اَلْكُتُبُ بَسَاتِينُ اَلْعُلَمَاءِ اَلْكُتَّاب
کتابها باغهای دانشمندان است.
کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.
اَلْكُتُبُ بَسَاتِينُ اَلْعُلَمَاءِ اَلْكُتَّاب
کتابها باغهای دانشمندان است.
عَلَيْكُمْ بِالْإِحْسَانِ إِلَى اَلْعِبَادِ وَ اَلْعَدْلِ فِي
بر شما باد به این که بر بندگان خدا نیکی کنید و در شهرها عدالت را جاری سازید تا از قیام گواهی دهندگان ایمن باشید. علی الإمام أن یعلّم
عَلَى اَلْإِمَامِ أَنْ يُعَلِّمَ أَهْلَ وَلاَيَتِهِ حُدُودَ اَلْإِسْلاَمِ وَ اَلْإِيمَان
بر امام لازم است که به مردم خود مرزهای اسلام و ایمان را بیاموزد.
هُمْ مَصَابِيحُ اَلظُّلَمِ وَ يَنَابِيعُ اَلْحِكَمِ وَ مَعَادِنُ اَلْعِلْمِ وَ مَوَاطِنُ اَلْحِلْم
ایشان امامان علیهم السلام چراغهای تاریکیها و چشمه های حکمتها و معادن دانش و جایگاههای بردباری هستند.
هُمْ عَيْشُ اَلْعِلْمِ وَ مَوْتُ اَلْجَهْلِ يُخْبِرُكُمْ حِلْمُهُمْ عَنْ عِلْمِهِمْ وَ صَمْتُهُمْ عَنْ مَنْطِقِهِمْ لاَ يُخَالِفُونَ اَلْحَقَّ وَ لاَ يَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَهُوَ بَيْنَهُمْ صَامِتٌ نَاطِقٌ وَ شَاهِدٌ صَادِق
ایشان امامان علیهم السلام زندگانی دانش و مرگ نادانی هستند.بردباری آنها، از دانش، و سکوت آنها، از گویایی ایشان خبر می دهد.با حق مخالفت نکرده اند و در آن اختلاف نورزیده اند.پس حق در میان آنها، خاموشی گویا و گواهی راستگوست.
إِنَّ ههُنَا وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ لَعِلْما جَمّا لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَة بَلَى أُصِيبَ لَقِنا غَيْرَ مَأْمُونٍ عَلَيْهِ مُسْتَعْمِلا آلَةَ اَلدِّينِ لِلدُّنْيَا أَوْ مُسْتَظْهِرا بِنِعَمِ اَللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِيَائِهِ أَوْ مُنْقَادا لِحَمَلَةِ اَلْحَقِّ لاَ بَصِيرَةَ لَهُ فِي أَحْنَائِهِ يَنْقَدِحُ اَلشَّكُّ فِي قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَة
بدرستی که در اینجا با دست اشاره به سینۀ خود نمود دانش فراوان است، اگر بردارندگانی برای آن می یافتم.آری، تند فهم را می شناسم، ولی او ایمن نگردیده به این که دین را از برای دنیا به کار برد یا به نعمتهای خدا بر بندگان خود و به برهانهای او بر دوستان خود یاری جوید و یا فرمانبر حقمداران است بدون داشتن بینایی در کجیهای آن، و با اولین شبهه، شک در دل او برافروخته می شود.
ما نزلت آية إلاّ و قد علمت فيما نزلت و أين نزلت في نهار أو في ليل،في جبل أو سهل و إنّ ربّي وهب لي قلبا عقولا و لسانا قؤولا
آیه ای نازل نگردید، مگر این که می دانستم در چه و در کجا نازل شده است:در روز یا در شب، در کوه یا در زمین هموار، و پروردگارم به من دلی دریابنده و زبانی گوینده بخشیده است.
و لقد علم المستحفظون من أصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله،أنّني لم أردّ على اللّه سبحانه و لا على رسوله ساعة قطّ و لقد واسيته بنفسي في المواطن الّتي تنكص فيها الأبطال و تتأخّر عنها الأقدام نجدة أكرمني اللّه بها و لقد بذلت في طاعته صلوات اللّه عليه و آله جهدي و جاهدت أعداءه بكلّ طاقتي و وقيته بنفسي و لقد أفضى إليّ من علمه بما لم يفض به إلى أحد غيري و لقد قبض رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و إنّ رأسه على صدري و لقد سالت نفسه في كفّي فأمررتها على وجهي و لقد وليت غسله صلّى اللّه عليه و آله و الملائكة أعواني،فضجّت الدّار و الأفنية، ملأ يعرج و ما فارقت سمعي هينمة منهم يصلّون عليه حتّى واريناه…
قطعا نگاهبانان دین از اصحاب رسول خدا ص می دانند بدرستی که من فرمانی از خدا و رسول او را به قدر ساعتی هرگز تأخیر نینداخته ام و البته آن را بر نفس خودم مقدّم داشتم در جایگاههایی که شجاعان در آن باز می ایستادند و قدمها از آن پس می رفت، ولی خداوند مرا به شجاعتی گرامی گردانیده بود.و به تحقیق در فرمانبرداری آن حضرت ص تلاش خود را بذل نمودم و با تمام توان خود با دشمنان او جنگ کردم و آنها را با نفس خود نگاه داشتم.و قطعا از دانش او رسول خدا به اندازه ای که به هیچ کس به آن اندازه نرسید، به من رسید.و روح پیامبر ص قبض شد در حالی که سر مبارک او بر سینۀ من بود و نفس او بر کف دست من روان شد، پس آن را بر روی خود کشیدم.و هر آینه آن حضرت را غسل دادم در حالی که فرشتگان مرا کمک می کردند. پس از ترس و فزع، خانه و…
وَ اَلَّذِي فَلَقَ اَلْحَبَّةَ وَ بَرَأَ اَلنَّسَمَةَ لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ عَلَى اَلْعُلَمَاءِ أَنْ لاَ يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لاَ سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَيْتُمْ دُنْيَاكُمْ هَذِهِ عِنْدِي أَزْهَدَ مِنْ عَفْطَةِ عَنْز
سوگند به آن که دانه را شکافت و بنده را آفرید، اگر نبود حاضر شدن حاضر، و یافت شدن یاری کننده، و آنچه خداوند از دانشمندان پیمان گرفته است که بر سیری ستمگران و گرسنگی ستم شدگان آرام نگیرند، هر آینه ریسمان خلافت را بر دوش آن می انداختم و آب می دادم آخر آن را به جام اوّل آن. یعنی چون ابتدای خلافت آن را رها می کردم .و البته می فهمیدید که دنیای شما نزد من، از عطسۀ بزی ناچیزتر است.
جَاءَ اَلْجِدُّ فَهُوَ لَيْثُ عَادٍ وَ صِلُّ وَادٍ لاَ يُدْلِي بِحُجَّةٍ حَتَّى يَأْتِيَ قَاضِيا وَ كَانَ لاَ يَلُومُ أَحَدا عَلَى مَا لاَ يَجِدُ اَلْعُذْرَ فِي مِثْلِهِ حَتَّى يَسْمَعَ اِعْتِذَارَهُ وَ كَانَ لاَ يَشْكُو وَجَعا إِلاَّ عِنْدَ بُرْئِهِ وَ كَانَ يَفْعَلُ مَا يَقُولُ وَ لاَ يَقُولُ مَا لاَ يَفْعَلُ وَ كَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى اَلْكَلاَمِ لَمْ يُغْلَبْ عَلَى اَلسُّكُوتِ وَ كَانَ عَلَى أَنْ يَسْمَعَ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ يَتَكَلَّمَ وَ كَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ نَظَرَ أَيُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَى اَلْهَوَى فَخَالَفَهُ فَعَلَيْكُمْ بِهَذِهِ اَلْخَلاَئِقِ فَالْزَمُوهَا وَ…
برای من در گذشته برادری الهی بود که بی اعتنایی او به دنیا، او را در چشم من بزرگ نموده بود و او از حاکمیت شکم خود بیرون بود.به آنچه نمی یافت، تمایل نداشت و هر گاه می یافت، زیاده روی نمی کرد.در اغلب اوقات خود خاموش بود؛ و اگر سخن می گفت، بر گویندگان دیگر چیره می شد و تشنگی سؤال کننده را فرو می نشانید.او ناتوانی مقهور شده بود و چون زمان تلاش می رسید، شیری دشمن و مار وادی بود.دلیلی بر علیه خصم نمی آورد، مگر در مقابل قاضی، و کسی را سرزنش نمی کرد، هر چند عذری برای آن نمی یافت، مگر پس از شنیدن عذر او.و از دردی شکوه نمی کرد، مگر پس از بهبودی آن.آنچه می گفت، عمل می کرد و آنچه عمل نمی کرد، نمی گفت.در سخن گفتن مغلوب می شد، ولی در خاموشی کسی بر او چیره نمی شد. یعنی بیش از دیگران خاموش بود. بر شنیدن…
قال ع في حقّ من أثنى عليهم: هجم بهم العلم على حقيقة الإيمان و باشروا روح اليقين فاستسهلوا ما استوعر المترفون و أنسوا بما استوحش منه الجاهلون و صحبوا الدّنيا بأبدان أرواحها معلّقة بالمحلّ الأعلى أولئك خلفاء اللّه في أرضه و الدّعاة إلى دينه.آه آه شوقا إلى رؤيتهم
در حقّ افرادی را که می ستود، فرمود:ایشان را دانش، به حقیقت ایمان رسانیده و جان یقین را دربرگرفته اند.آنچه را پولداران عیّاش سخت یافته اند، آسان شمرده اند و به آنچه نادانان از آن رمیده اند، خو گرفته اند.با دنیا با بدنهایی همدم شده اند که روح آنها به جایگاه اعلی آویخته شده است.ایشان جانشینان خداوند در زمین، و دعوت کنندگان به دین خداوند هستند.آه، آه، چقدر مشتاق دیدن آنها هستم.
مَنْ قَالَ ;اَلْحَمْدُ لِلَّهِ كَمَا هُوَ أَهْلُهُ; شَغَلَ اَللَّهُ كُتَّابَ اَلسَّمَاءِ قِيلَ وَ كَيْفَ يَشْغَلُ كُتَّابَ اَلسَّمَاءِ قَالَ يَقُولُونَ اَللَّهُمَّ إِنَّا لاَ نَعْلَمُ اَلْغَيْبَ فَقَالَ فَيَقُولُ اُكْتُبُوهَا كَمَا قَالَهَا عَبْدِي وَ عَلَيَّ ثَوَابُهَا .
هر که«الحمد لله کما هو اهله»گوید، نویسندگان آسمان(فرشتگان)از نوشتن پاداش او درمانده شوند. عرض کردم: چگونه نویسندگان آسمان درمانده شوند؟ امام علیه السلام فرمود: فرشتگان گویند: خداوندا ما از نهان آگاه نیستیم، و خداوند فرماید: همان گونه که بنده ام این ذکر را می گوید بنویسید و پاداش آن بر من است