قال الإمام الهادي عليه السلام

احادیث امام هادی (ع)

امام هادی (علیه السلام)

۷۹ حدیث · صفحه ۵ از ۷

وَ قَالَ أَيْضا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ ظَنَّ بِهِ خَيْرا إِلاَّ كَانَ عِنْدَ ظَنِّهِ بِهِ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ذٰلِكُمْ ظَنُّكُمُ اَلَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْدٰاكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ اَلْخٰاسِرِينَ : .

امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:هیچ بنده ای گمان خیری به خدا نمی برد مگر اینکه خداوند نزد گمانش حاضر است، و این همان است که خداوند می فرماید: و همین گمان باطل شما در بارۀ خدا بود که موجب معصیت و هلاکت شما گردید و همۀ شما از زیانکاران شدید .

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 57

أَوْصَى أَبُو اَلْحَسَنِ ع إِلَى اِبْنِهِ اَلْحَسَنِ قَبْلَ مُضِيِّهِ بِأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَ أَشْهَدَنِي عَلَى ذَلِكَ وَ جَمَاعَةً مِنَ اَلْمَوَالِي .

یحیی بن یسار قنبری گوید: حضرت ابو الحسن(امام علی النقی)علیه السلام چهار ماه قبل از وفاتش بپسرش حسن وصیت کرد و مرا با جماعتی از دوستان گواه گرفت.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 325

كُنْتُ مَعَ أَبِي اَلْحَسَنِ ع فِي صَحْنِ دَارِهِ فَمَرَّ بِنَا مُحَمَّدٌ اِبْنُهُ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا صَاحِبُنَا بَعْدَكَ فَقَالَ لاَ صَاحِبُكُمْ بَعْدِيَ اَلْحَسَنُ .

علی بن عمر نوفلی گوید: در صحن منزل امام هادی علیه السلام خدمتش بودم که پسرش محمد از نزد ما گذشت. بحضرت عرضکردم: قربانت گردم، بعد از شما این صاحب ماست؟ فرمود: نه صاحب شما بعد از من حسن است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 325

صَاحِبُكُمْ بَعْدِيَ اَلَّذِي يُصَلِّي عَلَيَّ قَالَ وَ لَمْ نَعْرِفْ أَبَا مُحَمَّدٍ قَبْلَ ذَلِكَ قَالَ فَخَرَجَ أَبُو مُحَمَّدٍ فَصَلَّى عَلَيْهِ .

عبد الله بن محمد اصفهانی گوید: امام هادی علیه السلام فرمود: «صاحب شما بعد از من کسی است که بر من نماز خواند»و ما تا آن روز ابا محمد(امام حسن عسگری)علیه السلام را نمی شناختیم، (پس از وفات امام هادی علیه السلام)ابا محمد علیه السلام بیرون آمد و بر جنازه آن حضرت نماز خواند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 326

كُنْتُ حَاضِراً أَبَا اَلْحَسَنِ ع لَمَّا تُوُفِّيَ اِبْنُهُ مُحَمَّدٌ فَقَالَ لِلْحَسَنِ يَا بُنَيَّ أَحْدِثْ لِلَّهِ شُكْراً فَقَدْ أَحْدَثَ فِيكَ أَمْراً .

علی بن جعفر گوید: من در زمان وفات محمد پسر امام هادی علیه السلام نزد آن حضرت حاضر بودم حضرت بامام حسن عسگری علیه السلام فرمود: پسر جان خدا را شکر کن که در باره تو امری پدید آورد. (یعنی چون برادر بزرگترت وفات کرد، امامت برای تو مسلم و قطعی گشت و شیعه از تردید و اختلاف نجات یافتند).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 326

كُنْتُ حَاضِراً عِنْدَ مُضِيِّ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ع فَجَاءَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع فَوُضِعَ لَهُ كُرْسِيٌّ فَجَلَسَ عَلَيْهِ وَ حَوْلَهُ أَهْلُ بَيْتِهِ وَ أَبُو مُحَمَّدٍ قَائِمٌ فِي نَاحِيَةٍ فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ أَمْرِ أَبِي جَعْفَرٍ اِلْتَفَتَ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ ع فَقَالَ يَا بُنَيَّ أَحْدِثْ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى شُكْراً فَقَدْ أَحْدَثَ فِيكَ أَمْراً .

