حدیث امام حسن (ع) درباره پاسخهای امام حسن

پاسخهای امام حسن
شماره ۱۰۹۹۱ امام حسن (ع)

قال الإمام حسن عليه السلام:

قِيلَ لَهُ ع مَا اَلزُّهْدُ قَالَ اَلرَّغْبَةُ فِي اَلتَّقْوَى وَ اَلزَّهَادَةُ فِي اَلدُّنْيَا قِيلَ فَمَا اَلْحِلْمُ قَالَ كَظْمُ اَلْغَيْظِ وَ مِلْكُ اَلنَّفْسِ قِيلَ مَا اَلسَّدَادُ قَالَ دَفْعُ اَلْمُنْكَرِ بِالْمَعْرُوفِ قِيلَ فَمَا اَلشَّرَفُ قَالَ اِصْطِنَاعُ اَلْعَشِيرَةِ وَ حَمْلُ اَلْجَرِيرَةِ قِيلَ فَمَا اَلنَّجْدَةُ قَالَ اَلذَّبُّ عَنِ اَلْجَارِ وَ اَلصَّبْرُ فِي اَلْمَوَاطِنِ وَ اَلْإِقْدَامُ عِنْدَ اَلْكَرِيهَةِ قِيلَ فَمَا اَلْمَجْدُ قَالَ أَنْ تُعْطِيَ فِي اَلْغُرْمِ وَ أَنْ تَعْفُوَ عَنِ اَلْجُرْمِ قِيلَ فَمَا اَلْمُرُوَّةُ قَالَ حِفْظُ اَلدِّينِ وَ إِعْزَازُ اَلنَّفْسِ وَ لِينُ اَلْكَنَفِ وَ تَعَهُّدُ اَلصَّنِيعَةِ وَ أَدَاءُ اَلْحُقُوقِ وَ اَلتَّحَبُّبُ إِلَى اَلنَّاسِ قِيلَ فَمَا اَلْكَرَمُ قَالَ اَلاِبْتِدَاءُ بِالْعَطِيَّةِ قَبْلَ اَلْمَسْأَلَةِ وَ إِطْعَامُ اَلطَّعَامِ فِي اَلْمَحْلِ قِيلَ فَمَا اَلدَّنِيئَةُ قَالَ اَلنَّظَرُ فِي اَلْيَسِيرِ وَ مَنْعُ اَلْحَقِيرِ قِيلَ فَمَا اَللُّؤْمُ قَالَ قِلَّةُ اَلنَّدَى وَ أَنْ يُنْطَقَ بِالْخَنَا قِيلَ فَمَا اَلسَّمَاحُ قَالَ اَلْبَذْلُ فِي اَلسَّرَّاءِ وَ اَلضَّرَّاءِ قِيلَ فَمَا اَلشُّحُّ قَالَ أَنْ تَرَى مَا فِي يَدَيْكَ شَرَفاً وَ مَا أَنْفَقْتَهُ تَلَفاً قِيلَ فَمَا اَلْإِخَاءُ قَالَ اَلْإِخَاءُ فِي اَلشِّدَّةِ وَ اَلرَّخَاءِ قِيلَ فَمَا اَلْجُبْنُ قَالَ اَلْجُرْأَةُ عَلَى اَلصَّدِيقِ وَ اَلنُّكُولُ عَنِ اَلْعَدُوِّ قِيلَ فَمَا اَلْغِنَى قَالَ رِضَا اَلنَّفْسِ بِمَا قُسِمَ لَهَا وَ إِنْ قَلَّ قِيلَ فَمَا اَلْفَقْرُ قَالَ شَرَهُ اَلنَّفْسِ إِلَى كُلِّ شَيْ ءٍ قِيلَ فَمَا اَلْجُودُ قَالَ بَذْلُ اَلْمَجْهُودِ قِيلَ فَمَا اَلْكَرَمُ قَالَ اَلْحِفَاظُ فِي اَلشِّدَّةِ وَ اَلرَّخَاءِ قِيلَ فَمَا اَلْجُرْأَةُ قَالَ مُوَاقَفَةُ اَلْأَقْرَانِ قِيلَ فَمَا اَلْمَنَعَةُ قَالَ شِدَّةُ اَلْبَأْسِ وَ مُنَازَعَةُ أَعِزَّاءِ اَلنَّاسِ قِيلَ فَمَا اَلذُّلُّ قَالَ اَلْفَرَقُ عِنْدَ اَلْمَصْدُوقَةِ قِيلَ فَمَا اَلْخُرْقُ قَالَ مُنَاوَأَتُكَ أَمِيرَكَ وَ مَنْ يَقْدِرُ عَلَى ضُرِّكَ قِيلَ فَمَا اَلسَّنَاءُ قَالَ إِتْيَانُ اَلْجَمِيلِ وَ تَرْكُ اَلْقَبِيحِ قِيلَ فَمَا اَلْحَزْمُ قَالَ طُولُ اَلْأَنَاةِ وَ اَلرِّفْقُ بِالْوُلاَةِ وَ اَلاِحْتِرَاسُ مِنْ جَمِيعِ اَلنَّاسِ قِيلَ فَمَا اَلشَّرَفُ قَالَ مُوَافَقَةُ اَلْإِخْوَانِ وَ حِفْظُ اَلْجِيرَانِ قِيلَ فَمَا اَلْحِرْمَانُ قَالَ تَرْكُكَ حَظَّكَ وَ قَدْ عَرَضَ عَلَيْكَ قِيلَ فَمَا اَلسَّفَهُ قَالَ اِتِّبَاعُ اَلدُّنَاةِ وَ مُصَاحَبَةُ اَلْغُوَاةِ قِيلَ فَمَا اَلْعِيُّ قَالَ اَلْعَبَثُ بِاللِّحْيَةِ وَ كَثْرَةُ اَلتَّنَحْنُحِ عِنْدَ اَلْمَنْطِقِ قِيلَ فَمَا اَلشَّجَاعَةُ قَالَ مُوَافَقَةُ مُوَاقَفَةُ اَلْأَقْرَانِ وَ اَلصَّبْرُ عِنْدَ اَلطِّعَانِ قِيلَ فَمَا اَلْكُلْفَةُ قَالَ كَلاَمُكَ فِيمَا لاَ يَعْنِيكَ قِيلَ وَ مَا اَلسَّفَاهُ قَالَ اَلْأَحْمَقُ فِي مَالِهِ اَلْمُتَهَاوِنُ بِعِرْضِهِ قِيلَ فَمَا اَللُّؤْمُ قَالَ إِحْرَازُ اَلْمَرْءِ نَفْسَهُ وَ إِسْلاَمُهُ عِرْسَهُ .

روایاتی است که به صورت پاسخ به پرسشهایی که امیر المومنین علیه السلام از ایشان کرده یا دیگری از آن حضرت سوال کرده، در موضوعهای مختلف آمده است. -از امام حسن علیه السلام سوال شد: زهد چیست؟ فرمود: دلدادگی به تقوی و دل برگرفتن از دنیا. سوال شد: حلم چیست؟ فرمود: فرو خوردن خشم و خویشتن داری. سوال شد: سداد چیست؟ فرمود: پس زدن بدی با خوبی. سوال شد: شرف چیست؟ فرمود: احسان به طایفه و نزدیکان و به عهده گرفتن خسارت و جرم آنان. سوال شد: نیرومندی چیست؟ فرمود: حمایت از پناهنده و پایمردی در نبردها و پیشگام بودن به هنگام پیشامدهای ناگوار. سوال شد: بزرگواری چیست؟ فرمود: در غرامت عطابخشی و از جرم چشم پوشی. سوال شد: مردانگی چیست؟ فرمود: حفظ دین، حفظ عزت نفس، نرم رفتاری، تداوم نیکی، پرداخت حقوق و اظهار دوستی نسبت به مردم. سوال شد: کرم چیست؟ فرمود: بخشش پیش از خواهش -و طعام دادن به مردم هنگام قحطی. سوال شد: فرومایگی چیست؟ فرمود: خردبینی و دریغ کردن از اندک. سوال شد: پستی چیست؟ فرمود: اندک بخشی و بد و بیراه گفتن. سوال شد: بزرگ منشی چیست؟ فرمود: بذل و بخشش در خوشی و در سختی. سوال شد: بخل چیست؟ فرمود: آنچه را در دست داری مایه شرف پنداری و آنچه را انفاق کنی تلف شده بدانی. سوال شد: برادری چیست؟ فرمود همراهی در سختی و در خوشی. سوال شد: ترس چیست؟ فرمود: گستاخی بر دوست و گریز از دشمن. سوال شد: توانگری چیست؟ فرمود: خرسندی به روزی مقسوم که نصیبش شده هر چند کم بوده باشد. سوال شد: فقر چیست؟ فرمود: سیری ناپذیری نفس نسبت به هر چیزی. سوال شد: جود چیست؟ فرمود: بخشش دسترنج خود. سوال شد: کرم چیست؟ فرمود: خویشتن بانی در سختی و خوشی. سوال شد: دل و جرات داشتن چیست؟ فرمود: دست و پنجه نرم کردن با حریفان هم وزن خود. سوال شد: نیرومندی چیست؟ فرمود: سخت نبرد کردن و ستیزه با پرقدرت ترین مردمان. سوال شد: خواری چیست؟ فرمود: هراس از راستی و اظهار حقیقت. سوال شد: کج فهمی چیست؟ فرمود: مبارزه با فرمانده خود و آن کس که می تواند به تو زیان رساند. سوال شد: جلال و شکوه چیست؟ فرمود: انجام کار نیک و ترک کار زشت. سوال شد: دوراندیشی چیست؟ فرمود: صبر طولانی و مدارا با کارگزاران و هوشیاری نسبت به تمام ترفندهای مردم. سوال شد: شرف چیست؟ فرمود: همراهی با برادران و حفاظت از همسایگان سوال شد: محرومیت چیست؟ فرمود: از دست دادن بهره ای که به تو عرضه شده بود. سوال شد: سبکسری چیست؟ فرمود: پیروی از فرومایگان و همنشینی با گمراهان. سوال شد: درماندگی در سخن چیست؟ فرمود: با ریش خود بازی کردن و بسیار سینه صاف کردن هنگام سخن گفتن. سوال شد: شجاعت چیست؟ فرمود: دست و پنجه نرم کردن با حریفان هم وزن خود و شکیبایی به هنگام شنیدن سخن نیش دار. سوال شد: به زحمت افتادن چیست؟ فرمود: اظهار نظر در اموری که به تو مربوط نیست. سوال شد: سبکسری چیست؟ فرمود: احمقانه از دست دادن مال و بی اعتنایی نسبت به آبروی خویش و سوال شد: فرومایگی چیست؟ فرمود: اینکه انسان برای ارضای نفس خود به خوشگذرانی پردازد و همسرش را در اثر بی توجهی به وی تسلیم دیگران سازد.

Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه