قال الإمام الرضاء عليه السلام

احادیث امام رضا (ع)

امام رضا (علیه السلام)

۳۲۴ حدیث · صفحه ۲۵ از ۲۷

إِنَّ عَلِيَّ بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع وَ اِمْرَأَتَهُ وَ بَنِيهِ مِنْ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ ثُمَّ قَالَ مَنْ عَرَفَ هَذَا اَلْأَمْرَ مِنْ وُلْدِ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ ع لَمْ يَكُنْ كَالنَّاسِ .

سلیمان بن جعفر گوید: شنیدم حضرت رضا میفرمود: همانا علی بن عبد الله بن حسین بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام و همسر و پسرانش اهل بهشتند. سپس فرمود: هر کس از اولاد علی و فاطمه علیهما السلام عارف باین امر(امامت)باشد، مانند مردم دیگر نیست.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 377

سَأَلْتُ اَلرِّضَا ع قُلْتُ لَهُ اَلْجَاحِدُ مِنْكُمْ وَ مِنْ غَيْرِكُمْ سَوَاءٌ فَقَالَ اَلْجَاحِدُ مِنَّا لَهُ ذَنْبَانِ وَ اَلْمُحْسِنُ لَهُ حَسَنَتَانِ .

ابن ابی نصر گوید: بحضرت رضا علیه السلام عرضکردم: آنکه جاحد(امر امامت)باشد از خاندان شما با دیگران برابر است؟ فرمود: برای جاحد از خاندان ما دو گناه و برای نیکوکار دو ثوابست.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 378

قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ عَرَفْتَ اِنْقِطَاعِي إِلَى أَبِيكَ ثُمَّ إِلَيْكَ ثُمَّ حَلَفْتُ لَهُ وَ حَقِّ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ حَقِّ فُلاَنٍ وَ فُلاَنٍ حَتَّى اِنْتَهَيْتُ إِلَيْهِ بِأَنَّهُ لاَ يَخْرُجُ مِنِّي مَا تُخْبِرُنِي بِهِ إِلَى أَحَدٍ مِنَ اَلنَّاسِ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ أَبِيهِ أَ حَيٌّ هُوَ أَوْ مَيِّتٌ فَقَالَ قَدْ وَ اَللَّهِ مَاتَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ شِيعَتَكَ يَرْوُونَ أَنَّ فِيهِ سُنَّةَ أَرْبَعَةِ أَنْبِيَاءَ قَالَ قَدْ وَ اَللَّهِ اَلَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ هَلَكَ قُلْتُ هَلاَكَ غَيْبَةٍ أَوْ هَلاَكَ مَوْتٍ قَالَ هَلاَكَ مَوْتٍ فَقُلْتُ…

ابو جریر قمی گوید: بحضرت ابو الحسن(امام رضا)علیه السلام عرضکردم: قربانت: شما دانسته اید که من از همه بریده و تنها بپدرت و سپس بخودت گرویده ایم، آنگاه برایش سوگند یاد کردم و گفتم: -بحق رسول خدا صلی الله علیه و آله و حق فلان و فلان(علی و حسن و حسین)تا بخودش رسیدم-که آنچه بمن خبر دهی باحدی از مردم نمیگویم و از او در باره پدرش پرسیدم که آیا زنده است یا وفات کرده؟ فرمود: بخدا وفات کرده است، عرضکردم: قربانت، شیعیان شما روایت میکنند که سنت چهار پیغمبر در باره اوست. فرمود: سوگند بخدایی که جز او شایسته پرستشی نیست، پدرم هلاک یافت، عرضکردم: هلاک غیبت یا هلاک مرگ؟ فرمود: هلاک مرگ، عرضکردم: شاید از من تقیه میکنی؟ فرمود: سبحان الله عرضکردم: بشما وصیت کرده است؟ فرمود: آری، عرضکردم: کسی را با شما در وصیت…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 380