انباری گوید: هنگام وفات ابی جعفر محمد پسر امام علی النقی علیه السلام حاضر بودم که ابو الحسن(امام دهم)علیه السلام وارد شد، برای حضرت تختی گذاشتند و بر آن نشست و اهل بیتش گردش بودند و ابو محمد(امام حسن عسگری)علیه السلام در گوشه ای ایستاده بود، امام هادی علیه السلام چون از تجهیز ابی جعفر فارغ شد، متوجه ابو محمد علیه السلام شد و فرمود: پسر جان خدای تبارک و تعالی را شکر کن که نسبت بتو امری پدید آورد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 326

قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ ع إِنْ كَانَ كَوْنٌ وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ فَإِلَى مَنْ قَالَ عَهْدِي إِلَى اَلْأَكْبَرِ مِنْ وَلَدَيَّ .

علی بن مهزیار گوید: بحضرت ابی الحسن علیه السلام عرضکردم: اگر پیش آمدی کند-و پناه میبرم بخدا-مرجع کیست؟ فرمود: عهد امامت من متعلق بپسر بزرگترم میباشد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 326

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ اَلْعَسْكَرِيِّ ع وَ أَبُو جَعْفَرٍ اِبْنُهُ فِي اَلْأَحْيَاءِ وَ أَنَا أَظُنُّ أَنَّهُ هُوَ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَنْ أَخُصُّ مِنْ وُلْدِكَ فَقَالَ لاَ تَخُصُّوا أَحَداً حَتَّى يَخْرُجَ إِلَيْكُمْ أَمْرِي قَالَ فَكَتَبْتُ إِلَيْهِ بَعْدُ فِيمَنْ يَكُونُ هَذَا اَلْأَمْرُ قَالَ فَكَتَبَ إِلَيَّ فِي اَلْكَبِيرِ مِنْ وَلَدَيَّ قَالَ وَ كَانَ أَبُو مُحَمَّدٍ أَكْبَرَ مِنْ أَبِي جَعْفَرٍ .

علی بن عمرو عطار گوید: خدمت حضرت ابو الحسن عسگری(امام دهم)علیه السلام رسیدم، و هنوز پسرش ابو جعفر(محمد)زنده بود و من گمان میکردم او امامست، عرضکردم(قربانت)کدامیک از پسرانت را امام بدانم؟ فرمود: تا امر من بشما نرسد، هیچ یک را بامامت مخصوص ندانید، عطار گوید: بعد(از وفات محمد-مرآت-)بحضرت نوشتم: امر امامت متعلق بکیست؟ حضرت برایم نوشت «متعلق، بپسر بزرگترم»و ابو محمد(امام حسن عسگری)بزرگتر از ابی جعفر بود.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 326

أَنَّهُمْ حَضَرُوا يَوْمَ تُوُفِّيَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ بَابَ أَبِي اَلْحَسَنِ يُعَزُّونَهُ وَ قَدْ بُسِطَ لَهُ فِي صَحْنِ دَارِهِ وَ اَلنَّاسُ جُلُوسٌ حَوْلَهُ فَقَالُوا قَدَّرْنَا أَنْ يَكُونَ حَوْلَهُ مِنْ آلِ أَبِي طَالِبٍ وَ بَنِي هَاشِمٍ وَ قُرَيْشٍ مِائَةٌ وَ خَمْسُونَ رَجُلاً سِوَى مَوَالِيهِ وَ سَائِرِ اَلنَّاسِ إِذْ نَظَرَإِلَى اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ قَدْ جَاءَ مَشْقُوقَ اَلْجَيْبِ حَتَّى قَامَ عَنْ يَمِينِهِ وَ نَحْنُ لاَ نَعْرِفُهُ فَنَظَرَ إِلَيْهِ أَبُو اَلْحَسَنِ ع بَعْدَ سَاعَةٍ فَقَالَ يَا بُنَيَّ أَحْدِثْ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ شُكْراً فَقَدْ أَحْدَثَ فِيكَ…

سعد بن عبد الله از جماعتی از بنی هاشم که یکی از آنها حسن بن حسن افطس است روایت میکند که گویند: روز وفات محمد بن علی بن محمد(پسر بزرگتر امام هادی علیه السلام)در منزل حضرت ابو الحسن بودند و او را تعزیت میگفتند، در صحن منزل برای حضرت فراشی گسترده و مردم گردش نشسته بودند، که غیر از خادمان و مردم متفرقه، در حدود یک صد و پنجاه تن از خاندان ابو طالب و بنی هاشم و قریش بودند ناگاه حضرت پسرش حسن بن علی را که با گریبان چاک زده آمد و در دست راستش ایستاد و ما او را نمیشناختیم، بعد از مدتی امام هادی علیه السلام باو متوجه شد و فرمود: پسر جان خدای عز و جل را شکر کن که در باره تو امری پدید آورد. جوان گریست و خدا را شکر کرد و / انا لله و انا الیه راجعون / گفت و فرمود: «ستایش خدای را که پروردگار جهانیانست و من…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 326

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ ع بَعْدَ مُضِيِّ أَبِي جَعْفَرٍ فَعَزَّيْتُهُ عَنْهُ وَ أَبُو مُحَمَّدٍ ع جَالِسٌ فَبَكَى أَبُو مُحَمَّدٍ ع فَأَقْبَلَ عَلَيْهِ أَبُو اَلْحَسَنِ ع فَقَالَ لَهُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ جَعَلَ فِيكَ خَلَفاً مِنْهُ فَاحْمَدِ اَللَّهَ .

محمد بن یحیی گوید: بعد از وفات ابی جعفر محمد، خدمت امام هادی علیه السلام رسیدم و او را تسلیت گفتم، ابو محمد(امام حسن عسگری)هم نشسته بود و گریه می کرد، امام هادی علیه السلام باو متوجه شد و فرمود: خدای تبارک و تعالی را حمد کن که بجای او از تو جانشینی گذاشته(یعنی امامت از او بتو منتقل گشت یا ترا برای من جانشین او قرار داد یا عوض او امام زمان را بتو میدهد).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 327

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي اَلْحَسَنِ ع بَعْدَ مَا مَضَى اِبْنُهُ أَبُو جَعْفَرٍ وَ إِنِّي لَأُفَكِّرُ فِي نَفْسِي أُرِيدُ أَنْ أَقُولَ كَأَنَّهُمَا أَعْنِي أَبَا جَعْفَرٍ وَ أَبَا مُحَمَّدٍ فِي هَذَا اَلْوَقْتِ كَأَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى وَ إِسْمَاعِيلَ اِبْنَيْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع وَ إِنَّ قِصَّتَهُمَا كَقِصَّتِهِمَا إِذْ كَانَ أَبُو مُحَمَّدٍ اَلْمُرْجَى بَعْدَ أَبِي جَعْفَرٍ ع فَأَقْبَلَ عَلَيَّ أَبُو اَلْحَسَنِ قَبْلَ أَنْ أَنْطِقَ فَقَالَ نَعَمْ يَا أَبَا هَاشِمٍ بَدَا لِلَّهِ فِي أَبِي مُحَمَّدٍ بَعْدَ أَبِي جَعْفَرٍ ع مَا لَمْ يَكُنْ يُعْرَفُ لَهُ كَمَا بَدَا لَهُ فِي مُوسَى بَعْدَ…

ابو هاشم جعفری گوید: بعد از مردن ابو جعفر، پسر امام هادی علیه السلام، خدمت آن حضرت بودم، و با خود فکر میکردم و میخواستم بزبان آورم که: قصه ابو جعفر و ابو محمد(پسران امام هادی علیه السلام)مانند قصه ابو الحسن موسی بن جعفر و اسماعیل پسران جعفر بن محمد علیهم السلام است، زیرا بعد از ابو جعفر، امامت ابو محمد علیه السلام انتظار میرفت، (چنانچه بعد از وفات اسماعیل هم موسی بن جعفر علیه السلام امام شد)ولی پیش از آنکه من چیزی بزبان آورم امام هادی علیه السلام بمن متوجه شد و فرمود: آری، ای ابا هاشم خدا را در باره ابو محمد علیه السلام بعد از ابو جعفر بدا حاصل شد نسبت بامری که برای او شناخته نبود، چنانچه برای او بدا حاصل شد در باره موسی علیه السلام بعد از وفات اسماعیل نسبت بامری که بسبب آن حال او مکشوف گشت…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 327

كَتَبَ إِلَيَّ أَبُو اَلْحَسَنِ ع أَبُو مُحَمَّدٍ اِبْنِي أَنْصَحُ آلِ مُحَمَّدٍ غَرِيزَةً وَ أَوْثَقُهُمْ حُجَّةً وَ هُوَ اَلْأَكْبَرُ مِنْ وَلَدَيَّ وَ هُوَ اَلْخَلَفُ وَ إِلَيْهِ يَنْتَهِي عُرَى اَلْإِمَامَةِ وَ أَحْكَامُهَا فَمَا كُنْتَ سَائِلِي فَسَلْهُ عَنْهُ فَعِنْدَهُ مَا يُحْتَاجُ إِلَيْهِ .

ابو بکر فهفکی گوید: امام هادی علیه السلام بمن نوشت که: پسرم ابو محمد، از نظر غریزه خیرخواهترین افراد آل محمد و از نظر حجت و برهان معتبرترین ایشانست، او پسر بزرگتر و جانشین منست رشته ها و احکام امامت باو میرسد، پس هر چه میخواهی از من بپرسی از او بپرس که تمام احتیاجات شما نزد اوست(نه نزد پسر دیگرم جعفر)،

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 327
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه