إِنَّ اَللَّهَ لاَ يُوصَفُ إِلاَّ بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَ أَنَّى يُوصَفُ اَلَّذِي تَعْجِزُ اَلْحَوَاسُّ أَنْ تُدْرِكَهُ وَ اَلْأَوْهَامُ أَنْ تَنَالَهُ وَ اَلْخَطَرَاتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ اَلْأَبْصَارُ عَنِ اَلْإِحَاطَةِ بِهِ نَأَى فِي قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فِي نَأْيِهِ كَيَّفَ اَلْكَيْفَ بِغَيْرِ أَنْ يُقَالَ كَيْفَ وَ أَيَّنَ اَلْأَيْنَ بِلاَ أَنْ يُقَالَ أَيْنَ هُوَ مُنْقَطِعُ اَلْكَيْفِيَّةِ وَ اَلْأَيْنِيَّةِ اَلْوَاحِدُ اَلْأَحَدُ جَلَّ جَلاَلُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ.
به راستی، خداوند وصف نشود جز به آنچه خودش خود را وصف نموده است. کجا می تواند وصف پذیر باشد در حالی که حواس از درکش عاجز است و خردها بدو نرسند و تصورات به کنه او پی نبرند و او در دیدگان نگنجد، آن خدایی که با تمام نزدیکیش دور است و با تمام دوریش نزدیک؛ چگونگی را پدید آورد ولی «چگونه»در مورد او به کار نرود و کجایی را آفرید ولی«کجا»در باره او استفاده نشود. او از چگونگی و کجایی برکنار است، یگانه است و یکتا، جلالت او پرجلال و نامهایش مقدس باد
دَخَلْتُ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ع وَ قَدْ نُكِبَتْ إِصْبَعِي وَ تَلَقَّانِي رَاكِبٌ وَ صَدَمَ كَتِفِي وَ دَخَلْتُ فِي زَحْمَةٍ فَخَرَقُوا عَلَيَّ بَعْضَ ثِيَابِي فَقُلْتُ كَفَانِي اَللَّهُ شَرَّكَ مِنْ يَوْمٍ فَمَا أَيْشَمَكَ فَقَالَ ع لِي يَا حَسَنُ هَذَا وَ أَنْتَ تَغْشَانَا تَرْمِي بِذَنْبِكَ مَنْ لاَ ذَنْبَ لَهُ قَالَ اَلْحَسَنُ فَأَثَاب إِلَيَّ عَقْلِي وَ تَبَيَّنْتُ خَطَئِي فَقُلْتُ يَا مَوْلاَيَ أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ فَقَالَ يَا حُسْنُ مَا ذَنْبُ اَلْأَيَّامِ حَتَّى صِرْتُمْ تَتَشَأَّمُونَ بِهَا إِذَا جُوزِيتُمْ بِأَعْمَالِكُمْ فِيهَا قَالَ اَلْحَسَنُ أَنَا…
حسن بن مسعود احتمال دارد: «حسن بن سعید»صحیح باشد گوید: خدمت امام هادی علیه السلام شرفیاب شدم، در حالی که انگشتم خراش برداشته بود و سواری در اثر برخوردی که به من کرده بود شانه ام آسیب دیده بود و در ازدحامی گرفتار شدم که در اثر آن پاره ای از لباسهایم پاره شد، ناگهان بر زبان آوردم که: وه چه روز شومی خدا شرت را از من بگرداند. امام هادی علیه السلام فرمود: ای حسن تو هم که با ما رفت و آمد داری گناه خود را بر گردن بی گناه می اندازی؟ حسن گفت: به سر عقل آمدم و فهمیدم که دستخوش اشتباه شده ام، گفتم مولای من، از خداوند طلب آمرزش دارم. امام علیه السلام فرمود: ای حسن روزها چه گناهی دارند که چون شما به سزای اعمالتان می رسید آنها را شوم می پندارید. حسن گفت: یا ابن رسول الله، من همواره استغفر الله گفتن را ورد…
مَنْ أَمِنَ مَكْرَ اَللَّهِ وَ أَلِيمَ أَخْذِهِ تَكَبَّرَ حَتَّى يَحُلَّ بِهِ قَضَاؤُهُ وَ نَافِذُ أَمْرِهِ وَ مَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ هَانَتْ عَلَيْهِ مَصَائِبُ اَلدُّنْيَا وَ لَوْ قُرِّضَ وَ نُشِرَ.
هر که از مکر خدا و مواخذه دردناک او آسوده خاطر باشد، دچار تکبر گردد تا آنکه قضای الهی و امر نافذش بر او جاری شود. هر که خدا را از روی دلیل روشن بشناسد، مصایب دنیا بر او سبک آید، هر چند با قیچی قطعه قطعه شود و پراکنده گردد
أَمَرَنِي سَيِّدِي بِحَوَائِجَ كَثِيرَةٍ فَقَالَ ع لِي قُلْ كَيْفَ تَقُولُ فَلَمْ أَحْفَظْ مِثْلَ مَا قَالَ لِي فَمَدَّ اَلدَّوَاةَ وَ كَتَبَ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ أَذْكُرُهُ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ وَ اَلْأَمْرُ بِيَدِ اَللَّهِ فَتَبَسَّمْتُ فَقَالَ ع مَا لَكَ قُلْتُ خَيْرٌ فَقَالَ أَخْبِرْنِي قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ ذَكَرْتُ حَدِيثاً حَدَّثَنِي بِهِ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ جَدِّكَ اَلرِّضَا ع إِذَا أَمَرَ بِحَاجَةٍ كَتَبَ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ ذْكُرُ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ فَتَبَسَّمْتُ فَقَالَ ع لِي يَا دَاوُدُ وَ لَوْ قُلْتُ إِنَّ تَارِكَ اَلتَّقِيَّةِ…
داود صرمی گوید: سرورم مطالب مهم بسیاری به من فرمود تا به شیعیان بگویم، آنگاه پرسید: بگو چه خواهی گفت؟ من آن طور که ایشان فرموده بودند به خاطر نسپرده بودم، پس مرکب را پیش کشید و چنین نوشت: « / بسم الله الرحمن الرحیم /. ان شا الله به یادش خواهم آورد و کار به دست خداست». به این هنگام من لبخندی زدم. حضرت فرمود: تو را چه شده؟ عرض کردم: خیر است. فرمود: به من بگو مطلب چیست؟ عرض کردم: فدایت شوم به یاد حدیثی افتادم که مردی از اصحاب ما از جدت امام رضا علیه السلام برای من بازگو کرد که چون آن حضرت دستور مطلبی می داد می نوشت: « / بسم الله الرحمن الرحیم /. انشا الله به یادش خواهم آورد» برای همین لبخندی زدم. امام هادی علیه السلام به من فرمود: ای داود اگر بگویم ترک کننده تقیه مانند کسی است که نماز را ترک…
وَ قَالَ ع يَوْماً إِنَّ أَكْلَ اَلْبِطِّيخِ يُورِثُ اَلْجُذَامَ فَقِيلَ لَهُ أَ لَيْسَ قَدْ أَمِنَ اَلْمُؤْمِنُ إِذَا أَتَى عَلَيْهِ أَرْبَعُونَ سَنَةً مِنَ اَلْجُنُونِ وَ اَلْجُذَامِ وَ اَلْبَرَصِ قَالَ ع نَعَمْ وَ لَكِنْ إِذَا خَالَفَ اَلْمُؤْمِنُ مَا أُمِرَ بِهِ مِمَّنْ آمَنَهُ لَمْ يَأْمَنْ أَنْ تُصِيبَهُ عُقُوبَةُ اَلْخِلاَفِ .
امام هادی علیه السلام فرمود: خوردن خربزه جذام آور است. عرض کردند: مگر نه این است که مومن چون به چهل سالگی رسد از ابتلای به جنون و جذام و پیسی در امان باشد؟ فرمود: آری، ولی اگر مومن خلاف دستور کسی که او را در امان داشته رفتار نماید چه بسا به کیفر خلاف خود دچار گردد.
اَلشَّاكِرُ أَسْعَدُ بِالشُّكْرِ مِنْهُ بِالنِّعْمَةِ اَلَّتِي أَوْجَبَتِ اَلشُّكْرَ لِأَنَّ اَلنِّعَمَ مَتَاعٌ وَ اَلشُّكْرَ نِعَمٌ وَ عُقْبَى.
شکرگزار به خود شکر سعادتمندتر است از نعمتی که موجب شکرگزاری او شده است؛ زیرا نعمتها کالای دنیایند ولی شکر، هم نعمت دنیاست و هم آخرت.
إِنَّ اَللَّهَ جَعَلَ اَلدُّنْيَا دَارَ بَلْوَى وَ اَلْآخِرَةَ دَارَ عُقْبَى وَ جَعَلَ بَلْوَى اَلدُّنْيَا لِثَوَابِ اَلْآخِرَةِ سَبَباً وَ ثَوَابَ اَلْآخِرَةِ مِنْ بَلْوَى اَلدُّنْيَا عِوَضاً.
به راستی، خداوند دنیا را خانه آزمایش و آخرت را خانه ماندگار و آزمایش در دنیا را سببی برای ثواب آخرت و ثواب آخرت را عوض آزمایش دنیا قرار داده است.
إِنَّ اَلظَّالِمَ اَلْحَالِمَ يَكَادُ أَنْ يُعْفَى عَلَى ظُلْمِهِ بِحِلْمِهِ وَ إِنَّ اَلْمُحِقَّ اَلسَّفِيهَ يَكَادُ أَنْ يُطْفِئَ نُورَ حَقِّهِ بِسَفَهِهِ.
همانا، ظالم بردبار بسا که به خاطر بردباریش از ظلم او درگذرند و صاحب حق بی خرد بسا که به خاطر بی خردی خود نور حق خویش را خاموش سازد.
مَنْ جَمَعَ لَكَ وُدَّهُ وَ رَأْيَهُ فَاجْمَعْ لَهُ طَاعَتَكَ.
هر که دوستی و نظر خود را به طور کامل و صادقانه در اختیارات گذارد، تو نیز با تمام وجود از او اطاعت کن.
مَنْ هَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ فَلاَ تَأْمَنْ شَرَّهُ.
هر که برای خود شخصیت و ارزشی قایل نشود از گزند او خاطر جمع مباش.
اَلدُّنْيَا سُوقٌ رَبِحَ فِيهَا قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.
دنیا بازاری است که عده ای در آن سود برند و عده ای هم زیان نمایند.
ضَمَّنِي وَ أَبَا اَلْحَسَنِ ع اَلطَّرِيقُ فِي مُنْصَرَفِي مِنْ مَكَّةَ إِلَى خُرَاسَانَ وَ هُوَ سَائِرٌ إِلَى اَلْعِرَاقِ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ مَنِ اِتَّقَى اَللَّهَ يُتَّقَى وَ مَنْ أَطَاعَ اَللَّهَ يُطَاعُ فَتَلَطَّفْتُ فِي اَلْوُصُولِ إِلَيْهِ فَوَصَلْتُ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَرَدَّ عَلَيَّ اَلسَّلاَمَ ثُمَّ قَالَ يَا فَتْحُ مَنْ أَرْضَى اَلْخَالِقَ لَمْ يُبَالِ بِسَخَطِ اَلْمَخْلُوقِ وَ مَنْ أَسْخَطَ اَلْخَالِقَ فَقَمَنٌ أَنْ يُسَلِّطَ اَللَّهُ عَلَيْهِ سَخَطَ اَلْمَخْلُوقِ وَ إِنَّ اَلْخَالِقَ لاَ يُوصَفُ إِلاَّ بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَ أَنَّى يُوصَفُ اَلَّذِي تَعْجِزُ اَلْحَوَاسُّ…
جرجانی گوید، در بین راه مراجعتم از مکه و رفتن حضرت ابو الحسن(ع)بعراق با آن حضرت برخورد کردم و از او شنیدم که میفرمود: «هر که از نافرمانی خدا بپرهیزد هیبتش نگهدارند و هر که فرمان خدا برد فرمانش برند»من با ملایمت و لطف بسویش رفتم و چون خدمتش رسیدم سلام کردم، جواب گفت سپس فرمود: ای فتح هر که خدا را خشنود کند باید از خشم مخلوق باک نداشته باشد و هر که خدا را بخشم آورد سزاوارست که خدا خشم مخلوق را بر او مسلط سازد، خدای خالق جز بآنچه خود را ستوده نباید توصیف شود، چگونه توان توصیف نمود آنکه را حواس از درکش ناتوان گشته و اوهام از رسیدنش و خاطرها از تحدیدش و بیناییها از در خود گنجانیدنش، از آنچه واصفان ستایندش بزرگ تر و از آنچه مداحیش کنند برتر است، دور است در عین نزدیکی، نزدیک است در عین دوری، پس با…