قال الإمام باقر عليه السلام

احادیث درباره ید واحد از امام باقر (ع)

امام محمد باقر (علیه السلام)

۳۶ حدیث · صفحه ۳ از ۳

بَيْنَا أَبِي ع يَطُوفُ بِالْكَعْبَةِ إِذَا رَجُلٌ مُعْتَجِرٌ قَدْ قُيِّضَ لَهُ فَقَطَعَ عَلَيْهِ أُسْبُوعَهُ حَتَّى أَدْخَلَهُ إِلَى دَارٍ جَنْبَ اَلصَّفَا فَأَرْسَلَ إِلَيَّ فَكُنَّا ثَلاَثَةً فَقَالَ مَرْحَباً يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِي وَ قَالَ بَارَكَ اَللَّهُ فِيكَ يَا أَمِينَ اَللَّهِ بَعْدَ آبَائِهِ يَا أَبَا جَعْفَرٍ إِنْ شِئْتَ فَأَخْبِرْنِي وَ إِنْ شِئْتَ فَأَخْبَرْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ سَلْنِي وَ إِنْ شِئْتَ سَأَلْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ فَاصْدُقْنِي وَ إِنْ شِئْتَ صَدَقْتُكَ قَالَ كُلَّ ذَلِكَ أَشَاءُ قَالَ فَإِيَّاكَ أَنْ يَنْطِقَ لِسَانُكَ عِنْدَ…

امام جواد علیه السلام فرماید: امام صادق علیه السلام فرمود: در آن میان که پدرم طواف کعبه مینمود، مردی نقاب زده ناگهانی پیدا شد و هفت شوط او را قطع کرد و او را بخانه کنار صفا آورد و دنبال من هم فرستاد تا سه نفر شدیم، آن مرد بمن گفت خوش آمدی پسر پیغمبر سپس دستش را بر سرم نهاد و گفت: خیر و برکت خدا بر تو بادای امین خدا پس از پدرانش (سپس متوجه پدرم شد و گفت)ای ابا جعفر اگر میخواهی تو بمن خبر ده و اگر میخواهی من بتو خبر دهم، میخواهی از من بپرس یا من از تو بپرسم، میخواهی تو مرا تصدیق کن یا من ترا تصدیق کنم، پدرم فرمود: همه اینها را میخواهم(و با هیچ یک مخالف نیستم)آن مرد گفت: پس مبادا که در جواب سوال من زبانت چیزی گوید که در دلت چیز دیگر باشد، فرمود: این کار را کسی میکند که در دلش دو علم مختلف باشد…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 242

قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي لَيْلَةِ اَلْقَدْرِ فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ يَقُولُ يَنْزِلُ فِيهَا كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ وَ اَلْمُحْكَمُ لَيْسَ بِشَيْئَيْنِ إِنَّمَا هُوَ شَيْ ءٌ وَاحِدٌ فَمَنْ حَكَمَ بِمَا لَيْسَ فِيهِ اِخْتِلاَفٌ فَحُكْمُهُ مِنْ حُكْمِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ حَكَمَ بِأَمْرٍ فِيهِ اِخْتِلاَفٌ فَرَأَى أَنَّهُ مُصِيبٌ فَقَدْ حَكَمَ بِحُكْمِ اَلطَّاغُوتِ إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ اَلْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ اَلْأَمْرِ تَفْسِيرُ اَلْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُؤْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ اَلنَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ…

امام محمد تقی علیه السلام فرماید: خدای عز و جل راجع بشب قدر فرموده است(4 سوره 44) «در آن شب هر امر محکمی فیصل داده شود»خدا میفرماید: هر امر محکمی از آسمان نازل می شود و محکم دو چیز نیست، بلکه تنها یک چیز است، پس هر که حکم بی اختلاف کند، حکمش حکم خدای عز و جل است و هر که حکمی کند که در آن اختلافی باشد و خود را مصیب داند، بحکم طاغوت(باطل)حکم کرده است. همانا سال بسال در شب قدر تفسیر و بیان کارها بر ولی امر(امام زمان)نازل می شود، در آن شب امام علیه السلام در باره کار خودش چنین و چنان دستور میگیرد و راجع بکار مردم هم بچنین و چنان مامور می شود، و نیز برای ولی امر غیر از شب قدر هم در هر روزی که خدای عز و جل صلاح داند، مانند آن شب امر مخصوص و پوشیده و شگفت در گنجینه پدید می آید، سپس قرایت فرمود…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 248

يَا مَعْشَرَ اَلشِّيعَةِ خَاصِمُوا بِسُورَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ تَفْلُجُوا فَوَ اَللَّهِ إِنَّهَا لَحُجَّةُ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى اَلْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ إِنَّهَا لَسَيِّدَةُ دِينِكُمْ وَ إِنَّهَا لَغَايَةُ عِلْمِنَا يَا مَعْشَرَ اَلشِّيعَةِ خَاصِمُوا بِ حم وَ اَلْكِتابِ اَلْمُبِينِ إِنّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنّا كُنّا مُنْذِرِين فَإِنَّهَا لِوُلاَةِ اَلْأَمْرِ خَاصَّةً بَعْدَ رَسُولِ اَللَّهِ ص يَا مَعْشَرَ اَلشِّيعَةِ يَقُولُ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاّ خَلا فِيها نَذِيرٌ قِيلَ يَا أَبَا جَعْفَرٍ نَذِيرُهَا…

امام محمد تقی علیه السلام فرمود: ای گروه شیعه: با سوره«انا انزلناه»(با اهل سنت) مخاصمه و مباحثه کنید تا پیروز شوید، بخدا که آن سوره پس از پیغمبر حجت خدای-تبارک و تعالی-است بر مردم و آن سوره سرور دین شماست(بزرگترین دلیل مذهب شماست)و نهایت دانش ماست(زیرا کاشف از شب قدر است و در آن شب مکنونات علمی برای ما هویدا می گردد)ای گروه شیعه با آیات / حم و الکتاب المبین انا انزلناه فی لیله مبارکه انا کنا منذرین / مخاصمه کنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت است بعد از پیغمبر صلی الله علیه و آله. ای گروه شیعه خدای-تبارک و تعالی-میفرماید: (22 سوره 35)«هیچ امتی نیست مگر آنکه بیم رسانی در میان آنها بوده است»شخصی گفت: ای ابا جعفر بیم رسان امت، محمد صلی الله علیه و آله است فرمود: درست گفتی ولی آیا پیغمبر…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 249

لَقَدْ خَلَقَ اَللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ لَيْلَةَ اَلْقَدْرِ أَوَّلَ مَا خَلَقَ اَلدُّنْيَا وَ لَقَدْ خَلَقَ فِيهَا أَوَّلَ نَبِيٍّ يَكُونُ وَ أَوَّلَ وَصِيٍّ يَكُونُ وَ لَقَدْ قَضَى أَنْ يَكُونَ فِي كُلِّ سَنَةٍ لَيْلَةٌ يَهْبِطُ فِيهَا بِتَفْسِيرِ اَلْأُمُورِ إِلَى مِثْلِهَا مِنَ اَلسَّنَةِ اَلْمُقْبِلَةِ مَنْ جَحَدَ ذَلِكَ فَقَدْ رَدَّ عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَهُ لِأَنَّهُ لاَ يَقُومُ اَلْأَنْبِيَاءُ وَ اَلرُّسُلُ وَ اَلْمُحَدَّثُونَ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ عَلَيْهِمْ حُجَّةٌ بِمَا يَأْتِيهِمْ فِي تِلْكَ اَللَّيْلَةِ مَعَ اَلْحُجَّةِ اَلَّتِي يَأْتِيهِمْ بِهَا جَبْرَئِيلُ ع قُلْتُ وَ…

امام محمد تقی علیه السلام فرمود: خدای-جل ذکره-شب قدر را در ابتدای خلقت دنیا آفرید و در آن شب نخستین پیغمبر و نخستین وصیی که باید باشد(آدم و شیث را)آفرید وجود آنها را مقدر ساخت و حکم فرمود که در هر سالی شبی باشد که در آن شب تفسیر و بیان امور تا چنان شبی در سال آینده فرود آید، هر که آن شب را انکار کند، علم خدای عز و جل را رد کرده، زیرا پیغمبران و رسولان و محدثان جز بوسیله حجتی که درآنشب بآنها میرسد با حجتی که جبرییل علیه السلام(در غیر آن شب)برای آنها می آورد، قایم نشوند و بپا نایستند(زیرا برنامه رهبری خلق و علم بدون اختلاف را در آن شب بدست می آورند) راوی گوید: عرضکردم: جبرییل یا ملایکه دیگر نزد محدثان هم می آیند؟ فرمود: اما نسبت بپیغمبران و رسولان صلی الله علیهم که شکی نیست و نسبت بغیر ایشان…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 250

لَقَدْ خَلَقَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي اَلْأَرْضِ مُنْذُ خَلَقَهَا سَبْعَةَ عَالَمِينَ لَيْسَ هُمْ وُلْدَ آدَمَ خَلَقَهُمْ مِنْ أَدِيمِ اَلْأَرْضِ فَأَسْكَنَهُمْ فِيهَا وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ مَعَ عَالَمِهِ ثُمَّ خَلَقَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ أَبَا هَذَا اَلْبَشَرِ وَ خَلَقَ ذُرِّيَّتَهُ مِنْهُ وَ لاَ وَ اَللَّهِ مَا خَلَتِ اَلْجَنَّةُ مِنْ أَرْوَاحِ اَلْمُؤْمِنِينَ مُنْذُ خَلَقَهَا وَ لاَ خَلَتِ اَلنَّارُ مِنْ أَرْوَاحِ اَلْكُفَّارِ وَ اَلْعُصَاةِ مُنْذُ خَلَقَهَا عَزَّ وَ جَلَّ لَعَلَّكُمْ تَرَوْنَ أَنَّهُ كَانَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ صَيَّرَ اَللَّهُ أَبْدَانَ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ…

محمد بن مسلم گوید: از امام باقر(ع)شنیدم که میفرمود: از هنگامی که خدای عز و جل زمین را آفریده است هفت طبقه دانشمند در روی زمین آفریده که از اولاد آدم نبودند بلکه همه را از روی زمین آفرید و هر طبقه را پس از طبقه دیگری در عصر خود در روی زمین جا داد. و سپس خداوند عز و جل آدم را که پدر همین بشر فعلی است آفرید و نژاد آدم را از او آفرید نه بخدا قسم تا خداوند بهشت را آفریده از ارواح مومنین خالی نبوده و تا دوزخ را خدای عز و جل آفریده است از ارواح کفار و گنهکاران خالی نمانده است شاید شما چنین می پندارید که چون روز قیامت فرا رسد و خداوند پیکرهای اهل بهشت را با روحشان در بهشت جای دهد و پیکرهای دوزخیان را بهمراه روحشان در آتش بنشاند دیگر خدای عز و جل در معموره زمین پرستش نگردد و خداوند مردمی را که او را…

الخصال، ج 3، ص 358

رُوِيَ عَنْ بَعْضِ اَلصَّادِقِينَ أَنَّهُ قَالَ : اَلذِّكْرُ مَقْسُومٌ عَلَى سَبْعَةِ أَعْضَاءٍ اَللِّسَانِ وَ اَلرُّوحِ وَ اَلنَّفْسِ وَ اَلْعَقْلِ وَ اَلْمَعْرِفَةِ وَ اَلسِّرِّ وَ اَلْقَلْبِ وَ كُلُّ وَاحِدٍ يَحْتَاجُ إِلَى اِسْتِقَامَةٍ فَاسْتِقَامَةُ اَللِّسَانِ صِدْقُ اَلْإِقْرَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلرُّوحِ صِدْقُ اَلاِحْتِضَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلنَّفْسِ صِدْقُ اَلاِسْتِغْفَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلْقَلْبِ صِدْقُ اَلاِعْتِذَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلْعَقْلِ صِدْقُ اَلاِعْتِبَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلْمَعْرِفَةِ صِدْقُ اَلاِفْتِخَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلسِّرِّ اَلسُّرُورُ بِعَالَمِ…

از امام باقر یا امام صادق علیه السّلام روایت شده که ایشان فرموده اند:ذکر حقّ بین هفت عضو از اعضای انسان تقسیم شده:زبان، روح و جان، عقل، معرفت، سر و قلب، و هر یک از آنها نیاز به استقامت دارند.استقامت زبان به راستی در گفتار است، و استقامت روح به درستی ذهن و حضور آن است، و استقامت جان به درستی در توبه کردن است، و استقامت قلب به درستی در عذر خواهی، و استقامت عقل به درستی در پند گرفتن است، و استقامت شناخت به درستی در سرافرازی، و استقامت سر متوجه بودن به عالم اسرار است.پس ذکر زبان حمد و ثناست، و ذکر جان کوشش و تلاش، و ذکر روح ترس و امید، و ذکر قلب راستی و صمیمیت، و ذکر عقل تعظیم و حیا، و ذکر معرفت تسلیم و رضا، و ذکر سر مقام شهود حق و لقاء اللّٰه است.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 99

فَرَضَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى اَلْعِبَادِ خَمْساً أَخَذُوا أَرْبَعاً وَ تَرَكُوا وَاحِداً قُلْتُ أَ تُسَمِّيهِنَّ لِي جُعِلْتُ فِدَاكَ فَقَالَ اَلصَّلاَةُ وَ كَانَ اَلنَّاسُ لاَ يَدْرُونَ كَيْفَ يُصَلُّونَ فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ ع فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ أَخْبِرْهُمْ بِمَوَاقِيتِ صَلاَتِهِمْ ثُمَّ نَزَلَتِ اَلزَّكَاةُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ أَخْبِرْهُمْ مِنْ زَكَاتِهِمْ مَا أَخْبَرْتَهُمْ مِنْ صَلاَتِهِمْ ثُمَّ نَزَلَ اَلصَّوْمُ فَكَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص إِذَا كَانَ يَوْمُ عَاشُورَاءَ بَعَثَ إِلَى مَا حَوْلَهُ مِنَ اَلْقُرَى فَصَامُوا ذَلِكَ اَلْيَوْمَ فَنَزَلَ شَهْرُ رَمَضَانَ بَيْنَ…

ابی الجارود گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام میفرمود: خدای عز و جل پنج چیز بر بندگان واجب ساخت و آنها چهار چیزش را گرفتند و یکی را رها کردند، عرضکردم: قربانت گردم: آنها را برای من نام میبری؟ فرمود: 1-نماز، و مردم نمیدانستند چگونه نماز گزارند تا جبرییل علیه السلام فرود آمد و گفت: ای محمد وقتهای نماز را بمردم خبر ده 2-زکاه پس از نماز نازل شد، جبرییل گفت: ای محمد راجع بزکاه آنها را خبر ده چنان که راجع بنماز خبر دادی. 3-روزه بعد از زکاه نازل شد، چون روز عاشورا می آمد، پیغمبر صلی الله علیه و آله بدهات اطراف خود کس میفرستاد تا آن روز را روزه بدارند، سپس روزه ماه رمضان، میان شعبان و شوال نازل شد. 4-سپس امر بحج رسید، و جبرییل علیه السلام فرود آمد و گفت: چنان که در باره نماز و زکاه و روزه بمردم خبر…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 290

أَنَّ زَيْدَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ع دَخَلَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ مَعَهُ كُتُبٌ مِنْ أَهْلِ اَلْكُوفَةِ يَدْعُونَهُ فِيهَا إِلَى أَنْفُسِهِمْ وَ يُخْبِرُونَهُ بِاجْتِمَاعِهِمْ وَ يَأْمُرُونَهُ بِالْخُرُوجِ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع هَذِهِ اَلْكُتُبُ اِبْتِدَاءٌ مِنْهُمْ أَوْ جَوَابُ مَا كَتَبْتَ بِهِ إِلَيْهِمْ وَ دَعَوْتَهُمْ إِلَيْهِ فَقَالَ بَلِ اِبْتِدَاءٌ مِنَ اَلْقَوْمِ لِمَعْرِفَتِهِمْ بِحَقِّنَا وَ بِقَرَابَتِنَا مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ لِمَا يَجِدُونَ فِي كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ وُجُوبِ مَوَدَّتِنَا وَ فَرْضِ طَاعَتِنَا وَ لِمَا…

زید بن علی بن الحسین، خدمت امام باقر علیه السلام رسید و نامه هایی از اهل کوفه همراه داشت که او را بطرف خود خوانده و از اجتماع خود آگاهش نموده و دستور نهضت داده بودند، امام باقر علیه السلام باو فرمود: این نامه ها از خود آنها شروع شده یا جواب نامه ایست که بآنها نوشته یی و ایشان را دعوت کرده یی؟ گفت: ایشان شروع کرده اند، زیرا حق ما را میشناسند و قرابت ما را با رسول خدا صلی الله علیه و آله میدانند و در کتاب خدای عز و جل وجوب دوستی و اطاعت ما را می بینند و فشار و گرفتاری و بلا کشیدن ما را مشاهده میکنند. امام باقر علیه السلام فرمود: اطاعت(مردم از پیشوا)از طرف خدای عز و جل واجب گشته و روشی است که خدا آن را در پیشینیان امضا کرده و در آخرین همچنان اجرا میکند، و اطاعت نسبت بیک نفر از ماست و دوستی نسبت…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 356

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع أَ كَانَ عِيسَى اِبْنُ مَرْيَمَ ع حِينَ تَكَلَّمَ فِي اَلْمَهْدِ حُجَّةَ اَللَّهِ عَلَى أَهْلِ زَمَانِهِ فَقَالَ كَانَ يَوْمَئِذٍ نَبِيّاً حُجَّةَ اَللَّهِ غَيْرَ مُرْسَلٍ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِهِ حِينَ قَالَ إِنِّي عَبْدُ اَللّهِ آتانِيَ اَلْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا. وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ اَلزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا قُلْتُ فَكَانَ يَوْمَئِذٍ حُجَّةً لِلَّهِ عَلَى زَكَرِيَّا فِي تِلْكَ اَلْحَالِ وَ هُوَ فِي اَلْمَهْدِ فَقَالَ كَانَ عِيسَى فِي تِلْكَ اَلْحَالِ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَ اَللَّهِ لِمَرْيَمَ حِينَ…

یزید کناسی گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم که آیا عیسی بن مریم زمانی که در گهواره سخن گفت، حجت خدا بود بر اهل زمانش؟ فرمود: او آن زمان پیغمبر و حجت غیر مرسل خدا بود(یعنی در آن زمان مامور بتبلیغ و دعوت نبود)مگر نمیشنوی گفته خود او را که میگوید«من بنده خدایم (تا مردم نگویند عیسی خداست)خدا بمن کتاب داده و پیغمبرم ساخته و هر جا باشم(اگر چه در گهواره) پر برکتم قرار داده و تا زنده باشم مرا بنماز و زکاه سفارش کرده-31 سوره 19-». عرضکردم: در آن زمان و در همان حالی که در گهواره بود، حجت خدا بود بر زکریا؟ فرمود: عیسی در همان حال برای مردم آیت بود و رحمت خدا بود برای مریم، زمانی که سخن گفت و از جانب او دفاع کرد و پیغمبر بود و حجت بر هر که سخنش را در آن حال شنید. سپس سکوت نمود و تا دو ساله شد، سخن…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 382

أَتَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع فِي بَعْضِ مَا أَتَيْتُهُ فَجَعَلَ يَقُولُ لاَ تَعْجَلْ حَتَّى حَمِيَتِ اَلشَّمْسُ عَلَيَّ وَ جَعَلْتُ أَتَتَبَّعُ اَلْأَفْيَاءَ فَمَا لَبِثَ أَنْ خَرَجَ عَلَيَّ قَوْمٌ كَأَنَّهُمُ اَلْجَرَادُ اَلصُّفْرُ عَلَيْهِمُ اَلْبُتُوتُ قَدِ اِنْتَهَكَتْهُمُ اَلْعِبَادَةُ قَالَ فَوَ اَللَّهِ لَأَنْسَانِي مَا كُنْتُ فِيهِ مِنْ حُسْنِ هَيْئَةِ اَلْقَوْمِ فَلَمَّا دَخَلْتُ عَلَيْهِ قَالَ لِي أَرَانِي قَدْ شَقَقْتُ عَلَيْكَ قُلْتُ أَجَلْ وَ اَللَّهِ لَقَدْ أَنْسَانِي مَا كُنْتُ فِيهِ قَوْمٌ مَرُّوا بِي لَمْ أَرَ قَوْماً أَحْسَنَ هَيْئَةً مِنْهُمْ فِي زِيِّ رَجُلٍ وَاحِدٍ كَأَنَّ…

سعد اسکاف گوید: راجع ببعضی از کارهای خود بمنزل امام باقر علیه السلام رفتم(هر چه میخواستم وارد اتاق شوم)می فرمود: عجله مکن تا آنکه آفتاب مرا سوخت و هر جا سایه میرفت میرفتم ناگاه بر خلاف انتظار اشخاصی از اتاق خارج شده بسوی من آمدند که مانند ملخهای زرد بودند، و پوستین در بر کرده. از کثرت عبادت لاغر شده بودند، بخدا که از سیمای زیبای آنها وضع خود(انتظار در هوای گرم)را فراموش کردم. چون خدمتش رسیدم، بمن فرمود: گویا تو را ناراحت کردم، عرض کردم، آری، بخدا من از وضع خود فراموش کردم، اشخاصی از نزد من گذشتند همه یک نواخت و من مردمی خوش قیافه تر از آنها ندیده بودم، آنها مانند ملخهای زرد بودند و عبادت لاغرشان کرده بود فرمود: ای سعد آنها را دیدی؟ گفتم آری، فرمود: ایشان برادران تو از طایفه جن هستند، عرض…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 394

کانَ فیما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ علیه السلام: و قالَ: یا بُنَیَّ، صاحِب مِئَةً و لا تُعادِ واحِداً.

امام باقر علیه السلام می فرماید: در نصایح لقمان به پسرش این بود که گفت: ای پسرم! با صد نفر رفاقت کن؛ ولی حتّی با یک نفر هم دشمنی نکن.

بحارالانوار، ج۱۳، ص ۴۱۷

قال الحسین بن علی بن أبی طالب علیهما السّلام لأصحابه قبل أن قتل بلیلة واحدة: إنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم قال لی: یا بنی! إنّک ستساق إلی العراق، و تنزل فی أرض یقال لها: عموراء و کربلاء، و إنّک تشهد بها، و یستشهد معک جماعة، و قد قرب ما عهد إلی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم، و إنّی راحل إلیه غدا، فمن أحبّ منکم الانصراف، فلینصرف فی هذه اللیلة، فإنّی قد أذنت له، و هو منّی فی حلّ، و أکد فیما قاله تأکیدا بلیغا، فلم یرضوا، و قالوا: و اللّه ما نفارقک أبدا، حتّی نرد موردک، فلمّا رأی ذلک، قال: فأبشروا بالجنّة، فو اللّه إنّما نمکث ما شاء اللّه تعالی بعد ما یجری علینا، ثمّ أخرجنا…

حضرت امام حسین علیه السّلام یک شب پیش از آنکه شهید شود با اصحاب خود خطاب کرده فرمود که: روزی رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم با من گفت که: ای فرزند من! زود باشد که برسانند تو را به سوی عراق و فرود آورند تو را به زمینی که آن را «عمورا» و «کربلا» گویند و تو در آن زمین شهید شوی و جماعتی با تو شهید شوند، و به تحقیق که نزدیک شده است آن عهدی که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم با من کرده و من فردا راحل و رونده ام به نزد آن حضرت، پس هر کس از شما برگشتن را دوست می دارد می باید که در همین شب برگردد که من او را اذن برگشتن دادم و او از من به حلّ است و درین باب آن جناب مبالغه و تأکید تمام نمود، ایشان راضی به برگشتن نشدند و گفتند: به خدا قسم که تو را وانمی گذاریم و از تو هرگز جدا نمی شویم تا…

کفایة المهتدی فی معرفة المهدی(علیه السلام)، ص: 513
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه