كَتَبْتُ إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع أَسْأَلُهُ عَنِ اَلرُّؤْيَةِ وَ مَا تَرْوِيهِ اَلْعَامَّةُ وَ اَلْخَاصَّةُ وَ سَأَلْتُهُ أَنْ يَشْرَحَ لِي ذَلِكَ فَكَتَبَ بِخَطِّهِ اِتَّفَقَ اَلْجَمِيعُ لاَ تَمَانُعَ بَيْنَهُمْ أَنَّ اَلْمَعْرِفَةَ مِنْ جِهَةِ اَلرُّؤْيَةِ ضَرُورَةٌ فَإِذَا جَازَ أَنْ يُرَى اَللَّهُ بِالْعَيْنِ وَقَعَتِ اَلْمَعْرِفَةُ ضَرُورَةً ثُمَّ لَمْ تَخْلُ تِلْكَ اَلْمَعْرِفَةُ مِنْ أَنْ تَكُونَ إِيمَاناً أَوْ لَيْسَتْ بِإِيمَانٍ فَإِنْ كَانَتْ تِلْكَ اَلْمَعْرِفَةُ مِنْ جِهَةِ اَلرُّؤْيَةِ إِيمَاناً فَالْمَعْرِفَةُ اَلَّتِي فِي دَارِ اَلدُّنْيَا مِنْ جِهَةِ اَلاِكْتِسَابِ…
محمد بن عبید گوید: بحضرت رضا علیه السلام نامه نوشتم و در باره دیدن خدا و آنچه عامه و خاصه روایت کرده اند سوال کردم و خواستم که این مطلب را برایم شرح دهد، حضرت بخط خود نوشت: همه اتفاق دارند و اختلافی میان آنها نیست که شناسایی از راه دیدن ضروری و قطعی است، پس اگر درست باشد که خدا بچشم دیده شود قطعا شناختن او حاصل شود، آنگاه این شناختن بیرون از این نیست که یا ایمانست و یا ایمان نیست، اگر این شناسایی از راه دیدن ایمان باشد پس شناسایی در دنیا که از راه کسب دلیل است ایمان نباشد زیرا این شناسایی ضد آنست و باید در دنیا مومنی وجود نداشته باشد زیرا ایشان خدای عز ذکره-را ندیده اند و اگر شناسایی از راه دیدن ایمان نباشد، شناسایی از راه کسب دلیل بیرون از آن نیست که یا در معاد نابود شود و نباید نابود شود و…
إِنَّ أَوْحَشَ مَا يَكُونُ هَذَا اَلْخَلْقُ فِي ثَلاَثَةِ مَوَاطِنَ يَوْمَ يُولَدُ وَ يَخْرُجُ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ فَيَرَى اَلدُّنْيَا وَ يَوْمَ يَمُوتُ فَيَرَى اَلْآخِرَةَ وَ أَهْلَهَا وَ يَوْمَ يُبْعَثُ فَيَرَى أَحْكَاماً لَمْ يَرَهَا فِي دَارِ اَلدُّنْيَا وَ قَدْ سَلَّمَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى يَحْيَى فِي هَذِهِ اَلثَّلاَثَةِ اَلْمَوَاطِنِ وَ آمَنَ رَوْعَتَهُ فَقَالَ وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا وَ قَدْ سَلَّمَ عِيسَى اِبْنُ مَرْيَمَ ع عَلَى نَفْسِهِ فِي هَذِهِ اَلثَّلاَثَةِ اَلْمَوَاطِنِ فَقَالَ وَ اَلسَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ…
یاسر خادم گوید: شنیدم از امام رضا(ع)که میفرمود: این مردم در سه جا از همه جا بیشتر وحشت زده اند روزی که متولد می شود و از شکم مادر بیرون می آید و چشم بر این دنیا میگشاید و و روزی که می میرد و آخرت و اهلش را میبیند و روزی که برانگیخته می شود و مقرراتی را میبیند که در دنیا ندیده بود و خدای عز و جل یحیی را در همین سه جا سلامتی عنایت کرده و وحشت اش را تامین کرده و فرموده است سلام بر او باد روزی که متولد گردید و روزی که میمیرد و روزی که زنده برانگیخته می شود و عیسی بن مریم برای خود در این سه جا سلامتی درخواست کرده و گفت: سلام بر من باد روزی که زاییده شوم و روزی که خواهم مرد و روزی که زنده برانگیخته خواهم گردید.
أَنَّ اَلْمَأْمُونَ بَعَثَ اَلْفَضْلَ بْنَ سَهْلٍ ذَا اَلرِّئَاسَتَيْنِ إِلَى اَلرِّضَا ع فَقَالَ لَهُ إِنِّي أُحِبُّ أَنْ تَجْمَعَ لِي مِنَ اَلْحَلاَلِ وَ اَلْحَرَامِ وَ اَلْفَرَائِضِ وَ اَلسُّنَنِ فَإِنَّكَ حُجَّةُ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ مَعْدِنُ اَلْعِلْمِ فَدَعَا اَلرِّضَا ع بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ وَ قَالَ ع لِلْفَضْلِ اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ حَسْبُنَا شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ أَحَداً صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً قَيُّوماً سَمِيعاً بَصِيراً قَوِيّاً قَائِماً بَاقِياً نُوراً عَالِماً لاَ يَجْهَلُ قَادِراً لاَ يَعْجِزُ غَنِيّاً…
از امام همام ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام در تفصیل این معانی(حکمت و پند و غیره)روایت شده است - «پاسخ امام رضا علیه السلام به مامون در کلیات شریعت آنگاه که مامون گردآوری آنها را از امام علیه السلام خواستار شد». -روایت شده است که مامون، فضل بن سهل، ذو الریاستین صاحب دو مقام صدارت و فرمانده سپاه را به جانب امام رضا علیه السلام فرستاد و به امام علیه السلام گفت: من دوست دارم که کلیاتی از حلال و حرام و واجبات و سنت ها را برایم گردآوری؛ چرا که تو حجت خدا بر آفریدگانش و منبع دانشی. امام رضا علیه السلام دوات و کاغذی خواست و به فضل فرمود: بنویس: / بسم الله الرحمن الرحیم / ، شهادت به اینکه خدایی جز خداوند نیست ما را بس باشد، یگانه و بی نیاز است، همسر و فرزندی نگرفته است، پاینده، بسیار شنوا…
لَمَّا حَضَرَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ع مَجْلِسَ اَلْمَأْمُونِ وَ قَدِ اِجْتَمَعَ فِيهِ جَمَاعَةُ عُلَمَاءِ أَهْلِ اَلْعِرَاقِ وَ خُرَاسَانَ فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ أَخْبِرُونِي عَنْ مَعْنَى هَذِهِ اَلْآيَةِ ثُمَّ أَوْرَثْنَا اَلْكِتابَ اَلَّذِينَ اِصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا اَلْآيَةَ فَقَالَتِ اَلْعُلَمَاءُ أَرَادَ اَللَّهُ اَلْأُمَّةَ كُلَّهَا فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ مَا تَقُولُ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ فَقَالَ اَلرِّضَا ع لاَ أَقُولُ كَمَا قَالُوا وَ لَكِنْ أَقُولُ أَرَادَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِذَلِكَ اَلْعِتْرَةَ اَلطَّاهِرَةَ ع فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ وَ كَيْفَ عَنَى اَلْعِتْرَةَ دُونَ…
و از گفتار امام رضا علیه السلام در برگزیدگی -چون امام علی بن موسی علیهما السلام در مجلس مامون که در آن گروهی از علمای عراق و خراسان گرد هم آمده بودند، حضور یافت، مامون گفت: معنی این آیه را به من بفرمایید: «سپس این کتاب را به آن بندگان خود که آنان را برگزیده بودیم، به میراث دادیم. . . تا پایان آیه». فاطر ، آیه 32 علما گفتند: منظور خداوند همه امت است. مامون گفت: ای ابا الحسن، تو چه می گویی؟ امام رضا علیه السلام فرمود: آن گونه که آنان گفتند نمی گویم ولی می گویم: منظور خداوند تبارک و تعالی از این برگزیدگان عترت پاک رسول خدا علیهم السلام است. مامون گفت: چگونه منظور خداوند عترت است، نه ما بقی امت؟ امام رضا علیه السلام فرمود: اگر خداوند همه امت را قصد کرده بود می بایست همه امت در بهشت باشند، بخاطر…
كُنَّا مَعَ اَلرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْجَامِعِ بِهَا فَأَدَارَ اَلنَّاسُ بَيْنَهُمْ أَمْرَ اَلْإِمَامَةِ فَذَكَرُوا كَثْرَةَ اَلاِخْتِلاَفِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ اَلرِّضَا ع فَأَعْلَمْتُهُ بِمَا خَاضَ اَلنَّاسُ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ ع يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ جَهِلَ اَلْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ أَدْيَانِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ اَلدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ بَيَّنَ فِيهِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ اَلْحُدُودَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ…
وصف نمودن امام رضا علیه السلام از امامت و امام و جایگاه آن -عبد العزیز بن مسلم گفت: همراه امام رضا علیه السلام در مرو بودیم و در مسجد جامع آن شهر جمع شدیم و مردم در موضوع امامت بحث و گفتگو می کردند و اختلاف عقیده بسیاری را ذکر کردند، پس من به خدمت سرور و مولایم امام رضا علیه السلام رسیدم و او را از سخنان مردم آگاه نمودم. امام رضا علیه السلام لبخندی زد، آنگاه فرمود: ای عبد العزیز، این طایفه ندانستند و در دین خویش فریفته شدند. به درستی که خداوند جلیل و عزیز، جان پیامبرش صلی الله علیه و آله را نستاند تا آن هنگام که دین را بر او کامل ساخت و قرآن را بر او فرو فرستاد که آشکارکننده هر چیزی بود -و حلال و حرام و احکام و همه نیازهای مردم را در آن، بطور کامل بیان نموده بود و فرمود: «ما هیچ چیز را در…
دَخَلْنَا عَلَى اَلرِّضَا ع فَقُلْنَا إِنَّا كُنَّا فِي سَعَةٍ مِنَ اَلرِّزْقِ وَ غَضَارَةٍ مِنَ اَلْعَيْشِ فَتَغَيَّرَتِ اَلْحَالُ بَعْضَ اَلتَّغَيُّرِ فَادْعُ اَللَّهَ أَنْ يَرُدَّ ذَلِكَ إِلَيْنَا فَقَالَ ع أَيَّ شَيْ ءٍ تُرِيدُونَ تَكُونُونَ مُلُوكاً أَ يَسُرُّكُمْ أَنْ تَكُونُوا مِثْلَ طَاهِرٍ وَ هَرْثَمَةَ وَ إِنَّكُمْ عَلَى خِلاَفِ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ فَقُلْتُ لاَ وَ اَللَّهِ مَا سَرَّنِي أَنَّ لِيَ اَلدُّنْيَا بِمَا فِيهَا ذَهَباً وَ فِضَّةً وَ إِنِّي عَلَى خِلاَفِ مَا أَنَا عَلَيْهِ فَقَالَ ع إِنَّ اَللَّهَ يَقُولُ اِعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ اَلشَّكُورُ…
احمد بن عمر و حسین بن یزید گفتند: به حضور امام رضا علیه السلام رسیدیم و عرض کردیم: ما دارای روزی بسیار و رفاه و آسایش در زندگی بودیم ولی اینک حال ما کمی دگرگون شده است. از خدا درخواست نما که حال پیشین را به ما بازگرداند. امام علیه السلام فرمود: خواهان چه چیزی هستید؟ می خواهید سلطان باشید؟ آیا خرسند می شوید از اینکه مثل طاهر و هرثمه باشید و بر خلاف مذهبی که دارید باشید؟ عرض کردم: نه، به خدا سوگند که خرسند نیستم که دنیا با همه طلا و نقره اش از آن من باشد ولی مذهبی بر خلاف آنچه اینک دارم، داشته باشم. امام علیه السلام فرمود: همانا خداوند می فرماید: «ای خاندان داود سپاسگزار باشید و از بندگان من، اندکی سپاسگزارند». سبا ، آیه 13 . به خدا نیک گمان باش؛ چرا که هر کس گمانش را به خدا نیک دارد خداوند به…
كُنَّا مَعَ اَلرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي اَلْجَامِعِ يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ فِي بَدْءِ مَقْدَمِنَا فَأَدَارُوا أَمْرَ اَلْإِمَامَةِ وَ ذَكَرُوا كَثْرَةَ اِخْتِلاَفِ اَلنَّاسِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي ع فَأَعْلَمْتُهُ خَوْضَ اَلنَّاسِ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ جَهِلَ اَلْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ آرَائِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ اَلدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ بَيَّنَ فِيهِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ اَلْحُدُودَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ جَمِيعَ مَا يَحْتَاجُ…
من پیشوای مردم پس از خود و رساننده از جانب پیش از خود(پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم)میباشم، کسی جز احمد(ص)بر من پیشی ندارد و من و او در یک روشیم، جز اینکه نبوت تنها بنام اوست، و بمن شش فضیلت عطا شده است 1-علم آجال و مرگها 2-علم بلاها 3-علم وصایا(آنچه اوصیا پیغمبران میدانند)4-فصل الخطاب(قرآن یا داوری میان حق و باطل و یا بیان و سخن واضح) 5-و من صاحب کرات(حمله های مشهور میدان جنگ یا عالم بحوادث و وقایع گذشته و آینده)و دولت حاکم بر همه دولتهایم 6-و من صاحب عصا و میسم و جنبنده ای که با مردم سخن گوید میباشم. -حضار مسجد موضوع امامت را مورد بحث قرار داده و اختلاف بسیار مردم را در آن زمینه بازگو میکردند، من خدمت آقایم رفتم و گفتگوی مردم را در بحث امامت بعرضش رسانیدم حضرت(ع)لبخندی زد و فرمود…
عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ سُئِلَ عَنْ كَنْزِ اَلْيَتِيمِ مِمَّ كَانَ فَقَالَ كَانَ لَوْحا مِنْ ذَهَبٍ فِيهِ بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ : لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ عَجِبْتُ لِمَنْ أَيْقَنَ بِالْمَوْتِ كَيْفَ يَفْرَحُ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَيْقَنَ بِالْقَدَرِ كَيْفَ يَحْزَنُ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ رَأَى اَلدُّنْيَا وَ تَقَلُّبَهَا بِأَهْلِهَا كَيْفَ يَرْكَنُ إِلَيْهَا وَ يَنْبَغِي لِمَنْ عَقَلَ عَنِ اَللَّهِ أَنْ لاَ يَسْتَبْطِئَهُ فِي رِزْقِهِ وَ لاَ يَتَّهِمَهُ فِي قَضَائِهِ .
از حضرت رضا علیه السّلام در مورد گنج یتیم که در قرآن آمده سؤال شد، حضرت فرمود:آن گنج لوحی از طلا بود که روی آن نوشته شده بود:«بنام خداوند بخشندۀ مهربان، هیچ خدایی جز اللّٰه نیست، و محمّد پیامبر خداست، در شگفتم از کسی که یقین به مرگ دارد چگونه خوشحالی می کند، و در شگفتم از کسی که یقین به مقدّرات دارد چگونه غمگین می شود، و در شگفتم از کسی که دنیا و دگرگونی آن را نسبت به مردم می بیند چگونه به آن دل بسته»، و سزاوار است کسانی که خدا را درک نموده اند در صورتی که روزی آنان اندکی به تأخیر افتاد ناراحت نشوند، و او را در حکمش متهم نسازند.
قَالَ أَحْمَدُ بْنُ عُمَرَ وَ الحُسَینُ بْنُ یزِیدَ: دَخَلْنَا عَلَی الرِّضَا علیه السلام فَقُلْنَا: إنَّا کنَّا فِی سِعَةٍ مَنَ الرِّزْقِ وَ غَضَارَةٍ مِنَ العَیشِ فَتَغَیرَتِ الحَالُ بَعْضَ التَغَیرِ فَادْعُ اللَّهَ أَنْ یرُدَّ ذَلِک إلَینَا؟ فَقَالَ علیه السلام: أی شَی ءٍ تُرِیدُونَ تَکونُونَ مُلُوکاً أیسُّرُکمْ أَنْ تَکونُوا مِثْلَ طَاهِرٍ وَ هَرْثَمَةٍ وَ إنَّکمْ عَلی خِلَافِ مَا أنْتُمْ عَلَیهِ؟ فَقُلْتُ: لاوَ اللَّهِ مَا سَرَّنِی أنَّ لِی الدُّنْیا بِمَا فِیهَا ذَهَباً وَ فِضَّةً وَ إنّی عَلی خِلَافِ مَا أنَا عَلَیهِ. فَقَالَ علیه السلام: إنَّ اللَّهَ یقُولُ: «اعْمَلُوا آلَ داوُود…
احمد بن عمرو حسین بن یزید (از یاران امام رضا علیه السلام) می گویند: خدمت آن حضرت رسیده و عرض کردیم: ما زندگانی وسیع، پر نعمت، شاداب و باطراوتی داشتیم، اوضاع دگرگون شده و کمی تغییر پیدا کرده است، از خدا بخواهید که آن زندگانی وسیع و پر نعمت به ما بازگردد، امام در پاسخ فرمود: چه می خواهید آیا می خواهید مانند ملوک باشید؟ آیا خوشحال می کند شما را این که مانند طاهر و هرثمه باشید در حالی که بر خلاف چیزی باشید که الان هستید (از نعمت ولایت خارج شوید)؟ در جواب گفتند: به خدا سوگند دوست ندارم که تمام دنیا را پر از طلا و نقره کنند و به من بدهند و نعمت ولایت را از من بگیرند. امام فرمود: خداوند می فرماید: «ای آل داوود! شکر (این همه نعمت را) به جا آورید ولی عدّه کمی از بندگان من شکرگزارند».
- طاهر یکی از فرماندهان سپاه مأمون و ظاهراً شیعه بوده که بغداد را فتح کرد و چون مأمون تظاهر به تشیّع میکرد، فرماندهانش را از شیعیان انتخاب میکرد و به او ذوالیمینین گفتهاند چون هر دو دستش قوی و مانند دست راست بود و در یکی از جنگها با دست چپش شخصی را به دو نیم کرد مأمون به او گفت که تو دو دستت دست راست است. هرثمه هم یکی از فرماندهان مأمون در خراسان بود، در مورد او هم گفته شده که شیعه بوده است.
- بحار الأنوار، ج 75، ص 343.
- سوره سبأ، آیه 13.