فِي قَوْلِ اَللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ قَالَ إِذَا جَحَدَ إِمَامَةَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فَأُولئِكَ أَصْحابُ اَلنّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ
امام باقر یا امام صادق علیهما السلام در باره قول خدای جل و عز: «بلکه هر کس کار بدی کند و گناهش او را فراگیرد-81 سوره 2»فرمود: چون امامت امیر المومنین علیه السلام را انکار کند، «آنها دوزخیانند و در آنجا جاودانند».
لَمَّا أُقْدِمَتْ بِنْتُ يَزْدَجِرْدَ عَلَى عُمَرَ أَشْرَفَ لَهَا عَذَارَى اَلْمَدِينَةِ وَ أَشْرَقَ اَلْمَسْجِدُ بِضَوْئِهَا لَمَّا دَخَلَتْهُ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهَا عُمَرُ غَطَّتْ وَجْهَهَا وَ قَالَتْ أُفٍّ بِيرُوجْ بَادَا هُرْمُزْ فَقَالَ عُمَرُ أَ تَشْتِمُنِي هَذِهِ وَ هَمَّ بِهَا فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع لَيْسَ ذَلِكَ لَكَ خَيِّرْهَا رَجُلاً مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ وَ اُحْسُبْهَا بِفَيْئِهِ فَخَيَّرَهَا فَجَاءَتْ حَتَّى وَضَعَتْ يَدَهَا عَلَى رَأْسِ اَلْحُسَيْنِ ع فَقَالَ لَهَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ مَا اِسْمُكِ فَقَالَتْ جَهَانْ شَاهُ فَقَالَ لَهَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ…
امام باقر علیه السلام فرمود: چون دختر یزدگرد را نزد عمر آوردند، دوشیزگان مدینه برای تماشای او سر میکشیدند، و چون وارد مسجد شد، مسجد از پرتوش درخشان گشت(کنایه از اینکه اهل مسجد از قیافه و جمال آن دختر شادمان و متعجب گشتند)عمر باو نگریست، دختر رخسار خود را پوشید و گفت: اف بیروج بادا هرمز(وای، روزگار هرمز سیاه شد)عمر گفت این دختر مرا ناسزا میگوید؟ و بدو متوجه شد. امیر المومنین علیه السلام بعمر فرمود: تو این حق را نداری، باو اختیار ده که خودش مردی از مسلمین را انتخاب کند و درسهم غنیمتش حساب کن. (مهرش را از سهم بیت المال آن مرد حساب کن)عمر باو اختیار داد، دختر بیامد و دست خود را روی سر حسین علیه السلام گذاشت امیر المومنین علیه السلام باو فرمود: نام تو چیست؟ گفت جهان شاه، حضرت فرمود: بلکه…
قَالَ أَبِي لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيِّ إِنَّ لِي إِلَيْكَ حَاجَةً فَمَتَى يَخِفُّ عَلَيْكَ أَنْ أَخْلُوَ بِكَ فَأَسْأَلَكَ عَنْهَا فَقَالَ لَهُ جَابِرٌ أَيَّ اَلْأَوْقَاتِ أَحْبَبْتَهُ فَخَلاَ بِهِ فِي بَعْضِ اَلْأَيَّامِ فَقَالَ لَهُ يَا جَابِرُ أَخْبِرْنِي عَنِ اَللَّوْحِ اَلَّذِي رَأَيْتَهُ فِي يَدِ أُمِّي فَاطِمَةَ ع بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مَا أَخْبَرَتْكَ بِهِ أُمِّي أَنَّهُ فِي ذَلِكَ اَللَّوْحِ مَكْتُوبٌ فَقَالَ جَابِرٌ أَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّي دَخَلْتُ عَلَى أُمِّكَ فَاطِمَةَ ع فِي حَيَاةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَهَنَّيْتُهَا بِوِلاَدَةِ اَلْحُسَيْنِ وَ…
امام صادق علیه السلام فرماید: پدرم بجابر بن عبد الله انصاری فرمود: من با تو کاری دارم، چه وقت برایت آسان تر است که ترا تنها ببینم و از تو سوال کنم؟ جابر گفت: هر وقت شما بخواهی، پس روزی با او در خلوت نشست و باو فرمود: در باره لوحی که آن را در دست مادرم فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله دیده یی و آنچه مادرم بتو فرمود که در آن لوح نوشته بود، بمن خبر ده. -جابر گفت: خدا را گواه میگیرم که من در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله خدمت مادرت فاطمه علیها السلام رفتم و او را بولادت حسین علیه السلام تبریک گفتم، در دستش لوح سبزی دیدم که گمان کردم از زمرد است و مکتوبی سفید در آن دیدم که چون رنگ خورشید(درخشان)بود. باو عرضکردم: دختر پیغمبر پدر و مادرم قربانت، این لوح چیست؟ فرمود…
اَلاِثْنَا عَشَرَ اَلْإِمَامَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ع كُلُّهُمْ مُحَدَّثٌ مِنْ وُلْدِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مِنْ وُلْدِ عَلِيٍّ وَ رَسُولُ اَللَّهِ وَ عَلِيٌّ ع هُمَا اَلْوَالِدَانِ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ رَاشِدٍ كَانَ أَخَا عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ لِأُمِّهِ وَ أَنْكَرَ ذَلِكَ فَصَرَّرَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ قَالَ أَمَا إِنَّ اِبْنَ أُمِّكَ كَانَ أَحَدَهُمْ .
زراره گوید شنیدم: امام باقر علیه السلام میفرمود: دوازده امام از آل محمد علیهم السلام همگی محدثند و از فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله و از فرزندان علی باشند، و پیغمبر و علی علیهما السلام دو پدرند. علی بن راشد که برادر مادری علی بن الحسین(زین العابدین علیهما السلام)است این مطلب را انکار کرد، امام باقر علیه السلام فریاد کشید و فرمود: همانا پسر مادر تو(زین العابدین علیه السلام) یکی از آنهاست.
إِنَّ اَلَّذِي يُعَلِّمُ اَلْعِلْمَ مِنْكُمْ لَهُ أَجْرٌ مِثْلُ أَجْرِ اَلْمُتَعَلِّمِ وَ لَهُ اَلْفَضْلُ عَلَيْهِ فَتَعَلَّمُوا اَلْعِلْمَ مِنْ حَمَلَةِ اَلْعِلْمِ وَ عَلِّمُوهُ إِخْوَانَكُمْ كَمَا عَلَّمَكُمُوهُ اَلْعُلَمَاءُ .
امام باقر علیه السلام فرمود: آنکه از شما شیعیان بدیگری علم آموزد مزد او بمقدار مزد دانشجو است با قدری بیشتر پس از دانشمندان دانش آموزید و آن را ببرادران دینی خود بیاموزید چنان که دانشمندان بشما آموختند.
اَلْخَيْرُ وَ اَلشَّرُّ يُضَاعَفُ يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ .
امام باقر علیه السلام فرمود: جزای نیکی و بدی در روز جمعه دو چندان گردد.
إِنَّ عَبْداً مَكَثَ فِي اَلنَّارِ سَبْعِينَ خَرِيفاً وَ اَلْخَرِيفُ سَبْعُونَ سَنَةً قَالَ ثُمَّ إِنَّهُ سَأَلَ اَللَّهَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ لَمَّا رَحِمْتَنِي فَأَوْحَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى جَبْرَئِيلَ أَنِ اِهْبِطْ إِلَى عَبْدِي وَ أَخْرِجْهُ قَالَ يَا رَبِّ كَيْفَ لِي بِالْهُبُوطِ فِي اَلنَّارِ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنِّي أَمَرْتُهَا أَنْ تَكُونَ عَلَيْكَ بَرْداً وَ سَلاَماً قَالَ يَا رَبِّ فَأَعْلِمْنِي بِمَوْضِعِهِ قَالَ إِنَّهُ فِي جُبٍّ فِي سِجِّيلٍ قَالَ فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ عَلَى اَلنَّارِ عَلَى وَجْهِهِ فَأَخْرَجَهُ فَقَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَا…
به راستی، بنده هفتاد خریف در دوزخ بماند-که هر خریف هفتاد سال است-، سپس از خداوند به حق محمد و خاندانش علیهم السلام خواهد که بر او رحم آورد؛ پس خدای گرامی و بزرگ بر جبرییل وحی کند که به سوی بنده ام فرود آی و او را از دوزخ درآور. جبرییل عرض کند: پروردگارا چگونه در آتش دوزخ فرود آیم؟ خدای گرامی و بزرگ فرماید: همانا من بر آتش دستور داده ام که بر تو سرد و بی آسیب باشد. جبرییل عرض کند: مرا از جایگاه آن بنده در دوزخ آگاه نما. خداوند فرماید: او در چاهی در«سجیل»است؛ پس جبرییل به آتش فرود آید و او را در آورد؛ پس خدای گرامی و بزرگ فرماید: ای بنده ام چقدر در آتش فرو ماندی؟ عرض کند: پروردگارا نتوانم که به شماره آورم؛ پس خداوند او را فرماید: هان به عزتم سوگند که اگر به آنچه که مرا خواندی نمی خواندی بی…
عَنِ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ مِنَ اَلْفَوَاقِرِ اَلَّتِي تَقْصِمُ اَلظَّهْرَ جَارَ اَلسَّوْءِ إِنْ رَأَى حَسَنَة أَخْفَاهَا وَ إِنْ رَأَى سَيِّئَة أَفْشَاهَا.
امام باقر علیه السّلام فرمود:یکی از بلاهای کمر شکن که پشت انسان را می شکند همسایۀ بد است، اگر از انسان خوشرفتاری و نیکی بیند پنهان کند، و اگر بدی بیند فاش سازد.
عَنِ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ يَقُولُ وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي مَا خَلَقْتُ مِنْ خَلْقِي خَلْقا أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْ عَبْدِيَ اَلْمُؤْمِنِ وَ لِذَلِكَ سَمَّيْتُهُ بِاسْمِي مُؤْمِنا لِأُحَرِّمَهُ مَا بَيْنَ اَلْمَشْرِقِ وَ اَلْمَغْرِبِ وَ هِيَ خِيَرَةٌ لَهُ مِنِّي وَ إِنِّي لَأُمَلِّكُهُ مَا بَيْنَ اَلْمَشْرِقِ وَ اَلْمَغْرِبِ وَ هِيَ خِيَرَةٌ لَهُ مِنِّي فَلْيَرْضَ بِقَضَائِي وَ لْيَصْبِرْ عَلَى بَلاَئِي وَ لْيَشْكُرْ نَعْمَائِي أَكْتُبْهُ يَا أَحْمَدُ مِنَ اَلصِّدِّيقِينَ عِنْدِي.
امام باقر علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله روایت کند که می فرمود:خداوند جلّ ثناؤه می فرماید: قسم به عزّت و جلالم که از بندگان؛ آفریده ای را محبوبتر نزد خودم از بندۀ مؤمنم نیافریدم و به همین دلیل او را به نام خودم مؤمن نامیدم، اگر آنچه ما بین مشرق و مغرب است به اختیار خود او را از آن محروم کنم، یا از آنچه میان مشرق و مغرب است به دلخواه خودم به او ببخشم، باید به قضای من راضی شود، و بر بلای من صبر کند و شکرگزار نعمتهای من باشد.ای محمد نام او را جزء صدّیقین نزد من بنویس.
عَنْ جَابِرٍ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَا اَلصَّبْرُ اَلْجَمِيلُ فَقَالَ ذَاكَ اَلصَّبْرُ اَلَّذِي لَيْسَ فِيهِ شَكْوَى إِلَى أَحَدٍ مِنَ اَلنَّاسِ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ بَعَثَ يَعْقُوبَ إِلَى رَاهِبٍ مِنَ اَلرُّهْبَانِ عَابِدٍ مِنَ اَلْعُبَّادِ فِي حَاجَةٍ فَلَمَّا رَآهُ اَلرَّاهِبُ حَسِبَهُ إِبْرَاهِيمَ فَوَثَبَ إِلَيْهِ فَاعْتَنَقَهُ ثُمَّ قَالَ مَرْحَبا بِخَلِيلِ اَلرَّحْمَنِ قَالَ لاَ وَ لكن لَكِنِّى يَعْقُوبُ بْنُ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ فَقَالَ لَهُ اَلرَّاهِبُ فَمَا بَلَغَ بِكَ مَا أَرَى بِكَ اَلْكِبَرُ فَقَالَ اَلْهَمُّ وَ اَلْحَزَنُ وَ اَلسُّقْمُ فَمَا…
جابر گوید:به امام باقر علیه السّلام عرض کردم:صبر جمیل چیست؟فرمود:صبری است که در کنارش شکایتی نزد مردم نبرد، ابراهیم علیه السّلام حضرت یعقوب را برای حاجتی نزد راهبی از راهبان و عابدی از عابدان فرستاد، چون راهب یعقوب را دید گمان کرد او ابراهیم است، به طرف او خیزش نمود و او را در آغوش گرفت، سپس گفت:ای دوست خدا خوش آمدی. یعقوب گفت:من یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم هستم، راهب گفت:پس چرا این قدر سالخورده شده ای؟فرمود:غم و اندوه و بیماری چنینم نموده، هنوز از آستانۀ در خارج نشده بود که خداوند به او وحی فرمود:ای یعقوب شکایت مرا نزد بنده ام نمودی؟در اینجا حضرت کنار در به سجده افتاد، و گفت:خدایا دیگر تکرار نخواهم کرد، خداوند به او وحی فرمود:من تو را آمرزیدم، دیگر مثل این سخن را نگو، پس از آن دیگر یعقوب از…