قُلْتُ لِلرِّضَا ع إِنَّ رَجُلاً عَنَى أَخَاكَ إِبْرَاهِيمَ فَذَكَرَ لَهُ أَنَّ أَبَاكَ فِي اَلْحَيَاةِ وَ أَنَّكَ تَعْلَمُ مِنْ ذَلِكَ مَا يَعْلَمُ فَقَالَ سُبْحَانَ اَللَّهِ يَمُوتُ رَسُولُ اَللَّهِ ص وَ لاَ يَمُوتُ مُوسَى ع قَدْ وَ اَللَّهِ مَضَى كَمَا مَضَى رَسُولُ اَللَّهِ ص وَ لَكِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَزَلْ مُنْذُ قَبَضَ نَبِيَّهُ ص هَلُمَّ جَرّاً يَمُنُّ بِهَذَا اَلدِّينِ عَلَى أَوْلاَدِ اَلْأَعَاجِمِ وَ يَصْرِفُهُ عَنْ قَرَابَةِ نَبِيِّهِ ص هَلُمَّ جَرّاً فَيُعْطِي هَؤُلاَءِ وَ يَمْنَعُ هَؤُلاَءِ لَقَدْ قَضَيْتُ عَنْهُ فِي هِلاَلِ ذِي اَلْحِجَّةِ أَلْفَ دِينَارٍ…

علی بن اسباط گوید: بامام رضا علیه السلام عرضکردم، مردی بسوی برادرت ابراهیم متوجه شده او را گول زده و باو گفته پدرت زنده است و شما هم آنچه را او میداند، میدانید(شما هم پدر خود را زنده میدانید)فرمود: سبحان الله رسول خدا صلی الله علیه و آله میمیرد و موسی نمیمیرد؟ بخدا محققا موسی درگذشت، چنانچه رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت، و لکن خدای تبارک و تعالی از زمانی که پیغمبرش صلی الله علیه و آله را قبض روح فرموده-بیا و بکش-تا همیشه، این دین را بعجم زادگان میبخشد و منت میگذارد و از خویشان پیغمبرش صلی الله علیه و آله باز میدارد، همواره بعجم زادگان عطا میکنند و از خویشان پیغمبرش باز می دارد. من در اول ماه ذی الحجه بعد از آنکه ابراهیم(بواسطه نداشتن مخارج)حاضر شده بود زنانش را طلاق دهد و بندگانش را…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 380

قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ ع إِنَّهُمْ رَوَوْا عَنْكَ فِي مَوْتِ أَبِي اَلْحَسَنِ ع أَنَّ رَجُلاً قَالَ لَكَ عَلِمْتَ ذَلِكَ بِقَوْلِ سَعِيدٍ فَقَالَ جَاءَ سَعِيدٌ بَعْدَ مَا عَلِمْتُ بِهِ قَبْلَ مَجِيئِهِ قَالَ وَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ طَلَّقْتُ أُمَّ فَرْوَةَ بِنْتَ إِسْحَاقَ فِي رَجَبٍ بَعْدَ مَوْتِ أَبِي اَلْحَسَنِ بِيَوْمٍ قُلْتُ طَلَّقْتَهَا وَ قَدْ عَلِمْتَ بِمَوْتِ أَبِي اَلْحَسَنِ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ قَبْلَ أَنْ يَقْدَمَ عَلَيْكَ سَعِيدٌ قَالَ نَعَمْ .

وشا گوید: بحضرت رضا علیه السلام عرضکردم: مردم(واقفیه)از شما روایت کنند که وفات حضرت ابو الحسن(موسی بن جعفر)علیه السلام را مردی بشما گفته و شما آن را از گفته سعید دانسته اید(و بقول یک نفر که مرگ امام ثابت نمیشود)فرمود: سعید آمد ولی من پیش از آمدن او میدانستم. وشا گوید: و شنیدم که میفرمود: من ام فروه دختر اسحاق را در ماه رجب یک روز بعد از وفات حضرت ابو الحسن(پدرم)علیه السلام طلاق دادم، عرضکردم: وقتی طلاق دادید که میدانستید ابو الحسن وفات کرده است؟ فرمود: آری، عرضکردم: پیش از اینکه سعید نزد شما آید؟ فرمود: آری.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 381

قُلْتُ لِلرِّضَا ع أَخْبِرْنِي عَنِ اَلْإِمَامِ مَتَى يَعْلَمُ أَنَّهُ إِمَامٌ حِينَ يَبْلُغُهُ أَنَّ صَاحِبَهُ قَدْ مَضَى أَوْ حِينَ يَمْضِي مِثْلَ أَبِي اَلْحَسَنِ قُبِضَ بِبَغْدَادَ وَ أَنْتَ هَاهُنَا قَالَ يَعْلَمُ ذَلِكَ حِينَ يَمْضِي صَاحِبُهُ قُلْتُ بِأَيِّ شَيْ ءٍ قَالَ يُلْهِمُهُ اَللَّهُ .

