وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَرَفَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لتنهين لَتَنْهُنَّ عَنِ اَلْمُنْكَرِ أَوْ لَيُسْتَعْمَلَنَّ عَلَيْكُمْ شِرَارُكُمْ فَيَدْعُو خِيَارُكُمْ وَ لاَ يُسْتَجَابُ لَهُمْ.
امام صادق علیه السّلام می فرمود:باید امر به معروف کنید و باید نهی از منکر نمایید و الاّ خداوند شرارتان را بر شما مسلّط می گرداند و هر چه نیکان شما دعا کنند دعایشان مستجاب نشود.
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي إِبْرَاهِيمَ ع وَ أَتَاهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ نَجْرَانَ اَلْيَمَنِ مِنَ اَلرُّهْبَانِ وَ مَعَهُ رَاهِبَةٌ فَاسْتَأْذَنَ لَهُمَا اَلْفَضْلُ بْنُ سَوَّارٍ فَقَالَ لَهُ إِذَا كَانَ غَداً فَأْتِ بِهِمَا عِنْدَ بِئْرِ أُمِّ خَيْرٍ قَالَ فَوَافَيْنَا مِنَ اَلْغَدِ فَوَجَدْنَا اَلْقَوْمَ قَدْ وَافَوْا فَأَمَرَ بِخَصَفَةِ بَوَارِيَّ ثُمَّ جَلَسَ وَ جَلَسُوا فَبَدَأَتِ اَلرَّاهِبَةُ بِالْمَسَائِلِ فَسَأَلَتْ عَنْ مَسَائِلَ كَثِيرَةٍ كُلَّ ذَلِكَ يُجِيبُهَا وَ سَأَلَهَا أَبُو إِبْرَاهِيمَ ع عَنْ أَشْيَاءَ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهَا فِيهِ شَيْ ءٌ ثُمَّ أَسْلَمَتْ ثُمَّ أَقْبَلَ اَلرَّاهِبُ…
یعقوب بن جعفر گوید: خدمت موسی بن جعفر علیه السلام بودم که مرد و زن راهبی از اهل نجران یمن، خدمتش آمدند. فضل بن سوار برای آنها اجازه رسیدن خدمت امام را گرفت، امام فرمود: فردا آنها را نزد چاه ام الخیر بیاور، فضل گوید: فردا ما آنجا حاضر شدیم، دیدیم آن قوم هم آمده اند امام دستور داد حصیرهای لیف خرمایی انداختند، و خود نشست و مردم هم نشستند. ابتدا زن راهب مسایل بسیاری پرسید که امام علیه السلام همگی را پاسخ فرمود، سپس آن حضرت چیزهایی از او پرسید که پاسخ هیچ یک از آنها را نتوانست بگوید. آن زن اسلام آورد، آنگاه مرد راهب پیش آمد و سوال میکرد و امام همه را جواب می فرمود. مرد راهب گفت: من در دین خود نیرومند و توانایم و هیچ یک از نصاری در روی زمین بدرجه دانش من نرسد و شنیدم که مردی در هند است که هر گاه…
اَلْخُمُسُ مِنْ خَمْسَةِ أَشْيَاءَ مِنَ اَلْغَنَائِمِ وَ اَلْغَوْصِ وَ مِنَ اَلْكُنُوزِ وَ مِنَ اَلْمَعَادِنِ وَ اَلْمَلاَّحَةِ يُؤْخَذُ مِنْ كُلِّ هَذِهِ اَلصُّنُوفِ اَلْخُمُسُ فَيُجْعَلُ لِمَنْ جَعَلَهُ اَللَّهُ تَعَالَى لَهُ وَ يُقْسَمُ اَلْأَرْبَعَةُ اَلْأَخْمَاسِ بَيْنَ مَنْ قَاتَلَ عَلَيْهِ وَ وَلِيَ ذَلِكَ وَ يُقْسَمُ بَيْنَهُمُ اَلْخُمُسُ عَلَى سِتَّةِ أَسْهُمٍ سَهْمٌ لِلَّهِ وَ سَهْمٌ لِرَسُولِ اَللَّهِ وَ سَهْمٌ لِذِي اَلْقُرْبَى وَ سَهْمٌ لِلْيَتَامَى وَ سَهْمٌ لِلْمَسَاكِينِ وَ سَهْمٌ لِأَبْنَاءِ اَلسَّبِيلِ فَسَهْمُ اَللَّهِ وَ سَهْمُ رَسُولِ اَللَّهِ لِأُولِي اَلْأَمْرِ مِنْ…
موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: خمس از پنج چیز باید داده شود: 1-غنیمتها، 2-غواصی (منافع دریا)3-گنجها 4-معادن 5-نمکزارها(که معدن مخصوصی است)از تمام این انواع دریافت می شود و بکسانی که خدای تعالی مقرر فرموده داده می شود و چهار پنجم آن(یعنی غنایم)میان جنگجویان متصدیان جنگ تقسیم می شود، و خمس میان آنها(که خدا مقرر فرموده)به شش سهم تقسیم می شود: 1-سهم خدا، 2-سهم پیغمبر، 3-سهم خویشان پیغمبر، 4-سهم یتیمان، 5-سهم تهیدستان، 6-سهم در راه ماندگان. سهم خدا و سهم پیغمبر پس از وفات پیغمبر از نظر وراثت بوالیان امر(ایمه معصومین)تعلق دارد، پس برای امام سه سهم است: دو سهم از نظر وراثت و یکسهم بهره خود او است از جانب خدا، بنا بر این نصف کامل خمس از اوست(که در این زمان بسهم امام معروفست)و نصف دیگر میان خاندانش…
إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَشَّرَ أَهْلَ اَلْعَقْلِ وَ اَلْفَهْمِ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ فَبَشِّرْ عِبادِ اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ اَلَّذِينَ هَداهُمُ اَللّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا اَلْأَلْبابِ يَا هِشَامَ بْنَ اَلْحَكَمِ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَكْمَلَ لِلنَّاسِ اَلْحُجَجَ بِالْعُقُولِ وَ أَفْضَى إِلَيْهِمْ بِالْبَيَانِ وَ دَلَّهُمْ عَلَى رُبُوبِيَّتِهِ بِالْأَدِلاَّءِ فَقَالَ وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلرَّحْمنُ اَلرَّحِيمُ إِنَّ فِي خَلْقِ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اِخْتِلافِ اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهارِ…
از امام کاظم امین، ابو ابراهیم که کنیه اش ابو الحسن نیز است موسی فرزند جعفر علیهما السلام مطالبی طولانی در باره پند و حکمت و غیره روایت شده است. - سفارش امام کاظم علیه السلام به هشام و توصیف او از خرد -همانا خداوند تبارک و تعالی خردمندان و فهمیدگان را در کتابش بشارت داده و فرموده است: «پس بشارت ده به آن بندگان من که: به سخن گوش فرا می دهند و بهترین آن را پیروی می کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان». زمر، آیه 17 و 18. ای هشام بن حکم به راستی خداوند عزیز و جلیل به وسیله خردها حجت ها را بر مردم تمام کرد و بیان حجت ها را به آنان رسانید و با برهان، آنان را به پروردگاری خویش راهنمایی کرد و فرمود: «و معبود شما، معبودی یگانه است که جز او هیچ معبودی نیست راستی که در آفرینش…
اَلْإِيمَانُ اَلْكُفْرُ اَلتَّصْدِيقُ اَلتَّكْذِيبُ اَلْإِخْلاَصُ اَلنِّفَاقُ اَلرَّجَاءُ اَلْقُنُوطُ اَلْعَدْلُ اَلْجَوْرُ اَلرِّضَا اَلسُّخْطُ اَلشُّكْرُ اَلْكُفْرَانُ اَلْيَأْسُ اَلطَّمَعُ اَلتَّوَكُّلُ اَلْحِرْصُ اَلرَّأْفَةُ اَلْغِلْظَةُ اَلْعِلْمُ اَلْجَهْلُ اَلْعِفَّةُ اَلتَّهَتُّكُ اَلزُّهْدُ اَلرَّغْبَةُ اَلرِّفْقُ اَلْخُرْقُ اَلرَّهْبَةُ اَلْجُرْأَةُ اَلتَّوَاضُعُ اَلْكِبْرُ اَلتُّؤَدَةُ اَلْعَجَلَةُ اَلْحِلْمُ اَلسَّفَهُ اَلصَّمْتُ اَلْهَذَرُ اَلاِسْتِسْلاَمُ اَلاِسْتِكْبَارُ اَلتَّسْلِيمُ اَلتَّجَبُّرُ اَلْعَفْوُ اَلْحِقْدُ اَلرَّحْمَةُ اَلْقَسْوَةُ اَلْيَقِينُ اَلشَّكُّ اَلصَّبْرُ…
