بَعَثَ طَلْحَةُ وَ اَلزُّبَيْرُ رَجُلاً مِنْ عَبْدِ اَلْقَيْسِ يُقَالُ لَهُ خِدَاشٌ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ص وَ قَالاَ لَهُ إِنَّا نَبْعَثُكَ إِلَى رَجُلٍ طَالَ مَا كُنَّا نَعْرِفُهُ وَ أَهْلَ بَيْتِهِ بِالسِّحْرِ وَ اَلْكِهَانَةِ وَ أَنْتَ أَوْثَقُ مَنْ بِحَضْرَتِنَا مِنْ أَنْفُسِنَا مِنْ أَنْ تَمْتَنِعَ مِنْ ذَلِكَ وَ أَنْ تُحَاجَّهُ لَنَا حَتَّى تَقِفَهُ عَلَى أَمْرٍ مَعْلُومٍ وَ اِعْلَمْ أَنَّهُ أَعْظَمُ اَلنَّاسِ دَعْوَى فَلاَ يَكْسِرَنَّكَ ذَلِكَ عَنْهُ وَ مِنَ اَلْأَبْوَابِ اَلَّتِي يَخْدَعُ اَلنَّاسَ بِهَا اَلطَّعَامُ وَ اَلشَّرَابُ وَ اَلْعَسَلُ وَ اَلدُّهْنُ وَ أَنْ يُخَالِيَ…
امام صادق علیه السلام فرمود: طلحه و زبیر مردی از طایفه عبد القیس را که خداش(بر وزن کتاب)نام داشت خدمت امیر المومنین صلوات الله علیه فرستادند و باو گفتند: ما ترا بسوی مردی میفرستیم که خود او و خاندانش را از دیر زمان بجادوگری و غیب گویی میشناسیم و در میان اطرافیان ما، تو از خود ما هم بیشتر مورد اعتمادی که آن را از او نپذیری و با او مخاصمه کنی تا حقیقت امر بر تو معلوم گردد تا حق را باو بفهمانی و بدان که ادعای او از همه مردم بیشتر است، مبادا ادعای او بتو شکستی وارد کند. و از جمله راههایی که مردم را با آن گول میزند، آوردن خوردنی و نوشیدنی و عسل و روغن و خلوت کردن با مردمست، پس طعامش را نخور و شرابش را میاشام و بعسل و روغنش دست نزن و با او در خلوت منشین، از همه اینها برحذر باش و بیاری خدا حرکت کن…
رَأَيْتُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فِي شُرْطَةِ اَلْخَمِيسِ وَ مَعَهُ دِرَّةٌ لَهَا سَبَابَتَانِ يَضْرِبُ بِهَا بَيَّاعِي اَلْجِرِّيِّ وَ اَلْمَارْمَاهِي وَ اَلزِّمَّارِ وَ يَقُولُ لَهُمْ يَا بَيَّاعِي مُسُوخِ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ جُنْدِ بَنِي مَرْوَانَ فَقَامَ إِلَيْهِ فُرَاتُ بْنُ أَحْنَفَ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ مَا جُنْدُ بَنِي مَرْوَانَ قَالَ فَقَالَ لَهُ أَقْوَامٌ حَلَقُوا اَللِّحَى وَ فَتَلُوا اَلشَّوَارِبَ فَمُسِخُوا فَلَمْ أَرَ نَاطِقاً أَحْسَنَ نُطْقاً مِنْهُ ثُمَّ اِتَّبَعْتُهُ فَلَمْ أَزَلْ أَقْفُو أَثَرَهُ حَتَّى قَعَدَ فِي رَحَبَةِ اَلْمَسْجِدِ فَقُلْتُ لَهُ يَا…
حبابه والبیه(نام زنی است از والبه یمن)گوید: امیر المومنین علیه السلام را در محل پیش قراولان لشکر دیدم که با تازیانه دوسری که همراه داشت فروشندگان ماهی جری(بی فلس)و مار ماهی و ماهی زمار را(که فروش آنها حرامست)میزد و میفرمود: ای فروشندگان مسخ شده های بنی اسراییل و لشکر بنی مروان فرات بن احنف نزد حضرت ایستاد و گفت: یا امیر المومنین لشکر بنی مروان کیانند فرمود: مردمی که ریشها را میتراشیدند و سبیلها را تاب میدادند سپس مسخ شدند. (فرات گوید)من گوینده ای را خوش بیان تر از او ندیده بودم. از دنبالش میرفتم تا در جلو خان مسجد نشست، باو عرضکردم: دلیل بر امامت چیست خدایت رحمت کند؟ فرمود: آن سنگریزه را بیاور-و با دست اشاره بسنگریزه یی کرد-آن را نزدش آوردم، پس با خاتمش آن را مهر کرد و سپس بمن فرمود: ای…
کلُّ شَیئٍ مِنَ الدُّنْیا سَماعُهُ اَعْظَمُ مَنْ عِیانهِ وَ کلُّ شَیئٍ مِنَ الاخِرَةِ عِیانُهُ اَعْظَمُ مِنْ سمَاعِهِ فَلْیکفِکمْ مِنَ الْعِیانِ السَّماعُ وَ مِنَ الْغَیبِ الخَبَرُ وَ اعْلَموُا اَنَّ ما نَقَصَ مِنَ الدُنْیا وَ زادَ فِی الاخِرَةِ خَیرٌ مِمّا نَقَصَ مِنَ الاخِرَةِ وَ زادَ فِی الدُّنیا، فَکمْ مِنْ مَنْقُوصٍ رابِحٍ و مَزیدٍ خاسِرٍ
شنیدن هر چیزی از امور دنیایی بزرگ تر از دیدن آن است و هر چیزی از امور اخروی، دیدنش بسیار بزرگ تر از شیندنش می باشد. پس شنیدن شما را کفایت از دیدن کند و اینکه خبر غیب را می شنوید برای شما کافی باشد. بدانید آنچه از دنیای شما کاسته شده و به آخرت شما اضافه گردد، بسیار بهتر از آن است که از آخرت شما کاسته شده و به دنیای شما اضافه گردد. پس چه بسا کسی که چیزهایی را (از دنیا) از دست داده است ولی سود فراوان (درآخرت) برده است و چه بسا کسی که چیزهای زیادی (در دنیا) به او رسیده است، ولی ضرر و زیان فراوان (درآخرت) کرده است.
- نهج البلاغه، خطبه 113
كُونُوا مِمَّنْ عَرَفَ فَنَاءَ اَلدُّنْيَا فَزَهِدَ فِيهَا وَ عَلِمَ بَقَاءَ اَلْآخِرَةِ فَعَمِلَ لَهَا
جزء کسانی باشید که نابودی دنیا را شناخته، و به آن بی اعتنا شده اند.و پایداری آخرت را دانسته، و از برای آن تلاش کرده اند.
لِطَالِبِ اَلْعِلْمِ عِزُّ اَلدُّنْيَا وَ فَوْزُ اَلْآخِرَة
جویندۀ دانش را عزّت دنیا و رستگاری آخرت است.
قَدْ حَقَّرَ اَلدُّنْيَا وَ أَهْوَنَ بِهَا وَ هَوَّنَهَا وَ عَلِمَ أَنَّ اَللَّهَ زَوَاهَا عَنْهُ اِخْتِيَارا وَ بَسَطَهَا لِغَيْرِهِ اِخْتِيَارا
درباره پیامبر ص فرمود: البته دنیا را کوچک شمرد و آن را خرد و سبک گردانید و دانست که خداوند دنیا را از روی اختیار از او گردانیده و برای غیر او با اختیار، پهن کرده است.
اَلدِّينُ اَلدُّنْيَا ذُخْرٌ وَ اَلْعِلْمُ دَلِيل
دین، ذخیره است و دانش، راهنما.
كَسْبُ اَلْعِلْمِ اَلزُّهْدُ فِي اَلدُّنْيَا
کسب دانش با بی رغبتی در دنیاست.
إنّ الدّنيا منتهى بصر الأعمى لا يبصر ممّا ورائها شيئا و البصير ينقذها بصره و يعلم أنّ الدّار ورائها فالبصير منها شاخص و الأعمى إليها شاخص و البصير منها متزوّد و الأعمى لها متزوّد
بدرستی که دنیا، نهایی ترین بینش کوردلان است، که آنچه در ورای آن است نمی بیند.ولی بینادل، نگاهش از دنیا می گذرد و می داند سرای جاوید در پی دنیاست، بنابر این بینا از دنیا می گذرد و نابینا به سوی دنیا می رود، بینا از دنیا توشه بر می گیرد ولی نابینا برای دنیا ذخیره می کند .