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ مَلَكَيْنِ هَبَطَا مِنَ اَلسَّمَاءِ فَالْتَقَيَا فِي اَلْهَوَاءِ فَقَالَ أَحَدُهُمَا لِصَاحِبِهِ فِيمَ هَبَطْتَ قَالَ بَعَثَنِيَ اَللَّهُ إِلَى بَحْرِ أَيْلَةَ أَحُشُّ سَمَكَة إِلَى جَبَّارٍ مِنَ اَلْجَبَابِرَةِ تَشَهَّى عَلَيْهِ سَمَكَة فِي ذَلِكَ اَلْبَحْرِ فَأَمَرَنِي أَحُشُّ إِلَى اَلصَّيَّادِ سَمَكَ ذَلِكَ اَلْبَحْرِ حَتَّى يَأْخُذَهَا لَهُ لِيَبْلُغَ اَللَّهُ بِالْكَافِرِ غَايَةَ مُنَاهُ فِي كُفْرِهِ وَ قَالَ اَلْآخَرُ فَفِيمَ بُعِثْتَ أَنْتَ فَقَالَ بَعَثَنِيَ اَللَّهُ فِي أَعْجَبَ مِنَ اَلَّذِي بَعَثَكَ فِيهِ بَعَثَنِي إِلَى…
امام باقر علیه السّلام فرمود:دو فرشته هنگام فرودشان از آسمان به زمین با یک دیگر ملاقات کردند، یکی از آن دو به دیگری گفت:چرا به طرف زمین می روی؟گفت:خداوند مرا به طرف دریای ابلّه مأمور کرد تا یک ماهی را به سوی ستمگری از ستمگران که میل به آن پیدا کرده بود برانم، لذا به من فرمان داد که ماهیهای این دریا را به سوی صیّاد سوق دهم که آن ماهی را برای آن ستمگر صید کند، تا خداوند نهایت آرزوی کافر را بر آورد. فرشتۀ دیگر گفت:تو برای چه فرستاده شده ای؟گفت:مأموریت من از جانب خداوند از کار تو نیز شگفت انگیزتر است، خداوند مرا به سوی مؤمنی روزه دار شب زنده دار کوشای در عبادت که دعا و نمازش در آسمان مشهور است، فرستاده تا ظرف غذایی را که برای افطارش آماده نموده وارونه سازم، تا خداوند بدین وسیله ایمانش را به خوبی…
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِذَا كَانَ مِنْ أَمْرِ اَللَّهِ أَنْ يُكْرِمَ عَبْدا وَ لَهُ ذَنْبٌ عِنْدَهُ اِبْتَلاَهُ بِالسُّقْمِ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ بِهِ اِبْتَلاَهُ بِالْحَاجَةِ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ بِهِ شَدَّدَ عَلَيْهِ عِنْدَ اَلْمَوْتِ لِيُكَافِيَهُ بِذَلِكَ اَلذَّنْبِ وَ إِذَا كَانَ مِنْ أَمْرِهِ أَنْ يُهِينَ عَبْدا وَ لَهُ عِنْدَهُ حَسَنَةٌ صَحَّحَ بَدَنَهُ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ بِهِ وَسَّعَ عَلَيْهِ فِي مَعِيشَتِهِ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ هَوَّنَ عَلَيْهِ مَوْتَهُ حَتَّى يُكَافِيَهُ بِتِلْكَ اَلْحَسَنَةِ.
امام باقر علیه السّلام فرمود:هر گاه خداوند بخواهد بنده ای را که در پیشگاهش گنهکار است گرامی بدارد، او را گرفتار بیماری کند، اگر هم این کار را نکند به نیازمندی مبتلایش گرداند، و اگر این کار را هم نکرد مرگ را برایش دشوار سازد تا گناهانش را بدین وسیله جبران کند، و هر گاه بخواهد بنده ای را که نزدش کار نیکی دارد؛ خوار کند، بدنش را سالم سازد، و اگر این کار را در باره اش نکند، زندگیش را گشایش دهد، و اگر این کار را نکند مرگ را بر او آسان کند تا عمل نیکش را جبران نماید.