صفوان گوید بحضرت رضا علیه السلام عرضکردم: بمن بفرما امام چه زمانی میداند او امام است: زمانی که باو خبر رسد صاحبش(امام سابق)وفات کرده یا همان زمانی که وفات میکند، مثل اینکه حضرت ابو الحسن(پدرت)در بغداد وفات کرد و شما اینجا(در مدینه)بودید؟ فرمود: همان زمانی که صاحبش میمیرد، آگاه می شود: عرضکردم: بچه وسیله؟ فرمود: خدا باو الهام میکند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 381

كُنْتُ وَاقِفاً بَيْنَ يَدَيْ أَبِي اَلْحَسَنِ ع بِخُرَاسَانَ فَقَالَ لَهُ قَائِلٌ يَا سَيِّدِي إِنْ كَانَ كَوْنٌ فَإِلَى مَنْ قَالَ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ اِبْنِي فَكَأَنَّ اَلْقَائِلَ اِسْتَصْغَرَ سِنَّ أَبِي جَعْفَرٍ ع فَقَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَعَثَ عِيسَى اِبْنَ مَرْيَمَ ع رَسُولاً نَبِيّاً صَاحِبَ شَرِيعَةٍ مُبْتَدَأَةٍ فِي أَصْغَرَ مِنَ اَلسِّنِّ اَلَّذِي فِيهِ أَبُو جَعْفَرٍ .

پدر خیرانی گوید: در خراسان برابر حضرت رضا علیه السلام ایستاده بودم که مردی باو عرضکرد اگر پیش آمدی کند، بسوی که رویم؟ فرمود بسوی پسرم ابی جعفر-مثل اینکه گوینده سن ابی جعفر علیه السلام را کوچک شمرد-امام رضا علیه السلام فرمود: خدای تبارک و تعالی عیسی بن مریم علیه السلام را بنبوت و رسالت و شریعت تازه مبعوث ساخت در سنی کوچکتر از سن ابی جعفر.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 384

قُلْتُ لَهُ إِنَّهُمْ يُحَاجُّونَّا يَقُولُونَ إِنَّ اَلْإِمَامَ لاَ يُغَسِّلُهُ إِلاَّ اَلْإِمَامُ قَالَ فَقَالَ مَا يُدْرِيهِمْ مَنْ غَسَّلَهُ فَمَا قُلْتَ لَهُمْ قَالَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قُلْتُ لَهُمْ إِنْ قَالَ مَوْلاَيَ إِنَّهُ غَسَّلَهُ تَحْتَ عَرْشِ رَبِّي فَقَدْ صَدَقَ وَ إِنْ قَالَ غَسَّلَهُ فِي تُخُومِ اَلْأَرْضِ فَقَدْ صَدَقَ قَالَ لاَ هَكَذَا قَالَ فَقُلْتُ فَمَا أَقُولُ لَهُمْ قَالَ قُلْ لَهُمْ إِنِّي غَسَّلْتُهُ فَقُلْتُ أَقُولُ لَهُمْ إِنَّكَ غَسَّلْتَهُ فَقَالَ نَعَمْ .

وشا گوید: احمد بن عمر بود یا دیگری که گفت بحضرت رضا علیه السلام عرضکردم: آنها(واقفیه که منکر امامت امام رضا علیه السلام و نیز منکر وفات پدرش هستند)با ما مشاجره می کنند و می گویند: امام را جز امام غسل نمی دهد(پس چگونه می گویید موسی بن جعفر در بغداد وفات یافته، در صورتی که شما در مدینه بودید)فرمود: آنها چه می دانند کی او را غسل داده است؟ تو بآنها چه جواب دادی؟ عرض کردم: قربانت، من بآنها گفتم: اگر مولایم بگوید، خودم او را در زیر عرش پروردگار غسل داده ام راست گفته است و اگر بگوید در دل زمین غسل داده ام راست گفته، فرمود: این چنین نیست، عرضکردم پس چه بگویم؟ فرمود: بآنها بگو من غسلش داده ام. عرض کردم: بگویم شما غسلش داده اید؟ فرمود: آری.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 384

سَأَلْتُ اَلرِّضَا ع عَنِ اَلْإِمَامِ يُغَسِّلُهُ اَلْإِمَامُ قَالَ سُنَّةُ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ ع .

ابو معمر گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم که امام را امام غسل می دهد؟ فرمود: سنتی است از موسی بن عمران علیه السلام.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 385

قُلْتُ لِلرِّضَا ع إِنَّ اَلْإِمَامَ لاَ يُغَسِّلُهُ إِلاَّ اَلْإِمَامُ فَقَالَ أَ مَا تَدْرُونَ مَنْ حَضَرَ لِغُسْلِهِ قَدْ حَضَرَهُ خَيْرٌ مِمَّنْ غَابَ عَنْهُ اَلَّذِينَ حَضَرُوا يُوسُفَ فِي اَلْجُبِّ حِينَ غَابَ عَنْهُ أَبَوَاهُ وَ أَهْلُ بَيْتِهِ .

طلحه گوید: بامام رضا علیه السلام عرضکردم: امام را جز امام غسل نمی دهد؟ فرمود: آیا نمی دانید چه کسی برای غسلش حاضر می شود؟ کسی حاضر شود که بهتر است از آنکه از او غایب است همان کسانی که در چاه نزد یوسف حاضر شدند، زمانی که ابوین و خانواده اش از او غایب بودند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 385

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ أَكْثَرَ اَلنَّاسُ فِي اَلْعَمُودِ قَالَ فَقَالَ لِي يَا يُونُسُ مَا تَرَاهُ أَ تَرَاهُ عَمُوداً مِنْ حَدِيدٍ يُرْفَعُ لِصَاحِبِكَ قَالَ قُلْتُ مَا أَدْرِي قَالَ لَكِنَّهُ مَلَكٌ مُوَكَّلٌ بِكُلِّ بَلْدَةٍ يَرْفَعُ اَللَّهُ بِهِ أَعْمَالَ تِلْكَ اَلْبَلْدَةِ قَالَ فَقَامَ اِبْنُ فَضَّالٍ فَقَبَّلَ رَأْسَهُ وَ قَالَ رَحِمَكَ اَللَّهُ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ لاَ تَزَالُ تَجِي ءُ بِالْحَدِيثِ اَلْحَقِّ اَلَّذِي يُفَرِّجُ اَللَّهُ بِهِ عَنَّا .

محمد بن عیسی بن عبید گوید: من و ابن فضال نشسته بودیم که یونس وارد شد و گفت: من خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم و عرضکردم: قربانت. مردم در باره عمود(از نور که برای امام برافراشته شود)سخن بسیار گویند، بمن فرمود: ای یونس تو چه عقیده داری؟ خیال میکنی عمودی از آهن است که برای امام افراشته می شود؟ عرضکردم: نمیدانم، فرمود: او فرشته ایست گماشته در هر شهر که خدا بوسیله او اعمال مردم آن شهر را بامام رساند، ابن فضال برخاست و سر او را بوسید و گفت: خدایت رحمت کند ای ابا محمد که همواره برای ما حدیث درستی که خدا بدان مشکل ما را میگشاید می آوری.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 388

رَأَيْتُ اَلرِّضَا ع وَاقِفاً عَلَى بَابِ بَيْتِ اَلْحَطَبِ وَ هُوَ يُنَاجِي وَ لَسْتُ أَرَى أَحَداً فَقُلْتُ يَا سَيِّدِي لِمَنْ تُنَاجِي فَقَالَ هَذَا عَامِرٌ اَلزَّهْرَائِيُّ أَتَانِي يَسْأَلُنِي وَ يَشْكُو إِلَيَّ فَقُلْتُ يَا سَيِّدِي أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَ كَلاَمَهُ فَقَالَ لِي إِنَّكِ إِنْ سَمِعْتِ بِهِ حُمِمْتِ سَنَةً فَقُلْتُ يَا سَيِّدِي أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَهُ فَقَالَ لِيَ اِسْمَعِي فَاسْتَمَعْتُ فَسَمِعْتُ شِبْهَ اَلصَّفِيرِ وَ رَكِبَتْنِيَ اَلْحُمَّى فَحُمِمْتُ سَنَةً .

حکیمه دختر موسی بن جعفر علیه السلام گوید: امام رضا علیه السلام را دیدم در هیزم خانه ایستاده و آهسته سخن می گوید و من دیگری را نمی دیدم. گفتم: آقای من با کی آهسته سخن میگویی فرمود: این عامر زهرایی است که نزد من آمده، و چیزی میپرسد و درد دل میکند. عرضکردم: سرورم دوست دارم سخنش را بشنوم، بمن فرمود: اگر تو سخنش را بشنوی یک سال تب میکنی، عرض کردم: آقایم دوست دارم بشنوم. فرمود: بشنو، من گوش دادم صدایی مانند سوت شنیدم و تب مرا گرفت تا یک سال.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 395
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه