اَلْحِقْدُ مَثَارُ اَلْغَضَب
کینه، برانگیزندۀ خشم است.
امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)
اَلْحِقْدُ مَثَارُ اَلْغَضَب
کینه، برانگیزندۀ خشم است.
اَلْمُتَّقِي مَيِّتَةٌ شَهْوَتُهُ مَكْظُومٌ غَيْظُهُ فِي اَلرَّخَاءِ شَكُورٌ وَ فِي اَلْمَكَارِهِ صَبُور
پرهیزگار شهوتش مرده، خشمش فرو برده شده، در فراخی سپاسگزار و در سختی شکیباست.
لَقَدْ عُلِّقَ بِنِيَاطِ هَذَا اَلْإِنْسَانِ بَضْعَةٌ هِيَ أَعْجَبُ مَا فِيهِ وَ ذَلِكَ اَلْقَلْبُ لَهُ مَوَادٌّ مِنَ اَلْحِكْمَةِ وَ أَضْدَادٌ مِنْ خِلاَفِهَا فَإِنْ سَنَحَ لَهُ اَلرَّجَاءُ أَزَلَّهُ اَلطَّمَعُ وَ إِنْ هَاجَ بِهِ اَلطَّمَعُ أَهْلَكَهُ اَلْحِرْصُ وَ إِنْ مَلَكَهُ اَلْيَأْسُ قَتَلَهُ اَلْأَسَفُ وَ إِنْ عَرَضَ لَهُ اَلْغَضَبُ اِشْتَدَّ بِهِ اَلْغَيْظُ وَ إِنْ أَسْعَدَهُ اَلرِّضَا نَسِيَ اَلتَّحَفُّظَ وَ إِنْ عَالَهُ اَلْخَوْفُ شَغَلَهُ اَلْحَذَرُ وَ إِنِ اِتَّسَعَ لَهُ اَلْأَمْنُ اِسْتَلَبَتْهُ اَلْغِرَّةُ وَ إِنْ أَصَابَتْهُ مُصِيبَةٌ فَضَحَهُ اَلْجَزَعُ وَ إِنْ أَفَادَ مَالا…
به سرخرگ این انسان پاره ای آویخته شده که از آنچه در اوست عجیبتر است و آن، دل است.برای دل ماده هایی از حکمت و اضدادی مخالف آن است.اگر در آن امید برانگیخته شود، طمع آن را خوار گرداند و اگر طمع آن را برانگیزاند، حرص آن را هلاک نماید.اگر ناامیدی صاحب آن شود، اندوه آن را بکشد، اگر خشم عارض آن شود، خشمگینی شدید به آن سخت گردد، و اگر خرسندی آن را یاری کند، نگهداری آن را فراموش کند و اگر ترس آن را غافلگیر نماید، پرهیز آن را مشغول گرداند، اگر آسایش و فراخی یابد، غفلت آن را برباید، اگر به آن مصیبتی برسد، بیقراری آن را رسوا کند، و اگر بهره از ثروتی برد، توانگری آن را به سرکشی وادارد، و اگر درویشی آن را سخت گیرد، رنج و گرفتاری آن را مشغول سازد، اگر گرسنگی آن را به تعب اندازد، ناتوانی آن را بنشاند، و اگر…
شُكْرُكَ لِلسَّاخِطِ عَلَيْكَ يُوجِبُ لَكَ مِنْهُ صَلاَحا وَ تَعَطُّفا
شکر تو از کسی که بر تو خشم گرفته، صلاح و مهربانی او را نسبت به تو واجب می سازد.
سِتَّةٌ تُخْتَبَرُ بِهَا عُقُولُ اَلنَّاسِ اَلْحِلْمُ عِنْدَ اَلْغَضَبِ وَ اَلصَبْرُ عِنْدَ اَلرَّهَبِ وَ اَلْقَصْدُ عِنْدَ اَلرَّغَبِ وَ تَقْوَى اَللَّهِ فِي عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ حُسْنُ اَلْمُدَارَاةِ وَ قِلَّةُ اَلْمُمَارَاة
با شش چیز خرد مردم آزموده می شود: بردباری در هنگام خشم، تحمّل هنگام ترس، میانه روی هنگام میل شدید، پرهیز از خداوند در هر حال، سازش و مدارای نیکو، و کمی جدال و ستیزه.
مَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ وَ حِلْمُهُ غَضَبَهُ كَانَ جَدِيرا بِحُسْنِ اَلسِّيرَة
کسی که خرد او بر شهوت و بردباری او بر خشم وی غالب شود، سزاوار سیرتی نیکوست.
النّاس منقوصون مدخولون إلاّ من عصم اللّه سبحانه سائلهم متعنّت و مجيبهم متكلّف يكاد أفضلهم رأيا أن يردّه عن فضل رأيه الرّضى و السّخط و يكاد أصلبهم عودا تنكله اللّحظة و تستحيله تستميله الكلمة الواحدة
مردم کم خرد شده و در خرد آنها، علّتی به هم رسیده است، مگر کسی را که خداوند سبحان نگاه داشته است. پرسندۀ ایشان، برای لغزاندن طرف مقابل است و پاسخ دهندۀ ایشان، متکلف. صاحب نظران ایشان از برتری اندیشۀ خویش، به جهت خشنودی و یا خشم طرف دیگر، به سرعت برگردند.و زود است کسی که در کارهای سخت بیشتر ایستادگی کند، یک نگاه زخم او را ناسور کند و یک کلمه او را برگرداند.
دَاوُوا اَلْغَضَبَ بِالصَّمْتِ وَ اَلشَّهْوَةَ بِالْعَقْل
خشم را با سکوت درمان کنید و شهوت را با خرد.
خَيْرُ اَلْإِخْوَانِ مَنْ لَمْ يَكُنْ عَلَى إِخْوَانِهِ مُسْتَقْصِيا
بهترین برادران تو کسی است که در حقّ، تو را زیاد به خشم آورد.
يَكْتَسِبُ اَلْكَاذِبُ بِكَذِبِهِ ثَلاَثا سَخَطَ اَللَّهِ عَلَيْهِ وَ اِسْتِهَانَةَ اَلنَّاسِ بِهِ وَ مَقْتَ اَلْمَلاَئِكَةِ لَه
دروغگو با دروغ خویش سه چیز را می یابد: خشم خداوند و خوار داشتن مردم و دشمنی فرشتگان.
مَنْ رَضِيَ بِقِسْمِهِ لَمْ يَسْخَطْهُ أَحَد
هر که به تقدیر و قسمت خود خشنود باشد، هیچ کس او را به خشم نیاورد.
إِيَّاكَ وَ مُسْتَهْجَنَ اَلْكَلاَمِ فَإِنَّهُ يُوغِرُ اَلْقَلْبَ اَلْقُلُوب
از سخن زشت بپرهیز، زیرا خشم و کینۀ دلها را برافروزد.