قال الإمام باقر عليه السلام

احادیث درباره برادر داری از امام باقر (ع)

امام محمد باقر (علیه السلام)

لَهْوُ اَلْمُؤْمِنِ فِي ثَلاَثَةِ أَشْيَاءَ اَلتَّمَتُّعِ بِالنِّسَاءِ وَ مُفَاكَهَةِ اَلْإِخْوَانِ وَ اَلصَّلاَةِ بِاللَّيْلِ.

امام باقر(ع)فرمود: سرگرمی مومن در سه چیز است بهره برداری از زنان و مزاح کردن با برادران و نماز شب.

الخصال، ج 2، ص 161

إِنَّ مَلَكاً مِنَ اَلْمَلاَئِكَةِ مَرَّ بِرَجُلٍ قَائِمٍ عَلَى بَابِ دَارٍ فَقَالَ لَهُ اَلْمَلَكُ يَا عَبْدَ اَللَّهِ مَا وُقُوفُكَ عَلَى بَابِ هَذِهِ اَلدَّارِ قَالَ فَقَالَ لَهُ أَخٌ لِي فِيهَا أَرَدْتُ أَنْ أُسَلِّمَ عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ اَلْمَلَكُ هَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ رَحِمٌ مَاسَّةٌ أَوْ هَلْ تُرَغِّبُكَ إِلَيْهِ حَاجَةٌ قَالَ فَقَالَ لاَ مَا بَيْنِي وَ بَيْنَهُ قَرَابَةٌ وَ لاَ يُرَغِّبُنِي إِلَيْهِ حَاجَةٌ إِلاَّ أُخُوَّةُ اَلْإِسْلاَمِ وَ حُرْمَتُهُ فَإِنَّمَا أَتَعَهَّدُهُ أُسَلِّمُ عَلَيْهِ فِي اَللَّهِ رَبِّ اَلْعَالَمِينَ فَقَالَ لَهُ اَلْمَلَكُ إِنِّي رَسُولُ اَللَّهِ…

همانا فرشته ای بر مردی گذر کرد که بر در خانه ای ایستاده بود. فرشته او را گفت: ای بنده خدا چرا بر در این خانه ایستاده ای؟ آن مرد گفت: برادرم در این خانه است، می خواهم بر او سلام کنم. فرشته گفت: آیا میان تو و او خویشاوندی نزدیکی است یا اینکه به او احتیاجی داری؟ مرد گفت: میان ما خویشاوندی نیست و مرا چیزی جز سلام نمودن و ارج نهادن بر او، به اینجا نکشانیده و فقط به خاطر پروردگار جهانیان سلام نمودن بر او را بر خود لازم دانستم؛ پس فرشته گفت: من فرستاده خدا به سوی تو هستم و خداوند بر تو سلام می رساند و می فرماید: ای بنده من بی گمان تو تنها مرا در نظر داشتی و برای من این کار را به انجام رساندی. همانا بهشت را بر تو واجب ساختم و تو را از خشم خویش وارهاندم و از آتش دوزخ پناه دادم.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 171

قَالَ اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَحْبِبْ أَخَاكَ اَلْمُسْلِمَ و أَحْبِبْ لَهُ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ اِكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لِنَفْسِكَ إِذَا اِحْتَجْتَ فَاسْأَلْهُ وَ إِذَا سَأَلَكَ فَأَعْطِهِ وَ لاَ تَدَّخِرْ عَنْهُ خَيْرا فَإِنَّهُ لاَ يَدَّخِرُهُ عَنْكَ كُنْ لَهُ ظَهْرا فَإِنَّهُ لَكَ ظَهْرٌ إِنْ غَابَ فَاحْفَظْهُ فِي غَيْبَتِهِ وَ إِنْ شَهِدَ فَزُرْهُ وَ أَجِّلْهُ وَ أَكْرِمْهُ فَإِنَّهُ مِنْكَ وَ أَنْتَ مِنْهُ وَ إِنْ كَانَ عَلَيْكَ عَاتِبا فَلاَ تُفَارِقْهُ حَتَّى تَسُلَّ سَخِيمَتَهُ وَ مَا فِي نَفْسِهِ وَ إِذَا أَصَابَهُ خَيْرٌ فَاحْمَدِ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ وَ…

امام باقر علیه السّلام می فرماید:برادر مسلمانت را دوست بدار، و دوست بدار برای او آنچه را برای خود دوست داری، و آنچه را برای خودت نمی پسندی برای او هم مپسند، اگر نیازی داشتی رفع آن را از او بخواه، و اگر از تو چیزی خواست حاجتش را بر آور، هیچ خیری را از او پنهان مکن، همچنان که او از تو پنهان نمی کند، پشتیبان او باش زیرا او پشتیبان تو است، غیبتش را نگهدار، و اگر بازگشت به دیدار او برو، و او را تجلیل و اکرام کن، زیرا او از تو و تو از اویی، و اگر تو را سرزنش نمود از او نبر تا اینکه از دلخوری و گرفتگی جان آرامش پیدا کند، و زمانی که به او خیری رسید خدا را بر آن ستایش کن، و اگر گرفتار شد کمکش کن و او را تقویت کن.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 153

عَنْ هُذَيْلٍ اَلسَّابِرِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ قَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَسْنَدَنِي رَسُولُ اَللَّهِ إِلَى صَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ يَا أَخِي سَمِعْتُ قَوْلَ اَللَّهِ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ أُولٰئِكَ هُمْ خَيْرُ اَلْبَرِيَّةِ : هُمْ أَنْتَ وَ شِيعَتُكَ تَقْدَمُونَ عَلَيَّ غُرّا مُحَجَّلِينَ وَ يَقْدَمُ عَدُوُّكُمْ سُودا مُقْمَحِينَ قَالَهَا ثَلاَثَ مَرَّاتٍ .

امام باقر علیه السّلام از علی علیه السّلام نقل کند که فرمود:رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله مرا به سینۀ مبارکشان چسباندند و فرمود:برادرم شنیده ای قول خداوند را که می فرماید: کسانی که ایمان آورند و عمل نیک انجام دهند بهترین مخلوقات خداوند هستند ، آنها تو و شیعیانت هستید، بر من وارد می شوید در حالی که صورتهای درخشان دارید و همه شما را می شناسند، و دشمنان شما نزد من می آیند در حالی که چهره های تیره و زشت دارند. حضرت این سخنان را سه بار تکرار فرمود.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 169

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ دَخَلَ عَلَيْهِ اَلْوَرْدُ أَخُو اَلْكُمَيْتِ فَقَالَ جَعَلَنِيَ اَللَّهُ فِدَاكَ اِخْتَرْتُ لَكَ سَبْعِينَ مَسْأَلَةً مَا تَحْضُرُنِي مِنْهَا مَسْأَلَةٌ وَاحِدَةٌ قَالَ وَ لاَ وَاحِدَةٌ يَا وَرْدُ قَالَ بَلَى قَدْ حَضَرَنِي مِنْهَا وَاحِدَةٌ قَالَ وَ مَا هِيَ قَالَ قَوْلُ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَسْئَلُوا أَهْلَ اَلذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون َنْ هُمْ قَالَ نَحْنُ قَالَ قُلْتُ عَلَيْنَا أَنْ نَسْأَلَكُمْ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ عَلَيْكُمْ أَنْ تُجِيبُونَا قَالَ ذَاكَ إِلَيْنَا .

ابو بکر حضرمی گوید: خدمت امام باقر علیه السلام شرفیاب بودم که ورد برادر کمیت(که از شعرا معروف عرب و مداح اهل بیت است)وارد شد و عرضکرد: خدا مرا قربانت کند، هفتاد سوال حاضر کرده بودم که از شما بپرسم و اکنون یکی از آنها را هم بخاطر ندارم. (در اینجا این شعر با تصحیف مناسب است) گفته بودم چو بیایم غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون برت آیم حضرت فرمود: ای ورد یکی را هم بخاطر نداری؟ عرضکرد: چرا یکی از آنها بخاطرم آمد فرمود: آن چیست؟ عرضکرد، قول خدای تبارک و تعالی«اگر نمیدانید از اهل ذکر بپرسید»ایشان کیانند؟ فرمود: ما هستیم عرضکرد: بر ماست که از شما بپرسیم؟ فرمود: آری، عرضکردم: بر شماست که بما جواب گویید؟ فرمود: اختیار با ماست.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 211

سُئِلَ أَبِي ع عَمَّا حَرَّمَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ اَلْفُرُوجِ فِي اَلْقُرْآنِ وَ عَمَّا حَرَّمَهُ رَسُولُ اَللَّهِ ص فِي سُنَّتِهِ فَقَالَ اَلَّذِي حَرَّمَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعَةٌ وَ ثَلاَثُونَ وَجْهاً سَبْعَةَ عَشَرَ فِي اَلْقُرْآنِ وَ سَبْعَةَ عَشَرَ فِي اَلسُّنَّةِ فَأَمَّا اَلَّتِي فِي اَلْقُرْآنِ فَالزِّنَا قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا تَقْرَبُوا اَلزِّنى وَ نِكَاحُ اِمْرَأَةِ اَلْأَبِ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ اَلنِّساءِ وَ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمّاتُكُمْ وَ خالاتُكُمْ وَ بَناتُ اَلْأَخِ…

امام صادق علیه السلام فرمود: از پدرم سوال شد از عمل زناشویی که خدای عز و جل در قرآن حرام فرموده و آنچه را که رسول خدا در سنت خود حرامش دانسته است فرمود: آنچه خدای عز و جل حرام اش فرموده سی و چهار صورت است که هفده صورت آن در قرآن است و هفده صورتش در سنت اما آنچه در قرآن است زنا است که خدای عز و جل فرموده است بزنا نزدیک نشوید و زناشویی با زن پدر است که خدای عز و جل فرموده است با زنانی که پدرانتان همسری کرده اند همسری نکنید و مادران شما و دختران شما و خواهران شما و عمه های شما و خاله های شما و دختران برادر و دختران خواهر و مادرهایی که بشما شیر داده اند(مادر رضاعی)و خواهران رضاعی و مادر زنهای شما و دختران همسرهای شما که در دامن شما هستند از زنانی که با آنان هم بستر شده اید -و اگر با آنان هم بستر…

الخصال، ج 3، ص 532

بَيْنَا أَبِي جَالِسٌ وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ إِذَا اِسْتَضْحَكَ حَتَّى اِغْرَوْرَقَتْ عَيْنَاهُ دُمُوعاً ثُمَّ قَالَ هَلْ تَدْرُونَ مَا أَضْحَكَنِي قَالَ فَقَالُوا لاَ قَالَ زَعَمَ اِبْنُ عَبَّاسٍ أَنَّهُ مِنَ اَلَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اَللّهُ ثُمَّ اِسْتَقامُوا فَقُلْتُ لَهُ هَلْ رَأَيْتَ اَلْمَلاَئِكَةَ يَا اِبْنَ عَبَّاسٍ تُخْبِرُكَ بِوَلاَيَتِهَا لَكَ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ مَعَ اَلْأَمْنِ مِنَ اَلْخَوْفِ وَ اَلْحُزْنِ قَالَ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ َ قَدْ دَخَلَ فِي هَذَا جَمِيعُ اَلْأُمَّةِ فَاسْتَضْحَكْتُ ثُمَّ قُلْتُ…

امام صادق علیه السلام فرمود: در آن میان که پدرم نشسته بود و افرادی هم نزد او بودند، ناگهان او را خنده یی گرفت که دو چشمش پر از اشک شد، سپس فرمود: میدانید چه مرا بخنده آورد؟ گفتند: نه، فرمود: ابن عباس معتقد است که از جمله کسانی است که(30 سوره 41)«گفته اند: پروردگار ما خداست و سپس استقامت کردند-دنباله آیه: -فرشتگان برایشان نازل شوند که بیم مدارید و غم مخورید-» -من باو گفتم: ابن عباس تو فرشتگان را دیده یی که دوستی خود را نسبت بتو در دنیا و آخرت و ایمنی ترا از بیم و اندوه خبر دهند؟ ابن عباس گفت: خدای-تبارک و تعالی-فرماید: (10 سوره 49)«همانا مومنین برادر یک دیگرند»پس تمام امت در این حکم شریکند(یعنی همچنان که من فرشتگان را ندیده ام، سایر مومنین با استقامت هم ندیده اند). امام علیه السلام فرماید: من…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 247

لَمَّا اُحْتُضِرَ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع قَالَ لِلْحُسَيْنِ يَا أَخِي إِنِّي أُوصِيكَ بِوَصِيَّةٍ فَاحْفَظْهَا فَإِذَا أَنَا مِتُّ فَهَيِّئْنِي ثُمَّ وَجِّهْنِي إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص لِأُحْدِثَ بِهِ عَهْداً ثُمَّ اِصْرِفْنِي إِلَى أُمِّي فَاطِمَةَ ع ثُمَّ رُدَّنِي فَادْفِنِّي بِالْبَقِيعِ وَ اِعْلَمْ أَنَّهُ سَيُصِيبُنِي مِنَ اَلْحُمَيْرَاءِ مَا يَعْلَمُ اَلنَّاسُ مِنْ صَنِيعِهَا وَ عَدَاوَتِهَا لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ ص وَ عَدَاوَتِهَا لَنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ فَلَمَّا قُبِضَ اَلْحَسَنُ ع وَ وُضِعَ عَلَى سَرِيرِهِ فَانْطَلَقُوا بِهِ إِلَى مُصَلَّى رَسُولِ اَللَّهِ ص اَلَّذِي كَانَ…

محمد بن مسلم گوید شنیدم امام باقر علیه السلام می فرمود: چون حسن بن علی علیه السلام بحالت احتضار درآمد، بحسین فرمود، برادرم بتو وصیتی میکنم، آن را حفظ کن، چون من مردم، جنازه ام را آماده دفن کن سپس مرا بسوی رسول خدا صلی الله علیه و آله بر تا با او تجدید عهدی کنم، آنگاه مرا بجانب مادرم فاطمه علیها السلام برگردان، سپس مرا ببر و در بقیع دفن کن و بدان که از طرف حمیرا، (عایشه)که مردم از زشتکاری و دشمن او با خدا و پیغمبر و ما خاندان آگاهند، مصیبتی بمن میرسد، پس چون امام حسن علیه السلام وفات کرد و روی تابوتش گذاردند، او را بمحلی که پیغمبر صلی الله علیه و آله بر جنازه ها نماز میخواند بردند، امام حسین بر جنازه نماز گذارد و چون نمازش تمام شد داخل مسجدش بردند، چون بر سر قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 302

لَمَّا قُتِلَ اَلْحُسَيْنُ ع أَرْسَلَ مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَنَفِيَّةِ إِلَى عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ع فَخَلاَ بِهِ فَقَالَ لَهُ يَا اِبْنَ أَخِي قَدْ عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص دَفَعَ اَلْوَصِيَّةَ وَ اَلْإِمَامَةَ مِنْ بَعْدِهِ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع ثُمَّ إِلَى اَلْحَسَنِ ع ثُمَّ إِلَى اَلْحُسَيْنِ ع وَ قَدْ قُتِلَ أَبُوكَ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ وَ صَلَّى عَلَى رُوحِهِ وَ لَمْ يُوصِ وَ أَنَا عَمُّكَ وَ صِنْوُ أَبِيكَ وَ وِلاَدَتِي مِنْ عَلِيٍّ ع فِي سِنِّي وَ قَدِيمِي أَحَقُّ بِهَا مِنْكَ فِي حَدَاثَتِكَ فَلاَ تُنَازِعْنِي فِي اَلْوَصِيَّةِ وَ اَلْإِمَامَةِ وَ لاَ…

امام باقر علیه السلام فرمود: چون امام حسین علیه السلام کشته شد، محمد بن حنفیه، شخصی را نزد علی ابن الحسین فرستاد که تقاضا کند با او در خلوت سخن گوید -سپس(در خلوت)بآن حضرت چنین گفت: پسر برادرم میدانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله وصیت و امامت را پس از خود بامیر المومنین علیه السلام و بعد از او بامام حسن علیه السلام و بعد از او بامام حسین علیه السلام واگذاشت. و پدر شما-رضی الله عنه و صلی علی روحه-کشته شد و وصیت هم نکرد، و من عموی شما و با پدر شما از یک ریشه ام و زاده علی علیه السلام هستم. من با این سن و سبقتی که بر شما دارم از شما که جوانید بامامت سزاوارترم، پس با من در امر وصیت و امامت منازعه و مجادله مکن. علی بن الحسین علیه السلام باو فرمود: ای عمو از خدا پروا کن و چیزی را که حق نداری ادعا…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 348

أَنَّ زَيْدَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ع دَخَلَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ مَعَهُ كُتُبٌ مِنْ أَهْلِ اَلْكُوفَةِ يَدْعُونَهُ فِيهَا إِلَى أَنْفُسِهِمْ وَ يُخْبِرُونَهُ بِاجْتِمَاعِهِمْ وَ يَأْمُرُونَهُ بِالْخُرُوجِ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع هَذِهِ اَلْكُتُبُ اِبْتِدَاءٌ مِنْهُمْ أَوْ جَوَابُ مَا كَتَبْتَ بِهِ إِلَيْهِمْ وَ دَعَوْتَهُمْ إِلَيْهِ فَقَالَ بَلِ اِبْتِدَاءٌ مِنَ اَلْقَوْمِ لِمَعْرِفَتِهِمْ بِحَقِّنَا وَ بِقَرَابَتِنَا مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ لِمَا يَجِدُونَ فِي كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ وُجُوبِ مَوَدَّتِنَا وَ فَرْضِ طَاعَتِنَا وَ لِمَا…

زید بن علی بن الحسین، خدمت امام باقر علیه السلام رسید و نامه هایی از اهل کوفه همراه داشت که او را بطرف خود خوانده و از اجتماع خود آگاهش نموده و دستور نهضت داده بودند، امام باقر علیه السلام باو فرمود: این نامه ها از خود آنها شروع شده یا جواب نامه ایست که بآنها نوشته یی و ایشان را دعوت کرده یی؟ گفت: ایشان شروع کرده اند، زیرا حق ما را میشناسند و قرابت ما را با رسول خدا صلی الله علیه و آله میدانند و در کتاب خدای عز و جل وجوب دوستی و اطاعت ما را می بینند و فشار و گرفتاری و بلا کشیدن ما را مشاهده میکنند. امام باقر علیه السلام فرمود: اطاعت(مردم از پیشوا)از طرف خدای عز و جل واجب گشته و روشی است که خدا آن را در پیشینیان امضا کرده و در آخرین همچنان اجرا میکند، و اطاعت نسبت بیک نفر از ماست و دوستی نسبت…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 356

أَتَيْنَا خَدِيجَةَ بِنْتَ عُمَرَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع نُعَزِّيهَا بِابْنِ بِنْتِهَا فَوَجَدْنَا عِنْدَهَا مُوسَى بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحَسَنِ فَإِذَا هِيَ فِي نَاحِيَةٍ قَرِيباً مِنَ اَلنِّسَاءِ فَعَزَّيْنَاهُمْ ثُمَّ أَقْبَلْنَا عَلَيْهِ فَإِذَا هُوَ يَقُولُ لاِبْنَةِ أَبِي يَشْكُرَ اَلرَّاثِيَةِ قُولِي فَقَالَتْ اُعْدُدْ رَسُولَ اَللَّهِ وَ اُعْدُدْ بَعْدَهُ أَسَدَ اَلْإِلَهِ وَ ثَالِثاً عَبَّاسَا وَ اُعْدُدْ عَلِيَّ اَلْخَيْرِ وَ اُعْدُدْ جَعْفَراً وَ اُعْدُدْ عَقِيلاً بَعْدَهُ اَلرُّوَّاسَا فَقَالَ أَحْسَنْتِ وَ أَطْرَبْتِنِي زِيدِينِي…

عبد الله بن ابراهیم گوید: (با جماعتی)نزد خدیجه دختر عمر بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام رفتیم تا او را بوفات پسر دخترش تسلیت گوییم، در حضور او موسی بن عبد الله بن حسن را دیدیم که در گوشه ای نزدیک زنان نشسته بود، ما بآنها تسلیت گفتیم و متوجه موسی شدیم، موسی بدختر ابی بشکر که نوحه خوان بود گفت: بخوان، او چنین خواند: بشمار رسول خدا را و پس از وی شیر خدا (حمزه)و در مرتبه سوم عباس(برادر حمزه)را-و بشمار علی نیکوکار و بشمار جعفر و عقیل را بعد از او که همه رییس بودند. موسی باو گفت: احسنت: مرا بطرب آوردی، بیشتر بخوان، او هم دنبال کرد و گفت: پیشوای پرهیزگاران محمد از خاندان ماست و حمزه و جعفر پاک از خاندان ماست علی پسر عم و داماد پیغمبر از خاندان ماست او پهلوان پیغمبر و امام مطهر است ما…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 358
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه