قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره راه علی علیه السلام حق است از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ : صَعِدَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ اَلْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اَللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ أَوَّلَ وُقُوعِ اَلْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ يُعَظِّمُ عَلَيْهَا رِجَالٌ رِجَالا وَ لَوْ أَنَّ اَلْحَقَّ أُخْلِصَ فَيُعْمَلُ بِهِ لَمْ يَكُنِ اِخْتِلاَفٌ وَ لَوْ أَنَّ اَلْبَاطِلَ أُخْلِصَ وَ عُمِلَ بِهِ لَمْ يَخْفَ عَلَى ذِي حِج ى وَ لَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ ذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ ذَا ضِغْثٌ فَيُخْلَطُ فَيُعْمَلُ بِهِ فَعِنْدَ ذَلِكَ يَسْتَوْلِي اَلشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ وَ يَنْجُو اَلَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ…

محمّد بن مسلم گوید:علی علیه السّلام بالای منبر رفت، و پس از حمد و ثنای خداوند فرمود: ای مردم نخستین فتنه از پیروی هواهای نفس و بدعتهایی که در دین گذارده شد؛ پدید آمد، رجال و شخصیتهائی از همگنان خود تعریف و تمجید می کنند و همدیگر را بزرگ می شمارند، و اگر حق خالص می شد و به آن عمل می گشت اختلافی پیش نمی آمد، و اگر باطل واضح و روشن گردد و به آن عمل شود هیچ خردمندی گمراه نمی شود، و لکن مقداری از حق و مقداری از باطل گرفته می شود و به هم آمیخته می شود و به آن عمل می شود، در آن هنگام است که شیطان بر اولیائش مسلط گشته، و آنان که از جانب خدا سابقۀ نیکی داشته اند، نجات می یابند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 523

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَا دُنْيَا إِلَيْكِ عَنِّي أَ بِي تَعَرَّضْتِ أَمْ إِلَيَّ تَشَوَّقْتِ لاَ حَانَ حِينُكِ هَيْهَاتَ غُرِّي غَيْرِي لاَ حَاجَةَ لِي فِيكِ قَدْ طَلَّقْتُكِ ثَلاَثا لاَ رَجْعَةَ لِي فِيكِ فَعَيْشُكِ قَصِيرٌ وَ خَطَرُكِ يَسِيرٌ وَ أَمَلُكِ حَقِيرٌ آهِ مِنْ قِلَّةِ اَلزَّادِ وَ طُولِ اَلطَّرِيقِ وَ بُعْدِ اَلسَّفَرِ وَ عَظِيمِ اَلْمَوْرِدِ وَ خُشُونَةِ اَلْمَضْجَعِ.

امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:ای دنیا از من دور شو، آیا مرا می فریبی، یا مشتاق من شده ای؟ تو هرگز توان این را نداری، برو دیگری را فریب ده، من نیازی به تو ندارم، من تو را سه طلاقه کرده ام، و دیگر رجوعی به تو نخواهم داشت، زندگی در تو کوتاه است و مشکلاتت بسیار، و آرزوهایت پست و بی مقدار، آه از کمی توشه و راه طولانی و دور بودن سفر و بزرگی محل ورود، و ناسازگاری خوابگاه.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 569

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ جُمِعَ اَلْخَيْرُ فِي ثَلاَثِ خِصَالٍ فِي اَلنَّظَرِ وَ اَلسُّكُوتِ وَ اَلْكَلاَمِ فَكُلُّ نَظَرٍ لَيْسَ فِيهِ اِعْتِبَارٌ فَهُوَ سَهْوٌ وَ كُلُّ سُكُوتٍ لَيْسَ فِيهِ فِكْرَةٌ فَهُوَ غَفْلَةٌ وَ كُلُّ كَلاَمٍ لَيْسَ فِيهِ ذِكْرٌ فَهُوَ لَغْوٌ فَطُوبَى لِمَنْ كَانَ نَظَرُهُ عَبَرا وَ سُكُوتُهُ فِكْرا وَ كَلاَمُهُ ذِكْرا وَ بَكَى عَلَى خَطِيئَتِهِ وَ أَمِنَ اَلنَّاسُ شَرَّهُ.

امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:همه خوبیها در سه خصلت خلاصه شده:در نگاه، خاموشی، و سخن گفتن.هر نظری که در آن پند گرفتن نباشد بیهوده و خطاست، و هر سکوتی که همراه فکر نباشد ناشی از غفلت است، و هر سخنی که در آن ذکر حق نباشد بیهوده است. خوشا بحال کسی که نگاهش همراه با پند و سکوتش با فکر و کلامش با ذکر حق باشد، و به خاطر خطاهایش گریان باشد و مردم از شرّ او در امان باشند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 99

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ تَرْكُ نَسْجِ اَلْعَنْكَبُوتِ فِي اَلْبَيْتِ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ اَلْبَوْلُ فِي اَلْحَمَّامِ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ اَلْأَكْلُ عَلَى اَلْجَنَابَةِ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ اَلتَّخَلُّلُ بِالطَّرْفَاءِ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ اَلتَّمَشُّطُ مِنْ قِيَامٍ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ تَرْكُ اَلْقُمَامَةِ فِي اَلْبَيْتِ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ اَلْيَمِينُ اَلْفَاجِرَةُ تُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ اَلزِّنَاءُ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ إِظْهَارُ اَلْحِرْصِ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ اَلنَّوْمُ بَيْنَ اَلْعِشَاءَيْنِ يُورِثُ اَلْفَقْرَ وَ اَلنَّوْمُ قَبْلَ طُلُوعِ اَلشَّمْسِ…

امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:پاک نکردن تار عنکبوت از خانه موجب تهیدستی است، و بول کردن در حمام موجب تهیدستی است، و در حال جنابت غذا خوردن تهیدستی آورد، و با چوب گز خلال کردن تهیدستی آورد، و ایستاده شانه زدن تهیدستی آورد، و بیرون نبردن خاکروبه از منزل موجب تهیدستی است، و سوگند دروغ تهیدستی آورد، و زنا تهیدستی آورد، و حرص ورزیدن تهیدستی آورد، و به خواب رفتن بین نماز مغرب و عشاء تهیدستی آورد، و به خواب رفتن قبل از طلوع آفتاب باعث فقر شود، عادت به دروغگویی تهیدستی آورد، زیاد گوش دادن به غناء تهیدستی آورد، رد کردن فقیری که در شب ذکر خدا می گوید موجب تنگدستی شود، و عقل معیشتی نداشتن تهیدستی آورد، و از فامیل بریدن تهیدستی آورد. سپس علی علیه السّلام فرمود:آیا آگاه کنم شما را به آنچه رزق را فراوان…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 251

عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ مَرْفُوعا قَالَ : أَقْبَلَ اَلنَّاسُ عَلَى عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالُوا يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَنْبِئْنَا بِالْفَقِيهِ قَالَ نَعَمْ أُنْبِئُكُمْ بِالْفَقِيهِ حَقَّ اَلْفَقِيهِ مَنْ لَمْ يُرَخِّصِ اَلنَّاسَ فِي مَعَاصِي اَللَّهِ وَ لَمْ يُقَنِّطْهُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اَللَّهِ وَ لَمْ يَدَعِ اَلْقُرْآنَ رَغْبَة إِلَى غَيْرِهِ أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لاَ تَدَبُّرَ فِيهَا أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي عِبَادَةٍ لاَ فِقْهَ فِيهَا أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي نُسُكٍ لاَ وَرَعَ فِيهِ .

ابو حمزه ثمالی گوید:مردم نزد علی علیه السّلام آمدند و گفتند:ای امیر مؤمنان فقیه را به ما بشناسان، فرمود:بلی، فقیه حقیقی را به شما می شناسانم، فقیه واقعی کسی است که به مردم آزادی در گناه ندهد، و آنها را از رحمت خدا مأیوس نسازد، و از مکر خدا ایمن نگرداند، برای رغبت بسوی چیزی قرآن را ترک نکند، بدانید که در قرائتی که تدبّر در آن نیست خیری نیست، بدانید دانش بی اندیشه سودی ندارد، بدانید عبادتی که همراه پرهیزگاری نباشد نفعی ندارد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 271

خَطَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَى اَلْمِنْبَرِ فَقَالَ : أَيُّهَا اَلنَّاسُ اِعْمَلُوا إِذَا عَلِمْتُمْ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ إِنَّ اَلْعَالِمَ اَلْعَامِلَ بِغَيْرِهِ كَالْجَاهِلِ اَلْحَائِرِ اَلَّذِي لاَ يَسْتَفِيقُ عَنْ جَهْلِهِ بَلْ قَدْ رَأَيْتُ أَنَّ اَلْحُجَّةَ أَعْظَمُ وَ اَلْحَسْرَةَ أَدْوَمُ عَلَى هَذَا اَلْعَالِمِ اَلْمُنْسَلِخِ مِنْ عَمَلِهِ مِنْهَا عَلَى هَذَا اَلْجَاهِلِ اَلْمُتَحَيِّرِ فِي جَهْلِهِ وَ كِلاَهُمَا حَائِرٌ بَائِرٌ ضَالُّ مَثْبُورٌ لاَ تَرْتَابُوا فَتَشُكُّوا وَ لاَ تَشُكُّوا فَتَكْفُرُوا وَ لاَ تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِكُمْ فَتُدَاهِنُوا فِي اَلْحَقِّ فَتَخْسَرُوا…

امیر مؤمنان علیه السّلام بر منبر سخنرانی فرمود:ای مردم چون دانا شدید به علمتان عمل کنید؛ شاید هدایت شوید، عالمی که بر خلاف علمش عمل کند چون جاهل سرگردانی است که از نادانی به هوش نیاید، بلکه خواهی دید که حجت بر او تمامتر و حسرت این عالمی که از علم خویش جدا شده بیشتر است از حسرت جاهل سرگردان در جهالت، و هر دو سرگردان و خوابند، هر دو بی هدف و گم گشته و در خسرانند، تردید و دودلی به خود راه ندهید تا به شک افتید، و شک نکنید تا کافر شوید، و به خود اجازه ندهید تا در راه حق گول بخورید، سپس زیانکار شوید، زیرا از جملۀ حق این است که دین را بفهمد، و از فهمیدن است که مغرور نشوید، خیرخواه ترین شما نسبت به خود مطیع ترین شما نسبت به خداست، و خائن ترین شما با خود نافرمانترین شماست از خدا، کسی که اطاعت خدا کند…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 273

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ اَلسُّنَّةِ وَ اَلْبِدْعَةِ وَ اَلْجَمَاعَةِ وَ اَلْفِرْقَةِ فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلسُّنَّةُ مَا سَنَّ رَسُولُ اَللَّهِ وَ اَلْبِدْعَةُ مَا أُحْدِثَ مِنْ بَعْدِهِ وَ اَلْجَمَاعَةُ أَهْلُ اَلْحَقِّ وَ إِنْ كَانُوا قَلِيلا وَ اَلْفِرْقَةُ أَهْلُ اَلْبَاطِلِ وَ إِنْ كَانُوا كَثِيرا .

مردی خدمت امیر المؤمنین علیه السّلام آمد و عرض کرد معنی سنّت، و بدعت، و جماعت و تفرقه چیست؟امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:سنّت راه و روشی است که پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله مقرر فرموده، و بدعت روشی است که بعد از آن حضرت پیدا شده، و جماعت آنانند که به حق معتقدند اگر چه اندک باشند، و تفرقه پیروان باطلند اگر چه بسیار باشند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 303

شَهِدْتُ جِنَازَةَ أَبِي بَكْرٍ يَوْمَ مَاتَ وَ شَهِدْتُ عُمَرَ حِينَ بُويِعَ وَ عَلِيٌّ ع جَالِسٌ نَاحِيَةً فَأَقْبَلَ غُلاَمٌ يَهُودِيٌّ جَمِيلُ اَلْوَجْهِ بَهِيٌّ عَلَيْهِ ثِيَابُ حِسَانٌ وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ هَارُونَ حَتَّى قَامَ عَلَى رَأْسِ عُمَرَ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَنْتَ أَعْلَمُ هَذِهِ اَلْأُمَّةِ بِكِتَابِهِمْ وَ أَمْرِ نَبِيِّهِمْ قَالَ فَطَأْطَأَ عُمَرُ رَأْسَهُ فَقَالَ إِيَّاكَ أَعْنِي وَ أَعَادَ عَلَيْهِ اَلْقَوْلَ فَقَالَ لَهُ عُمَرُ لِمَ ذَاكَ قَالَ إِنِّي جِئْتُكَ مُرْتَاداً لِنَفْسِي شَاكّاً فِي دِينِي فَقَالَ دُونَكَ هَذَا اَلشَّابَّ قَالَ وَ مَنْ هَذَا…

ابی الطفیل گوید: روزی که ابو بکر مرد، من سر جنازه اش حاضر بودم، و زمانی که با عمر بیعت کردند حضور داشتم، که علی(بن ابی طالب علیه السلام)گوشه یی نشسته بود، جوانی یهودی، خوش صورت زیبا، نیکو لباس که از اولاد هارون(وصی موسی)بود، وارد شد و بالای سر عمر ایستاد و گفت: یا امیر المومنین تویی دانشمندترین این امت بکتابشان و امر نبوت پیغمبرشان؟ عمر سرش را پایین انداخت. یهودی-با تو هستم و سخنش را تکرار کرد. عمر-چرا این سوال را میکنی؟ یهودی-نزد تو آمده ام تا برای خود راهی بجویم، زیرا در دینم بشک افتاده ام. عمر-دامن این جوان را بگیر. یهودی-این جوان کیست؟ عمر-او علی بن ابی طالب، پسر عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله است. او پدر حسن و حسین دو فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله است: او شوهر فاطمه دختر رسول…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 529

إِنَّ مِنْ حَقِّ اَلْعَالِمِ أَنْ لاَ تُكْثِرَ عَلَيْهِ اَلسُّؤَالَ وَ لاَ تَأْخُذَ بِثَوْبِهِ وَ إِذَا دَخَلْتَ عَلَيْهِ وَ عِنْدَهُ قَوْمٌ فَسَلِّمْ عَلَيْهِمْ جَمِيعاً وَ خُصَّهُ بِالتَّحِيَّةِ دُونَهُمْ وَ اِجْلِسْ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لاَ تَجْلِسْ خَلْفَهُ وَ لاَ تَغْمِزْ بِعَيْنِكَ وَ لاَ تُشِرْ بِيَدِكَ وَ لاَ تُكْثِرْ مِنَ اَلْقَوْلِ قَالَ فُلاَنٌ وَ قَالَ فُلاَنٌ خِلاَفاً لِقَوْلِهِ وَ لاَ تَضْجَرْ بِطُولِ صُحْبَتِهِ فَإِنَّمَا مَثَلُ اَلْعَالِمِ مَثَلُ اَلنَّخْلَةِ تَنْتَظِرُهَا حَتَّى يَسْقُطَ عَلَيْكَ مِنْهَا شَيْ ءٌ وَ اَلْعَالِمُ أَعْظَمُ أَجْراً مِنَ اَلصَّائِمِ اَلْقَائِمِ…

امیر المومنین علیه السلام میفرماید: از جمله حقوق عالمست که از او زیاد نپرسی و جامه اش نگیری و چون بر او وارد شدی و گروهی نزد او بودند بهمه سلام کن و او را نزد آنها بتحیت مخصوص گردان، مقابلش بنشین و پشت سرش منشین، چشمک مزن، با دست اشاره مکن، پرگویی مکن که فلانی و فلانی بر خلاف نظر او چنین گفته اند و از زیادی مجالستش دلتنگ مشو زیرا مثل عالم مثل درخت خرماست باید در انتظار باشی تا چیزی از آن بر تو فروریزد و پاداش عالم از روزه دار شب زنده داری که در راه خدا جهاد کند بیشتر است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 37

أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا بِمَا عَلِمْتُمْ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ إِنَّ اَلْعَالِمَ اَلْعَامِلَ بِغَيْرِهِ كَالْجَاهِلِ اَلْحَائِرِ اَلَّذِي لاَ يَسْتَفِيقُ عَنْ جَهْلِهِ بَلْ قَدْ رَأَيْتُ أَنَّ اَلْحُجَّةَ عَلَيْهِ أَعْظَمُ وَ اَلْحَسْرَةَ أَدْوَمُ عَلَى هَذَا اَلْعَالِمِ اَلْمُنْسَلِخِ مِنْ عِلْمِهِ مِنْهَا عَلَى هَذَا اَلْجَاهِلِ اَلْمُتَحَيِّرِ فِي جَهْلِهِ وَ كِلاَهُمَا حَائِرٌ بَائِرٌ لاَ تَرْتَابُوا فَتَشُكُّوا وَ لاَ تَشُكُّوا فَتَكْفُرُوا وَ لاَ تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِكُمْ فَتُدْهِنُوا وَ لاَ تُدْهِنُوا فِي اَلْحَقِّ فَتَخْسَرُوا وَ إِنَّ مِنَ اَلْحَقِّ أَنْ…

امیر المومنین علیه السلام در سخنرانی منبر خویش فرمود: ای مردم چون دانا شدید بآن عمل کنید شاید هدایت شوید. عالمی که بر خلاف علمش عمل کند چون جاهل سرگردانی است که از نادانی بهوش نیاید بلکه حجت بر او تمامتر و حسرت این عالمی که از علم خویش جدا شده بیشتر است از حسرت جاهل سرگردان در جهالت و هر دو سرگردان و خوابند. تردید و دو دلی بخود راه ندهید تا بشک افتید و شک نکنید تا کافر شوید و بخود اجازه ندهید(از خود سلب مسیولیت نکنید)تا سست شوید و در راه حق سست نشوید تا زیان یابید. از جمله حق اینست که دین را بفهمید و از فهمیدن است که فریب نخورید. همانا خیر خواه- ترین شما نسبت بخود مطیعترین شماست خدا را و خاین ترین شما با خود نافرمانترین شماست خدا را، کسی که اطاعت خدا کند ایمن گردد و مژده یابد و آنکه نافرمانی…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 45

إِنَّ مِنْ أَبْغَضِ اَلْخَلْقِ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَرَجُلَيْنِ رَجُلٌ وَكَلَهُ اَللَّهُ إِلَى نَفْسِهِ فَهُوَ جَائِرٌ عَنْ قَصْدِ اَلسَّبِيلِ مَشْعُوفٌ بِكَلاَمِ بِدْعَةٍ قَدْ لَهِجَ بِالصَّوْمِ وَ اَلصَّلاَةِ فَهُوَ فِتْنَةٌ لِمَنِ اِفْتَتَنَ بِهِ ضَالٌّ عَنْ هَدْيِ مَنْ كَانَ قَبْلَهُ مُضِلٌّ لِمَنِ اِقْتَدَى بِهِ فِي حَيَاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ حَمَّالٌ خَطَايَا غَيْرِهِ رَهْنٌ بِخَطِيئَتِهِ وَ رَجُلٌ قَمَشَ جَهْلاً فِي جُهَّالِ اَلنَّاسِ عَانٍ بِأَغْبَاشِ اَلْفِتْنَةِ قَدْ سَمَّاهُ أَشْبَاهُ اَلنَّاسِ عَالِماً وَ لَمْ يَغْنَ فِيهِ يَوْماً سَالِماً بَكَّرَ فَاسْتَكْثَرَ مَا…

امیر المومنین علیه السلام فرمود: مبغوض ترین مردم نزد خدا دو نفرند: 1-مردیکه خدا او 110 - 2 را بخودش واگذاشته از راه راست منحرف گشته -دلباخته سخن بدعت شده، از نماز و روزه هم دم میزند، مردمی بوسیله او بفتنه افتاده اند، راه هدایت پیشینیانش را گم کرده و در زندگی و پس از مرگش گمراه کننده پیروانش گشته، باربر خطاهای دیگری شده و در گرو خطای خویش است. 2-مردیکه نادانی را در میان مردم نادان قماش خود قرار داده، اسیر تاریکیهای فتنه گشته، انسان نماها او را عالم گویند در صورتی که یک روز تمام را صرف علم نکرده، صبح زود برخاسته و آنچه را که کمش از زیادش بهتر است(مال دنیا یا علوم بیفایده)فراوان خواسته چون از آب گندیده سیر شد و مطالب بیفایده را انباشته کرد، بین مردم بر کرسی قضاوت نشست و متعهد شد که آنچه بر…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 54

سَأَلَ اَلْجَاثَلِيقُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَحْمِلُ اَلْعَرْشَ أَمِ اَلْعَرْشُ يَحْمِلُهُ فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَامِلُ اَلْعَرْشِ وَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ مَا فِيهِمَا وَ مَا بَيْنَهُمَا وَ ذَلِكَ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اَللّهَ يُمْسِكُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ فَكَيْفَ قَالَ ذَلِكَ…

جاثلیق از امیر المومنین علیه السلام پرسید و گفت: بمن بگو آیا خدای عز و جل عرش را حمل میکند یا عرش او را حمل مینماید؟ حضرت فرمود: خدای عز و جل حامل عرش و آسمانها و زمین و آنچه در آنها و میان آنهاست میباشد و این گفتار خود خدای عز و جل است(41 سوره 35)«خدا آسمانها و زمین را نگه میدارد که نیفتد جز او هیچ کس نگهشان نمیدارد و او بردبار و آمرزنده است. جاثلیق گفت: پس چگونه خدا فرماید(17 سوره 69)در آن روز هشت نفر عرش پروردگار ترا در بالایشان حمل کنند و شما گفتی خدا عرش و آسمانها و زمین را حمل کند. حضرت فرمود: همانا خدای تعالی عرش را از چهار نور آفرید: نور سرخی که هر سرخی از آن سرخی گرفت و نور سبزی که هر سبزی از آن سبزی یافت و نور زردی که هر زردی از آن زردی گرفت و نور سفیدی که از آن سفید شد و آن دانشی…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 129
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه