لَقَدْ كَاشَفَتْكُمُ اَلدُّنْيَا اَلْغِطَاءَ وَ آذَنَتْكُمْ أَذِنَتْكُمْ عَلَى سَوَاء
هر آینه دنیا پردۀ بی خبری شما را بالا زده است و به تمامی شما یکسان اعلام نموده است.
کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.
لَقَدْ كَاشَفَتْكُمُ اَلدُّنْيَا اَلْغِطَاءَ وَ آذَنَتْكُمْ أَذِنَتْكُمْ عَلَى سَوَاء
هر آینه دنیا پردۀ بی خبری شما را بالا زده است و به تمامی شما یکسان اعلام نموده است.
مَنْ عَطَفَ عَلَيْهِ اَللَّيْلُ وَ اَلنَّهَارُ أَدَّبَاهُ وَ أَبْلَيَاهُ وَ إِلَى اَلْمَنَايَا أَدْنَيَاه
کسی که بر او روز و شب بگذرد او را ادب نماید و پیر گرداند و او را به مرگ نزدیک گرداند.
مَا لَكُمْ مَا بَالُكُمْ تُؤَمِّلُونَ مَا لاَ تُدْرِكُونَهُ وَ تَجْمَعُونَ مَا لاَ تَأْكُلُونَهُ وَ تَبْنُونَ مَا لاَ تَسْكُنُونَه
چرا شما آرزو می کنید چیزی را که در نمی یابید و جمع می کنید چیزی را که نمی خورید و بنا می کنید آنچه را در آن ساکن نمی شوید؟
اَلْأَيَّامُ تُوضِحُ اَلسَّرَائِرَ اَلْكَامِنَة
روزگار، نهانهای پوشیده را آشکار می کند.
اَلدُّنْيَا مَصَائِبُ مُفْجِعَةٌ وَ مَنَايَا مُوجِعَةٌ وَ عِبَرٌ عِبْرَةٌ مُقَطِّعَةٌ مفصعة
دنیا مصیبتهای دردآور و مرگهای رنج آور و عبرتهای برنده است.
أَ وَ لَسْتُمْ تَرَوْنَ أَهْلَ اَلدُّنْيَا يُمْسُونَ وَ يُصْبِحُونَ عَلَى أَحْوَالٍ شَتَّى فَمَيِّتٌ يُبْكَى وَ حَيٌّ يُعَزَّى وَ صَرِيعٌ مُبْتَل ى وَ عَائِدٌ يَعُودُ وَ آخَرُ بِنَفْسِهِ يَجُود
آیا شما نیستید که مردم را می بینید در حالی که صبح و شب می کنند بر احوال پریشان و پراکنده؟ یکی مرده است که بر او می گریند و یکی زنده است و عزا گرفته است، و یکی افتاده و مبتلا است و یکی عیادت کننده ای که از عیادت باز می گردد و دیگری در حال جان کندن است و یکی در طلب دنیاست و مرگ به دنبال اوست و یکی بی خبری است که از او غافل نیستند و آنان که مانده اند در پی گذشتگان می روند. أبلغ ناصح لک الدّنیا لو انتصحت بما تریک من تغایر الحالات و تؤذنک به من ا
أَبْلَغُ نَاصِحٍ لَكَ اَلدُّنْيَا لَوِ اِنْتَصَحْتَ بِمَا تُرِيكَ مِنْ تَغَايُرِ اَلْحَالاَتِ وَ تُؤْذِنُكَ بِهِ مِنَ اَلْبَيْنِ وَ اَلشَّتَات
دنیا، رساترین پند دهندۀ توست اگر پند گیری به آنچه از دگرگونیها به تو می نمایاند و به دوری و پراکندگی که به تو گوشزد می کند.
إِنَّ اَلدُّنْيَا مَنْزِلُ قُلْعَةٍ وَ لَيْسَتْ بِدَارِ نُجْعَةٍ خَيْرُهَا زَهِيدٌ وَ شَرُّهَا عَتِيدٌ وَ مِلْكُهَا يُسْلَبُ وَ عَامِرُهَا يَخْرَب
دنیا منزل عاریه است و جایگاه وطن نیست، خانه ای نیست که انسان به دنبال چراگاه باشد، خیر آن اندک و شرّ آن آماده است، ملک آن ربوده شدنی و آبادانی آن ویران شدنی است.
إِنَّ اَلدُّنْيَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَّقَهَا وَ دَارُ عَافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا وَ دَارُ غِن ى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا وَ دَارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اِتَّعَظَ بِهَا قَدْ آذَنَتْ بِبَيْنِهَا وَ نَادَتْ بِفِرَاقِهَا وَ نَعَتْ نَفْسَهَا وَ أَهْلَهَا فَمَثَّلَتْ لَهُمْ بِبَلاَئِهَا اَلْبَلاَءَ وَ شَوَّقَتْهُمْ بِسُرُورِهَا إِلَى اَلسُّرُورِ رَاحَتْ بِعَافِيَةٍ وَ تَبَكَّرَتْ اِبْتَكَرَتْ بِفَجِيعَةٍ تَرْغِيبا وَ تَرْهِيبا وَ تَخْوِيفا وَ تَحْذِيرا فَذَمَّهَا رِجَالٌ غَدَاةَ اَلنَّدَامَةِ وَ حَمِدَهَا آخَرُونَ ذَكَّرَتْهُمْ فَذَكَرُوا وَ حَدَّثَتْهُمْ فَصَدَقُوا وَ وَعَظَتْهُمْ فَاتَّعَظُوا…
بدرستی که دنیا خانه راستی است برای کسی که او را تصدیق کند و خانۀ عافیت است برای کسی که زبان او را بفهمد و خانۀ توانگری است برای کسی که از آن توشه برگیرد و خانۀ پند است برای کسی که به آن پند گیرد.جدایی خود را اعلام و دور شدن خود را فریاد نموده است و از مرگ خود و اهل خود خبر داده و با بلای خود بلا را برای ایشان تصویر نموده و با شادمانی خود ایشان را به شادمانی متمایل گردانیده است.به سلامتی شام کرده و با مصیبت صبح نموده است برای شیفته نمودن و وحشتناک کردن و ترسانیدن و پرهیز نمودن.پس آن را مردانی نکوهش نموده اند در صبحدم پشیمانی، و ستایش نموده اند دیگران؛ ایشان را یادآوری نموده پس توجّه کرده اند و با ایشان سخن گفته، و او را تصدیق نموده اند و ایشان پند او را پذیرفته اند از دگرگونیها و عبرتها.
إِنَّ لِلدُّنْيَا رِجَالا لَدَيْهِمْ كُنُوزٌ مَذْخُورَةٌ مَذْمُومَةٌ عِنْدَكُمْ مَدْحُورَةٌ يُكْشَفُ بِهِمُ اَلدِّينُ كَكَشْفِ أَحَدِكُمْ رَأْسَ قِدْرِهِ يَلُوذُونَ كَالْجَرَادِ فَيُهْلِكُونَ جَبَابِرَةَ اَلْبِلاَد
برای دنیا مردانی است که نزد آنها گنجها ذخیره شده است، که آنها پیش شما نکوهیده و رانده شده اند، بر ایشان دین گشوده می شود مانند گشودن یکی از شما سر دیگ خود را، مانند ملخ فرو می گیرند و سرکشان شهرها را هلاک می گردانند.
إنّ الدّنيا منتهى بصر الأعمى لا يبصر ممّا ورائها شيئا و البصير ينقذها بصره و يعلم أنّ الدّار ورائها فالبصير منها شاخص و الأعمى إليها شاخص و البصير منها متزوّد و الأعمى لها متزوّد
بدرستی که دنیا، نهایی ترین بینش کوردلان است، که آنچه در ورای آن است نمی بیند.ولی بینادل، نگاهش از دنیا می گذرد و می داند سرای جاوید در پی دنیاست، بنابر این بینا از دنیا می گذرد و نابینا به سوی دنیا می رود، بینا از دنیا توشه بر می گیرد ولی نابینا برای دنیا ذخیره می کند .
إِنَّ اَلدَّهْرَ مُوتِرٌ قَوْسَهُ لاَ تُخْطِي سِهَامُهُ وَ لاَ تُؤْسِي جِرَاحُهُ يَرْمِي اَلصَّحِيحَ بِالسُّقْمِ وَ اَلنَّاجِيَ بِالْعَطَب
بدرستی که روزگار، چلّه کنندۀ کمان خود است، تیرهای او خطا نمی رود و زخمهای او درمان نمی گردد، تندرست را به بیماری می اندازد و رستگار را به هلاکت.