يَمِينٌ وُجُوهُهُمْ أَشَدُّ بَيَاضا مِنَ اَلثَّلْجِ وَ أَضْوَأُ مِنَ اَلشَّمْسِ اَلطَّالِعَةِ يَغْبِطُهُمْ بِمَنْزِلَتِهِمْ كُلُّ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ وَ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ يَقُولُ اَلنَّاسُ مَنْ هَؤُلاَءِ فَيُقَالُ هَؤُلاَءِ اَلْمُتَحَابُّونَ فِي اَللَّهِ.
امام باقر علیه السّلام از قول رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود: دوستی کنندگان برای خدا در روز قیامت روی زمین زبرجدین و سبز رنگ زیر سایۀ عرش خدا، سمت راست او خواهند بود، در حالی که هر دو دست او راست است، چهره آنان سفیدتر از برف و نورانی تر از خورشید درخشان است، هر فرشته مقرّب و هر پیغمبر مرسلی به مقام آنان حسرت می خورد. مردم گویند:اینها کیانند؟به آنها گفته می شود: دوستی کنندگان برای خدایند.
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَآمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اَلنُّورِ اَلَّذِي أَنْزَلْنا فَقَالَ يَا أَبَا خَالِدٍ اَلنُّورُ وَ اَللَّهِ اَلْأَئِمَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ وَ هُمْ وَ اَللَّهِ نُورُ اَللَّهِ اَلَّذِي أَنْزَلَ وَ هُمْ وَ اَللَّهِ نُورُ اَللَّهِ فِي اَلسَّمَاوَاتِ وَ فِي اَلْأَرْضِ وَ اَللَّهِ يَا أَبَا خَالِدٍ لَنُورُ اَلْإِمَامِ فِي قُلُوبِ اَلْمُؤْمِنِينَ أَنْوَرُ مِنَ اَلشَّمْسِ اَلْمُضِيئَةِ بِالنَّهَارِ وَ هُمْ وَ اَللَّهِ يُنَوِّرُونَ قُلُوبَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ يَحْجُبُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نُورَهُمْ…
ابو خالد کابلی گوید از امام باقر(ع)پرسیدم تفسیر قول خدای عز و جل را(8 سوره 64) «بخدا و رسولش و نوری که فرستاده ایم ایمان آورید»فرمود: ای ابا خالد بخدا سوگند که مقصود از نور ایمه از آل محمد(ص)باشند تا روز قیامت، بخدا که ایشانند همان نور خدا که فرو فرستاده، بخدا که ایشانند نور خدا در آسمانها و زمین، بخدا ای ابا خالد، نور امام در دل مومنین از نور خورشید تابان در روز، روشن تر است، بخدا که ایمه دلهای مومنین را منور سازند و خدا از هر کس خواهد نور ایشان را پنهان دارد، پس دل آنها تاریک گردد، بخدا ای ابا خالد بنده ای ما را دوست ندارد و از ما پیروی نکند تا اینکه خدا قلبش را پاکیزه کرده باشد و خدا قلب بنده ای را پاکیزه نکند تا اینکه با ما خالص شده باشد و آشتی کرده باشد(یک رنگ شده باشد و سازگار)و چون با…
كَانَتْ عَصَا مُوسَى لآِدَمَ ع فَصَارَتْ إِلَى شُعَيْبٍ ثُمَّ صَارَتْ إِلَى مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ وَ إِنَّهَا لَعِنْدَنَا وَ إِنَّ عَهْدِي بِهَا آنِفاً وَ هِيَ خَضْرَاءُ كَهَيْئَتِهَا حِينَ اُنْتُزِعَتْ مِنْ شَجَرَتِهَا وَ إِنَّهَا لَتَنْطِقُ إِذَا اُسْتُنْطِقَتْ أُعِدَّتْ لِقَائِمِنَا ع يَصْنَعُ بِهَا مَا كَانَ يَصْنَعُ مُوسَى وَ إِنَّهَا لَتَرُوعُ وَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ وَ تَصْنَعُ مَا تُؤْمَرُ بِهِ إِنَّهَا حَيْثُ أَقْبَلَتْ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُون ُفْتَحُ لَهَا شُعْبَتَانِ إِحْدَاهُمَا فِي اَلْأَرْضِ وَ اَلْأُخْرَى فِي اَلسَّقْفِ وَ بَيْنَهُمَا أَرْبَعُونَ ذِرَاعاً تَلْقَفُ مَا…
امام باقر علیه السلام فرمود: عصای موسی از آن آدم علیه السلام بود که بشعیب رسید و سپس بموسی بن عمران رسید، آن عصا نزد ماست و اندکی پیش نزدم بود و مانند وقتی که از درختش باز شده سبز است، و چون از او بازپرسی شود، جواب گوید و برای قایم ما علیه السلام آماده گشته است، او با آن همان کار که موسی میکرد انجام دهد، آن عصا هراس آور است و ساخته های نیرنگی جادوگران را میبلعد و بهر چه مامور شود انجام دهد، چون حمله کند، هر چه بنیرنگ ساخته اند میبلعد و برایش دو شعبه باز شود که یکی در زمین و دیگری در سقف باشد و میان آنها(میان دو فکش)چهل ذراع باشد و نیرنگ ساخته ها را با زبانش میبلعد (چنانچه در زمان موسی(ع)جادوهای جادوگران را بلعید).
لَيْسَ عَلَى اَلنِّسَاءِ أَذَانٌ وَ لاَ إِقَامَةٌ وَ لاَ جُمُعَةٌ وَ لاَ جَمَاعَةٌ وَ لاَ عِيَادَةُ اَلْمَرِيضِ وَ لاَ اِتِّبَاعُ اَلْجَنَائِزِ وَ لاَ إِجْهَارٌ بِالتَّلْبِيَةِ وَ لاَ اَلْهَرْوَلَةُ بَيْنَ اَلصَّفَا وَ اَلْمَرْوَةِ وَ لاَ اِسْتِلاَمُ اَلْحَجَرِ اَلْأَسْوَدِ وَ لاَ دُخُولُ اَلْكَعْبَةِ وَ لاَ اَلْحَلْقُ إِنَّمَا يُقَصِّرْنَ مِنْ شُعُورِهِنَّ وَ لاَ تَوَلِّي اَلْمَرْأَةِ اَلْقَضَاءَ وَ لاَ تَوَلِّي اَلْإِمَارَةِ وَ لاَ تُسْتَشَارُ وَ لاَ تَذْبَحُ إِلاَّ مِنِ اِضْطِرَارٍ وَ تَبْدَأُ فِي اَلْوُضُوءِ بِبَاطِنِ اَلذِّرَاعِ وَ اَلرَّجُلُ بِظَاهِرِهِ وَ لاَ تَمْسَحُ كَمَا يَمْسَحُ…
جابر بن یزید گوید: شنیدم امام باقر میفرمود: بر زنان نه اذان گفتن لازم است و نه اقامه و نه جمعه و نه جماعت و نه عیادت بیماران و نه دنبال جنازه ها رفتن و نه لبیک های احرام را بلند گفتن و نه در میان صفا و مروه دویدن و نه حجر الاسود را بوسیدن و نه میان خانه کعبه داخل شدن و نه سر تراشیدن بلکه از موهایشان میچینند و زن نباید متصدی قضاوت شود و متصدی فرمانداری نگردد و طرف مشورت قرار نگیرد و قربانی را سر نبرد مگر در حال ناچاری و زن هنگام وضو گرفتن از باطن ذراع آغاز شستن میکند و مرد از ظاهرش و مانند مردان مسح نمیکشد بلکه بر او لازم است که در نماز صبح و مغرب چادر خود را از سرش که جای مسح است بردارد و مسح بکشد و در باقی نمازها انگشتش را بزیر چادر داخل کند و بدون آنکه چادر خود را بیفکند بر سر خود مسح بکشد…
يَا أَبَا اَلْمِقْدَامِ إِنَّمَا شِيعَةُ عَلِيٍّ ع اَلشَّاحِبُونَ اَلنَّاحِلُونَ اَلذَّابِلُونَ ذَابِلَةٌ شِفَاهُهُمْ خَمِيصَةٌ بُطُونُهُمْ مُتَغَيِّرَةٌ أَلْوَانُهُمْ مُصْفَرَّةٌ وُجُوهُهُمْ إِذَا جَنَّهُمُ اَللَّيْلُ اِتَّخَذُوا اَلْأَرْضَ فِرَاشاً وَ اِسْتَقْبَلُوا اَلْأَرْضَ بِجِبَاهِهِمْ كَثِيرٌ سُجُودُهُمْ كَثِيرَةٌ دُمُوعُهُمْ كَثِيرٌ دُعَاؤُهُمْ كَثِيرٌ بُكَاؤُهُمْ يَفْرَحُ اَلنَّاسُ وَ هُمْ يَحْزَنُونَ.
ابی مقدام گوید: امام باقر مرا فرمود: ای ابا مقدام شیعه علی(ع)فقط افرادی هستند که رنگ رخسارشان دگرگون شده و اندامشان لاغر گشته و خشکیده و لبهایشان خشک و شکمهایشان خالی است و رنگشان پریده و صورتشان زرد است چون تاریکی شب آنان را فرا گیرد زمین را بستر گیرند و پیشانی بر زمین نهند سجده ها کنند و اشگها بریزند بسیار دعا کنند و بسیار بگریند مردم شادی کنند و آنان غمگینند.
أَتَيْنَا خَدِيجَةَ بِنْتَ عُمَرَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع نُعَزِّيهَا بِابْنِ بِنْتِهَا فَوَجَدْنَا عِنْدَهَا مُوسَى بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحَسَنِ فَإِذَا هِيَ فِي نَاحِيَةٍ قَرِيباً مِنَ اَلنِّسَاءِ فَعَزَّيْنَاهُمْ ثُمَّ أَقْبَلْنَا عَلَيْهِ فَإِذَا هُوَ يَقُولُ لاِبْنَةِ أَبِي يَشْكُرَ اَلرَّاثِيَةِ قُولِي فَقَالَتْ اُعْدُدْ رَسُولَ اَللَّهِ وَ اُعْدُدْ بَعْدَهُ أَسَدَ اَلْإِلَهِ وَ ثَالِثاً عَبَّاسَا وَ اُعْدُدْ عَلِيَّ اَلْخَيْرِ وَ اُعْدُدْ جَعْفَراً وَ اُعْدُدْ عَقِيلاً بَعْدَهُ اَلرُّوَّاسَا فَقَالَ أَحْسَنْتِ وَ أَطْرَبْتِنِي زِيدِينِي…
عبد الله بن ابراهیم گوید: (با جماعتی)نزد خدیجه دختر عمر بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام رفتیم تا او را بوفات پسر دخترش تسلیت گوییم، در حضور او موسی بن عبد الله بن حسن را دیدیم که در گوشه ای نزدیک زنان نشسته بود، ما بآنها تسلیت گفتیم و متوجه موسی شدیم، موسی بدختر ابی بشکر که نوحه خوان بود گفت: بخوان، او چنین خواند: بشمار رسول خدا را و پس از وی شیر خدا (حمزه)و در مرتبه سوم عباس(برادر حمزه)را-و بشمار علی نیکوکار و بشمار جعفر و عقیل را بعد از او که همه رییس بودند. موسی باو گفت: احسنت: مرا بطرب آوردی، بیشتر بخوان، او هم دنبال کرد و گفت: پیشوای پرهیزگاران محمد از خاندان ماست و حمزه و جعفر پاک از خاندان ماست علی پسر عم و داماد پیغمبر از خاندان ماست او پهلوان پیغمبر و امام مطهر است ما…
لَقَدْ خَاطَبَ اَللَّهُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فِي كِتَابِهِ قَالَ قُلْتُ فِي أَيِّ مَوْضِعٍ قَالَ فِي قَوْلِهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اَللّهَ وَ اِسْتَغْفَرَ لَهُمُ اَلرَّسُولُ لَوَجَدُوا اَللّهَ تَوّاباً رَحِيماً . فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ فِيمَا تَعَاقَدُوا عَلَيْهِ لَئِنْ أَمَاتَ اَللَّهُ مُحَمَّداً أَلاَّ يَرُدُّوا هَذَا اَلْأَمْرَ فِي بَنِي هَاشِمٍ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَيْت عَلَيْهِمْ مِنَ اَلْقَتْلِ أَوِ اَلْعَفْوِ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً
زراره یا برید گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: بتحقیق که خدا امیر المومنین علیه السلام را در کتابش مخاطب ساخته است، عرض کردم: در کجا؟ فرمود: در این قول: «اگر آنها زمانی که بخویش ستم کردند پیش تو آمده و از تو آمرزش خواسته بودند و پیغمبر برایشان آمرزش خواسته بود، خدا را توبه پذیر و مهربان مییافتند، نه بپروردگارت سوگند ایمان ندارند تا ترا در مشاجرات خویش حاکم قرار دهند» یعنی در پیمانی که بستند، که اگر خدا محمد را میرانید، امر خلافت را به بنی هاشم برنگردانند«سپس در دل خود از آنچه حکم کرده یی»از کشتن یا بخشیدن«ملالی نیابند و بی چون و چرا گردن نهند».