حدیث امام حسین (ع) درباره نامه امام حسین به مردم کوفه

حدیث
شماره ۱۱۰۲۱ امام حسین (ع)

قال الإمام حسين عليه السلام:

أَمَّا بَعُدَ فَتَبّاً لَكُمْ أَيَّتُهَا اَلْجَمَاعَةُ وَ تَرَحاً حِينَ اِسْتَصْرَخْتُمُونَا وَلِهِينَ فَأَصْرَخْنَاكُمْ مُوجِفِينَ سَلَلْتُمْ عَلَيْنَا سَيْفاً كَانَ فِي أَيْمَانِنَا وَ حَشَشْتُمْ عَلَيْنَا نَاراً اِقْتَدَحْنَاهَا عَلَى عَدُوِّنَا وَ عَدُوِّكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ إِلْباً لَفّاً عَلَى أَوْلِيَائِكُمْ وَ يَداً لِأَعْدَائِكُمْ بِغَيْرِ عَدْلٍ أَفْشَوْهُ فِيكُمْ وَ لاَ لِأَمَلٍ أَصْبَحَ لَكُمْ فِيهِمْ وَ عَنْ غَيْرِ حَدَثٍ كَانَ مِنَّا وَ لاَ رَأْيٍ تَفَيَّلَ عَنَّا فَهَلاَّ لَكُمُ اَلْوَيْلاَتُ تَرَكْتُمُونَا وَ اَلسَّيْفُ مَشِيمٌ وَ اَلْجَأْشُ طَامِنٌ وَ اَلرَّأْيُ لَمْ يُسْتَحْصَفْ وَ لَكِنِ اِسْتَسْرَعْتُمْ إِلَيْهَا كَتَطَايُرِ اَلدَّبَى وَ تَدَاعَيْتُمْ عَنْهَا كَتَدَاعِي اَلْفَرَاشِ فَسُحْقاً وَ بُعْداً لِطَوَاغِيتِ اَلْأُمَّةِ وَ شُذَّاذِ اَلْأَحْزَابِ وَ نَبَذَةِ اَلْكِتَابِ وَ نَفَثَةِ اَلشَّيْطَانِ وَ مُحَرِّفِي اَلْكَلاَمِ وَ مُطْفِئِي اَلسُّنَنِ وَ مُلْحِقِي اَلْعَهْرَةِ بِالنَّسَبِ اَلْمُسْتَهْزِءِينَ اَلَّذِينَ جَعَلُوا اَلْقُرْآنَ عِضِين وَ اَللَّهِ إِنَّهُ لَخَذْلٌ فِيكُمْ مَعْرُوفٌ قَدْ وَشَجَتْ عَلَيْهِ عُرُوقُكُمْ وَ تَوَارَتْ عَلَيْهِ أُصُولُكُمْ فَكُنْتُمْ أَخْبَثَ ثَمَرَةٍ شَجَا لِلنَّاطِرِ وَ أُكْلَةً لِلْغَاصِبِ أَلاَ فَلَعْنَةُ اَللَّهِ عَلَى اَلنَّاكِثِينَ اَلَّذِينَ يَنْقُضُونَ اَلْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها وَ قَدْ جَعَلُوا اَللَّهَ عَلَيْهِمْ كَفِيلاً أَلاَ وَ إِنَّ اَلدَّعِيَّ اِبْنَ اَلدَّعِيِّ قَدْ رَكَزَ مِنَّا بَيْنَ اِثْنَتَيْنِ بَيْنَ اَلْمِلَّةِ اَلسَّلَّةِ وَ اَلذِّلَّةِ وَ هَيْهَاتَ مِنَّا اَلدَّنِيئَةُ يَأْبَى اَللَّهُ ذَلِكَ وَ رَسُولُهُ وَ اَلْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَابَتْ وَ أُنُوفٌ حَمِيَّةٌ وَ نُفُوسٌ أَبِيَّةٌ وَ أَنْ نُؤْثِرَ طَاعَةَ اَللِّئَامِ عَلَى مَصَارِعِ اَلْكِرَامِ وَ إِنِّي زَاحِفٌ إِلَيْهِمْ بِهَذِهِ اَلْأُسْرَةِ عَلَى كَلَبِ اَلْعَدُوِّ وَ كَثْرَةِ اَلْعَدَدِ وَ خِذْلَةِ اَلنَّاصِرِ أَلاَ وَ مَا يَلْبَثُونَ إِلاَّ كَرَيْثِمَا يُرْكَبُ اَلْفَرَسُ حَتَّى تَدُورَ رَحَى اَلْحَرْبِ وَ تُعْلَقَ اَلنُّحُورُ عَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَيَّ أَبِي ع فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اَللّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ ما مِنْ دَابَّةٍ إِلاّ هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ

نامه امام حسین علیه السلام به کوفیان -هنگامی که به کوفه رفت و از آنان یاری و کمک ندید اما بعد؛ ای گروه کوفیان، هلاکت و اندوه بر شما باد در این هنگام که سرگشته و حیران، ما را به فریادرسی خود فراخواندید و ما شتابان و آماده به فریادتان رسیدیم، شما شمشیری را که از آن ما می باشد به روی خود ما برکشیدید و آتشی را که ما بر دشمن ما و شما برافروخته بودیم بر خود ما افروختید و همه با هم یک دل و یک صدا به دشمنی با دوستان خود پرداختید و بازو و یاور دشمنانتان شدید، بدون آن که دشمنانتان در میان شما عدالتی را برقرار سازند یا آرزویی از شما برآورده نمایند. و بی آن که بدعتی از ما سر زده باشد و رای و نظر سست و بی اساس از ما صادر شده باشد؛ پس بدانید که نفرین خدا بر شما باد چرا هنگامی که شمشیرها در نیام و خاطر ما آسوده و هنوز رای و نظر ما پا نگرفته بود ما را به حال خود وانگذاشتید؟ بلکه مانند انبوه ملخهای هم پرواز، بر آن شتافتید و پروانه وار به سوی آن به پرواز درآمدید؛ پس هلاکت و آوارگی بر کسانی باد که جزو طغیانگران امت و پس مانده های جنگ احزاب و بی اعتناشدگان به قرآن و بارورشدگان به شیطان و تحریفگران کلمات حق و خاموش کنندگان چراغ سنتها و سازندگان حسب و نسب برای زنازاده ها و استهزا گرانی که قرآن را پاره پاره کردند. به خدا سوگند این تنها گذاشتن رهبر ، روش همیشگی و معروف شماست و رگ و ریشه شما بر آن روییده و بن و بیخ شما بر آن استوار شده است؛ پس شما برای باغبان خود بدترین میوه گلوگیر هستید و برای رباینده خود لقمه ای چرب و گوارا. هان لعنت خدا بر پیمان شکنانی که پیمانها و سوگندها را پس از تحکیم و تثبیت آن بشکنند با آن که خدا را بر آن ضامن و شاهد گرفته بودند. هان آن زنازاده پسر زنازاده ما را بر سر دو راهی قرار داده: انتخاب شریعت یا قبول خواری و ذلت. ذلت پذیری از ما به دور است ذلت را نه خدا و پیامبرش بر ما می پسندد و نه مومنان و نه آن دامانهای پاک که ما را پرورده است و نه انسانهای غیرتمند و نه افراد سرافراز. آری، اینان هرگز نمی پذیرند که ما فرمانبرداری از فرومایگان را بر جانبازی رادمردان ترجیح دهیم. اینک من با همین افراد اندک از نزدیکان و بستگانم به پیش می تازم، با آن که دشمن سرسخت و پرشمار است و یارانم دست از یاری من کشیده اند. هان دیری نپاید مگر همان اندازه که بر اسب سوار شدند و آسیاب جنگ به چرخش درآید و گردنها آویزان گردد. این عهدی است که پدرم مرا در جریان آن گذارده؛ پس شمار کار خود را فراهم کنید و سپس تصمیم خود را اجرا نمایید و مهلت ندهید. من توکل بر خدایی نموده ام که پروردگار من و شماست و هیچ جانداری نیست مگر آن که زمام امرش در دست پروردگار است. به راستی، پروردگارم بر راه راست است.

Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه