مِنْ كِتَابِ جَمْعِ اَلْجَوَامِعِ فِي اَلتَّفْسِيرِ عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِذَا نُشِرَتِ اَلدَّوَاوِينُ وَ نُصِبَتِ اَلْمَوَازِينُ لَمْ يُنْصَبْ لِأَهْلِ اَلْبَلاَءِ مِيزَانٌ وَ لَمْ يُنْشَرْ لَهُمْ دِيوَانٌ وَ تَلاَ هَذِهِ اَلْآيَةَ يٰا عِبٰادِ اَلَّذِينَ آمَنُوا اِتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هٰذِهِ اَلدُّنْيٰا حَسَنَةٌ وَ أَرْضُ اَللّٰهِ وٰاسِعَةٌ إِنَّمٰا يُوَفَّى اَلصّٰابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسٰابٍ : .
امام صادق علیه السّلام از قول رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:هنگامی که نامه های اعمال باز شود و میزان سنجها نصب شود، برای اهل بلا هیچ میزان و نامه ای وجود ندارد، و این آیه را قرائت فرمود: ای ایمان آوردگان پرهیزگار باشید، برای کسانی که در این دنیا نیکی کرده اند پاداشی نیک است، و زمین خدا وسیع است، همانا صابران پاداش خود را بدون حساب دریافت می کنند .
وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَكْثِرْ ذِكْرَ اَلْمَوْتِ فَإِنَّهُ لَمْ يُكْثِرْ عَبْدٌ ذِكْرَ اَلْمَوْتِ إِلاَّ زَهِدَ فِي اَلدُّنْيَا.
امام صادق علیه السّلام فرمود:بسیار به یاد مرگ باش، زیرا بنده ای زیاد به یاد مرگ نبود مگر اینکه از دنیا دل بر کند.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : كَظْمُ اَلْغَيْظِ عَنِ اَلْعَدُوِّ فِي دَوْلاَتِهِمْ تَقِيَّةٌ وَ حِرْزٌ لِمَنْ أَخَذَ بِهَا وَ تَحَرُّزٌ مِنَ اَلتَّعْرِيضِ لِلْبَلاَءِ فِي اَلدُّنْيَا.
امام صادق علیه السّلام فرمود:فرو نشاندن خشم از دشمن هنگام تسلّط دشمن تقیه می باشد، و محافظی است برای کسی که تقیه می کند، و دوری جستن از افتادن در بلای دنیوی است.
عَنْ عُنْوَانَ اَلْبَصْرِيِّ وَ كَانَ شَيْخا كَبِيرا قَدْ أَتَى عَلَيْهِ أَرْبَعٌ وَ تِسْعُونَ سَنَة قَالَ : كُنْتُ أَخْتَلِفُ إِلَى مَالِكِ بْنِ أَنَسٍ سِنِينَ فَلَمَّا حَضَرَ جَعْفَرٌ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلْمَدِينَةَ اِخْتَلَفْتُ إِلَيْهِ وَ أَحْبَبْتُ أَنْ آخُذَ عَنْهُ كَمَا أَخَذْتُ مِنْ مَالِكٍ فَقَالَ لِي يَوْما إِنِّي رَجُلٌ مَطْلُوبٌ وَ مَعَ ذَلِكَ لِي أَوْرَادٌ فِي كُلِّ سَاعَةٍ مِنْ آنَاءِ اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهَارِ فَلاَ تَشْغَلْنِي عَنْ وِرْدِي فَخُذْ عَنْ مَالِكٍ وَ اِخْتَلِفْ إِلَيْهِ كَمَا كُنْتَ تَخْتَلِفُ إِلَيْهِ فَاغْتَمَمْتُ مِنْ ذَلِكَ وَ خَرَجْتُ مِنْ…
عنوان بصری که پیرمردی نود و چهار ساله ای بود گوید:حدود دو سال با مالک بن انس رفت و آمد داشتم، هنگامی که امام صادق علیه السّلام وارد مدینه شد، خدمت آن حضرت می رسیدم و دوست داشتم آنچه را از مالک می آموختم از آن حضرت بیاموزم، روزی حضرت به من فرمود:من از طرف حکومت تحت نظر می باشم، بعلاوه اینکه در هر ساعت از شب و روز نیز اوراد و اذکاری دارم که باید بگویم، مرا از گفتن ذکر باز مدار، و همان طور که قبلا نزد مالک می رفتی حالا هم برو و مسائلت را از او بپرس، من از این سخنان غمگین شدم، و از نزد ایشان رفتم، و با خود گفتم:اگر در من خیری می دید مرا از خود نمی راند، و به مالک حواله نمی نمود، بار دیگر وارد مسجد رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله شدم و بر امام علیه السّلام سلام کردم، سپس از کنار قبر پیامبر وارد…
إِنَّمَا اَلدُّنْيَا فَنَاءٌ وَ عَنَاءٌ وَ غِيَرٌ وَ عِبَرٌ فَمِنْ فَنَائِهَا أَنَّكَ تَرَى اَلدَّهْرَ مُوَتِّراً قَوْسَهُ مُفَوِّقاً نَبْلَهُ لاَ تُخْطِئُ سِهَامُهُ وَ لاَ تُشْفَى جِرَاحُهُ يَرْمِي اَلصَّحِيحَ بِالسَّقَمِ وَ اَلْحَيَّ بِالْمَوْتِ وَ مِنْ عَنَائِهَا أَنَّ اَلْمَرْءَ يَجْمَعُ مَا لاَ يَأْكُلُ وَ يَبْنِي مَا لاَ يَسْكُنُ ثُمَّ يَخْرُجُ إِلَى اَللَّهِ لاَ مَالاً حَمَلَ وَ لاَ بِنَاءً نَقَلَ وَ مِنْ غِيَرِهَا أَنَّكَ تَرَى اَلْمَغْبُوطَ مَرْحُوماً وَ اَلْمَرْحُومَ مَغْبُوطاً لَيْسَ بَيْنَهُمْ إِلاَّ نَعِيْمٌ زَالَ وَ بُؤْسٌ نَزَلَ وَ مِنْ عِبَرِهَا أَنَّ اَلْمَرْءَ يُشْرِفُ عَلَى…
به راستی، دنیا سرای نابود شدن است و رنج بردن و دگرگونی و پند گرفتن. نشانه نابود شدن اینکه روزگار کمان خود را کشیده، تیرهایش به خطا نرود و زخمهایش درمان نپذیرد. تندرست را به تیر بیماری زند و زنده را به تیر مرگ. سرای رنج است؛ زیرا آدمی فراهم می آورد آنچه را که نمی خورد و می سازد آنچه را که در آن نمی نشیند؛ آنگاه به سوی خدا می رود، در حالی که نه از آن مال، پشیزی با خود می برد و نه از آن ساختمان، خشتی سرای دگرگونی است؛ زیرا یکی را بینی که روزگاری بر نعمت و مال او حسرت می خوردند، امروز سزاوار دلسوزی شده است و یکی را بینی که روزگاری او را سزاوار دلسوزی می دانستند، امروز بر نعمت و مال او حسرت می خورند و این نیست جز به خاطر نعمتی که از دستش رفته و یا تنگدستی که گریبان او را گرفته دنیا سرای پند و…
اَلزُّهْدُ فِي اَلدُّنْيَا قَصْرُ اَلْأَمَلِ وَ شُكْرُ كُلِّ نِعْمَةٍ وَ اَلْوَرَعُ عَنْ كُلِّ مَا حَرَّمَ اَللَّهُ.
زهد در دنیا، کاستن از دامنه آرزوهاست و سپاسگزاری در برابر نعمتها و خودداری از حرامهاست.
أَلاَ إِنَّ اَلْأَيَّامَ ثَلاَثَةٌ يَوْمٌ مَضَى لاَ تَرْجُوهُ وَ يَوْمٌ بَقِيَ لاَ بُدَّ مِنْهُ وَ يَوْمٌ يَأْتِي لاَ تَأْمَنُهُ فَالْأَمْسِ مَوْعِظَةٌ وَ اَلْيَوْمَ غَنِيمَةٌ وَ غَدٌ لاَ تَدْرِي مَنْ أَهْلُهُ أَمْسِ شَاهِدٌ مَقْبُولٌ وَ اَلْيَوْمَ أَمِينٌ مُؤَدٍّ وَ غَدٌ يُعَجِّلُ بِنَفْسِكَ سَرِيعَ اَلظَّعْنِ طَوِيلَ اَلْغَيْبَةِ أَتَاكَ وَ لَمْ تَأْتِهِ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ اَلْبَقَاءَ بَعْدَ اَلْفَنَاءِ وَ لَمْ تَكُنْ إِلاَّ وَ قَدْ وَرِثْنَا مَنْ كَانَ قَبْلَنَا وَ لَنَا وَارِثُونَ بَعْدَنَا فَاسْتَصْلِحُوا مَا تَقْدَمُونَ عَلَيْهِ بِمَا تَظْعَنُونَ عَنْهُ وَ اُسْلُكُوا سُبُلَ…
هان به راستی، روزها سه جورند: روزی که گذشت و دیگر امیدی به بازگشت آن نداری، روزی که اینک در آنی ناگزیری آن را سپری سازی و روزی که خواهد آمد و تو از آن خاطر جمع نیستی، دیروز پند است و امروز غنیمت و فردا معلوم نیست که از آن کیست. دیروز گواه دهنده ای است پذیرفتنی و امروز امینی است تحویل دهنده امانت و فردا که پیش توست روز کوچیدن است دارای غیبت طولانی است که تو به نزدش نرفته خود به سراغ تو خواهد آمد. ای مردم جاویدانگی پس پایان یافتن زندگی است. راستش این است که ما وارث گذشتگانیم و آیندگان وارثان ما خواهند بود؛ پس در سایه آنچه که از آن می کوچید به آباد سازی آخرت پردازید. راههای خیر را بپیمایید و از کمی رهروان آن به خود هراس راه ندهید و برخوردار بودن از همراهی خدای خود در آن راهپیمایی را به بوته…
مَتَاعُ اَلدُّنْيَا حُطَامٌ وَ تُرَاثُهَا كُبَابٌ بُلْغَتُهَا أَفْضَلُ مِنْ أَثَرَتِهَا وَ قُلْعَتُهَا أَرْكَنُ مِنْ طُمَأْنِينَتِهَا حُكِمَ بِالْفَاقَةِ عَلَى مُكْثِرِهَا وَ أُعِينَ بِالرَّاحَةِ مَنْ رَغِبَ عَنْهَا مَنْ رَاقَهُ رُوَاؤُهَا أَعْقَبَتْ نَاظِرَيْهِ كَمَهاً وَ مَنِ اِسْتَشْعَرَ شَغَفَهَا مَلَأَتْ قَلْبَهُ أَشْجَاناً لَهُنَّ رَقْصٌ عَلَى سُوَيْدَاءِ قَلْبِهِ كَرَقِيصِ اَلزُّبْدَةِ عَلَى أَعْرَاضِ اَلْمِدْرَجَةِ هَمٌّ يَحْزُنُهُ وَ هَمٌّ يَشْغَلُهُ كَذَلِكَ حَتَّى يُؤْخَذَ بِكَظَمِهِ وَ يُقْطَعَ أَبْهَرَاهُ وَ يَلْقَى هَاماً لِلْقَضَاءِ طَرِيحاً هَيِّناً عَلَى اَللَّهِ مَدَاهُ وَ…
متاع دنیا همانند گیاهی است خشک و میراث آن مشتی گوسفند و شتر است. به اندک روزی آن خرسند شدن بهتر است از مال اندوزی در آن. دل کندن از آن خوشتر است از دل دادن به آن. هر که مال فراوان اندوخته محکوم به تنگدستی است، هر که از دنیا بی نیازی جسته به آسودگی رسیده و هر که را ظاهر دلفریب آن خیره اش نماید به سزای آن، دیدگانش را ز پی، کوری رسد و هر که به آن دل بندد، دلش را از اندوه لبریز سازد و آن اندوه ها بر صحنه دلش چون کره ای که بر روی ظرف کره گیری بر قصد، به رقص پردازند. غمی مشغولش سازد و اندوهی غمگینش نماید، چنین بود تا آن گاه که راه نفسش بسته شود و شاهرگ حیاتش را ببرند و در گوشه ای افتاده شده که گرفتن جانش بر خداوند آسان بود و چال کردنش در گور بر نیکان سهل. همانا مومن پندگیرانه به دنیا نگرد و از آن…
قِوَامُ اَلدُّنْيَا بِأَرْبَعَةٍ بِعَالِمٍ مُسْتَعْمِلٍ لِعِلْمِهِ وَ بِغَنِيٍّ بَاذِلٍ لِمَعْرُوفِهِ وَ بِجَاهِلٍ لاَ يَتَكَبَّرُ أَنْ يَتَعَلَّمَ وَ بِفَقِيرٍ لاَ يَبِيعُ آخِرَتَهُ بِدُنْيَا غَيْرِهِ وَ إِذَا عَطَّلَ اَلْعَالِمُ عِلْمَهُ وَ أَمْسَكَ اَلْغَنِيُّ مَعْرُوفَهُ وَ تَكَبَّرَ اَلْجَاهِلُ أَنْ يَتَعَلَّمَ وَ بَاعَ اَلْفَقِيرُ آخِرَتَهُ بِدُنْيَا غَيْرِهِ فَعَلَيْهِمُ اَلثُّبُورُ.
استواری دنیا بر چهار کس است: دانایی که دانش خود را به کار بندد، توانگری که در حد توان احسان نماید، نادانی که از فرا گرفتن دانش سر بر نتابد و ناداری که آخرتش را به دنیایش نفروشد، هر گاه، دانا دانش خود را به کار ندارد و توانگر از احسان دریغ ورزد و نادان از فرا گرفتن دانش سر بر تابد و نادار آخرتش را به دنیایش فروشد، آنگاه وای بر همه آنان.
اَلْإِيمَانُ عَلَى أَرْبَعَةِ أَرْكَانٍ اَلتَّوَكُّلِ عَلَى اَللَّهِ وَ اَلتَّفْوِيضِ إِلَى اَللَّهِ وَ اَلتَّسْلِيمِ لِأَمْرِ اَللَّهِ وَ اَلرِّضَا بِقَضَاءِ اَللَّهِ وَ أَرْكَانُ اَلْكُفْرِ أَرْبَعَةٌ اَلرَّغْبَةُ وَ اَلرَّهْبَةُ وَ اَلْغَضَبُ وَ اَلشَّهْوَةُ .
ایمان بر چهار پایه استوار است: توکل بر خدا، واگذاری امور به خدا، تسلیم شدن در برابر فرمان الهی و راضی بودن به قضای خدا. و پایه های کفر چهار چیز است: شیفتگی به دنیا ، هراس، خشم و شهوت.
مَنْ زَهِدَ فِي اَلدُّنْيَا وَ لَمْ يَجْزَعْ مِنْ ذُلِّهَا وَ لَمْ يُنَافِسْ فِي عِزِّهَا هَدَاهُ اَللَّهُ بِغَيْرِ هِدَايَةٍ مِنْ مَخْلُوقٍ وَ عَلَّمَهُ بِغَيْرِ تَعْلِيمٍ وَ أَثْبَتَ اَلحِكْمَةَ فِي صَدْرِهِ وَ أَجْرَاهَا عَلَى لِسَانِهِ.
هر که در دنیا پارسایی گزیند و بر ذلت آن بی تابی ننماید و برای کسب عزت در آن به رقابت نپردازد، خدا او را بدون هدایت خلق، راهنمایی کند و بدون آموختن او را بیاموزد و حکمت را در دلش جاسازی نماید و بر زبانش جاری سازد.
قِيلَ لَهُ ع مَا اَلزُّهْدُ قَالَ اَلرَّغْبَةُ فِي اَلتَّقْوَى وَ اَلزَّهَادَةُ فِي اَلدُّنْيَا قِيلَ فَمَا اَلْحِلْمُ قَالَ كَظْمُ اَلْغَيْظِ وَ مِلْكُ اَلنَّفْسِ قِيلَ مَا اَلسَّدَادُ قَالَ دَفْعُ اَلْمُنْكَرِ بِالْمَعْرُوفِ قِيلَ فَمَا اَلشَّرَفُ قَالَ اِصْطِنَاعُ اَلْعَشِيرَةِ وَ حَمْلُ اَلْجَرِيرَةِ قِيلَ فَمَا اَلنَّجْدَةُ قَالَ اَلذَّبُّ عَنِ اَلْجَارِ وَ اَلصَّبْرُ فِي اَلْمَوَاطِنِ وَ اَلْإِقْدَامُ عِنْدَ اَلْكَرِيهَةِ قِيلَ فَمَا اَلْمَجْدُ قَالَ أَنْ تُعْطِيَ فِي اَلْغُرْمِ وَ أَنْ تَعْفُوَ عَنِ اَلْجُرْمِ قِيلَ فَمَا اَلْمُرُوَّةُ قَالَ حِفْظُ اَلدِّينِ وَ إِعْزَازُ اَلنَّفْسِ وَ…
روایاتی است که به صورت پاسخ به پرسشهایی که امیر المومنین علیه السلام از ایشان کرده یا دیگری از آن حضرت سوال کرده، در موضوعهای مختلف آمده است. -از امام حسن علیه السلام سوال شد: زهد چیست؟ فرمود: دلدادگی به تقوی و دل برگرفتن از دنیا. سوال شد: حلم چیست؟ فرمود: فرو خوردن خشم و خویشتن داری. سوال شد: سداد چیست؟ فرمود: پس زدن بدی با خوبی. سوال شد: شرف چیست؟ فرمود: احسان به طایفه و نزدیکان و به عهده گرفتن خسارت و جرم آنان. سوال شد: نیرومندی چیست؟ فرمود: حمایت از پناهنده و پایمردی در نبردها و پیشگام بودن به هنگام پیشامدهای ناگوار. سوال شد: بزرگواری چیست؟ فرمود: در غرامت عطابخشی و از جرم چشم پوشی. سوال شد: مردانگی چیست؟ فرمود: حفظ دین، حفظ عزت نفس، نرم رفتاری، تداوم نیکی، پرداخت حقوق و اظهار دوستی نسبت…