قَالَ اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قُرَّاءُ اَلْقُرْآنِ ثَلاَثَةٌ رَجُلٌ قَرَأَ اَلْقُرْآنَ فَاتَّخَذَهُ بِضَاعَة وَ اِسْتَدَرَّ بِهِ اَلْمُلُوكَ وَ اِسْتَطَالَ بِهِ عَلَى اَلنَّاسِ وَ رَجُلٌ قَرَأَ اَلْقُرْآنَ فَحَفِظَ حُرُوفَهُ وَ ضَيَّعَ حُدُودَهُ وَ رَجُلٌ قَرَأَ اَلْقُرْآنَ فَوَضَعَ دَوَاءَ اَلْقُرْآنِ عَلَى دَاءِ قَلْبِهِ وَ أَسْهَرَ بِهِ لَيْلَهُ وَ أَظْمَأَ بِهِ نَهَارَهُ وَ قَامَ بِهِ فِي مَسَاجِدِهِ وَ تَجَافَى بِهِ عَنْ فِرَاشِهِ فَبِأُولَئِكَ يَدْفَعُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَلْبَلاَءَ وَ بِأُولَئِكَ يُدِيلُ اَللَّهُ مِنَ اَلْأَعْدَاءِ وَ بِأُولَئِكَ يُنَزِّلُ اَللَّهُ…
حضرت باقر علیه السّلام فرمود:قاریان قرآن سه گروهند:مردی قرآن می خواند و آن را سرمایۀ کسب خود قرار می دهد، و به وسیلۀ آن از پادشاهان طلب مستمری می کند، و به مردم بزرگی می فروشد، و دیگر مردی که قرآن را بخواند و حروف آن را حفظ کند ولی احکام و حدود آن را ضایع گرداند، و مردی که قرآن خواند و داروی قرآن را بر دل دردمندش نهد و با آن شب زنده داری کند، و روزش را به تشنگی بسر برد، و در هنگام نمازهایش و در مساجد بدان قیام کند، و از بستر خواب خود به احترام آن دوری کند، خداوند به وسیلۀ آنان بلا را بگرداند، و به برکت اینان خدای عزّ و جل شر دشمنان را باز دارد، و به برکت آنان خداوند از آسمان باران فرستد، بخدا سوگند اینان در میان قرآن خوانان از کبریت احمر کمیاب ترند.
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ مِنْ أَغْبَطِ أَوْلِيَائِي عِنْدِي رَجُلا خَفِيفَ اَلْحَالِ ذَا خَطَرٍ أَحْسَنَ عِبَادَةَ رَبِّهِ فِي اَلْغَيْبِ وَ كَانَ غَامِضا فِي اَلنَّاسِ جُعِلَ رِزْقُهُ كَفَافا فَصَبَرَ عَلَيْهِ وَ مَاتَ فَقَلَّ تُرَاثُهُ وَ قَلَّ بَوَاكِيهِ.
امام باقر علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله نقل کند که فرمود:خداوند عزّ و جل می فرماید:از رشک آورترین و موفق ترین دوستانم نزد من شخصی است که سبک حال یعنی کم مال و کم علاقه به دنیا است، دارای بهره ای از نماز است که در نهان عبادت پروردگارش را به نیکوئی انجام می دهد، و در میان مردم گمنام و ناشناخته بسر می برد، خداوند رزق و روزی او را به اندازۀ نیازش قرار داده، و او بر آن صبر کند، و بمیرد در حالی که وارث و گریه کنانش کم باشند.
عَنِ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يُحِبُّ اَلْمُدَاعِبَ فِي اَلْجَمَاعَةِ فَلاَ رَفَثَ لِلْمُتَوَحِّدِ بِالْفِكْرَةِ اَلْمُتَحَلِّي بِالْعَبْرَةِ اَلسَّاهِرِ بِالصَّلاَةِ.
امام باقر علیه السّلام فرمود:خدای تبارک و تعالی کسی را که در بین جماعت شوخی و خوشمزگی کند بدون ناسزاگویی دوستش دارد، کسی که در حالت تنهایی در حال تفکر است، آنکه خودش را به زیور عبرت آراسته، و کسی که شب زنده دار به نماز است.
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : ثَلاَثٌ دَرَجَاتٌ وَ ثَلاَثٌ كَفَّارَاتٌ وَ ثَلاَثٌ مُوبِقَاتٌ وَ ثَلاَثٌ مُنْجِيَاتٌ فَأَمَّا اَلدَّرَجَاتُ فَإِفْشَاءُ اَلسَّلاَمِ وَ إِطْعَامُ اَلطَّعَامِ وَ اَلصَّلاَةُ وَ اَلنَّاسُ نِيَامٌ وَ أَمَّا اَلْكَفَّارَاتُ فَإِسْبَاغُ اَلْوُضُوءِ فِي اَلسَّبَرَاتِ وَ اَلْمَشْيُ بِاللَّيْلِ وَ اَلنَّهَارِ إِلَى اَلصَّلَوَاتِ وَ اَلْمُحَافَظَةُ عَلَى اَلْجَمَاعَاتِ وَ أَمَّا اَلثَّلاَثُ اَلْمُوبِقَاتُ فَشُحٌّ مُطَاعٌ وَ هَو ى مُتَّبَعٌ وَ إِعْجَابُ اَلْمَرْءِ بِنَفْسِهِ وَ أَمَّا اَلثَّلاَثُ اَلْمُنْجِيَاتُ فَخَوْفُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي…
امام باقر علیه السّلام فرمود:سه چیز درجه انسان را بالا می برد، و سه چیز موجب کفّارۀ گناه، و سه چیز کشنده است، و سه چیز نجات بخش. اما درجات:بلند سلام کردن، و غذا دادن، و در دلش شب که مردم در خوابند نماز خواندن است، و اما کفّاره ها:در هوای سرد وضوی کامل گرفتن، و برای ادای نمازهای شبانه روزی گام برداشتن، و بر نماز جماعت مواظبت نمودن، و امّا آن سه که کشنده است:بخلی که در وجود انسانی حاکم و فرمانروا باشد، و هوای نفسی که از آن پیروی شود، و خود پسندی، و اما چیزهای نجات بخش:در پنهان و آشکار از خداوند ترسیدن، و در حال ثروتمندی و تهیدستی میانه روی کردن، و در حال رضا و خشم سخن به عدالت گفتن.
عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ اَلسُّنَّةَ لاَ تُقَاسُ وَ كَيْفَ تُقَاسُ اَلسُّنَّةُ وَ اَلْحَائِضُ تَقْضِي اَلصِّيَامَ وَ لاَ تَقْضِي اَلصَّلاَةَ.
امام باقر علیه السّلام فرمود:سنت قیاس نمی شود، چگونه سنت قیاس شود در حالی که زن حائض روزه اش را قضا می کند و نمازش را قضا نمی کند.
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : كَانَ غُلاَمٌ مِنَ اَلْيَهُودِ يَأْتِي رَسُولَ اَللَّهِ كَثِيرا حَتَّى اِسْتَخَفَّهُ وَ رُبَّمَا أَرْسَلَهُ فِي حَاجَةٍ وَ رُبَّمَا كَتَبَ لَهُ اَلْكِتَابَ إِلَى قَوْمٍ فَافْتَقَدَهُ أَيَّاما فَسَأَلَ عَنْهُ فَقَالَ قَائِلٌ تَرَكْتُهُ فِي آخِرِ يَوْمٍ مِنْ أَيَّامِ اَلدُّنْيَا فَأَتَاهُ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي نَاسٍ مِنْ أَصْحَابِهِ وَ كَانَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بَرَكَة لاَ يَكَادُ يُكَلِّمُ أَحَدا إِلاَّ أَجَابَهُ فَقَالَ يَا فُلاَنُ فَفَتَحَ عَيْنَهُ فَقَالَ لَبَّيْكَ يَا أَبَا اَلْقَاسِمِ فَقَالَ اِشْهَدْ…
امام باقر علیه السّلام فرمود:جوانی یهودی زیاد نزد رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله می آمد تا حدی که رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله او را تند و تیز یافت، گاهی او را برای کاری می فرستاد، و گاهی به همراه نامه ای به سوی قومی می فرستاد، تا اینکه چند روزی او را ندید، از او سراغ گرفت، کسی به ایشان عرض کرد:در یکی از آخرین روزهای عمرش او را ملاقات کردم، پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله به همراه عدّه ای از یارانش به دیدن او رفت، پیامبر برکتی بود که هرگز با کسی صحبت نمی کرد مگر اینکه جوابش را می داد، سپس فرمود:ای جوان، جوان چشمانش را گشود، و گفت:لبیک ای ابا القاسم، فرمود:بگو شهادت می دهم به وحدانیت خدا و اینکه من محمد رسول خدایم، جوان نگاهی به پدرش کرد و چیزی نگفت، سپس برای مرتبه دوم رسول خدا صلّی اللّٰه…
إِنَّ الْعَبْدَ لَيَكُونُ بَارّاً بِوَالِدَيْهِ فِي حَيَاتِهِمَا، ثُمَّ يَمُوتَانِ فَلَا يَقْضِي عَنْهُمَا الدَّيْنَ، وَ لَا يَسْتَغْفِرُ لَهُمَا فَيَكْتُبُهُ اللَّهُ عَاقّاً، وَ إِنَّهُ لَيَكُونُ فِي حَيَاتِهِمَا غَيْرَ بَارٍّ لَهُمَا، فَإِذَا مَاتَا قَضَى عَنْهُمَا الدَّيْنَ، وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمَا فَيَكْتُبُهُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالى بَارّا
به راستی، اگر بنده ای در حیات پدر و مادرش به آنها نیکی و احسان نماید، ولی بعد از مرگشان نه دِیْن و قرض آنها را بپردازد و نه برایشان طلب آمرزش کند، خداوند او را عاقّ (والدَین) ثبت می نماید؛ و چه بسا که در دوران زندگیشان نیکی نکرده، ولی چون بمیرند قرض ایشان را پرداخت نموده و برایشان طلب آمرزش نماید، خداوند متعال او را نیکوکار (به والدَین) ثبت کند.
- در اینجا مقصود پرداخت حقّ اللّه، مانند نماز، روزه، حجّ، زکات، خمس و ... و حقّ الناس، مانند مهریه همسر، و سایر بدهکاریهای گوناگون به افراد مختلف، است.
سَأَلَهُ رَجُلٌ فَقَالَ أَصْلَحَكَ اَللَّهُ شُرْبُ اَلْخَمْرِ شَرٌّ أَمْ تَرْكُ اَلصَّلاَةِ فَقَالَ شُرْبُ اَلْخَمْرِ ثُمَّ قَالَ وَ تَدْرِي لِمَ ذَاكَ قَالَ لاَ قَالَ لِأَنَّهُ يَصِيرُ فِي حَالٍ لاَ يَعْرِفُ رَبَّهُ .
اسماعیل بن سالم گوید: مردی به امام صادق علیه السلام عرض کرد: خدا خیرت دهد شرابخواری بدتر است یا فروگذاری از نماز؟ فرمود: شرابخواری، سپس فرمود: آیا می دانی چرا؟ عرض کرد: نه. فرمود: زیرا حالش را به گونه ای دگرگون سازد که خدا را در آن حال نشناسد.
مَنْ شَرِبَ اَلْخَمْرَ فَسَكِرَ مِنْهَا لَمْ يَقْبَلِ اَللَّهُ صَلاَتَهُ أَرْبَعِينَ يَوْماً فَإِنْ تَرَكَ اَلصَّلاَةَ فِي هَذِهِ اَلْأَيَّامِ ضُوعِفَ عَلَيْهِ لِتَرْكِ اَلصَّلاَةِ.
امام باقر علیه السلام فرمود: هر که شراب نوشد و به مستی افتد خداوند نمازش را تا چهل روز نپذیرد و اگر در این چهل روز نماز را وارهد عذابش بر اثر فروگذاردن نماز دو چندان شود.
لاَ تُسَلِّمُوا عَلَى اَلْيَهُودِ وَ لاَ عَلَى اَلنَّصَارَى وَ لاَ عَلَى اَلْمَجُوسِ وَ لاَ عَلَى عَبَدَةِ اَلْأَوْثَانِ وَ لاَ عَلَى مَوَائِدِ شُرْبِ اَلْخَمْرِ وَ لاَ عَلَى صَاحِبِ اَلشِّطْرَنْجِ وَ اَلنَّرْدِ وَ لاَ عَلَى اَلْمُخَنَّثِ وَ لاَ عَلَى اَلشَّاعِرِ اَلَّذِي يَقْذِفُ اَلْمُحْصَنَاتِ وَ لاَ عَلَى اَلْمُصَلِّي وَ ذَلِكَ لِأَنَّ اَلْمُصَلِّيَ لاَ يَسْتَطِيعُ أَنْ يَرُدَّ اَلسَّلاَمَ لِأَنَّ اَلتَّسْلِيمَ مِنَ اَلْمُسَلِّمِ تَطَوُّعٌ وَ اَلرَّدَّ عَلَيْهِ فَرِيضَةٌ وَ لاَ عَلَى آكِلِ اَلرِّبَا وَ لاَ عَلَى رَجُلٍ جَالِسٍ عَلَى غَائِطٍ وَ لاَ عَلَى اَلَّذِي فِي اَلْحَمَّامِ وَ لاَ…
امام باقر علیه السلام فرمود: سلام نکنید بر یهودی و نه بر نصرانی و نه بر آتش پرست و نه بر بت پرستان و نه بر سر سفره شراب نشینان و نه بر شطرنج باز و نردباز و نه بر کسی که با او عمل لواط انجام میدهند و نه بر شاعری که زنهای پاکدامن را متهم می سازند و نه بر نمازگزار و این بخاطر آن است که نمی تواند پاسخ سلام را بگوید زیرا اسلام دادن از سلام دهنده مستحب است و پاسخش بر نماز گذار واجب و سلام نکنید به رباخوار و نه بر کسی که بر قضای حاجت نشسته و به بر آنکه در حمام است و نه بر کسی که آشکارا گناه میکند.
قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع اَلتَّكْبِيرُ أَيَّامَ اَلتَّشْرِيقِ فِي دُبُرِ اَلصَّلَوَاتِ قَالَ اَلتَّكْبِيرُ بِمِنًى فِي دُبُرِ خَمْسَ عَشْرَةَ صَلاَةً وَ بِالْأَمْصَارِ فِي دُبُرِ عَشْرِ صَلَوَاتٍ أَوَّلُ اَلتَّكْبِيرِ فِي دُبُرِ صَلاَةِ اَلظُّهْرِ يَوْمَ اَلنَّحْرِ تَقُولُ ;اَللَّهُ أَكْبَرُ اَللَّهُ أَكْبَرُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ اَللَّهُ أَكْبَرُ اَللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ اَلْحَمْدُ اَللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا هَدَانَا وَ اَللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا رَزَقَنَا مِنْ بَهِيمَةِ اَلْأَنْعَامِ; وَ إِنَّمَا جُعِلَ فِي سَائِرِ اَلْأَمْصَارِ فِي دُبُرِ عَشْرِ صَلَوَاتٍ اَلتَّكْبِيرُ…
زراره بن اعین گوید: بامام باقر علیه السلام عرض کردم روزهای تشریق(11 و 12 و 13 ذی الحجه) پس از نمازها باید تکبیر گفت؟ فرمود: تکبیر در منی پس از پانزده نماز است و در شهرهای دیگر پس از ده نماز که نخستین تکبیر را از روز عید قربان بعد از نماز ظهر شروع کرده و میگویی (الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله و الله اکبر الله اکبر و لله الحمد لله اکبر علی ما هدانا و الله اکبر علی ما رزقنا من بهیمه الانعام) و در سایر شهرها بدین جهت تکبیرات پس از ده نماز قرار داده شده است که چون مردم در کوچ اول کوچ کننده سایر شهرها تکبیر نگویند و فقط اهل منی تا در منی هستند تا آخرین کوچ تکبیر بگویند.
اَلْغُسْلُ فِي سَبْعَةَ عَشَرَ مَوْطِناً لَيْلَةِ سَبْعَ عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ هِيَ لَيْلَةُ اِلْتِقَاءِ اَلْجَمْعَيْنِ لَيْلَةِ بَدْرٍ وَ لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ وَ فِيهَا يُكْتَبُ اَلْوَفْدُ وَفْدُ اَلسَّنَةِ وَ لَيْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ هِيَ اَللَّيْلَةُ اَلَّتِي مَاتَ فِيهَا أَوْصِيَاءُ اَلنَّبِيِّينَ ع وَ فِيهَا رُفِعَ عِيسَى اِبْنُ مَرْيَمَ وَ قُبِضَ مُوسَى ع وَ لَيْلَةِ ثَلاَثٍ وَ عِشْرِينَ يُرْجَى فِيهَا لَيْلَةُ اَلْقَدْرِ وَ قَالَ عَبْدُ اَلرَّحْمَنِ بْنُ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْبَصْرِيُّ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع اِغْتَسِلْ فِي لَيْلَةِ أَرْبَعَةٍ وَ…
امام باقر علیه السلام فرمود: غسل در هفده مورد است: شب هفدهم ماه رمضان همان شبی که دو جمعیت: (لشکر اسلام و کفار قریش)در شب بدر، بیکدیگر رسیدند و شب نوزدهم که در آن شب واردین آن سال: (حاجیان)نوشته می شود و شب بیست و یکم همان شبی که جانشینان پیغمبران در آن شب از دنیا رحلت کرده اند و عیسی بن مریم در آن شب بعالم بالا برده شد و موسی جان سپرد و شب بیست و سوم که امید است شب قدر باشد عبد الرحمن بن ابی عبد الله بصری گوید: امام صادق مرا فرمود: در شب بیست و چهارم نیز غسل کن زیرا زیانی بر تو ندارد که در هر دو شب غسل کنی بحدیث محمد بن مسلم در باره غسل بازگشتیم-و روز دو عید (عید فطر و عید قربان)و چون خواستی بحرمین(مکه و مدینه)داخل شوی و روزی که احرام می بندی و روزی که بخانه کعبه داخل میشوی و روز ترویه و…