حدیث امام کاظم (ع) درباره آزمایش مدعیان امامت

آزمایش مدعیان امامت
شماره ۱۸۳۳۴ امام کاظم (ع)

قال الإمام الکاظم عليه السلام:

كَتَبَ يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحَسَنِ إِلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي أُوصِي نَفْسِي بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ بِهَا أُوصِيكَ فَإِنَّهَا وَصِيَّةُ اَللَّهِ فِي اَلْأَوَّلِينَ وَ وَصِيَّتُهُ فِي اَلْآخِرِينَ خَبَّرَنِي مَنْ وَرَدَ عَلَيَّ مِنْ أَعْوَانِ اَللَّهِ عَلَى دِينِهِ وَ نَشْرِ طَاعَتِهِ بِمَا كَانَ مِنْ تَحَنُّنِكَ مَعَ خِذْلاَنِكَ وَ قَدْ شَاوَرْتُ فِي اَلدَّعْوَةِ لِلرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص وَ قَدِ اِحْتَجَبْتَهَا وَ اِحْتَجَبَهَا أَبُوكَ مِنْ قَبْلِكَ وَ قَدِيماً اِدَّعَيْتُمْ مَا لَيْسَ لَكُمْ وَ بَسَطْتُمْ آمَالَكُمْ إِلَى مَا لَمْ يُعْطِكُمُ اَللَّهُ فَاسْتَهْوَيْتُمْ وَ أَضْلَلْتُمْ وَ أَنَا مُحَذِّرُكَ مَا حَذَّرَكَ اَللَّهُ مِنْ نَفْسِهِ فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَبُو اَلْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع مِنْ مُوسَى بْنِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ جَعْفَرٍ وَ عَلِيٍّ مُشْتَرِكَيْنِ فِي اَلتَّذَلُّلِ لِلَّهِ وَ طَاعَتِهِ إِلَى يَحْيَى بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ حَسَنٍ أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي أُحَذِّرُكَ اَللَّهَ وَ نَفْسِي وَ أُعْلِمُكَ أَلِيمَ عَذَابِهِ وَ شَدِيدَ عِقَابِهِ وَ تَكَامُلَ نَقِمَاتِهِ وَ أُوصِيكَ وَ نَفْسِي بِتَقْوَى اَللَّهِ فَإِنَّهَا زَيْنُ اَلْكَلاَمِ وَ تَثْبِيتُ اَلنِّعَمِ أَتَانِي كِتَابُكَ تَذْكُرُ فِيهِ أَنِّي مُدَّعٍ وَ أَبِي مِنْ قَبْلُ وَ مَا سَمِعْتَ ذَلِكَ مِنِّي وَ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُون وَ لَمْ يَدَعْ حِرْصُ اَلدُّنْيَا وَ مَطَالِبُهَا لِأَهْلِهَا مَطْلَباً لآِخِرَتِهِمْ حَتَّى يُفْسِدَ عَلَيْهِمْ مَطْلَبَ آخِرَتِهِمْ فِي دُنْيَاهُمْ وَ ذَكَرْتَ أَنِّي ثَبَّطْتُ اَلنَّاسَ عَنْكَ لِرَغْبَتِي فِيمَا فِي يَدَيْكَ وَ مَا مَنَعَنِي مِنْ مَدْخَلِكَ اَلَّذِي أَنْتَ فِيهِ لَوْ كُنْتُ رَاغِباً ضَعْفٌ عَنْ سُنَّةٍ وَ لاَ قِلَّةُ بَصِيرَةٍ بِحُجَّةٍ وَ لَكِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ اَلنَّاسَ أَمْشَاجاً وَ غَرَائِبَ وَ غَرَائِزَ فَأَخْبِرْنِي عَنْ حَرْفَيْنِ أَسْأَلُكَ عَنْهُمَا مَا اَلْعَتْرَفُ فِي بَدَنِكَ وَ مَا اَلصَّهْلَجُ فِي اَلْإِنْسَانِ ثُمَّ اُكْتُبْ إِلَيَّ بِخَبَرِ ذَلِكَ وَ أَنَا مُتَقَدِّمٌ إِلَيْكَ أُحَذِّرُكَ مَعْصِيَةَ اَلْخَلِيفَةِ وَ أَحُثُّكَ عَلَى بِرِّهِ وَ طَاعَتِهِ وَ أَنْ تَطْلُبَ لِنَفْسِكَ أَمَاناً قَبْلَ أَنْ تَأْخُذَكَ اَلْأَظْفَارُ وَ يَلْزَمَكَ اَلْخِنَاقُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَتَرَوَّحَ إِلَى اَلنَّفَسِ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَ لاَ تَجِدُهُ حَتَّى يَمُنَّ اَللَّهُ عَلَيْكَ بِمَنِّهِ وَ فَضْلِهِ وَ رِقَّةِ اَلْخَلِيفَةِ أَبْقَاهُ اَللَّهُ فَيُؤْمِنَكَ وَ يَرْحَمَكَ وَ يَحْفَظَ فِيكَ أَرْحَامَ رَسُولِ اَللَّهِ وَ اَلسَّلامُ عَلى مَنِ اِتَّبَعَ اَلْهُدى إِنّا قَدْ أُوحِيَ إِلَيْنا أَنَّ اَلْعَذابَ عَلى مَنْ كَذَّبَ وَ تَوَلّى َالَ اَلْجَعْفَرِيُّ فَبَلَغَنِي أَنَّ كِتَابَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع وَقَعَ فِي يَدَيْ هَارُونَ فَلَمَّا قَرَأَهُ قَالَ اَلنَّاسُ يَحْمِلُونِّي عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ هُوَ بَرِي ءٌ مِمَّا يُرْمَى بِهِ .

یحیی بن عبد الله بن حسن بموسی بن جعفر علیهما السلام نوشت: اما بعد من خودم را بتقوای خدا سفارش میکنم، و ترا هم بآن سفارش میکنم زیرا تقوی سفارش خداست نسبت به پیشینیان و پسینیان، یکی از یاوران دین خدا و ناشرین اطاعتش بر من وارد شد و خبر داد که بر من ترحم کرده یی(که کشته میشوم) و ما را کمک نخواهی کرد؟ من دعوت بسوی آن کس از آل محمد صلی الله علیه و آله را که مردم بپسندند (با تو)مشورت کردم و تو حاضر نشدی و پیش از تو هم پدرت حاضر نشد، شما از زمان قدیم چیزی را ادعا میکنید که در خورتان نیست و آرزوی خود را بجایی کشانیده اید که خدا بشما عطا نکرده است، پس هوا پرست شدید و گمراه گردید، و من ترا بر حذر میدارم از آنچه خدا ترا نسبت بخود بر حذر داشته است. حضرت ابو الحسن موسی بن جعفر علیه السلام باو نوشت: از جانب موسی پسر ابی عبد الله جعفر و هم پسر علی (بن ابی طالب)که هر دو در بندگی و اطاعت خدا شریکند بسوی یحیی بن عبد الله بن حسن. اما بعد همانا من ترا و خودم را از خدا بیم میدهم و ترا از عذاب دردناک و عقاب سخت و کیفر کاملش آگاه میسازم و تو و خودم را بتقوای خدا سفارش میکنم، زیرا تقوی موجب زینت سخن و پابرجایی نعمتهاست، نامه ات بمن رسید، در آنجا نوشته بودی که من و پدرم از زمان پیش مدعی(مقام و منصب)بوده ایم، در صورتی که تو چنین ادعایی از من نشنیده یی و(خدای تعالی در سوره زخرف فرماید)«گواهی آنها نوشته شود و مورد بازخواست قرار گیرند»حرصی که اهل دنیا بدنیا و خواستنیهای آن دارند، تمام خواسته های آخرت آنها را هم در دنیا تباه کرده است(از این جهت عبادات و اعمال آخرت خود را هم باغراض دنیوی مشوب میسازند چنان که تو امر بمعروف را بافترا بر من و انکار حق مشوب ساختی) -و نوشته بودی که من بواسطه آرزو داشتن آنچه نزد توست(یعنی ادعا امامت)مردم را از تو میرانم. در صورتی که اگر راهی را که تو پیش گرفته ای مایل باشم، ناتوانی از دانستن روش و کم بصیرتی بدلیل جلوگیر من نباشد(معرفت و بصیرت من از تو خیلی بیشتر است ولی میدانم اکنون وقتش نیست)اما خدای تبارک و تعالی مردم را معجونی مرکب آفریده و قوایی شگفت آور و غرایزی گوناگون باو عطا کرده است، من دو کلمه در باره انسان از تو میپرسم، (تا بدانی که تو بناحق ادعا میکنی، بمن بگو). عترف در بدن تو چیست؟ و صهلج در انسان کدامست؟ جوابش را بمن بنویس، من بتو سفارش میکنم و از نافرمانی خلیفه برحذرت میدارم، و بفرمانبرداری و اطاعتش تشویقت میکنم و دستور میدهم که برای خود امانی بگیری پیش از آنکه در چنگال افتی و از هر طرف گلو گیر شوی و از هر سو بخواهی نفس کشی، راهی نیابی، تا خدا باحسان و فضل خود و دلسوزی خلیفه ابقاه الله بر تو منت نهد و خلیفه امانت دهد و بر تو مهربانی کند و خویشان پیغمبر صلی الله علیه و آله را نسبت بتو بواسطه تو حفظ کند، درود بر کسی که از هدایت پیروی کند«بما وحی رسیده که عذاب برای کسی است که تکذیب کند و رو بگرداند-47 سوره 20-». جعفری گوید: بمن خبر رسید که نامه موسی بن جعفر علیه السلام بدست هارون افتاد، چون آن را قرایت کرد گفت: مردم مرا بر موسی بن جعفر می آغالند، در صورتی که او از آنچه متهمش میکنند منزه است.

Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه