اُذْكُرْ مَعَ كُلِّ لَذَّةٍ زَوَالَهَا وَ مَعَ كُلِّ نِعْمَةٍ اِنْتِقَالَهَا أَثْقَالَهَا وَ مَعَ كُلِّ بَلِيَّةٍ كَشْفَهَا فَإِنَّ ذَلِكَ أَبْقَى لِلنِّعْمَةِ وَ أَنْفَى أَتْقَى لِلشَّهْوَةِ وَ أَذْهَبُ لِلْبَطَرِ وَ أَقْرَبُ إِلَى اَلْفَرَجِ وَ أَجْدَرُ بِكَشْفِ اَلْغُمَّةِ وَ دَرْكِ اَلْمَأْمُول
با هر لذّتی، به یاد زوال آن و با هر نعمتی، به یاد رفتن آن، و با هر بلایی، به یاد گشایش آن باش، پس این عمل، نعمت را پاینده تر و خواهش را نابود کننده تر و خوشی را برنده تر کند و به گشایش نزدیکتر باشد و به گشودن اندوه و دریافتن امید، سزاوارتر است.
كَمْ مِنْ ذِي طُمَأْنِينَةٍ إِلَى اَلدُّنْيَا قَدْ صَرَعَتْه
بسا به دنیا آرامش یافتگانی، که دنیا آنها را هلاک نموده است.
إِنَّمَا اَلدُّنْيَا شَرَكٌ وَقَعَ فِيهِ مَنْ لاَ يَعْرِفُه
دنیا دامی است، کسی که آن را نشناسد در آن فرو افتد.
حُفَّتِ اَلدُّنْيَا بِالشَّهَوَاتِ وَ تَحَبَّبَتْ بِالْعَاجِلَةِ وَ تَزَيَّنَتْ بِالْغُرُورِ وَ تَحَلَّتْ بِالْآمَال
دنیا به شهوات و خواهشها پیچیده شده و به لذّتهای آماده محبوب شده، و به فریب آرایش گردیده و به امیدها زینت یافته است.
سُكُونُ اَلنَّفْسِ إِلَى اَلدُّنْيَا مِنْ أَعْظَمِ اَلْغُرُور
آرامش یافتن آدمی به دنیا از فریبهای بزرگ است.
يَنْبَغِي لِمَنْ عَلِمَ شَرَفَ نَفْسِهِ أَنْ يُنَزِّهَهَا عَنْ دَنَاءَةِ اَلدُّنْيَا
بر کسی که شرافت نفس خویش را می شناسد سزاوار است که خویش را از پستیهای دنیا پاکیزه گرداند.
زِيَادَةُ اَلدُّنْيَا تُفْسِدُ اَلْآخِرَة
دنیای بسیار، آخرت را تباه کند.
عَجِبْتُ لِلشَّقِيِّ اَلْبَخِيلِ يَتَعَجَّلُ اَلْفَقْرَ اَلَّذِي مِنْهُ هَرَبَ وَ يَفُوتُهُ اَلْغِنَى اَلَّذِي إِيَّاهُ طَلَبَ فَيَعِيشُ فِي اَلدُّنْيَا عَيْشَ اَلْفُقَرَاءِ وَ يُحَاسَبُ فِي اَلْآخِرَةِ حِسَابَ اَلْأَغْنِيَاء
از خسیس بدبخت در شگفتم که چگونه بر ناداری که از آن می گریزد، شتاب می کند و توانگری را که می جوید، از کف می دهد.پس در دنیا همانند نیازمندان زندگی می کند و در آخرت همانند توانگران مورد حساب قرار می گیرد.
إِيَّاكَ وَ كَثْرَةَ اَلْوَلَهِ بِالنِّسَاءِ وَ اَلْإِغْرَاءَ بِلَذَّاتِ اَلدُّنْيَا فَإِنَّ اَلْوَلِهَ بِالنِّسَاءِ مُمْتَحَنٌ وَ اَلْغَرِيَّ بِاللَّذَّاتِ مُمْتَهَن
از شیفتگی زیاد به زنها و فریب خوردن به لذّتهای دنیا بپرهیز، همانا شیفتۀ زنان به رنج افتاده و فریب خوردۀ به لذّتها، خوار شده است.
صَدِّقْ بِمَا سَلَفَ مِنَ اَلْحَقِّ وَ اِعْتَبِرْ بِمَا مَضَى مِنَ اَلدُّنْيَا فَإِنَّ بَعْضَهَا يُشْبِهُ بَعْضا وَ آخِرَهَا لاَحِقٌ بِأَوَّلِهَا
به گواهی گیر آنچه را از حق اتّفاق افتاده و عبرت گیر به آنچه از دنیا گذشته است.همانا برخی از آنها نظیر بعضی دیگراند و نهایت آن به ابتدایش می رسد.
لَمَّا ضُرِبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع حَفَّ بِهِ اَلْعُوَّادُ وَ قِيلَ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَوْصِ فَقَالَ اِثْنُوا لِي وِسَادَةً ثُمَّ قَالَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ حَقَّ قَدْرِهِ مُتَّبِعِينَ أَمْرَهُ وَ أَحْمَدُهُ كَمَا أَحَبَّ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْوَاحِدُ اَلْأَحَدُ اَلصَّمَدُ كَمَا اِنْتَسَبَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ كُلُّ اِمْرِئٍ لاَقٍ فِي فِرَارِهِ مَا مِنْهُ يَفِرُّ وَ اَلْأَجَلُ مَسَاقُ اَلنَّفْسِ إِلَيْهِ وَ اَلْهَرَبَ مِنْهُ مُوَافَاتُهُ كَمْ أَطْرَدْتُ اَلْأَيَّامَ أَبْحَثُهَا عَنْ مَكْنُونِ هَذَا اَلْأَمْرِ فَأَبَى اَللَّهُ عَزَّ ذِكْرُهُ إِلاَّ إِخْفَاءَهُ…
یکی از اصحاب گوید: چون امیر المومنین علیه السلام ضربت خورد، عیادت کنندگان گردش را گرفتند، بحضرت عرض شد: ای امیر مومنان وصیت نما، فرمود: برای من متکایی گذارید(تا بتوانم بنشینم و با شما سخن گویم)سپس فرمود: سپاس خدا را باندازه شایستگیش، همه از فرمانش پیروی کننده ایم ، چنان که دوست دارد، او را میستایم، و شایسته پرستشی جز خدای یگانه یکتای بی نیاز نیست، چنان که خود را(در سوره توحید)نسبت داده است. ای مردم هر شخصی از آنچه می گریزد، در حالت گریزش بآن میخورد، (انسان میخواهد از مرگ بگریزد، ولی گریز از مرگ همان استقبال از مرگست زیرا در حال گریز هم از عمرش کم می شود و از نیرویش کاسته میگردد و معالجات پزشکان حاذق برعکس نتیجه میدهد. از قضا سرکنگبین صفر افزود روغن بادام خشکی مینمود) مدت زندگی میدان راندن…
اَللَّهُمَّ وَ إِنِّي لَأَعْلَمُ أَنَّ اَلْعِلْمَ لاَ يَأْرِزُ كُلُّهُ وَ لاَ يَنْقَطِعُ مَوَادُّهُ وَ أَنَّكَ لاَ تُخْلِي أَرْضَكَ مِنْ حُجَّةٍ لَكَ عَلَى خَلْقِكَ ظَاهِرٍ لَيْسَ بِالْمُطَاعِ أَوْ خَائِفٍ مَغْمُورٍ كَيْلاَ تَبْطُلَ حُجَجُكَ وَ لاَ يَضِلَّ أَوْلِيَاؤُكَ بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَهُمْ بَلْ أَيْنَ هُمْ وَ كَمْ أُولَئِكَ اَلْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ اَلْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اَللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ قَدْراً اَلْمُتَّبِعُونَ لِقَادَةِ اَلدِّينِ اَلْأَئِمَّةِ اَلْهَادِينَ اَلَّذِينَ يَتَأَدَّبُونَ بِآدَابِهِمْ وَ يَنْهَجُونَ نَهْجَهُمْ فَعِنْدَ ذَلِكَ يَهْجُمُ بِهِمُ اَلْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ…
ابی اسحاق گوید: جمعی از موثقین اصحاب امیر المومنین علیه السلام نقل کردند که شنیدیم امیر المومنین علیه السلام در یکی از خطبه هایش چنین میفرمود: بار خدایا من میدانم که بساط علم و دانش برچیده نمیشود و مابه هایش از میان نمیرود(یعنی هیچ گاه روی زمین را کفر و ضلالت محض فرا نمیگیرد و همیشه کم و بیش آثاری از توحید و هدایت یافت می شود)و میدانم که تو روی زمینت را از حجتی بر خلق خالی نسازی که او یا آشکار باشد و فرمانش نبرند(مانند امیر المومنین و امام حسن علیه السلام در دوران خلافت خود)و یا ترسان و پنهان(مانند امام زمان علیه السلام)تا حجت تو باطل نگردد(و مردم بر تو حجت نداشته باشند)و دوستانت بعد از آنکه هدایتشان فرمودی گمراه نشوند، ولی آنها کجایند و چقدر؟ ایشان از لحاظ شماره بسیار اندک و از لحاظ ارزش…