اَلتَّائِبُ مِنَ الذَّنبِ کمَن لا ذَنبَ لَه.
آن کسی که توبه کند مانند کسی است که بی گناه باشد.
امام رضا (علیه السلام)
اَلتَّائِبُ مِنَ الذَّنبِ کمَن لا ذَنبَ لَه.
آن کسی که توبه کند مانند کسی است که بی گناه باشد.
إنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِیةَ أبْوَابٍ وَ لِأهْلِ قُمْ وَاحِدٌ مِنْهَا فَطُوبَی لَهُمْ ثُمَّ طُوبی لَهُمْ ثُمَّ طُوبی لَهُمْ
بهشت هشت در دارد که اهل قم یکی از آن درهای هشت گانه را در اختیار دارند؛ خوشا به حال آنها، خوشا به حال آنها، خوشا به حال آنها.
قَالَ عَلِی بْنُ شُعَیبٍ دَخَلْتُ عَلَی أبِی الحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام فَقَالَ لِی: یا عَلِی مَنْ أحْسَنُ النَّاسِ مَعَاشاً؟ قُلْتُ: یا سَیدِی أنْتَ أعْلَمُ بِهِ مِنّی، فَقَالَ علیه السلام: یا عَلِی مَنْ حَسُنَ مَعَاشُ غَیرِهِ فِی مَعَاشِهِ، یا عَلِی مَنْ أسْوَءُ النَّاسِ مَعَاشاً؟ قُلْتُ: أَنْتَ أعْلَمُ، قَالَ: مَنْ لَمْ یعِشْ غَیرُهُ فِی مَعَاشِهِ، یا عَلِی أحْسِنُوا جِوَارَ النّعَمِ فَإنَّهَا وَحْشِیةٌ مَانَأَتْ عَنْ قَوْمٍ فَعَادَتْ إلَیهِمْ
علی بن شعیب (یا علی بن أبی شعیب) می گوید: خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم و حضرت به من فرمود: چه کسی است که معاش و کسب و کار او از همه بهتر است؟ گفتم: ای آقای من، شما آگاهتر از من هستید. حضرت فرمود: کسی که زندگی دیگران در زندگی او بهبودی پیدا کند (و افراد دیگر سر سفره کسب و کار او نشسته و بهره مند شوند به عبارت دیگر اشتغال زایی کند و گروهی از کنار او بهره مند شوند). حضرت مجدّداً پرسید: چه کسی زندگی و کسب و کارش از همه بدتر است؟ گفتم: شما آگاهتر هستید. حضرت فرمود: کسانی که دیگران از کنار زندگی آنها نان نمی خورند. وقتی نعمتهای خدا سراغ شما آمد، حقّ آنها را ادا کنید، چرا که نعمتها گریز پاست و وقتی دور شد، دیگر به آسانی بر نمی گردد.
قَالَ أَحْمَدُ بْنُ عُمَرَ وَ الحُسَینُ بْنُ یزِیدَ: دَخَلْنَا عَلَی الرِّضَا علیه السلام فَقُلْنَا: إنَّا کنَّا فِی سِعَةٍ مَنَ الرِّزْقِ وَ غَضَارَةٍ مِنَ العَیشِ فَتَغَیرَتِ الحَالُ بَعْضَ التَغَیرِ فَادْعُ اللَّهَ أَنْ یرُدَّ ذَلِک إلَینَا؟ فَقَالَ علیه السلام: أی شَی ءٍ تُرِیدُونَ تَکونُونَ مُلُوکاً أیسُّرُکمْ أَنْ تَکونُوا مِثْلَ طَاهِرٍ وَ هَرْثَمَةٍ وَ إنَّکمْ عَلی خِلَافِ مَا أنْتُمْ عَلَیهِ؟ فَقُلْتُ: لاوَ اللَّهِ مَا سَرَّنِی أنَّ لِی الدُّنْیا بِمَا فِیهَا ذَهَباً وَ فِضَّةً وَ إنّی عَلی خِلَافِ مَا أنَا عَلَیهِ. فَقَالَ علیه السلام: إنَّ اللَّهَ یقُولُ: «اعْمَلُوا آلَ داوُود…
احمد بن عمرو حسین بن یزید (از یاران امام رضا علیه السلام) می گویند: خدمت آن حضرت رسیده و عرض کردیم: ما زندگانی وسیع، پر نعمت، شاداب و باطراوتی داشتیم، اوضاع دگرگون شده و کمی تغییر پیدا کرده است، از خدا بخواهید که آن زندگانی وسیع و پر نعمت به ما بازگردد، امام در پاسخ فرمود: چه می خواهید آیا می خواهید مانند ملوک باشید؟ آیا خوشحال می کند شما را این که مانند طاهر و هرثمه باشید در حالی که بر خلاف چیزی باشید که الان هستید (از نعمت ولایت خارج شوید)؟ در جواب گفتند: به خدا سوگند دوست ندارم که تمام دنیا را پر از طلا و نقره کنند و به من بدهند و نعمت ولایت را از من بگیرند. امام فرمود: خداوند می فرماید: «ای آل داوود! شکر (این همه نعمت را) به جا آورید ولی عدّه کمی از بندگان من شکرگزارند».
خَیرُ مالِ المَرءِ ذَخائِرُ الصَّدَقَةِ
بهترین مال انسان، اندوخته های صدقه است.
وَلَمَّا جَعَلَ المَأْمُونُ إلَی عَلِی بْنِ مُوسَی الرِّضَا علیهما السلام وِلَایةَ العَهْدِ دَخَلَ عَلَیهِ آذَنَهُ وَ قَالَ انَّ قَوْماً بِالْبَابِ یسْتَأْذِنُونَ عَلَیک یقُولُونَ: نَحْنُ شِیعَةُ عَلِی علیه السلام... إنَّمَا شِیعَتُهُ الحَسَنُ وَ الْحُسَینُ وَ أبُوذَرُ وَ سُلْمَانُ وَ الْمِقْدَادُ وَ عَمَّارٌ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أبِی بَکرٍ الَّذِینَ لَمْ یخَالِفُوا شَیئاً مِنْ أوَامِرِهِ... فَلَوْقُلْتُمْ إنَّکمْ مُوَالُوهُ وَ مُحِبُّوهُ وَ المُوَالُونَ لِأوْلِیائِهِ وَ الْمُعَادُونَ لأعْدَائِهِ لَمْ أُنْکرْهُ مِنْ قَوْلِکمْ...
هنگامی که مأمون ولایت عهدی را بر عهده امام رضا علیه السلام قرار داد، خادم آن حضرت بر ایشان داخل شده و اجازه گرفته و عرض کرد: جمعی از مردم در پشت در اجازه ملاقات می خواهند و می گویند ما شیعه علی علیه السلام هستیم... (امام به آنان اجازه ملاقات ندادند؛ روز دوّم، سوّم و تا دو ماه پشت سر هم هر روز آمدند و در این مدّت حضرت اجازه ملاقات ندادند، روز آخر که شد آنها به خادم گفتند به امام بگو اگر ما به دیار خود برگردیم و بگویند دو ماه در طوس بودید آیا حضرت را زیارت کردید یا نه، اگر بگوییم اجازه ملاقات ندادند، دیگر آبرو نخواهیم داشت، خادم گفته آنان را به حضرت عرض کرد و حضرت اجازه ملاقات دادند. بعد از ورود، حضرت به آنها اجازه جلوس ندادند، آنها عرض کردند: ای پسر رسول خدا ما چه کرده ایم که شما با ما چنین…
مَن سَمّی یومَ عاشوراءَ یومَ بَرَکةٍ وَ ادَّخَرَ فیهِ لِمَنزِلِهِ شَیئاً، لَم یبارَک لَهُ فیمَا ادَّخَرَ، وَ حُشِرَ یومَ القِیامَةِ مَعَ یزیدَ وَ عُمَرَ بنِ سَعدٍ إلى أسفَلِ دَرَكَةٍ مِنَ النّارِ.
هر کس روز عاشورا را روز برکت بنامد و در این روز برای خانه خود چیزی ذخیره کند، در آنچه اندوخته است، به او برکت داده نمی شود و روز قیامت با یزید و عبید اللَّه بن زیاد و عمر بن سعد در پایین ترین طبقه دوزخ، محشور می شود.
مَن کانَ یومُ عاشوراءَ یومَ مُصیبَتِهِ و حُزنِهِ و بُکائِهِ، یجعَلُ اللّه یومَ القیامَةِ یومَ فرحِهِ و سُرورِهِ؛
هر که عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد، خداوند روز قیامت را روز شادی و سرورش می گرداند.
کانَ أبی إذا دَخَلَ شَهرُ الْمُحَرَّمِ لا یَری ضَاحِکاً
چون ماه محرم فرا می رسید، کسی پدرم را خندان نمی دید.
إنَّما جُعِلَ یومُ الفِطرِ العِیدَ لِیکونَ لِلمُسلِمینَ مُجتَمَعا یجتَمِعُونَ فیهِ و یبرُزونَ لِلّهِ فَیمَجِّدُونَهُ عَلی ما مَنَّ عَلَیهِم؛
روز فطر از این رو عید قرار داده شد تا روز گردهمایی مسلمانان باشد، و در این روز گرد هم آیند و برای خدا به صحرا(فضایی باز) درآیند و خداوند را بر منّتی که بر آنها نهاده است ستایش و به بزرگی یاد کنند.
إنَّ اللّه َ يَكرَهُ شُهرَةَ العِبادَةِ ، و شُهرَةُ النّاسِ
خداوند، انگشت نما شدن در عبادت و انگشت نما شدن در برابر مردم را ناخوش می دارد.
مَنْ فَرَّجَ عنْ مُؤمِنٍ فَرَّجَ اللّه عَنْ قَلْبِهِ یوْمَ الْقِیامَةِ.
کسی که گِره از کار مؤمنی بگشاید و شادش کند، خداوند هم در روز قیامت، کارِ بسته او را می گشاید.