جَاءَ رَجُلٌ إِلَى سَلْمَانَ اَلْفَارِسِيِّ فَدَعَاهُ فَقَالَ إِنَّ فُلاَنا صَنَعَ لَكَ طَعَاما فَقَالَ أَقْرِئْهُ مِنِّي اَلسَّلاَمَ وَ قُلْ لَهُ أَنَا وَ مَنْ مَعِي فَرَجَعَ اَلرَّسُولُ فَقَالَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَكَ قَالَ فَقُمْنَا وَ كُنَّا ثَلاَثَةَ عَشَرَ رَجُلا فَأَتَيْنَا اَلْبَابَ فَاسْتَأْذَنَ فَخَرَجَ رَبُّ اَلْبَيْتِ فَأَخَذَ بِيَدِ سَلْمَانَ فَأَدْخَلَهُ اَلْبَيْتَ فَأَمَرَ رِفْقَتَنَا عَنْ يَمِينِهِ وَ شِمَالِهِ فَأَجْلَسَهُ وَ حَلَّ زِرَّ قَمِيصِهِ وَ كَانَ أَيَّامَ حَرٍّ فَفَرِحَ مِنْهُ فَضَحِكَ سَلْمَانُ فَفَرِحْنَا بِضِحْكِهِ فَقُلْنَا يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ مَا اَلَّذِي…
مردی خدمت سلمان فارسی رحمه اللّٰه آمد و او را دعوت نمود، و گفت:فلانی غذایی برای شما تهیه کرده، سلمان گفت:سلام مرا به او برسان و به او بگو:من و هر که با من هست بیاییم؟آن شخص رفت و برگشت و گفت:همگی بیایید، مرد گفت:برخاستیم در حالی که سیزده نفر بودیم به در آن خانه رسیدیم، سلمان اجازۀ ورود خواست، صاحب خانه بیرون آمد و دست سلمان را گرفته و وارد خانه کرد، و به دوستان ما امر کرد که طرف راست و چپ او بنشینند، او سلمان را نشاند و چون هوا گرم بود دکمۀ پیراهنش را باز نمود و خوشحال شد، سلمان خنده اش گرفت، همگی ما نیز خندیدیم، و گفتیم:ای ابا عبد اللّٰه چرا خندیدی؟گفت:از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله شنیدم که می فرمود:هر مسلمانی که برادر مسلمان خود را احترام کند، و در این عمل نیت خدایی داشته باشد، خداوند…
عَنْهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ثَلاَثٌ يُصْفِينَ وُدَّ اَلْمَرْءِ لِأَخِيهِ اَلْمُسْلِمِ يَلْقَاهُ بِالْبِشْرِ إِذَا لَقِيَهُ وَ يُوَسِّعُ لَهُ فِي اَلْمَجْلِسِ إِذَا جَلَسَ إِلَيْهِ وَ يَدْعُوهُ بِأَحَبِّ اَلْأَسْمَاءِ إِلَيْهِ.
امام صادق علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله روایت کند که فرمود:سه چیز دوستی برادر مسلمان را برای برادرش ثابت می کند:با چهرۀ گشاده ملاقاتش کند، هر گاه در مجلسی وارد شد جا برایش باز کند، او را با بهترین نامهایش صدا زند.
قَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِنَّ مَلَكا لَقِيَ رَجُلا قَائِما عَلَى بَابِ دَارٍ فَقَالَ لَهُ يَا عَبْدَ اَللَّهِ مَا حَاجَتُكَ فِي هَذِهِ اَلدَّارِ فَقَالَ أَخٌ لِي فِيهَا أَرَدْتُ أَنْ أُسَلِّمَ عَلَيْهِ فَقَالَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ رَحِمٌ مَاسَّةٌ أَوْ نَزَعَتْكَ إِلَيْهِ حَاجَةٌ فَقَالَ مَا لِي إِلَيْهِ حَاجَةٌ غَيْرَ أَنِّي أَتَعَهَّدُهُ فِي اَللَّهِ رَبِّ اَلْعَالَمِينَ وَ لاَ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ رَحِمٌ مَاسَّةٌ أَقْرَبُ مِنَ اَلْإِسْلاَمِ فَقَالَ لَهُ اَلْمَلَكُ إِنِّي رَسُولُ اَللَّهِ إِلَيْكَ وَ هُوَ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ وَ يَقُولُ لَكَ إِيَّايَ زُرْتَ فَقَدْ…
رسول اکرم صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:فرشته ای مردی را در کنار در خانه ای ایستاده دید، پرسید:ای بندۀ خدا، به چه حاجت به در این خانه ایستاده ای؟گفت:برادری در این خانه دارم که منتظرم بیاید و به او سلام کنم، گفت:با او نسبت خویشاوندی داری، یا حاجتی تو را به طرف او کشانده است؟جواب داد:حاجتی ندارم، جز اینکه با او در راه خدا پیمان برادری بسته ام، و با او هم قوم و خویشی نزدیکتر از رابطه مسلمان بودن ندارم، فرشته به او گفت:من فرستادۀ خدا بسوی تو هستم، او به تو سلام می رساند و می فرماید:تو در واقع به زیارت من آمده ای، و اینک بهشت را ارزانیت داشتم، و تو را به خاطر دوستیت برای من از آتش دوزخ آسوده کردم.