لشکریان خرد و نادانی -ایمان، کفر؛ باور داری، ناباوری؛ پاکدلی، دورویی؛ امیدواری، ناامیدی؛ دادگری، بیدادگری؛ خرسندی، ناخرسندی؛ سپاسداری، ناسپاسی؛ امید گسستن از مردم ، چشم داشت از مردم ؛ توکل، آز؛ -نرم رفتاری، تندی؛ دانش، نادانی؛ پاکدامنی، پرده دری؛ پارسایی، شوق به دنیا؛ مدارا، تندخویی؛ بیم، گستاخی؛ فروتنی، بزرگی؛ آهسته کاری، شتابزدگی؛ بردباری، نابردباری؛ سکوت، پرگویی؛ پذیرفتن، گردن فرازی؛ فرمانبری، گردنکشی؛ گذشت، کینه توزی؛ نرم دلی، سنگدلی؛ یقین، شک؛ شکیبایی، بی قراری؛ بخشش، انتقام؛ بی نیازی، نیازمندی؛ اندیشه کردن، غفلت ورزی؛ به خاطر سپاری، فراموشی؛ به هم پیوستن، از هم گسستن؛ قناعت، شکم پرستی؛ گشاده دستی، مضایقه؛ دوستی، دشمنی؛ وفاداری، خیانت؛ فرمانبری، نافرمانی؛ فروتنی، گردنفرازی؛ سلامتی…
يَا هِشَامُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَشَّرَ أَهْلَ اَلْعَقْلِ وَ اَلْفَهْمِ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ فَبَشِّرْ عِبادِ اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ اَلَّذِينَ هَداهُمُ اَللّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا اَلْأَلْبابِ يَا هِشَامُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَكْمَلَ لِلنَّاسِ اَلْحُجَجَ بِالْعُقُولِ وَ نَصَرَ اَلنَّبِيِّينَ بِالْبَيَانِ وَ دَلَّهُمْ عَلَى رُبُوبِيَّتِهِ بِالْأَدِلَّةِ فَقَالَ وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلرَّحْمنُ اَلرَّحِيمُ. إِنَّ فِي خَلْقِ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اِخْتِلافِ اَللَّيْلِ وَ…
هشام بن حکم گوید: موسی بن جعفر علیهم السلام بمن فرمود: ای هشام خدای تبارک و تعالی صاحب عقل و فهم را در کتاب مژده داده و فرموده(20 سوره 39)آن بندگانم را که هر سخن را شنوند و از نیکوترش پیروی کنند مژده بده، ایشانند که خدا هدایتشان کرده و ایشانند صاحبان عقل. ای هشام همانا خدای متعال بواسطه عقل حجت را برای مردم تمام کرده و پیغمبران را بوسیله بیان یاری کرده و بسبب برهان ها بربوبیت خویش دلالتشان نموده و فرموده است(160 سوره 2)خدای شما خداییست یگانه که جز او خدایی نیست و رحمان و رحیم است. در آفرینش آسمانها و زمین و تفاوت شب و روز و کشتیهایی که بسود مردم در دریا روانست و آبی که خدا از آسمان فروآورد که زمین را بعد از موات شدنش زنده گرداند و از همه جنبندگان در آن پراکند و گردش بادها و ابری که بین آسمان…
