عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ قَالَ قَالَ اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَا مِنْ شِيعَتِنَا إِلاَّ صِدِّيقٌ شَهِيدٌ قُلْتُ أَنَّى يَكُونُ كَذَلِكَ وَ هُمْ يَمُوتُونَ عَلَى فُرُشِهِمْ فَقَالَ أَ مَا تَتْلُونَ كِتَابَ اَللَّهِ اَلَّذِينَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ أُولٰئِكَ هُمُ اَلصِّدِّيقُونَ وَ اَلشُّهَدٰاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ : قُلْتُ صَدَقْتَ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَأَنِّي لَمْ أَرَ هَذِهِ اَلْآيَةَ مِنْ كِتَابِ اَللَّهِ قَالَ ثُمَّ قَالَ اَلْحُسَيْنُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لَوْ لَمْ تَكُنِ اَلشَّهَادَةُ إِلاَّ لِمَنْ قُتِلَ بِالسَّيْفِ لَمَا قَالَ اَللَّهُ اَلشُّهَدَاءُ .
امام سجاد علیه السّلام فرمود:از شیعیان ما نیست مگر راستگو و شهید، گفتم:چگونه چنین چیزی ممکن است در حالی که آنان در رختخوابهایشان می میرند؟فرمود:آیا کتاب خدا را نخوانده اید کسانی که به خدا و رسولانش ایمان آورده اند اینها راستگویان حقیقی هستند و نزد پروردگارشان اجر شهید را دارند گفتم:درست می فرمایی فدایت شوم، گویا من این آیه را از کتاب خدا ندیده بودم، سپس فرمود:پدرم حسین علیه السّلام می فرمود:اگر شهادت فقط منحصر در کشته شدن به وسیله شمشیر بود خداوند لفظ شهدا را بکار نمی برد.
قَالَ اَلْحُسَيْنُ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ يَا أَبَتَاهْ مَا لِمَنْ زَارَنَا قَالَ يَا بُنَيَّ مَنْ زَارَنِي حَيّاً وَ مَيِّتاً وَ مَنْ زَارَ أَبَاكَ حَيّاً وَ مَيِّتاً وَ مَنْ زَارَكَ حَيّاً وَ مَيِّتاً وَ مَنْ زَارَ أَخَاكَ حَيّاً وَ مَيِّتاً كَانَ حَقِيقٌ عَلَيَّ أَنْ أَزُورَهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ أُخَلِّصَهُ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ أُدْخِلَهُ اَلْجَنَّةَ .
امام صادق علیه السلام از پدرش امام باقر علیه السلام و او از پدرش امام سجاد علیه السلام روایت نموده که امام حسین صلوات الله علیه از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید: ای پدر آن کس را که ما را زیارت کند چه پاداشی دارد؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ای پسر عزیزم هر که مرا در حال زندگی و یا پس از مرگ زیارت کند و هر که پدرت را در حال زندگی و یا پس از مرگ زیارت کند و هر که برادرت را در حال زندگی و یا پس از مرگ زیارت کند و یا تو را در حال زندگی و یا پس از مرگ زیارت کند، بر من باشد که او را در روز رستاخیز دیدار کنم و از گناهانش برهانم و به بهشت در آورم
قُلْتُ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ حَدِّثْنِي عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هذانِ خَصْمانِ اِخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ َالَ نَحْنُ وَ بَنُو أُمَيَّةَ اِخْتَصَمْنَا فِي اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْنَا صَدَقَ اَللَّهُ وَ قَالُوا كَذَبَ اَللَّهُ فَنَحْنُ وَ إِيَّاهُمُ اَلْخَصْمَانِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ .
نضر بن مالک گوید: به حسین بن علی بن ابی طالب عرض کردم: یا ابا عبد الله اینکه خدا میفرماید: / هذان خصمان اختصموا فی ربهم / : (اینان دو دشمنند که در مورد خدا دشمنی کردند) مقصود چیست؟ فرمود: مقصود، ماییم و بنی امیه که در باره خدای عز و جل دشمنی کردیم ما گفتیم: خدا راست فرمود، و آنان گفتند خدای دروغ گفت، از این رو ما و آنان در روز قیامت با یک دیگر دشمن خواهیم بود.
تُحْفَةُ اَلصَّائِمِ أَنْ يُدَهِّنَ لِحْيَتَهُ وَ يُجَمِّرَ ثَوْبَهُ وَ تُحْفَةُ اَلْمَرْأَةِ اَلصَّائِمَةِ أَنْ تَمْشُطَ رَأْسَهَا وَ تُجَمِّرَ ثَوْبَهَا وَ كَانَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع إِذَا صَامَ يَتَطَيَّبُ بِالطِّيبِ وَ يَقُولُ اَلطِّيبُ تُحْفَةُ اَلصَّائِمِ.
حسن بن علی(ع)فرمود: تحفه روزه دار این است که ریش اش را عطر بزند و لباسش را بخور دهد و تحفه زن روزه دار اینکه سرش را شانه زند و لباسش را بخور دهد و حضرت ابا عبد الله حسین بن علی وقتی روزه میگرفت با عطر خود را خوشبو میکرد و میفرمود: تحفه روزه دار عطر است.
كَانَ عَلَى اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ ع تَعْوِيذَانِ حَشْوُهُمَا مِنْ زَغَبِ جَنَاحِ جَبْرَائِيلَ ع .
ابن عمر گوید: بهمراه حسن و حسین دو تعویذ بود که میان آن ریزه های بال جبرییل آکنده بود
قُلْتُ لِأَبِي إِسْحَاقَ مَتَى ذَلَّ اَلنَّاسُ قَالَ حِينَ قُتِلَ اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع وَ اُدُّعِيَ زِيَادٌ وَ قُتِلَ حُجْرُ بْنُ عَدِيٍّ .
عمر بن بشر همدانی گوید: ابی اسحق را گفتم: کی مردم خوار شدند؟ گفت: هنگامی که حسین بن علی کشته شد و زیاد را معاویه بن ابی سفیان برادر خویش خواند و حجر بن عدی کشته شد.
لَمَّا خَلَقَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ كَلَّمَهُ عَلَى طُورِ سِينَا ثُمَّ اِطَّلَعَ عَلَى اَلْأَرْضِ اِطِّلاَعَةً فَخَلَقَ مِنْ نُورِ وَجْهِهِ اَلْعَقِيقَ ثُمَّ قَالَ آلَيْتُ بِنَفْسِي عَلَى نَفْسِي أَلاَّ أُعَذِّبَ كَفَّ لاَبِسِهِ إِذَا تَوَلَّى عَلِيّاً بِالنَّارِ .
امام کاظم از پدرش امام صادق و او از پدرش امام باقر و او از پدرش امام سجاد و او از پدرش امام حسین علیهم السلام روایت نموده که فرمود: چون خدای گرامی و بزرگ موسی بن عمران علیه السلام را آفرید با او در طور سینا سخن گفت؛ پس آنگاه بر زمین نگاهی افکند و از پرتو رخسارش عقیق را آفرید، سپس فرمود: به ذات خویش سوگند خورده ام که دستی را که عقیق در آن است در صورتی که ولایت علی علیه السلام را بپذیرد عذاب نکنم
سَهِرْتُ أَنَا وَ نَفَرٌ ذَاتَ لَيْلَةٍ فَتَذَاكَرْنَا قَتْلَ اَلْحُسَيْنِ ع فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ اَلْقَوْمِ مَا تَلَبَّسَ أَحَدٌ بِقَتْلِهِ إِلاَّ أَصَابَهُ بَلاَءٌ فِي أَهْلِهِ وَ مَالِهِ وَ نَفْسِهِ فَقَالَ شَيْخٌ مِنَ اَلْقَوْمِ فَهُوَ وَ اَللَّهِ مِمَّنْ شَهِدَ قَتْلَهُ وَ أَعَانَ عَلَيْهِ فَمَا أَصَابَهُ إِلَى اَلْآنِ أَمْرٌ يَكْرَهُهُ فَمَقَتَهُ اَلْقَوْمُ وَ تَغَيَّرَ اَلسِّرَاجُ وَ كَانَ دُهْنُهُ نِفْطاً فَقَامَ إِلَيْهِ لِيُصْلِحَهُ فَأَخَذَتِ اَلنَّارُ بِإِصْبَعِهِ فَنَفَخَهَا فَأَخَذَتْ بِلِحْيَتِهِ فَخَرَجَ يُبَادِرُ إِلَى اَلْمَاءِ فَأَلْقَى نَفْسَهُ فِي اَلنَّهَرِ وَ جَعَلَتِ…
یعقوب بن سلیمان گوید: شبی با عده ای به گفتگو نشسته بودیم و در باره قتل امام حسین علیه السلام سخن می گفتیم. یک نفر از همنشینان گفت: هیچ کس دست به قتل او نیالوده جز آنکه به بلایی در خانواده و دارایی و جانش گرفتار آمده است. پیرمردی از همنشینان گفت: به خدا سوگند که همانا من کشته شدن او را دیدم و در کشتنش کمک کردم و تاکنون به بلایی گرفتار نشده ام که مرا به سختی اندازد. همنشینان بر او خشم گرفتند و ناگاه چراغی که با روغن نفط می سوخت خراب شد. آن پیرمرد برخاست تا چراغ را درست کند که انگشتانش آتش گرفت. انگشتانش را فوت کرد، ریشش هم آتش گرفت. بیرون رفت تا آتش را با آب خاموش کند و خود را به رودخانه انداخت. آتش بر روی سرش شعله می کشید و هر گاه که سرش را بیرون می آورد او را می سوزاند و این گونه سوخت تا…
قَدِمَ عَلَيْنَا رَجُلٌ مِنْ بَنِي دَارِمٍ مِمَّنْ شَهِدَ قَتْلَ اَلْحُسَيْنِ ع مُسْوَدَّ اَلْوَجْهِ وَ كَانَ رَجُلاً جَمِيلاً شَدِيدَ اَلْبَيَاضِ فَقُلْتُ لَهُ مَا كِدْتُ أَعْرِفُكَ لِتَغَيُّرِ لَوْنِكَ فَقَالَ قَتَلْتُ رَجُلاً مِنْ أَصْحَابِ اَلْحُسَيْنِ يُبْصَرُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ أَثَرُ اَلسُّجُودِ وَ جِئْتُ بِرَأْسِهِ فَقَالَ اَلْقَاسِمُ لَقَدْ رَأَيْتُهُ عَلَى فَرَسٍ لَهُ مَرِحاً وَ قَدْ عَلَّقَ اَلرَّأْسَ بِلَبَانِهَا وَ هُوَ يُصِيبُ رُكْبَتَهَا قَالَ فَقُلْتُ لِأَبِي لَوْ أَنَّهُ رَفَعَ اَلرَّأْسَ قَلِيلاً أَ مَا تَرَى مَا تَصْنَعُ بِهِ اَلْفَرَسُ بِيَدَيْهَا فَقَالَ لِي يَا بُنَيَّ مَا…
قاسم بن اصبغ بن نباته گوید: مردی سیاه روی از قبیله «بنی دارم»که پیش از این زیبا و بسیار سفید روی بود و شاهد قتل امام حسین علیه السلام شده بود نزد ما آمد به او گفتم: به خاطر تغییر رنگ چهره ات تو را به سختی شناختم. آن مرد گفت: مردی از یاران حسین علیه السلام را که سفید روی بود و بر پیشانی اش اثر سجده بود کشتم و با خود آوردم. قاسم در ادامه گوید: پس از کشتن او من آن مرد را سوار بر اسب دیدم که خوشحال بود و آن سر را بر سینه اسبش آویخته بود و آن سر به دست های اسب برخورد می کرد. به پدرم گفتم: ای کاش آن سر را کمی بالاتر می برد نمی بینی که دست های اسب با آن سر چه می کند؟ پدرم گفت: فرزند عزیزم آنچه بر سرش آورده اند سخت تر از این بوده است. آن مرد خود برایم تعریف می کرد که از آن هنگام که او را کشته ام شبی…
اِعْتَبِرُوا أَيُّهَا اَلنَّاسُ بِمَا وَعَظَ اَللَّهُ بِهِ أَوْلِيَاءَهُ مِنْ سُوءِ ثَنَائِهِ عَلَى اَلْأَحْبَارِ إِذْ يَقُولُ لَوْ لا يَنْهاهُمُ اَلرَّبّانِيُّونَ وَ اَلْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ اَلْإِثْمَ وَ قَالَ لُعِنَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ إِلَى قَوْلِهِ لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَ وَ إِنَّمَا عَابَ اَللَّهُ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ لِأَنَّهُمْ كَانُوا يَرَوْنَ مِنَ اَلظَّلَمَةِ اَلَّذِينَ بَيْنَ أَظْهُرِهِمُ اَلْمُنْكَرَ وَ اَلْفَسَادَ فَلاَ يَنْهَوْنَهُمْ عَنْ ذَلِكَ رَغْبَةً فِيمَا كَانُوا يَنَالُونَ مِنْهُمْ وَ رَهْبَةً مِمَّا يَحْذَرُونَ وَ اَللَّهُ يَقُولُ فَلا…
ای مردم از آنچه خدا دوستداران خود را بدان پند داده پند گیرید مانند بدگویی او از دانشمندان یهود، آنجا که فرماید: «چرا علمای ربانی و دانشمندان، آنان را از گفتار گناه آلود باز نمی دارند؟ » سوره مایده ، آیه 63 و فرماید: «از میان فرزندان اسراییل، آنان که کفر ورزیدند، مورد لعنت قرار گرفتند. . . چه بد بود آنچه می کردند» سوره مایده ، آیه 78-79 . همانا، خداوند آنان را مورد نکوهش قرار داده به خاطر اینکه در میان ستمکاران بودند و اعمال زشت و فاسد آنان را مشاهده می کردند ولی به طمع آنچه که داشتند و از بیم اینکه در محذور واقع شوند آنان را از آن اعمال نهی نمی کردند، -با اینکه خدا می فرماید: «و از مردم نترسید و از من بترسید» مایده ، آیه 44 . و خدا می فرماید: «مردان و زنان با ایمان، دوستان یک دیگرند، که به…
أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ أُحَذِّرُكُمْ أَيَّامَهُ وَ أَرْفَعُ لَكُمْ أَعْلاَمَهُ فَكَأَنَّ اَلْمَخُوفَ قَدْ أَفِدَ بِمَهُولِ وُرُودِهِ وَ نَكِيرِ حُلُولِهِ وَ بَشِعِ مَذَاقِهِ فَاعْتَلَقَ مُهَجَكُمْ وَ حَالَ بَيْنَ اَلْعَمَلِ وَ بَيْنَكُمْ فَبَادِرُوا بِصِحَّةِ اَلْأَجْسَامِ فِي مُدَّةِ اَلْأَعْمَارِ كَأَنَّكُمْ بِبَغَتَاتِ طَوَارِقِهِ فَتَنْقُلُكُمْ مِنْ ظَهْرِ اَلْأَرْضِ إِلَى بَطْنِهَا وَ مِنْ عُلْوِهَا إِلَى سُفْلِهَا وَ مِنْ أُنْسِهَا إِلَى وَحْشَتِهَا وَ مِنْ رَوْحِهَا وَ ضَوْئِهَا إِلَى ظُلْمَتِهَا وَ مِنْ سَعَتِهَا إِلَى ضِيقِهَا حَيْثُ لاَ يُزَارُ حَمِيمٌ وَ لاَ يُعَادُ…
یک اندرز از امام حسین علیه السلام -من شما را به تقوای الهی سفارش می کنم و از روزهای او شما را بر حذر می دارم و پرچم ها و نشانه هایش را برایتان برافراشته می سازم. گویا آنچه ترسناک است با ورودی هولناک و فرودی ناشناخته و مزه ای ناگوار در رسیده تا به جانهای شما در آویزد و میان شما و عمل فاصله اندازد؛ پس در مدت عمر باقی مانده در سایه تندرستی خود چنان در انجام عمل نیک شتاب کنید که گویا ناگهان آن بر شما شبیخون خواهد زد و شما را از روی زمین به درون زمین خواهد کشاند و از فراز آن به پستی و از انس آشنایان و دوستان به وحشت تنهایی و جدایی و از آسایش و روشنایی به تاریکی و از فضای گشاده به فضای تنگ خواهد انداخت. آنجا که نه به دیدار خویشاوند روند، نه از بیماری عیادت نمایند و نه به فریادگری پاسخ گویند…
أَمَّا بَعُدَ فَتَبّاً لَكُمْ أَيَّتُهَا اَلْجَمَاعَةُ وَ تَرَحاً حِينَ اِسْتَصْرَخْتُمُونَا وَلِهِينَ فَأَصْرَخْنَاكُمْ مُوجِفِينَ سَلَلْتُمْ عَلَيْنَا سَيْفاً كَانَ فِي أَيْمَانِنَا وَ حَشَشْتُمْ عَلَيْنَا نَاراً اِقْتَدَحْنَاهَا عَلَى عَدُوِّنَا وَ عَدُوِّكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ إِلْباً لَفّاً عَلَى أَوْلِيَائِكُمْ وَ يَداً لِأَعْدَائِكُمْ بِغَيْرِ عَدْلٍ أَفْشَوْهُ فِيكُمْ وَ لاَ لِأَمَلٍ أَصْبَحَ لَكُمْ فِيهِمْ وَ عَنْ غَيْرِ حَدَثٍ كَانَ مِنَّا وَ لاَ رَأْيٍ تَفَيَّلَ عَنَّا فَهَلاَّ لَكُمُ اَلْوَيْلاَتُ تَرَكْتُمُونَا وَ اَلسَّيْفُ مَشِيمٌ وَ اَلْجَأْشُ طَامِنٌ وَ اَلرَّأْيُ لَمْ…
نامه امام حسین علیه السلام به کوفیان -هنگامی که به کوفه رفت و از آنان یاری و کمک ندید اما بعد؛ ای گروه کوفیان، هلاکت و اندوه بر شما باد در این هنگام که سرگشته و حیران، ما را به فریادرسی خود فراخواندید و ما شتابان و آماده به فریادتان رسیدیم، شما شمشیری را که از آن ما می باشد به روی خود ما برکشیدید و آتشی را که ما بر دشمن ما و شما برافروخته بودیم بر خود ما افروختید و همه با هم یک دل و یک صدا به دشمنی با دوستان خود پرداختید و بازو و یاور دشمنانتان شدید، بدون آن که دشمنانتان در میان شما عدالتی را برقرار سازند یا آرزویی از شما برآورده نمایند. و بی آن که بدعتی از ما سر زده باشد و رای و نظر سست و بی اساس از ما صادر شده باشد؛ پس بدانید که نفرین خدا بر شما باد چرا هنگامی که شمشیرها در نیام و خاطر ما…