مَحَاسِنُ اَلْأَخْلاَقِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ اَلْبَرْقِيِّ فِي حَدِيثٍ مَرْفُوعٍ إِلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ : جَاءَ جَبْرَئِيلُ إِلَى اَلنَّبِيِّ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ أَرْسَلَنِي إِلَيْكَ بِهَدِيَّةٍ لَمْ يُعْطِهَا أَحَدا قَبْلَكَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ فَقُلْتُ وَ مَا هِيَ قَالَ اَلصَّبْرُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ اَلْقَنَاعَةُ وَ أَحْسَنُ مِنْهَا قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ اَلرِّضَا وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ اَلزُّهْدُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ اَلْإِخْلاَصُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ…
جبرئیل علیه السّلام نزد رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله آمد و عرض کرد:ای رسول خدا خداوند مرا فرستاده تا هدیه ای به تو بدهم که تاکنون به احدی قبل از تو داده نشده، رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود: سؤال کردم، آن هدیه چیست؟گفت:صبر و بهتر از آن، گفتم:بهتر از صبر چیست؟ گفت:قناعت و بهتر از آن، گفتم:بهتر از قناعت چیست؟گفت:رضا و بهتر از آن، پرسیدم:بهتر از رضا چیست؟گفت:زهد و بهتر از آن، گفتم:بهتر از آن چیست؟گفت: اخلاص و نیکوتر از آن، پرسیدم:بهتر از اخلاص چیست؟گفت:یقین و پسندیده تر از آن، گفتم: پسندیده تر از آن چیست؟گفت:ای رسول خدا، نردبان رسیدن به تمامی آنها توکل بر خدا می باشد، گفتم:ای جبرئیل، معنای توکل بر خدا چیست؟گفت: اول آنکه:بدانی مخلوق نه ضرری دارد، و نه سودی و نه بخششی دارد و نه منعی…
لَمَّا رَجَعَ رَسُولُ اَللَّهِ ص مِنْ حِجَّةِ اَلْوَدَاعِ وَ نَحْنُ مَعَهُ أَقْبَلَ حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى اَلْجُحْفَةِ فَأَمَرَ أَصْحَابَهُ بِالنُّزُولِ فَنَزَلَ اَلْقَوْمُ مَنَازِلَهُمْ ثُمَّ نُودِيَ بِالصَّلاَةِ فَصَلَّى بِأَصْحَابِهِ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ إِلَيْهِمْ فَقَالَ لَهُمْ إِنَّهُ قَدْ نَبَّأَنِي اَللَّطِيفُ اَلْخَبِيرُ أَنِّي مَيِّتٌ وَ أَنَّكُمْ مَيِّتُونَ وَ كَأَنِّي قَدْ دُعِيتُ فَأَجَبْتُ وَ أَنِّي مَسْئُولٌ عَمَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَ عَمَّا خَلَّفْتُ فِيكُمْ مِنْ كِتَابِ اَللَّهِ وَ حُجَّتِهِ وَ أَنَّكُمْ مَسْئُولُونَ فَمَا أَنْتُمْ قَائِلُونَ…
حذیفه بن اسید غفاری گوید: هنگامی که رسول خدا(ص)از حجه الوداع بازمی گشت و ما نیز ملازم رکاب بودیم بجحفه رسید دستور فرمود همراهانش بار فرو گیرند مردم همان جا منزل گرفتند سپس به نماز دعوت شدند و دو رکعت نماز با اصحاب خواند پس از نماز روی به آنان نموده و فرمود: خداوند لطیف و خیبر مرا آگاه فرمود که من بایستی از این دنیا رخت بربندم و شما نیز خواهید مرد گویی می بینم که دعوت شده ام و دعوت حق را اجابت کرده ام و البته نسبت بوظیفه رسالتی که بر شما داشتم و نسبت بکتاب خدا و حجت الهی که از خود بجای گذاشته ام مسیولیت دارم و شما نیز مسیولیت دارید، شما در باره این سوال به پروردگار خود چه جواب خواهید داد؟ گفتند: خواهیم گفت: که تو رسالت خود را رساندی و خیر خواه ما بودی و در راه خدا جهاد کردی خداوند تو را…
سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ حُرُوبِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع وَ كَانَ اَلسَّائِلُ مِنْ مُحِبِّينَا فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ مُحَمَّداً ص بِخَمْسَةِ أَسْيَافٍ ثَلاَثَةٌ مِنْهَا شَاهِرَةٌ لاَ تُغْمَدُ إِلَى أَنْ تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزارَها وَ لَنْ تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزَارَهَا حَتَّى تَطْلُعَ اَلشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا فَإِذَا طَلَعَتِ اَلشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا آمَنَ اَلنَّاسُ كُلُّهُمْ فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ فَيَوْمَئِذٍ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً وَ سَيْفٌ…
حفص بن غیاث گوید: شخصی از امام صادق از جنگهای امیر المومنین پرسید و سیوال کننده از دوستان ما بود امام صادق او را فرمود: خدای عز و جل محمد(ص)را با پنج شمشیر برانگیخت سه شمشیر از آن شمشیرها برهنه و از غلاف کشیده است تا جنگ پایان یابد و هرگز جنگ پایان نیابد تا آفتاب از مغرب خود بتابد و چون آفتاب از مغربش سر برآرد آن روز امنیت عمومی بر همه مردم حکومت کند آن روز است که ایمان کسی که از پیش ایمان نیاورده باشد و یا از ایمانش بهره برداری نکرده است سودی بحالش ندهد و یک شمشیر از آن شمشیرها پیچیده است و یکی در نیام که بروی دیگران کشیده می شود ولی حکمش بدست ما است اما آن سه شمشیر کشیده شده: یکی بروی مشرکین عرب بود که خداوند تبارک و تعالی فرمود مشرکان را هرجا یافتید بکشید و در بند کنید و محاصره شان کنید و…
لاَ يَدْخُلُ اَلْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ كَانَ مُسْلِماً فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ مَا اَلْإِسْلاَمُ فَقَالَ اَلْإِسْلاَمُ عُرْيَانٌ وَ لِبَاسُهُ اَلتَّقْوَى وَ شِعَارُهُ اَلْهُدَى وَ دِثَارُهُ اَلْحَيَاءُ وَ مِلاَكُهُ اَلْوَرَعُ وَ كَمَالُهُ اَلدِّينُ وَ ثَمَرَتُهُ اَلْعَمَلُ اَلصَّالِحُ وَ لِكُلِّ شَيْ ءٍ أَسَاسٌ وَ أَسَاسُ اَلْإِسْلاَمِ حُبُّنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ .
جز مسلمان کسی به بهشت نمی رود. ابو ذر گفت: ای پیامبر خدا اسلام چیست؟ فرمود: اسلام عریان است، لباس آن تقوی، روپوش آن هدایت، زیر پوشش حیا، بنیادش پارسایی، کمالش دیانت و میوه اش کار خوب است و هر چیزی را پایه ای است و پایه مسلمانی، دوست داشتن ما اهل بیت است.
خَطَبَنَا رَسُولُ اَللَّهِ ص قَبْلَ وَفَاتِهِ وَ هِيَ آخِرُ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا بِالْمَدِينَةِ حَتَّى لَحِقَ بِاللَّهِ تَعَالَى فَوَعَظَ بِمَوَاعِظَ ذَرَفَتْ مِنْهَا اَلْعُيُونُ وَ وَجِلَتْ مِنْهَا اَلْقُلُوبُ وَ اِقْشَعَرَّتْ مِنْهَا اَلْجُلُودُ وَ تَقَلْقَلَتْ مِنْهَا اَلْأَحْشَاءُ أَمَرَ بِلاَلاً فَنَادَى اَلصَّلاَةَ جَامِعَةً فَاجْتَمَعَ اَلنَّاسُ وَ خَرَجَ رَسُولُ اَللَّهِ ص حَتَّى اِرْتَقَى اَلْمِنْبَرَ فَقَالَ يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ اُدْنُوا وَ أَوْسِعُوا لِمَنْ خَلْفَكُمْ قَالَهَا ثَلاَثَ مَرَّاتٍ فَدَنَا اَلنَّاسُ وَ اِنْضَمَّ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ فَالْتَفَتُوا فَلَمْ يَرَوْا…
این باب شامل کیفر پاره ای از اعمال است 1-... ابو هریره و عبد الله بن عباس گفتند: رسول خدا صلی الله علیه و آله چندی پیش از آنکه وفاتش در رسد برای ما سخنرانی ای کرد که آن آخرین سخنرانی پیامبر در مدینه بود و پس از آن دیری نپایید که به لقا الله پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله در آن سخنرانی آن چنان موعظه فرمود که اشک از دیدگان جاری گشت و دلها در اثر آن طپیدن گرفت و بدنها به لرزه درآمد و مردم نگران و بی تاب شدند. نخست پیامبر به بلال امر فرمود تا مردم را برای حضور در مسجد فرا خواند. وقتی همه مردم حضور یافتند، پیامبر صلی الله علیه و آله از اقامتگاه خود بیرون آمد و بر فراز منبر رفت و ابتدا سه بار فرمود: ای مردم هر چه می توانید نزدیک بیایید و برای کسانی که پشت سر شمایند جا باز کنید. مردم دستور…
إِنَّ اِمْرَأَةً مِنَ اَلْجِنِّ كَانَ يُقَالُ لَهَا عَفْرَاءُ وَ كَانَتْ تَأْتِي اَلنَّبِيَّ ص فَتَسْمَعُ مِنْ كَلاَمِهِ فَتَأْتِي صَالِحِي اَلْجِنِّ فَيُسْلِمُونَ عَلَى يَدَيْهَا وَ إِنَّهَا فَقَدَهَا اَلنَّبِيُّ ص فَسَأَلَ عَنْهَا جَبْرَئِيلَ ع فَقَالَ إِنَّهَا زادت زَارَتْ أُخْتاً لَهَا تُحِبُّهَا فِي اَللَّهِ فَقَالَ اَلنَّبِيُّ ص طُوبَى لِلْمُتَحَابِّينَ فِي اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ فِي اَلْجَنَّةِ عَمُوداً مِنْ يَاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ عَلَيْهِ سَبْعُونَ أَلْفَ قَصْرٍ فِي كُلِّ قَصْرٍ سَبْعُونَ أَلْفَ غُرْفَةٍ خَلَقَهَا اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْمُتَحَابِّينَ وَ…
سهیل بن غزوان بصری گوید شنیدم امام صادق میفرمود: زنی از جنیان که عفرا اش میگفتند بخدمت پیغمبر میرسید و سخن آن حضرت می شنید آنگاه بنزد نیکان جن می آمد و آنان بدست او مسلمان میشدند -پیغمبر این زن را مدتی ندید از جبرییل حالش را پرسید جبرییل عرض کرد: خواهری که او را در راه خدا دوست میدارد بر خواهران دینی اش افزوده است پیغمبر فرمود: خوشا بحال آنان که در راه خدا یک دیگر را دوست میدارند همانا خدای تبارک و تعالی ستونی از یاقوت سرخ در بهشت آفریده است که هفتاد هزار کاخ بر آن ستون استوار است و در هر کاخی هفتاد هزار اطاق هست و خداوند این کاخها را ویژه کسانی آفریده است که در راه خدا دوستی میکنند و بزیارت یک دیگر میروند ای عفرا چه دیدی؟ عرض کرد شگفتیهای فراوانی دیدم فرمود: از همه شگفت آورتر چه بود؟ عرض…
بُنِيَ اَلْإِسْلاَمُ عَلَى عَشَرَةِ أَسْهُمٍ عَلَى شَهَادَةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ هِيَ اَلْمِلَّةُ وَ اَلصَّلاَةُ وَ هِيَ اَلْفَرِيضَةُ وَ اَلصَّوْمُ وَ هُوَ اَلْجُنَّةُ وَ اَلزَّكَاةُ وَ هِيَ اَلطُّهْرُ وَ اَلْحَجُّ وَ هِيَ اَلشَّرِيعَةُ وَ اَلْجِهَادُ وَ هُوَ اَلْغَزْوُ وَ اَلْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ هُوَ اَلْوَفَاءُ وَ اَلنَّهْيُ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ هُوَ اَلْحُجَّةُ وَ اَلْجَمَاعَةُ وَ هِيَ اَلْأُلْفَةُ وَ اَلْعِصْمَةُ وَ هِيَ اَلطَّاعَةُ.
رسول خدا(ص)فرمود: سازمان اسلام بر ده بخش است بر گواهی دادن بیگانگی خداوند که اصل ملیت مسلمانان است و نماز که فریضه است و روزه که سپر است و زکاه که پاکیزگی جان است و حج که راه بندگی است و جهاد که پیکار با دشمن است و امر بمعروف که شرط وفا در دوستی است و نهی از منکر که اتمام حجت بر دیگری است و جماعت که موجب دوستی است و خویشتن داری از گناه که پایه فرمانبرداری است.