كَانَ لِيَ اِبْنُ عَمٍّ يُقَالُ لَهُ اَلْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ كَانَ زَاهِداً وَ كَانَ مِنْ أَعْبَدِ أَهْلِ زَمَانِهِ وَ كَانَ يَتَّقِيهِ اَلسُّلْطَانُ لِجِدِّهِ فِي اَلدِّينِ وَ اِجْتِهَادِهِ وَ رُبَّمَا اِسْتَقْبَلَ اَلسُّلْطَانَ بِكَلاَمٍ صَعْبٍ يَعِظُهُ وَ يَأْمُرُهُ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَاهُ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ كَانَ اَلسُّلْطَانُ يَحْتَمِلُهُ لِصَلاَحِهِ وَ لَمْ تَزَلْ هَذِهِ حَالَتَهُ حَتَّى كَانَ يَوْمٌ مِنَ اَلْأَيَّامِ إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ أَبُو اَلْحَسَنِ مُوسَى ع وَ هُوَ فِي اَلْمَسْجِدِ فَرَآهُ فَأَوْمَأَإِلَيْهِ فَأَتَاهُ فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا عَلِيٍّ مَا أَحَبَّ…
محمد بن فلان واقفی گوید: من پسر عمویی داشتم که نامش حسن بن عبد الله بود، مردی بود زاهد و عابدترین مردم زمان خود. و بواسطه جدی بودن و کوشش او در امر دین سلطان از او پروا میکرد و بسا در پیش روی سلطان سخن درشت و دشواری بعنوان موعظه میگفت و او را امر بمعروف و نهی از منکر مینمود سلطان هم بواسطه شایستگی و نیکوکاریش از او تحمل میکرد، حال او پیوسته چنین بود تا آنکه روزی در مسجد حضرت ابو الحسن موسی بن جعفر علیه السلام بر او وارد شد. -چون او را دید، اشاره کرد، او هم نزد حضرت آمد، امام باو فرمود: ای ابا علی من روش ترا بسیار دوست دارم و خوشم می آید ولی تو معرفت نداری، برو و معرفت بجو، عرضکرد: قربانت، معرفت چیست؟ فرمود: برو بفهم و کسب حدیث کن. عرضکرد: از که کسب کنم؟ فرمود: از فقها اهل مدینه، سپس آن…
كَتَبَ يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحَسَنِ إِلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي أُوصِي نَفْسِي بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ بِهَا أُوصِيكَ فَإِنَّهَا وَصِيَّةُ اَللَّهِ فِي اَلْأَوَّلِينَ وَ وَصِيَّتُهُ فِي اَلْآخِرِينَ خَبَّرَنِي مَنْ وَرَدَ عَلَيَّ مِنْ أَعْوَانِ اَللَّهِ عَلَى دِينِهِ وَ نَشْرِ طَاعَتِهِ بِمَا كَانَ مِنْ تَحَنُّنِكَ مَعَ خِذْلاَنِكَ وَ قَدْ شَاوَرْتُ فِي اَلدَّعْوَةِ لِلرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص وَ قَدِ اِحْتَجَبْتَهَا وَ اِحْتَجَبَهَا أَبُوكَ مِنْ قَبْلِكَ وَ قَدِيماً اِدَّعَيْتُمْ مَا لَيْسَ لَكُمْ وَ بَسَطْتُمْ آمَالَكُمْ إِلَى مَا لَمْ يُعْطِكُمُ…
یحیی بن عبد الله بن حسن بموسی بن جعفر علیهما السلام نوشت: اما بعد من خودم را بتقوای خدا سفارش میکنم، و ترا هم بآن سفارش میکنم زیرا تقوی سفارش خداست نسبت به پیشینیان و پسینیان، یکی از یاوران دین خدا و ناشرین اطاعتش بر من وارد شد و خبر داد که بر من ترحم کرده یی(که کشته میشوم) و ما را کمک نخواهی کرد؟ من دعوت بسوی آن کس از آل محمد صلی الله علیه و آله را که مردم بپسندند (با تو)مشورت کردم و تو حاضر نشدی و پیش از تو هم پدرت حاضر نشد، شما از زمان قدیم چیزی را ادعا میکنید که در خورتان نیست و آرزوی خود را بجایی کشانیده اید که خدا بشما عطا نکرده است، پس هوا پرست شدید و گمراه گردید، و من ترا بر حذر میدارم از آنچه خدا ترا نسبت بخود بر حذر داشته است. حضرت ابو الحسن موسی بن جعفر علیه السلام باو نوشت: از…