قال الإمام باقر عليه السلام

احادیث درباره دعا کردن از امام باقر (ع)

امام محمد باقر (علیه السلام)

لَمَّا حُمِلَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِلَى اَلشَّامِ إِلَى هِشَامِ بْنِ عَبْدِ اَلْمَلِكِ وَ صَارَ بِبَابِهِ قَالَ لِأَصْحَابِهِ وَ مَنْ كَانَ بِحَضْرَتِهِ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ إِذَا رَأَيْتُمُونِي قَدْ وَبَّخْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ثُمَّ رَأَيْتُمُونِي قَدْ سَكَتُّ فَلْيُقْبِلْ عَلَيْهِ كُلُّ رَجُلٍ مِنْكُمْ فَلْيُوَبِّخْهُ ثُمَّ أَمَرَ أَنْ يُؤْذَنَ لَهُ فَلَمَّا دَخَلَ عَلَيْهِ أَبُو جَعْفَرٍ ع قَالَ بِيَدِهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ فَعَمَّهُمْ جَمِيعاً بِالسَّلاَمِ ثُمَّ جَلَسَ فَازْدَادَ هِشَامٌ عَلَيْهِ حَنَقاً بِتَرْكِهِ اَلسَّلاَمَ عَلَيْهِ بِالْخِلاَفَةِ وَ جُلُوسِهِ بِغَيْرِ إِذْنٍ…

ابو بکر حضرمی گوید: چون امام باقر علیه السلام را بشام سوی هشام بن عبد الملک بردند، و بدربارش رسید، هشام باصحاب خود و حضار مجلس که از بنی امیه بودند، گفت: چون دیدید من محمد ابن علی را توبیخ کردم و ساکت شدم. شما یک بیک باو رو آورید و توبیخش کنید، سپس بحضرت اجازه ورود داد. -چون امام باقر علیه السلام وارد شد، با دست بهمگان اشاره کرد و فرمود: السلام علیکم همگان را مشمول سلام خود ساخت و بنشست. چون بهشام بعنوان خلافت سلام نکرد، و بی اجازه نشست کینه و خشم او افزون گشت، پس باو رو آورد و توبیخ میکرد، از جمله سخنانش این بود: ای محمد بن علی همیشه مردی از شما خاندان میان مسلمین اختلاف انداخته و آنها را بسوی خود دعوت کرده و از روی بیخردی و کم دانشی گمان کرده که او امامست. هر چه دلش خواست آن حضرت را توبیخ…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 471

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ مَلَكَيْنِ هَبَطَا مِنَ اَلسَّمَاءِ فَالْتَقَيَا فِي اَلْهَوَاءِ فَقَالَ أَحَدُهُمَا لِصَاحِبِهِ فِيمَ هَبَطْتَ قَالَ بَعَثَنِيَ اَللَّهُ إِلَى بَحْرِ أَيْلَةَ أَحُشُّ سَمَكَة إِلَى جَبَّارٍ مِنَ اَلْجَبَابِرَةِ تَشَهَّى عَلَيْهِ سَمَكَة فِي ذَلِكَ اَلْبَحْرِ فَأَمَرَنِي أَحُشُّ إِلَى اَلصَّيَّادِ سَمَكَ ذَلِكَ اَلْبَحْرِ حَتَّى يَأْخُذَهَا لَهُ لِيَبْلُغَ اَللَّهُ بِالْكَافِرِ غَايَةَ مُنَاهُ فِي كُفْرِهِ وَ قَالَ اَلْآخَرُ فَفِيمَ بُعِثْتَ أَنْتَ فَقَالَ بَعَثَنِيَ اَللَّهُ فِي أَعْجَبَ مِنَ اَلَّذِي بَعَثَكَ فِيهِ بَعَثَنِي إِلَى…

امام باقر علیه السّلام فرمود:دو فرشته هنگام فرودشان از آسمان به زمین با یک دیگر ملاقات کردند، یکی از آن دو به دیگری گفت:چرا به طرف زمین می روی؟گفت:خداوند مرا به طرف دریای ابلّه مأمور کرد تا یک ماهی را به سوی ستمگری از ستمگران که میل به آن پیدا کرده بود برانم، لذا به من فرمان داد که ماهیهای این دریا را به سوی صیّاد سوق دهم که آن ماهی را برای آن ستمگر صید کند، تا خداوند نهایت آرزوی کافر را بر آورد. فرشتۀ دیگر گفت:تو برای چه فرستاده شده ای؟گفت:مأموریت من از جانب خداوند از کار تو نیز شگفت انگیزتر است، خداوند مرا به سوی مؤمنی روزه دار شب زنده دار کوشای در عبادت که دعا و نمازش در آسمان مشهور است، فرستاده تا ظرف غذایی را که برای افطارش آماده نموده وارونه سازم، تا خداوند بدین وسیله ایمانش را به خوبی…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 615

لَمَّا دَعَا نُوحٌ ع رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى قَوْمِهِ أَتَاهُ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اَللَّهُ فَقَالَ يَا نُوحُ إِنَّ لَكَ عِنْدِي يَداً أُرِيدُ أَنْ أُكَافِئَكَ عَلَيْهَا فَقَالَ نُوحٌ وَ اَللَّهِ إِنِّي لَبَغِيضٌ إِلَيَّ أَنْ يَكُونَ لَكَ عِنْدِي يَدٌ فَمَا هِيَ قَالَ بَلَى دَعَوْتَ اَللَّهَ عَلَى قَوْمِكَ فَأَغْرَقْتَهُمْ فَلَمْ يَبْقَ أَحَدٌ أُغْوِيهِ فَأَنَا مُسْتَرِيحٌ حَتَّى يَنْشَأَ قَرْنٌ آخَرُ فَأُغْوِيَهُمْ فَقَالَ لَهُ نُوحٌ مَا اَلَّذِي تُرِيدُ أَنْ تُكَافِئَنِي بِهِ قَالَ لَهُ اُذْكُرْنِي فِي ثَلاَثَةِ مَوَاطِنَ فَإِنِّي أَقْرَبَ مَا أَكُونُ إِلَى اَلْعَبْدِ إِذَا كَانَ فِي…

امام باقر(ع)فرمود: هنگامی که نوح نزد پروردگار خود دست بدعا برداشته و بر قوم خود نفرین کرد شیطان(خدای لعنتش کند)بنزد نوح آمد و گفت: ای نوح تو را بر من حقی است که میخواهم تلافی اش کنم نوح گفت: بخدا قسم بر من بسی ناگوار است که مرا بر تو حق نعمتی باشد چه حقی بتو دارم؟ گفت: آری بقوم خود نفرین کردی و همه را غرق نمودی و دیگر کسی که من گمراهش کنم باقی نماند و هم اکنون دوران استراحت من است تا نسل دیگری بوجود آید و من گمراهشان نمایم نوح باو گفت: آنچه میخواهی که به پاداش این خدمت بدهی چیست؟ گفت: در سه جا بیاد من باش که نزدیک ترین حالات من به بنده خدا در یکی از این سه مورد است بهنگام خشمت بیاد من باش و هنگامی که میان دو نفر قضاوت کنی بیاد من باشد و هنگامی که با زنی بخلوت نشسته ای و هیچ کس دیگر با شما…

الخصال، ج 2، ص 132

يَا جَابِرُ اِغْتَنِمْ مِنْ أَهْلِ زَمَانِكَ خَمْساً إِنْ حَضَرْتَ لَمْ تُعْرَفْ وَ إِنْ غِبْتَ لَمْ تُفْتَقَدْ وَ إِنْ شَهِدْتَ لَمْ تُشَاوَرْ وَ إِنْ قُلْتَ لَمْ يُقْبَلْ قَوْلُكَ وَ إِنْ خَطَبْتَ لَمْ تُزَوَّجْ وَ أُوصِيكَ بِخَمْسٍ إِنْ ظُلِمْتَ فَلاَ تَظْلِمْ وَ إِنْ خَانُوكَ فَلاَ تَخُنْ وَ إِنْ كُذِّبْتَ فَلاَ تَغْضَبْ وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلاَ تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلاَ تَجْزَعْ وَ فَكِّرْ فِيمَا قِيلَ فِيكَ فَإِنْ عَرَفْتَ مِنْ نَفْسِكَ مَا قِيلَ فِيكَ فَسُقُوطُكَ مِنْ عَيْنِ اَللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ عِنْدَ غَضَبِكَ مِنَ اَلْحَقِّ أَعْظَمُ عَلَيْكَ مُصِيبَةً مِمَّا خِفْتَ مِنْ…

سخنان امام باقر علیه السلام که در همین زمینه ها(اخلاق و حکمت و غیره)نقل شده است - نقل شده است که آن حضرت به جابر -، فرمود: ای جابر از مردم عصر خویش پنج کردار را غنیمت شمار: 1-اگر حضور یافتی شناخته نشوی. 2-و آنگاه که از میانشان رفتی، از تو نپرسند. 3-و چون در میانشان باشی، جویای نظرت نشوند. 4-و اگر پیشنهادی دهی نپذیرند. 5-و اگر دختری از آنان خواهی، ندهند. و تو را به پنج سخن، پند می دهم: 1-اگر ستم دیدی، ستم مکن. 2-و چون به تو خیانت کردند، جوابشان را با خیانت مده. 3-اگر تو دروغ پنداشته شوی، برافروخته مشو. 4-و اگر به نکویی یاد شدی، خوشحال مشو. 5-و چون به بدی یاد شدی بی صبری مکن، و در گفتار مردم نسبت به خودت، تامل کن. اگر آن را در خود مشاهده کردی، پس مصیبت افتادن تو از نظر خدای بزرگ و توانا، به…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 284

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطِيعُوا اَللّهَ وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْكُمْ فَكَانَ جَوَابُهُ أَ لَمْ تَرَ إِلَى اَلَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ اَلْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ اَلطّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ اَلَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلاً يَقُولُونَ لِأَئِمَّةِ اَلضَّلاَلَةِ وَ اَلدُّعَاةِ إِلَى اَلنَّارِ هؤُلاءِ أَهْدى مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ سَبِيلاً أُولئِكَ اَلَّذِينَ لَعَنَهُمُ اَللّهُ وَ مَنْ يَلْعَنِ اَللّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ اَلْمُلْكِ يَعْنِي اَلْإِمَامَةَ وَ…

برید عجلی گوید: از امام باقر علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل(61 سوره 4)«اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیغمبر و والیان امر را»پرسیدم، جواب حضرت این بود که(55 سوره 4) «مگر آن کسان را که از کتاب آسمانی بهره ای بایشان داده اند نمی بینی که به بت و طغیانگر گروند و در باره کافران گویند: این گروه از مومنان هدایت یافته ترند»یعنی این مردم در باره پیشوایان گمراهی و رهبران بدوزخ میگویند: آنها از آل محمد صلی الله علیه و آله هدایت یافته ترند، «ایشان همان کسانند که خدا لعنتشان کرده و هر که را خدا لعنت کند هرگز یاوری برای او نخواهی یافت. مگر آنها را از ملک بهره ای هست؟ »یعنی ملک امامت و خلافت«که در آن صورت نقیری هم بمردم ندهند»ما هستیم آن مردمی که خدا قصد کرده و نقیر نقطه میان هسته خرماست(و مقصود بیان…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 205

لَيْسَ عَلَى اَلنِّسَاءِ أَذَانٌ وَ لاَ إِقَامَةٌ وَ لاَ جُمُعَةٌ وَ لاَ جَمَاعَةٌ وَ لاَ عِيَادَةُ اَلْمَرِيضِ وَ لاَ اِتِّبَاعُ اَلْجَنَائِزِ وَ لاَ إِجْهَارٌ بِالتَّلْبِيَةِ وَ لاَ اَلْهَرْوَلَةُ بَيْنَ اَلصَّفَا وَ اَلْمَرْوَةِ وَ لاَ اِسْتِلاَمُ اَلْحَجَرِ اَلْأَسْوَدِ وَ لاَ دُخُولُ اَلْكَعْبَةِ وَ لاَ اَلْحَلْقُ إِنَّمَا يُقَصِّرْنَ مِنْ شُعُورِهِنَّ وَ لاَ تَوَلِّي اَلْمَرْأَةِ اَلْقَضَاءَ وَ لاَ تَوَلِّي اَلْإِمَارَةِ وَ لاَ تُسْتَشَارُ وَ لاَ تَذْبَحُ إِلاَّ مِنِ اِضْطِرَارٍ وَ تَبْدَأُ فِي اَلْوُضُوءِ بِبَاطِنِ اَلذِّرَاعِ وَ اَلرَّجُلُ بِظَاهِرِهِ وَ لاَ تَمْسَحُ كَمَا يَمْسَحُ…

جابر بن یزید گوید: شنیدم امام باقر میفرمود: بر زنان نه اذان گفتن لازم است و نه اقامه و نه جمعه و نه جماعت و نه عیادت بیماران و نه دنبال جنازه ها رفتن و نه لبیک های احرام را بلند گفتن و نه در میان صفا و مروه دویدن و نه حجر الاسود را بوسیدن و نه میان خانه کعبه داخل شدن و نه سر تراشیدن بلکه از موهایشان میچینند و زن نباید متصدی قضاوت شود و متصدی فرمانداری نگردد و طرف مشورت قرار نگیرد و قربانی را سر نبرد مگر در حال ناچاری و زن هنگام وضو گرفتن از باطن ذراع آغاز شستن میکند و مرد از ظاهرش و مانند مردان مسح نمیکشد بلکه بر او لازم است که در نماز صبح و مغرب چادر خود را از سرش که جای مسح است بردارد و مسح بکشد و در باقی نمازها انگشتش را بزیر چادر داخل کند و بدون آنکه چادر خود را بیفکند بر سر خود مسح بکشد…

الخصال، ج 3، ص 585

فَرَضَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى اَلْعِبَادِ خَمْساً أَخَذُوا أَرْبَعاً وَ تَرَكُوا وَاحِداً قُلْتُ أَ تُسَمِّيهِنَّ لِي جُعِلْتُ فِدَاكَ فَقَالَ اَلصَّلاَةُ وَ كَانَ اَلنَّاسُ لاَ يَدْرُونَ كَيْفَ يُصَلُّونَ فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ ع فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ أَخْبِرْهُمْ بِمَوَاقِيتِ صَلاَتِهِمْ ثُمَّ نَزَلَتِ اَلزَّكَاةُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ أَخْبِرْهُمْ مِنْ زَكَاتِهِمْ مَا أَخْبَرْتَهُمْ مِنْ صَلاَتِهِمْ ثُمَّ نَزَلَ اَلصَّوْمُ فَكَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص إِذَا كَانَ يَوْمُ عَاشُورَاءَ بَعَثَ إِلَى مَا حَوْلَهُ مِنَ اَلْقُرَى فَصَامُوا ذَلِكَ اَلْيَوْمَ فَنَزَلَ شَهْرُ رَمَضَانَ بَيْنَ…

ابی الجارود گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام میفرمود: خدای عز و جل پنج چیز بر بندگان واجب ساخت و آنها چهار چیزش را گرفتند و یکی را رها کردند، عرضکردم: قربانت گردم: آنها را برای من نام میبری؟ فرمود: 1-نماز، و مردم نمیدانستند چگونه نماز گزارند تا جبرییل علیه السلام فرود آمد و گفت: ای محمد وقتهای نماز را بمردم خبر ده 2-زکاه پس از نماز نازل شد، جبرییل گفت: ای محمد راجع بزکاه آنها را خبر ده چنان که راجع بنماز خبر دادی. 3-روزه بعد از زکاه نازل شد، چون روز عاشورا می آمد، پیغمبر صلی الله علیه و آله بدهات اطراف خود کس میفرستاد تا آن روز را روزه بدارند، سپس روزه ماه رمضان، میان شعبان و شوال نازل شد. 4-سپس امر بحج رسید، و جبرییل علیه السلام فرود آمد و گفت: چنان که در باره نماز و زکاه و روزه بمردم خبر…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 290

أَنَّ زَيْدَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ع دَخَلَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ مَعَهُ كُتُبٌ مِنْ أَهْلِ اَلْكُوفَةِ يَدْعُونَهُ فِيهَا إِلَى أَنْفُسِهِمْ وَ يُخْبِرُونَهُ بِاجْتِمَاعِهِمْ وَ يَأْمُرُونَهُ بِالْخُرُوجِ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع هَذِهِ اَلْكُتُبُ اِبْتِدَاءٌ مِنْهُمْ أَوْ جَوَابُ مَا كَتَبْتَ بِهِ إِلَيْهِمْ وَ دَعَوْتَهُمْ إِلَيْهِ فَقَالَ بَلِ اِبْتِدَاءٌ مِنَ اَلْقَوْمِ لِمَعْرِفَتِهِمْ بِحَقِّنَا وَ بِقَرَابَتِنَا مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ لِمَا يَجِدُونَ فِي كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ وُجُوبِ مَوَدَّتِنَا وَ فَرْضِ طَاعَتِنَا وَ لِمَا…

زید بن علی بن الحسین، خدمت امام باقر علیه السلام رسید و نامه هایی از اهل کوفه همراه داشت که او را بطرف خود خوانده و از اجتماع خود آگاهش نموده و دستور نهضت داده بودند، امام باقر علیه السلام باو فرمود: این نامه ها از خود آنها شروع شده یا جواب نامه ایست که بآنها نوشته یی و ایشان را دعوت کرده یی؟ گفت: ایشان شروع کرده اند، زیرا حق ما را میشناسند و قرابت ما را با رسول خدا صلی الله علیه و آله میدانند و در کتاب خدای عز و جل وجوب دوستی و اطاعت ما را می بینند و فشار و گرفتاری و بلا کشیدن ما را مشاهده میکنند. امام باقر علیه السلام فرمود: اطاعت(مردم از پیشوا)از طرف خدای عز و جل واجب گشته و روشی است که خدا آن را در پیشینیان امضا کرده و در آخرین همچنان اجرا میکند، و اطاعت نسبت بیک نفر از ماست و دوستی نسبت…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 356

أَتَيْنَا خَدِيجَةَ بِنْتَ عُمَرَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع نُعَزِّيهَا بِابْنِ بِنْتِهَا فَوَجَدْنَا عِنْدَهَا مُوسَى بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحَسَنِ فَإِذَا هِيَ فِي نَاحِيَةٍ قَرِيباً مِنَ اَلنِّسَاءِ فَعَزَّيْنَاهُمْ ثُمَّ أَقْبَلْنَا عَلَيْهِ فَإِذَا هُوَ يَقُولُ لاِبْنَةِ أَبِي يَشْكُرَ اَلرَّاثِيَةِ قُولِي فَقَالَتْ اُعْدُدْ رَسُولَ اَللَّهِ وَ اُعْدُدْ بَعْدَهُ أَسَدَ اَلْإِلَهِ وَ ثَالِثاً عَبَّاسَا وَ اُعْدُدْ عَلِيَّ اَلْخَيْرِ وَ اُعْدُدْ جَعْفَراً وَ اُعْدُدْ عَقِيلاً بَعْدَهُ اَلرُّوَّاسَا فَقَالَ أَحْسَنْتِ وَ أَطْرَبْتِنِي زِيدِينِي…

عبد الله بن ابراهیم گوید: (با جماعتی)نزد خدیجه دختر عمر بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام رفتیم تا او را بوفات پسر دخترش تسلیت گوییم، در حضور او موسی بن عبد الله بن حسن را دیدیم که در گوشه ای نزدیک زنان نشسته بود، ما بآنها تسلیت گفتیم و متوجه موسی شدیم، موسی بدختر ابی بشکر که نوحه خوان بود گفت: بخوان، او چنین خواند: بشمار رسول خدا را و پس از وی شیر خدا (حمزه)و در مرتبه سوم عباس(برادر حمزه)را-و بشمار علی نیکوکار و بشمار جعفر و عقیل را بعد از او که همه رییس بودند. موسی باو گفت: احسنت: مرا بطرب آوردی، بیشتر بخوان، او هم دنبال کرد و گفت: پیشوای پرهیزگاران محمد از خاندان ماست و حمزه و جعفر پاک از خاندان ماست علی پسر عم و داماد پیغمبر از خاندان ماست او پهلوان پیغمبر و امام مطهر است ما…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 358
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه