قال الإمام الرضاء عليه السلام

احادیث درباره دوست بد از امام رضا (ع)

امام رضا (علیه السلام)

كَانَ لِرَجُلٍ مِنْ آلِ أَبِي رَافِعٍ مَوْلَى اَلنَّبِيِّ ص يُقَالُ لَهُ طَيْسٌ عَلَيَّ حَقٌّ فَتَقَاضَانِي وَ أَلَحَّ عَلَيَّ وَ أَعَانَهُ اَلنَّاسُ فَلَمَّا رَأَيْتُ ذَلِكَ صَلَّيْتُ اَلصُّبْحَ فِي مَسْجِدِ اَلرَّسُولِ ع ثُمَّ تَوَجَّهْتُ نَحْوَ اَلرِّضَا ع وَ هُوَ يَوْمَئِذٍ بِالْعُرَيْضِ فَلَمَّا قَرُبْتُ مِنْ بَابِهِ إِذَا هُوَ قَدْ طَلَعَ عَلَى حِمَارٍ وَ عَلَيْهِ قَمِيصٌ وَ رِدَاءٌ فَلَمَّا نَظَرْتُ إِلَيْهِ اِسْتَحْيَيْتُ مِنْهُ فَلَمَّا لَحِقَنِي وَقَفَ وَ نَظَرَ إِلَيَّ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ وَ كَانَ شَهْرُ رَمَضَانَ فَقُلْتُ جَعَلَنِيَ اَللَّهُ فِدَاكَ إِنَّ لِمَوْلاَكَ طَيْسٍ…

غفاری گوید: مردی از خاندان ابی رافع غلام پیغمبر صلی الله علیه و آله که نامش طیس بود و از من طلبی داشت، مطالبه میکرد و پافشاری مینمود. مردم هم او را کمک میکردند، چون چنین دیدم، نماز صبح را در مسجد پیغمبر صلی الله علیه و آله گزاردم، و بامام رضا علیه السلام که در عریض بود، روی آوردم. چون نزدیک خانه اش رسیدم، آن حضرت پیدا شد، بر الاغی سوار بود و پیراهن و ردایی در برداشت، چون نگاهم بامام افتاد، از آن حضرت خجالت کشیدم. حضرت بمن رسید و ایستاد و نگاه کرد، من سلام کردم -ماه رمضان بود-گفتم: خدا مرا قربانت کند. غلام شما طیس از من طلبی دارد، و بخدا که مرا رسوا کرده است. من با خود گمان میکردم باو میفرماید: از من دست بدارد و بخدا که من نگفتم او چقدر از من میخواهد و نه نامی بردم. -بمن فرمود: بنشین تا…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 487

سَأَلَنِي أَبُو قُرَّةَ اَلْمُحَدِّثُ أَنْ أُدْخِلَهُ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع فَاسْتَأْذَنْتُهُ فَأَذِنَ لِي فَدَخَلَ فَسَأَلَهُ عَنِ اَلْحَلاَلِ وَ اَلْحَرَامِ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَ فَتُقِرُّ أَنَّ اَللَّهَ مَحْمُولٌ فَقَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع كُلُّ مَحْمُولٍ مَفْعُولٌ بِهِ مُضَافٌ إِلَى غَيْرِهِ مُحْتَاجٌ وَ اَلْمَحْمُولُ اِسْمُ نَقْصٍ فِي اَللَّفْظِ وَ اَلْحَامِلُ فَاعِلٌ وَ هُوَ فِي اَللَّفْظِ مِدْحَةٌ وَ كَذَلِكَ قَوْلُ اَلْقَائِلِ فَوْقَ وَ تَحْتَ وَ أَعْلَى وَ أَسْفَلَ وَ قَدْ قَالَ اَللَّهُ وَ لِلّهِ اَلْأَسْماءُ اَلْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها وَ لَمْ يَقُلْ فِي كُتُبِهِ إِنَّهُ…

ابو قره محدث بر حضرت امام رضا(ع)وارد شد و از مسایل حلال و حرام پرسید، سپس عرضکرد: شما قبول دارید که خدا محمولست؟ حضرت فرمود: هر محمولی فعلی بر او واقع شده که بدیگری نسبت دارد(و آن فعل حمل است که بحامل نسبت دارد)و«محمول»اسمی است که در تعبیر دلالت بر نقص دارد و«حامل»فاعل است و در تعبیر دلالت بر مدح دارد و همچنین است قول آنکه گوید: زبر، زیر، بالا، پایین(که زبر و بالا دلالت بر مدح دارد و زیر و پایین دلالت بر نقص)و خدا فرموده است(110 سوره 17)«خدا را نامهای نیکوست، او را بآنها بخوانید»و در هیچ یک از کتب آسمانی خود نفرموده است که او محمولست بلکه گفته است او حامل است در خشکی و دریا(فرزندان آدم را در آیه 70 سوره 18)و نگهدار آسمانها و زمین است از افتادن(در آیه 41 سوره 35)و غیر خدا محمولست و هیچ گاه از…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 130

أَنَّ اَلْمَأْمُونَ بَعَثَ اَلْفَضْلَ بْنَ سَهْلٍ ذَا اَلرِّئَاسَتَيْنِ إِلَى اَلرِّضَا ع فَقَالَ لَهُ إِنِّي أُحِبُّ أَنْ تَجْمَعَ لِي مِنَ اَلْحَلاَلِ وَ اَلْحَرَامِ وَ اَلْفَرَائِضِ وَ اَلسُّنَنِ فَإِنَّكَ حُجَّةُ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ مَعْدِنُ اَلْعِلْمِ فَدَعَا اَلرِّضَا ع بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ وَ قَالَ ع لِلْفَضْلِ اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ حَسْبُنَا شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ أَحَداً صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً قَيُّوماً سَمِيعاً بَصِيراً قَوِيّاً قَائِماً بَاقِياً نُوراً عَالِماً لاَ يَجْهَلُ قَادِراً لاَ يَعْجِزُ غَنِيّاً…

از امام همام ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام در تفصیل این معانی(حکمت و پند و غیره)روایت شده است - «پاسخ امام رضا علیه السلام به مامون در کلیات شریعت آنگاه که مامون گردآوری آنها را از امام علیه السلام خواستار شد». -روایت شده است که مامون، فضل بن سهل، ذو الریاستین صاحب دو مقام صدارت و فرمانده سپاه را به جانب امام رضا علیه السلام فرستاد و به امام علیه السلام گفت: من دوست دارم که کلیاتی از حلال و حرام و واجبات و سنت ها را برایم گردآوری؛ چرا که تو حجت خدا بر آفریدگانش و منبع دانشی. امام رضا علیه السلام دوات و کاغذی خواست و به فضل فرمود: بنویس: / بسم الله الرحمن الرحیم / ، شهادت به اینکه خدایی جز خداوند نیست ما را بس باشد، یگانه و بی نیاز است، همسر و فرزندی نگرفته است، پاینده، بسیار شنوا…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 415

لَمَّا حَضَرَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ع مَجْلِسَ اَلْمَأْمُونِ وَ قَدِ اِجْتَمَعَ فِيهِ جَمَاعَةُ عُلَمَاءِ أَهْلِ اَلْعِرَاقِ وَ خُرَاسَانَ فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ أَخْبِرُونِي عَنْ مَعْنَى هَذِهِ اَلْآيَةِ ثُمَّ أَوْرَثْنَا اَلْكِتابَ اَلَّذِينَ اِصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا اَلْآيَةَ فَقَالَتِ اَلْعُلَمَاءُ أَرَادَ اَللَّهُ اَلْأُمَّةَ كُلَّهَا فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ مَا تَقُولُ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ فَقَالَ اَلرِّضَا ع لاَ أَقُولُ كَمَا قَالُوا وَ لَكِنْ أَقُولُ أَرَادَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِذَلِكَ اَلْعِتْرَةَ اَلطَّاهِرَةَ ع فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ وَ كَيْفَ عَنَى اَلْعِتْرَةَ دُونَ…

و از گفتار امام رضا علیه السلام در برگزیدگی -چون امام علی بن موسی علیهما السلام در مجلس مامون که در آن گروهی از علمای عراق و خراسان گرد هم آمده بودند، حضور یافت، مامون گفت: معنی این آیه را به من بفرمایید: «سپس این کتاب را به آن بندگان خود که آنان را برگزیده بودیم، به میراث دادیم. . . تا پایان آیه». فاطر ، آیه 32 علما گفتند: منظور خداوند همه امت است. مامون گفت: ای ابا الحسن، تو چه می گویی؟ امام رضا علیه السلام فرمود: آن گونه که آنان گفتند نمی گویم ولی می گویم: منظور خداوند تبارک و تعالی از این برگزیدگان عترت پاک رسول خدا علیهم السلام است. مامون گفت: چگونه منظور خداوند عترت است، نه ما بقی امت؟ امام رضا علیه السلام فرمود: اگر خداوند همه امت را قصد کرده بود می بایست همه امت در بهشت باشند، بخاطر…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 425

كُنَّا مَعَ اَلرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْجَامِعِ بِهَا فَأَدَارَ اَلنَّاسُ بَيْنَهُمْ أَمْرَ اَلْإِمَامَةِ فَذَكَرُوا كَثْرَةَ اَلاِخْتِلاَفِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ اَلرِّضَا ع فَأَعْلَمْتُهُ بِمَا خَاضَ اَلنَّاسُ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ ع يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ جَهِلَ اَلْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ أَدْيَانِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ اَلدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ بَيَّنَ فِيهِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ اَلْحُدُودَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ…

وصف نمودن امام رضا علیه السلام از امامت و امام و جایگاه آن -عبد العزیز بن مسلم گفت: همراه امام رضا علیه السلام در مرو بودیم و در مسجد جامع آن شهر جمع شدیم و مردم در موضوع امامت بحث و گفتگو می کردند و اختلاف عقیده بسیاری را ذکر کردند، پس من به خدمت سرور و مولایم امام رضا علیه السلام رسیدم و او را از سخنان مردم آگاه نمودم. امام رضا علیه السلام لبخندی زد، آنگاه فرمود: ای عبد العزیز، این طایفه ندانستند و در دین خویش فریفته شدند. به درستی که خداوند جلیل و عزیز، جان پیامبرش صلی الله علیه و آله را نستاند تا آن هنگام که دین را بر او کامل ساخت و قرآن را بر او فرو فرستاد که آشکارکننده هر چیزی بود -و حلال و حرام و احکام و همه نیازهای مردم را در آن، بطور کامل بیان نموده بود و فرمود: «ما هیچ چیز را در…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 436

لاَ يَتِمُّ عَقْلُ اِمْرِئٍ مُسْلِمٍ حَتَّى تَكُونَ فِيهِ عَشْرُ خِصَالٍ اَلْخَيْرُ مِنْهُ مَأْمُولٌ وَ اَلشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ يَسْتَكْثِرُ قَلِيلَ اَلْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ وَ يَسْتَقِلُّ كَثِيرَ اَلْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ لاَ يَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ اَلْحَوَائِجِ إِلَيْهِ وَ لاَ يَمَلُّ مِنْ طَلَبِ اَلْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ اَلْفَقْرُ فِي اَللَّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ اَلْغِنَى وَ اَلذُّلُّ فِي اَللَّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ اَلْعِزِّ فِي عَدُوِّهِ وَ اَلْخُمُولُ أَشْهَى إِلَيْهِ مِنَ اَلشُّهْرَةِ ثُمَّ قَالَ ع اَلْعَاشِرَةُ وَ مَا اَلْعَاشِرَةُ قِيلَ لَهُ مَا هِيَ قَالَ ع لاَ يَرَى أَحَداً…

خرد مرد مسلمان کامل نشود تا آنگاه که ده ویژگی در او باشد: به نیکی او امید رود و از بدی او آسودگی باشد و نیکی اندک دیگری را بسیار شمارد و نیکی بسیار خویش را ناچیز داند، از نیاز خواهی دیگران از او دلگیر نمی شود و از علم جویی در طول عمرش دلخسته نمی شود و تهیدستی در راه خدا را بیشتر از توانگری دوست می دارد و خواری در راه خدا را از بزرگمندی در نزد دشمن خدا خوشتر دارد. و گمنامی برای او رغبت انگیزتر از بلندآوازگی است. سپس امام فرمود، دهمی و چه دهمی؟ از امام علیه السلام پرسیده شد: آن چیست؟ امام علیه السلام فرمود: کسی را نبیند مگر آن که گوید: او از من بهتر و پارساتر است، به راستی جز این نباشد که مردم دو گونه اند: مردی بهتر و پارساتر از او و مردی بدتر و فرومایه تر از او. پس آن هنگام که بدتر و فرومایه…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 443

وَ حَضَرَ ع يَوْماً مَجْلِسَ اَلْمَأْمُونِ وَ ذُو اَلرِّئَاسَتَيْنِ حَاضِرٌ فَتَذَاكَرُوا اَللَّيْلَ وَ اَلنَّهَارَ وَ أَيُّهُمَا خُلِقَ قَبْلَ صَاحِبِهِ فَسَأَلَ ذُو اَلرِّئَاسَتَيْنِ اَلرِّضَا ع عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ ع لَهُ تُحِبُّ أَنْ أُعْطِيَكَ اَلْجَوَابَ مِنْ كِتَابِ اَللَّهِ أَمْ حِسَابِكَ فَقَالَ أُرِيدُهُ أَوَّلاً مِنَ اَلْحِسَابِ فَقَالَ ع أَ لَيْسَ تَقُولُونَ إِنَّ طَالِعَ اَلدُّنْيَا اَلسَّرَطَانُ وَ إِنَّ اَلْكَوَاكِبَ كَانَتْ فِي أَشْرَافِهَا قَالَ نَعَمْ قَالَ فَزُحَلُ فِي اَلْمِيزَانِ وَ اَلْمُشْتَرِي فِي اَلسَّرَطَانِ وَ اَلْمِرِّيخُ فِي اَلْجَدْيِ وَ اَلزُّهَرَةُ فِي اَلْحُوتِ…

امام رضا علیه السلام روزی در مجلس مامون که ذو الریاستین هم بود، حضور یافت و در باره شب و روز و اینکه کدامین از آن دو پیشتر از دیگری آفریده شده، گفتگو به میان آمد و ذو الریاستین از امام رضا علیه السلام در این مورد پرسید. امام رضا علیه السلام فرمود: دوست داری که از قرآن جواب تو را بدهم یا از محاسبات خودت؟ عرض کرد: نخست می خواهم از حساب و اندازه گیری جوابم دهید. امام علیه السلام فرمود: آیا شما نمی گویید که طالع دنیا، سرطان است و حال آن که ستارگان در برج شرف خود بودند. عرض کرد: آری. امام علیه السلام فرمود: پس زحل در میزان، و مشتری در سرطان، و مریخ در جدی، و زهره در حوت، و قمر در ثور و خورشید در میان آسمان در حمل است و این نباشد جز در روز. عرض کرد: پس، از کتاب پرسش مرا جواب دهید . امام علیه…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 447

عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ لِعَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ اِضْمَنْ لِي خَصْلَة أَضْمَنْ لَكَ ثَلاَثا فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا اَلْخَصْلَةُ اَلَّتِي أَضْمَنُهَا لَكَ وَ مَا اَلثَّلاَثُ اَلَّتِي تَضْمَنُ لِي قَالَ فَقَالَ أَمَّا اَلثَّلاَثُ اَلَّتِي أَضْمَنُ لَكَ أَنْ لاَ يُصِيبَكَ حَرُّ اَلْحَدِيدِ أَبَدا بِقَتْلٍ وَ لاَ فَاقَةٍ وَ لاَ سِجْنٍ حَبْسٍ قَالَ فَقَالَ عَلِيٌّ وَ مَا اَلْخَصْلَةُ اَلَّتِي أَضْمَنُهَا لَكَ قَالَ فَقَالَ تَضْمَنُ لِي أَنْ لاَ يَأْتِيَكَ وَلِيٌّ أَبَدا إِلاَّ أَكْرَمْتَهُ قَالَ فَضَمِنَ عَلِيٌّ اَلْخَصْلَةَ وَ ضَمِنَ لَهُ أَبُو اَلْحَسَنِ اَلثَّلاَثَ .

امام رضا علیه السّلام به علی بن یقطین فرمود:اگر یک خوی و خصلت را برایم ضامن شوی، من سه چیز را بر تو ضمانت کنم، گفت:فدایت شوم، آن خصلتی که من آن را قبول کنم و سه خصلتی که شما ضمانت می کنید چیست؟فرمود:اما سه خصلتی را که من ضمانت می کنم:اینکه حرارت آهن را با کشته شدن نچشی، و گرفتار فقر و تنگدستی نشوی، و در زندان نیفتی، علی بن یقطین گفت:شرطی را که من باید انجام دهم چیست؟فرمود: هر گاه یکی از دوستان اهل بیت نزد شما آمد او را احترام کنید، او قول داد این کار را بکند و امام علیه السّلام هم سه تعهد خوب را ضمانت فرمود.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 403

قَالَ أَحْمَدُ بْنُ عُمَرَ وَ الحُسَینُ بْنُ یزِیدَ: دَخَلْنَا عَلَی الرِّضَا علیه السلام فَقُلْنَا: إنَّا کنَّا فِی سِعَةٍ مَنَ الرِّزْقِ وَ غَضَارَةٍ مِنَ العَیشِ فَتَغَیرَتِ الحَالُ بَعْضَ التَغَیرِ فَادْعُ اللَّهَ أَنْ یرُدَّ ذَلِک إلَینَا؟ فَقَالَ علیه السلام: أی شَی ءٍ تُرِیدُونَ تَکونُونَ مُلُوکاً أیسُّرُکمْ أَنْ تَکونُوا مِثْلَ طَاهِرٍ وَ هَرْثَمَةٍ وَ إنَّکمْ عَلی خِلَافِ مَا أنْتُمْ عَلَیهِ؟ فَقُلْتُ: لاوَ اللَّهِ مَا سَرَّنِی أنَّ لِی الدُّنْیا بِمَا فِیهَا ذَهَباً وَ فِضَّةً وَ إنّی عَلی خِلَافِ مَا أنَا عَلَیهِ. فَقَالَ علیه السلام: إنَّ اللَّهَ یقُولُ: «اعْمَلُوا آلَ داوُود…

احمد بن عمرو حسین بن یزید (از یاران امام رضا علیه السلام) می گویند: خدمت آن حضرت رسیده و عرض کردیم: ما زندگانی وسیع، پر نعمت، شاداب و باطراوتی داشتیم، اوضاع دگرگون شده و کمی تغییر پیدا کرده است، از خدا بخواهید که آن زندگانی وسیع و پر نعمت به ما بازگردد، امام در پاسخ فرمود: چه می خواهید آیا می خواهید مانند ملوک باشید؟ آیا خوشحال می کند شما را این که مانند طاهر و هرثمه باشید در حالی که بر خلاف چیزی باشید که الان هستید (از نعمت ولایت خارج شوید)؟ در جواب گفتند: به خدا سوگند دوست ندارم که تمام دنیا را پر از طلا و نقره کنند و به من بدهند و نعمت ولایت را از من بگیرند. امام فرمود: خداوند می فرماید: «ای آل داوود! شکر (این همه نعمت را) به جا آورید ولی عدّه کمی از بندگان من شکرگزارند».

  1. طاهر یکی از فرماندهان سپاه مأمون و ظاهراً شیعه بوده که بغداد را فتح کرد و چون مأمون تظاهر به تشیّع می‏کرد، فرماندهانش را از شیعیان انتخاب می‏کرد و به او ذوالیمینین گفته‏اند چون هر دو دستش قوی و مانند دست راست بود و در یکی از جنگها با دست چپش شخصی را به دو نیم کرد مأمون به او گفت که تو دو دستت دست راست است. هرثمه هم یکی از فرماندهان مأمون در خراسان بود، در مورد او هم گفته شده که شیعه بوده است.
  2. بحار الأنوار، ج 75، ص 343.
  3. سوره سبأ، آیه 13.
آیت الله مکارم شیرازی؛ مشکات هدایت، ص: 135
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه