قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله:
مَحَاسِنُ اَلْأَخْلاَقِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ اَلْبَرْقِيِّ فِي حَدِيثٍ مَرْفُوعٍ إِلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ : جَاءَ جَبْرَئِيلُ إِلَى اَلنَّبِيِّ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ أَرْسَلَنِي إِلَيْكَ بِهَدِيَّةٍ لَمْ يُعْطِهَا أَحَدا قَبْلَكَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ فَقُلْتُ وَ مَا هِيَ قَالَ اَلصَّبْرُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ اَلْقَنَاعَةُ وَ أَحْسَنُ مِنْهَا قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ اَلرِّضَا وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ اَلزُّهْدُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ اَلْإِخْلاَصُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ اَلْيَقِينُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ إِنَّ مَدْرَجَةَ ذَلِكَ كُلِّهِ اَلتَّوَكُّلُ عَلَى اَللَّهِ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ وَ مَا تَفْسِيرُ اَلتَّوَكُّلِ عَلَى اَللَّهِ فَقَالَ اَلْعِلْمُ بِأَنَّ اَلْمَخْلُوقَ لاَ يَضُرُّ وَ لاَ يَنْفَعُ وَ لاَ يُعْطِي وَ لاَ يَمْنَعُ وَ اِسْتِعْمَالُ اَلْيَأْسِ مِنَ اَلْخَلْقِ فَإِذَا كَانَ اَلْعَبْدُ كَذَلِكَ لَمْ يَعْمَلْ لِأَحَدٍ سِوَى اَللَّهِ وَ لَمْ يَرْجُ وَ لَمْ يَخَفْ سِوَى اَللَّهِ وَ لَمْ يَطْمَعْ فِي أَحَدٍ سِوَى اَللَّهِ فَهَذَا هُوَ اَلتَّوَكُّلُ قَالَ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ مَا تَفْسِيرُ اَلصَّبْرِ قَالَ يَصْبِرُ عَلَى اَلضَّرَّاءِ كَمَا يَصْبِرُ عَلَى اَلسَّرَّاءِ وَ فِي اَلْفَاقَةِ كَمَا يَصْبِرُ فِي اَلْغِنَى وَ فِي اَلْبَلاَءِ كَمَا يَصْبِرُ فِي اَلْعَافِيَةِ وَ لاَ يَشْكُو خَالِقَهُ عِنْدَ اَلْمَخْلُوقِ بِمَا يُصِيبُهُ مِنَ اَلْبَلاَءِ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ اَلْقَنَاعَةِ قَالَ يَقْنَعُ بِمَا يُصِيبُ مِنَ اَلدُّنْيَا يَقْنَعُ بِالْقَلِيلِ وَ يَشْكُرُ اَلْكَثِيرَ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ اَلرِّضَا قَالَ اَلرَّاضِي لاَ يَسْخَطُ عَلَى سَيِّدِهِ أَصَابَ مِنَ اَلدُّنْيَا أَوْ لَمْ يُصِبْ وَ لاَ يَرْضَى مِنْ نَفْسِهِ بِالْيَسِيرِ مِنَ اَلْعَمَلِ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ مَا تَفْسِيرُ اَلزُّهْدِ فَقَالَ اَلزَّاهِدُ يُحِبُّ مَنْ يُحِبُّ خَالِقُهُ وَ يُبْغِضُ مَنْ يُبْغِضُ خَالِقُهُ وَ يَتَحَرَّجُ مِنْ حَلاَلِ اَلدُّنْيَا وَ لاَ يَلْتَفِتُ إِلَى حَرَامِهَا فَإِنَّ حَلاَلَهَا حِسَابٌ وَ حَرَامَهَا عِقَابٌ وَ يَرْحَمُ جَمِيعَ اَلْمُسْلِمِينَ كَمَا يَرْحَمُ نَفْسَهُ وَ يَتَحَرَّجُ مِنْ كَثْرَةِ اَلْأَكْلِ كَمَا يَتَحَرَّجُ مِنَ اَلْمَيْتَةِ اَلَّتِي اِشْتَدَّ نَتْنُهَا وَ يَتَحَرَّجُ مِنْ حُطَامِ اَلدُّنْيَا وَ زِينَتِهَا كَمَا يَجْتَنِبُ اَلنَّارَ أَنْ يَغْشَاهَا وَ أَنْ يُقَصِّرَ أَمَلَهُ وَ كَأَنَّ بَيْنَ عَيْنَيْهِ أَجَلَهُ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ اَلْإِخْلاَصِ قَالَ اَلْمُخْلِصُ اَلَّذِي لاَ يَسْأَلُ اَلنَّاسَ شَيْئا حَتَّى يَجِدَ وَ إِذَا وَجَدَ رَضِيَ وَ إِذَا بَقِيَ عِنْدَهُ شَيْءٌ أَعْطَاهُ فِي اَللَّهِ فَإِنَّ مَنْ لَمْ يَسْأَلِ اَلْمَخْلُوقَ فَقَدْ أَقَرَّ اَللَّهَ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ إِذَا وَجَدَ فَرَضِيَ فَهُوَ عَنِ اَللَّهِ رَاضٍ وَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَنْهُ رَاضٍ وَ إِذَا أَعْطَى لِلَّهِ فَهُوَ فِي حَدِّ اَلثِّقَةِ بِرَبِّهِ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ اَلْيَقِينِ قَالَ اَلْمُوقِنُ يَعْمَلُ لِلَّهِ كَأَنَّهُ يَرَاهُ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ يَرَى اَللَّهَ فَاللَّهُ يَرَاهُ وَ أَنْ يَعْلَمَ يَقِينا إِنْ أَصَابَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُخْطِئَهُ وَ مَا أَخْطَأَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُصِيبَهُ وَ هَذَا كُلُّهُ أَغْصَانُ اَلتَّوَكُّلِ وَ مَدْرَجَةُ اَلزُّهْدِ.
جبرئیل علیه السّلام نزد رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله آمد و عرض کرد:ای رسول خدا خداوند مرا فرستاده تا هدیه ای به تو بدهم که تاکنون به احدی قبل از تو داده نشده، رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود: سؤال کردم، آن هدیه چیست؟گفت:صبر و بهتر از آن، گفتم:بهتر از صبر چیست؟ گفت:قناعت و بهتر از آن، گفتم:بهتر از قناعت چیست؟گفت:رضا و بهتر از آن، پرسیدم:بهتر از رضا چیست؟گفت:زهد و بهتر از آن، گفتم:بهتر از آن چیست؟گفت: اخلاص و نیکوتر از آن، پرسیدم:بهتر از اخلاص چیست؟گفت:یقین و پسندیده تر از آن، گفتم: پسندیده تر از آن چیست؟گفت:ای رسول خدا، نردبان رسیدن به تمامی آنها توکل بر خدا می باشد، گفتم:ای جبرئیل، معنای توکل بر خدا چیست؟گفت: اول آنکه:بدانی مخلوق نه ضرری دارد، و نه سودی و نه بخششی دارد و نه منعی، دوم آنکه: ناامیدی از خلق را شیوۀ خود سازی، هر گاه بنده چنین باشد، به کسی جز خدا تکیه نکند، و امید و ترس از غیر خدا ندارد، و بر هیچ کس غیر از خدا طمع نمی بندد، این است معنای توکل. گفتم:ای جبرئیل، معنای صبر چیست؟گفت:شکیبایی نمودن در برابر مشکلات و سختیها و تنگدستی، همانند شکیبایی نمودن در مواقع بی نیازی، و شکیبایی در برابر بلا همانند شکیبایی در هنگام سلامت، و هنگام نزول بلا شکایت خالق به مخلوق نبودن. گفتم:معنای قناعت چیست؟گفت:خرسند بودن به آنچه از دنیا به دست می آورد، راضی بودن به اندک، و شکر نمودن نسبت به زیادی ها. گفتم:پس معنای رضا چیست؟گفت:انسان خرسند از مولایش خشمگین نمی شود چه دسترسی به دنیا پیدا کند یا دسترسی پیدا ننماید، و به کردار کم از خویش خوشنود نمی گردد. گفتم:ای جبرئیل معنای زهد چیست؟گفت:زاهد آنچه را آفریدگارش دوست دارد می پسندد، و آنچه در نزد خالق مبغوض است پیش او هم مبغوض است، از حلال دنیا دوری می کند و توجهی به حرام آن ندارد، زیرا حلالش حساب دارد و حرامش عقاب، به تمام مسلمانان مهربانی می کند همان گونه که با خود مهربان است، از پرخوری اجتناب می ورزد همان گونه که از میتۀ گندیده دوری می جوید، از زیور و زینت دنیا فاصله می گیرد همان طور که از آتش فراگیر دور می شود، آرزوهایش کوتاه است، گویا مرگ در پیش روی اوست. گفتم:ای جبرئیل، معنای اخلاص چیست؟گفت:مخلص آن است که از مردم چیزی نخواهد تا آن را بیابد، و هنگامی که یافت راضی شود، و هر گاه چیزی نزد او مانده باشد در راه خدا ببخشد، زیرا هر که از مخلوق چیزی نخواهد به عبودیت خدا اقرار کرده، و هر گاه یافت و راضی شد از خدا هم راضی است، و خدای تبارک و تعالی هم از او راضی است، و چون برای رضای خدا بخشش کرد به حدّ اعتماد به پروردگار خود رسیده است. گفتم:معنای یقین چیست؟گفت:کسی که به یقین رسیده، عملش را برای خدا انجام دهد به گونه ای که گویا او را می بیند، و اگر او خدا را نمی بیند ولی خدا شاهد بر اوست، و به یقین بداند که هر چه از غم و شادی مقدرش باشد به او خواهد رسید، و آنچه مقدرش نباشد به او نمی رسد، همۀ اینها از شاخه های توکّل بر خدا و نردبان زهد بود.