قال الإمام باقر عليه السلام

احادیث امام باقر (ع)

امام محمد باقر (علیه السلام)

۸۷۶ حدیث · صفحه ۲۷ از ۷۳

أَمْرَانِ أَيُّهُمَا سَبَقَ إِلَيْهَا بَانَتْ بِهِ اَلْمُطَلَّقَةُ اَلْمُسْتَرَابَةُ اَلَّتِي تَسْتَرِيبُ اَلْحَيْضَ إِنْ مَرَّتْ بِهَا ثَلاَثَةُ أَشْهُرٍ بِيضٍ لَيْسَ بِهَا دَمٌ بَانَتْ بِهَا وَ إِنْ مَرَّتْ بِهَا ثَلاَثُ حِيَضٍ لَيْسَ بَيْنَ اَلْحَيْضَتَيْنِ ثَلاَثَةُ أَشْهُرٍ بَانَتْ بِالْحَيْضِ.

امام باقر(ع)فرمود: دو چیز است که هر یک جلوتر اتفاق افتاد مطلقه مسترابه : (زن جوانی که طلاق گرفته و چون عادت بحیض دیدن ندارد نمیداند حامله است یا نه)از عده خارج می شود: اول، سه ماه در پاکی بگذرد و خونی نه بیند دوم، سه حیض به بیند که میان دو حیض سه ماه فاصله نباشد حیض سوم را که دید از عده خارج می شود.

الخصال، ج 2، ص 47

اَلْبِرُّ وَ اَلصَّدَقَةُ يَنْفِيَانِ اَلْفَقْرَ وَ يَزِيدَانِ فِي اَلْعُمُرِ وَ يَدْفَعَانِ سَبْعِينَ مِيتَةَ سَوْءٍ.

امام باقر(ع)فرمود: نیکوکاری و صدقه دادن تنگدستی را بر میدارد و عمر را طولانی میکند و از هفتاد قسم مرگ بد جلوگیری میکند.

الخصال، ج 2، ص 48

اَلنَّاسُ رَجُلاَنِ مُؤْمِنٌ وَ جَاهِلٌ فَلاَ تُؤْذِ اَلْمُؤْمِنَ وَ لاَ تُجَهِّلِ اَلْجَاهِلَ فَتَكُونَ مِثْلَهُ.

امام باقر علیه السلام فرمود: مردم بر دو نوعند یکی با ایمان و دیگری نادان پس مومن را آزار مرسان و با نادان نادانی مکن که اگر چنین کنی تو نیز مانند او خواهی بود.

الخصال، ج 2، ص 49

شَيْئَانِ يُفْسِدُ اَلنَّاسُ بِهِمَا صَلاَتَهُمْ قَوْلُ اَلرَّجُلِ تَبَارَكَ اِسْمُكَ وَ تَعَالَى جَدُّكَ وَ إِنَّمَا هُوَ شَيْ ءٌ قَالَتْهُ اَلْجِنُّ بِجَهَالَةٍ فَحَكَى اَللَّهُ عَنْهُمْ وَ قَوْلُ اَلرَّجُلِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اَللَّهِ اَلصَّالِحِينَ. .

امام باقر(ع)فرمود: دو چیز است که مردم با آن دو، نمازشان را باطل میکنند: یکی گفتن (تبارک اسمک و تعالی جدک) است که( / تعالی جد ربنا / )گفتار جاهلانه جن است و خداوند از آنان حکایت کرده است و دیگر گفتن السلام علینا و علی عباد الله الصالحین است،

الخصال، ج 2، ص 50

اَلْقَتْلُ قَتْلاَنِ قَتْلُ كَفَّارَةٍ وَ قَتْلُ دَرَجَةٍ وَ اَلْقِتَالُ قِتَالاَنِ قِتَالُ اَلْفِئَةِ اَلْكَافِرَةِ حَتَّى يُسْلِمُوا وَ قِتَالُ اَلْفِئَةِ اَلْبَاغِيَةِ حَتَّى يَفِيئُوا .

امام باقر علیه السلام فرمود: قتل بر دو قسم است: قتل کفاره و قتل درجه، و جنگیدن بر دو قسم است یکی جنگ با لشکر کفار تا مسلمان شوند و دیگر جنگ با مسلمانان یاغی تا از شورش باز گردند.

الخصال، ج 2، ص 60

لاَ تَحِلُّ اَلصَّدَقَةُ لِبَنِي هَاشِمٍ إِلاَّ فِي وَجْهَيْنِ إِنْ كَانُوا عَطَاشَى وَ أَصَابُوا مَاءً فَشَرِبُوا وَ صَدَقَةُ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ.

امام باقر(ع)فرمود: بسادات صدقه گرفتن حلال نیست مگر در دو مورد یکی آنکه تشنه باشند و بر آبی برخورد نموده و بنوشند و دیگر صدقه خود سادات بر یک دیگر.

الخصال، ج 2، ص 62

لاَ يُؤْمِنُ رَجُلٌ فِيهِ اَلشُّحُّ وَ اَلْحَسَدُ وَ اَلْجُبْنُ وَ لاَ يَكُونُ اَلْمُؤْمِنُ جَبَاناً وَ لاَ حَرِيصاً وَ لاَ شَحِيحاً.

امام باقر(ع)فرمود: مردی که دارای بخل و حسد و ترس باشد ایمان ندارد که مومن نه ترسو می شود و نه حریص و نه بخیل.

الخصال، ج 2، ص 82

ثَلاَثٌ دَرَجَاتٌ وَ ثَلاَثٌ كَفَّارَاتٌ وَ ثَلاَثٌ مُوبِقَاتٌ وَ ثَلاَثٌ مُنْجِيَاتٌ فَأَمَّا اَلدَّرَجَاتُ فَإِفْشَاءُ اَلسَّلاَمِ وَ إِطْعَامُ اَلطَّعَامِ وَ اَلصَّلاَةُ بِاللَّيْلِ وَ اَلنَّاسُ نِيَامٌ وَ اَلْكَفَّارَاتُ إِسْبَاغُ اَلْوُضُوءِ فِي اَلسَّبَرَاتِ وَ اَلْمَشْيُ بِاللَّيْلِ وَ اَلنَّهَارِ إِلَى اَلصَّلَوَاتِ وَ اَلْمُحَافَظَةُ عَلَى اَلْجَمَاعَاتِ وَ أَمَّا اَلثَّلاَثُ اَلْمُوبِقَاتُ فَشُحٌّ مُطَاعٌ وَ هَوًى مُتَّبَعٌ وَ إِعْجَابُ اَلْمَرْءِ بِنَفْسِهِ وَ أَمَّا اَلْمُنْجِيَاتُ فَخَوْفُ اَللَّهِ فِي اَلسِّرِّ وَ اَلْعَلاَنِيَةِ وَ اَلْقَصْدُ فِي اَلْغِنَى وَ اَلْفَقْرِ وَ…

امام باقر(ع)فرمود: سه چیز باعث بالا رفتن درجه است و سه چیز موجب کفاره گناه و سه چیز کشنده است و سه چیز نجات بخش. اما موجبات درجات: آشکار سلام دادن و اطعام کردن و در دل شب که مردم بخواب اند نماز خواندن است و اما کفاره ها در هوای سرد وضوی کامل ساختن و برای ادای نمازهای شبانه روزی گام برداشتن و بنماز جماعت مواظبت نمودن میباشد. و اما آن سه که کشنده است بخلی است که در وجود انسانی حاکم و فرمانروا باشد و هوای نفسی که از آن پیروی شود و خود پسندی است. و اما چیزهای نجات بخش: در پنهان و آشکار از خداوند ترسیدن و در حال ثروتمندی و تهی دستی میانه روی کردن و در حال رضا و خشم سخن بعدالت گفتن است و روایت 11 نیز بهمین مضمون است و روایت دیگری از امام صادق(ع)رسیده است که من آن را در کتاب معانی الاخبار با سند…

الخصال، ج 2، ص 83

اَلْعَبْدُ بَيْنَ ثَلاَثَةٍ بَلاَءٍ وَ قَضَاءٍ وَ نِعْمَةٍ فَعَلَيْهِ فِي اَلْبَلاَءِ مِنَ اَللَّهِ اَلصَّبْرُ فَرِيضَةً وَ عَلَيْهِ فِي اَلْقَضَاءِ مِنَ اَللَّهِ اَلتَّسْلِيمُ فَرِيضَةً وَ عَلَيْهِ فِي اَلنِّعْمَةِ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اَلشُّكْرُ فَرِيضَةً.

ابی حمزه گوید: شنیدم از امام باقر(ع)که میفرمود: بنده با سه چیز روبرو است بلا و قضا و نعمت در بلای الهی صبر بر او لازم است و در قضای الهی تسلیم بر او واجب و در نعمتی که از خداوند باو میرسد وظیفه اش شکرگزاری است.

الخصال، ج 2، ص 86

فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَمّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ َالَ كَانُوا ثَلاَثَةَ أَصْنَافٍ صِنْفٌ اِئْتَمَرُوا وَ أَمَرُوا فَنَجَوْا وَ صِنْفٌ اِئْتَمَرُوا وَ لَمْ يَأْمُرُوا فَمُسِخُوا ذَرّاً وَ صِنْفٌ لَمْ يَأْتَمِرُوا وَ لَمْ يَأْمُرُوا فَهَلَكُوا.

امام باقر(ع)در شرح آیه / فلما نسوا ما ذکروا به / فرمود: سه طایفه بودند: طایفه ای خود فرمان بردند و بدیگران نیز دستور دادند اینان نجات یافتند و طایفه ای خود فرمان بردند ولی بدیگران دستور ندادند اینان بصورت وز(مرغ آبی) مسخ شدند و طایفه ای نه خود فرمان بردند و نه دیگران را دستور دادند اینان نابود شدند. شرح- با تامل در روایت و ترجمه اش معلوم می شود که امام(ع)در مقام شرح آیه مبارکه حال سه دسته از مردم را بیان میفرمایند که دسته اول نجات یافته اند و دو دسته دیگر در اثر از یاد بردن تذکرات الهی معذب شده اند و بنا بر این فراموش کنندگان دو طایفه اند نه سه طایفه چنانچه مصنف ره در عنوان باب فرموده است.

الخصال، ج 2، ص 100

كُنْتُ جَلِيساً لِعُمَرَ بْنِ عَبْدِ اَلْعَزِيزِ حَيْثُ دَخَلَ اَلْمَدِينَةَ فَأَمَرَ مُنَادِيَهُ فَنَادَى مَنْ كَانَتْ لَهُ مَظْلِمَةٌ أَوْ ظُلاَمَةٌ فَلْيَأْتِ اَلْبَابَ فَأَتَى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يَعْنِي اَلْبَاقِرَ ع فَدَخَلَ إِلَيْهِ مَوْلاَهُ مُزَاحِمٌ فَقَالَ إِنَّ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيِّ بِالْبَابِ فَقَالَ لَهُ أَدْخِلْهُ يَا مُزَاحِمُ قَالَ فَدَخَلَ وَ عُمَرُ يَمْسَحُ عَيْنَيْهِ مِنَ اَلدُّمُوعِ فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَا أَبْكَاكَ يَا عُمَرُ فَقَالَ هِشَامٌ أَبْكَاهُ كَذَا وَ كَذَا يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ فَقَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يَا عُمَرُ إِنَّمَا…

هشام بن معاذ گوید: عمر بن عبد العزیز که بمدینه وارد شد با منش همنشینی بوده به جارچی اش دستور داد و او اعلام کرد هر کس را ستمی رسید، و یا شکایتی از کسی دارد بدر بار بیاید امام باقر تشریف آورد نوکر عمر: مزاحم وارد شد و گفت: که محمد بن علی(ع)بر در خانه است گفت: باندرونش راهنمایی کن گوید: امام هنگامی داخل شد که عمر اشک از چشمان خود پاک میکرد محمد بن علی(ع)فرمود چرا گریه کرده ای؟ هشام گفت: یا ابن رسول الله جهت گریه اش چنین و چنان است فرمود: ای عمر براستی که دنیا بازاری از بازارها است گروهی از این بازار بیرون شدند و متاعی سودمند تهیه کرده بودند و گروهی دیگر متاع زیان بخش، چه بسا مردمی که از کارهای روزمره ما زیان ها دیدند تا مرگشان فرا رسید و ریشه کن شدند و سر افکنده از دنیا بیرون رفتند زیرا نه…

الخصال، ج 2، ص 104

إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُ اَلَّذِي إِذَا رَضِيَ لَمْ يُدْخِلْهُ رِضَاهُ فِي إِثْمٍ وَ لاَ بَاطِلٍ وَ إِذَا سَخِطَ لَمْ يُخْرِجْهُ سَخَطُهُ مِنْ قَوْلِ اَلْحَقِّ وَ اَلْمُؤْمِنُ اَلَّذِي إِذَا قَدَرَ لَمْ تُخْرِجْهُ قُدْرَتُهُ إِلَى اَلتَّعَدِّي وَ إِلَى مَا لَيْسَ لَهُ بِحَقٍّ.

امام باقر(ع)فرمود: مومن همان است که بهنگام خوشنودی، خوشنودیش بگناه و باطل آلوده اش نسازد و بهنگام خشم خشمش او را از گفتار حق بدر نبرد و مومن کسی است که چون قدرت یافت قدرتش او را از حد خود بیرون نبرده و جز بحق خویش دست درازی نکند. حدیث 66-و 67 مضمونش با حدیث 65 تقریبا یکی است.

الخصال، ج 2، ص 105
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه