عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : يَا إِسْحَاقُ خَفِ اَللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَرَهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ وَ إِنْ كُنْتَ تَرَى أَنَّهُ لاَ يَرَاكَ فَقَدْ كَفَرْتَ وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ يَرَاكَ ثُمَّ اِسْتَتَرْتَ عَنِ اَلْمَخْلُوقِينَ بِالْمَعَاصِي وَ بَرَزْتَ لَهُ بِهَا فَقَدْ جَعَلْتَهُ فِي حَدِّ أَهْوَنِ اَلنَّاظِرِينَ إِلَيْكَ.
امام صادق علیه السّلام به اسحاق بن عمار فرمود:ای اسحاق چنان از خدا بترس که گویا او را می بینی، و اگر تو او را نبینی، او تو را می بیند، و اگر معتقد باشی که تو را نمی بیند کافرشده ای، و اگر بدانی تو را می بیند ولی تو دور از چشم مردم و در پنهان نافرمانی او برایش آشکار نمایی او را پست ترین بینندگان خود دانسته ای.
سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنِ اَلرَّجُلِ يَقُولُ أَوَدُّكَ فَكَيْفَ أَعْلَمُ أَنَّهُ يَوَدُّنِي فَقَالَ اِمْتَحِنْ قَلْبَكَ فَإِنْ كُنْتَ تَوَدُّهُ فَإِنَّهُ يَوَدُّكَ .
مردی از امام صادق علیه السّلام در مورد شخصی سؤال کرد که می گوید:تو را دوست می دارم، من چگونه بدانم که او مرا دوست می دارد؟ فرمود:دلت را آزمایش کن، اگر تو نیز او را دوست داری او هم تو را دوست دارد.
شَكَا رَجُلٌ إِلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ يَطْلُبُ فَيُصِيبُ فَلاَ يَقْنَعُ وَ تُنَازِعُهُ نَفْسُهُ إِلَى مَا هُوَ أَكْثَرُ مِنْهُ وَ قَالَ عَلِّمْنِي شَيْئا أَنْتَفِعُ بِهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ إِنْ كَانَ مَا يَكْفِيكَ يُغْنِيكَ فَأَدْنَى مَا فِيهَا يُغْنِيكَ وَ إِنْ كَانَ مَا يَكْفِيكَ لاَ يُغْنِيكَ فَكُلُّ مَا فِيهَا لاَ يُغْنِيكَ .
شخصی به امام صادق علیه السّلام شکایت کرد که طلب روزی می کند و به دست می آورد؛ ولی قانع نمی شود، و نفسش با او برای روزی بیشتر نزاع می کند، و عرض کرد:به من چیزی بیاموز که از آن بهره مند شوم، امام علیه السّلام فرمود:اگر اندازۀ کفایت بی نیازت کند، کمتر چیز دنیا بی نیازت کند، و اگر اندازۀ کفایت بی نیازت نکند هر چه در دنیا هست بی نیازت نکند.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اُكْتُبْ وَ بُثَّ عِلْمَكَ فِي إِخْوَانِكَ فَإِنْ مِتَّ فَأَوْرِثْ كُتُبَكَ بَنِيكَ فَإِنَّهُ يَأْتِي عَلَى اَلنَّاسِ زَمَانُ هَرْجٍ مَا يَأْنِسُونَ إِلاَّ بِكُتُبِهِمْ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:بنویس و علمت را در میان برادرانت منتشر ساز، اگر مرگت فرا رسید آنها را به پسرانت میراث ده، زیرا برای مردم زمان فتنه و آشوب می رسد که در آن هنگام جز به کتابهایشان انس نگیرند.
عَنِ اَلْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ : أَوْحَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى دَاوُدَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ أَنَّ قَرِينَكَ فِي اَلْجَنَّةِ خَلاَدَةُ بِنْتُ أَوْسٍ فَأْتِهَا وَ أَخْبِرْهَا وَ بَشِّرْهَا بِالْجَنَّةِ وَ أَعْلِمْهَا أَنَّهَا قَرِينُكَ فِي اَلْآخِرَةِ فَانْطَلَقَ دَاوُدُ إِلَيْهَا فَقَرَعَ اَلْبَابَ عَلَيْهَا فَخَرَجَتْ إِلَيْهِ فَقَالَ أَنْتِ خَلاَدَةُ بِنْتُ أَوْسٍ قَالَتْ يَا نَبِيَّ اَللَّهِ لَسْتُ بِصَاحِبَتِكَ اَلَّتِي تَطْلُبُ قَالَ لَهَا دَاوُدُ أَ لَسْتِ خَلاَدَةَ بِنْتَ أَوْسٍ مِنْ سِبْطِ كَذَا وَ كَذَا قَالَتْ بَلَى قَالَ فَأَنْتِ هِيَ إِذ ا…
امام صادق علیه السّلام فرمود:خداوند عزّ و جل به حضرت داود صلوات اللّٰه علیه وحی کرد که:رفیق و همراه تو در بهشت خلاده دختر اوس است، به نزد او برو و به او خبر و بشارت را بده، و به او اعلام کن که همسر تو در آخرت است، حضرت داود به طرف منزل او رفت و درب منزل را کوبید و خلاده بیرون آمد.حضرت گفت:تو خلاده دختر اوس هستی؟ گفت:ای پیغمبر خدا؛ من آن رفیق تو که به دنبالش می گردی نیستم، حضرت داود به او گفت:آیا تو خلاده دختر اوس از نواده گان فلان و فلان نیستی؟گفت:چرا هستم، فرمود: پس تو خود او هستی، گفت:ای پیغمبر خدا شاید مشابهت اسمی با اسم دیگر شده، حضرت داود علیه السّلام فرمود:من دروغ نمی گویم، به من هم دروغ گفته نشده و تو حقیقتا همان هستی، گفت:ای پیغمبر خدا من تو را تکذیب نمی کنم ولی قسم به خدا نمی بینم…
مَنْ لَمْ يَصْحَبْكَ مُعِينا عَلَى نَفْسِكَ فَصُحْبَتُهُ وَبَالٌ عَلَيْكَ إِنْ عَلِمْت
کسی که در راه یاری تو به نفست با تو همنشینی نکند، پس همنشینی او بار گرانی است بر گردن تو اگر دانی.
أَكْرِمْ ضَيْفَكَ وَ إِنْ كَانَ حَقِيرا وَ قُمْ عَنْ مَجْلِسِكَ لِأَبِيكَ وَ مُعَلِّمِكَ وَ إِنْ لَوْ كُنْتَ أَمِيرا
میهمانت را گرامی بدار هر چند کوچک باشد و برای پدر و معلّمت از جای برخیز اگر چه امیر باشی.
مَنْ أَسْرَعَ إِلَى اَلنَّاسِ بِمَا يَكْرَهُونَ قَالُوا فِيهِ مَا لاَ يَعْلَمُون
هر که شتاب کند به سوی مردم به آنچه که ناخوش دارند، می گویند دربارۀ او چیزی را که نمی دانند.
خَيْرُ مَنْ شَاوَرْتَ ذَوُو اَلنُّهَى وَ اَلْعِلْمِ وَ أُولُوا اَلتَّجَارِبِ وَ اَلْحَزْم
بهترین کس برای مشورت تو، خردمندان، دانشمندان، و با تجربه ها و دور اندیشان اند.
شَيْنُ اَلْعِلْمِ اَلصَّلَف
زشتی دانش، لاف زنی است.
لاَ تُسْرِعْ إِلَى اَلنَّاسِ بِمَا يُكْرَهُونَ فَيَقُولُوا فِيكَ مَا لاَ يَعْلَمُون
شتاب مکن به سوی مردم به آنچه نمی پسندند، پس بگویند درباره تو آنچه را نمی دانند.
إِنَّ مِنْ عَلاماتِ الْفِقْهِ: أَلْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ، وَ الصَّمْتُ بابٌ مِنْ أَبْوابِ الْحِکمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ یکسِبُ الَمحَبَّةَ، إِنَّهُ دَلیلٌ عَلی کلِّ خَیر.
از نشانه های دین فهمی، حلم و علم است، و خاموشی دری از درهای حکمت است. خاموشی و سکوت، دوستی آور و راهنمای هر کار خیری است.