قال الإمام الکاظم عليه السلام

احادیث درباره پیامبر و علی از امام کاظم (ع)

امام موسی کاظم (علیه السلام)

۱۸ حدیث · صفحه ۱ از ۲

أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلْأَوَّلَ ع أَ كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص مَحْجُوجاً بِأَبِي طَالِبٍ فَقَالَ لاَ وَ لَكِنَّهُ كَانَ مُسْتَوْدَعاً لِلْوَصَايَا فَدَفَعَهَا إِلَيْهِ ص قَالَ قُلْتُ فَدَفَعَ إِلَيْهِ اَلْوَصَايَا عَلَى أَنَّهُ مَحْجُوجٌ بِهِ فَقَالَ لَوْ كَانَ مَحْجُوجاً بِهِ مَا دَفَعَ إِلَيْهِ اَلْوَصِيَّةَ قَالَ فَقُلْتُ فَمَا كَانَ حَالُ أَبِي طَالِبٍ قَالَ أَقَرَّ بِالنَّبِيِّ وَ بِمَا جَاءَ بِهِ وَ دَفَعَ إِلَيْهِ اَلْوَصَايَا وَ مَاتَ مِنْ يَوْمِهِ .

درست بن ابی منصور از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام پرسید که: آیا ابو طالب بر پیغمبر صلی الله علیه و آله حجت بود؟ فرمود: نه، بلکه وصایای(پیغمبران)نزد او بامانت بود و او تحویل پیغمبر داد، راوی گوید: من گفتم: وصایا را باو داد، چون که بر او حجت بود؟ فرمود: اگر بر او حجت میبود، وصیت را تحویل او نمی داد، عرضکردم: پس حال ابو طالب(از نظر عقیده)چگونه بود؟ فرمود: او بپیغمبر و آنچه آورده بود، اقرار کرد، و وصایا را باو تحویل داد و همان روز درگذشت.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 445

مَنْ قَالَ فِي دُبُرِ صَلاَةِ اَلصُّبْحِ وَ صَلاَةِ اَلْمَغْرِبِ قَبْلَ أَنْ يَثْنِيَ رِجْلَيْهِ أَوْ يُكَلِّمَ أَحَداً ; إِنَّ اَللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى اَلنَّبِيِّ يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ ذُرِّيَّتِهِ ; قَضَى اَللَّهُ لَهُ مِائَةَ حَاجَةٍ سَبْعِينَ فِي اَلدُّنْيَا وَ ثَلاَثِينَ فِي اَلْآخِرَةِ قَالَ قُلْتُ مَا مَعْنَى صَلاَةِ اَللَّهِ وَ مَلاَئِكَتِهِ وَ صَلاَةِ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ صَلاَةُ اَللَّهِ رَحْمَةٌ مِنَ اَللَّهِ وَ صَلاَةُ مَلاَئِكَتِهِ تَزْكِيَةٌ مِنْهُمْ لَهُ وَ صَلاَةُ…

ابن مغیره گوید که از امام کاظم علیه السلام شنیدم که فرمود: هر که پس از نماز صبح و مغرب پیش از آنکه برخیزد یا با کسی سخن گوید آیه «خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می فرستند، ای کسانی که ایمان آورده اید بر او درود فرستید و به فرمانش به خوبی گردن نهید» احزاب ، آیه 56 را تلاوت کند و سپس گوید: «اللهم صل علی محمد النبی و ذریته»، خداوند صد حاجت او را برآورد؛ هفتاد حاجت در دنیا و سی حاجت در آخرت. عرض کردم: معنای درود خدا و درود فرشتگان و درود مومنان چیست؟ فرمود: درود خداوند رحمت از سوی اوست و درود فرشتگان ستایش آنان است و درود مومنان دعا نمودن برای پیامبر صلی الله علیه و آله است. و از اسرار آل محمد در درود فرستادن بر پیامبر و آل او این صلوات است: «اللهم صل علی محمد و آل محمد فی الاولین و صل علی محمد و…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 156

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع فَرَأَيْتُ فِي يَدِهِ خَاتَماً فَصُّهُ فَيْرُوزَجٌ نَقْشُهُ لِلَّهِ اَلْمُلْكُ فَأَدَمْتُ اَلنَّظَرَ إِلَيْهِ فَقَالَ مَا لَكَ تَنْظُرُ فِيهِ هَذَا حَجَرٌ أَهْدَاهُ جَبْرَئِيلُ لِرَسُولِ اَللَّهِ ص مِنَ اَلْجَنَّةِ فَوَهَبَهُ رَسُولُ اَللَّهِ ص لِعَلِيٍّ ع أَ تَدْرِي مَا اِسْمُهُ قَالَ قُلْتُ فَيْرُوزَجٌ قَالَ هَذَا اِسْمُهُ بِالْفَارِسِيَّةِ أَ تَعْرِفُ اِسْمَهُ بِالْعَرَبِيَّةِ قَالَ قُلْتُ لاَ قَالَ هُوَ اَلظَّفَرُ .

حسن بن علی بن مهران مهزیار گوید: به نزد امام کاظم علیه السلام رسیدم و در دست ایشان انگشتری دیدم که نگینش فیروزه بود و«الله الملک»بر آن نقش بسته بود. من بر آن انگشتر خیره شدم. امام علیه السلام فرمود: از چه رو بر این می نگری؟ این سنگی است که جبرییل علیه السلام آن را از بهشت برای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هدیه آورد و آن حضرت صلی الله علیه و آله انگشتر را به علی علیه السلام بخشید. آیا می دانی که نامش چیست؟ عرض کردم: فیروزه. فرمود: این نام فارسی آن است؛ نام عربی آن را می دانی؟ عرض کردم: نه. فرمود: نامش ظفر است.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 175

قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ حَدِّثْنِي فِيهِمَا بِحَدِيثٍ فَقَدْ سَمِعْتُ عَنْ أَبِيكَ فِيهِمَا أَحَادِيثَ عِدَّةً قَالَ فَقَالَ لِي يَا إِسْحَاقُ اَلْأَوَّلُ بِمَنْزِلَةِ اَلْعِجْلِ وَ اَلثَّانِي بِمَنْزِلَةِ اَلسَّامِرِيِّ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ زِدْنِي فِيهِمَا قَالَ هُمَا وَ اَللَّهِ نَصَّرَا وَ هَوَّدَا وَ مَجَّسَا فَلاَ غَفَرَ اَللَّهُ لَهُمَا قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ زِدْنِي فِيهِمَا قَالَ ثَلاَثَةٌ لاَ يَنْظُرُ اَللَّهُ إِلَيْهِمْ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَنْ هُمْ قَالَ رَجُلٌ اِدَّعَى إِمَاماً مِنْ غَيْرِ اَللَّهِ وَ آخَرُ…

اسحاق بن عمار صیرفی گوید: به امام کاظم علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم در باره آن دو نفر برایم سخنی بفرما، از پدر شما در باره آن دو نفر سخنانی شنیده ام. امام علیه السلام فرمود: ای اسحاق اولی به منزله آن گوساله و دومی به منزله «سامری»است. عرض کردم: فدایت شوم بر این سخنان بیفزای. فرمود: به خدا سوگند آن دو نفر مردم را مسیحی و یهودی و مجوسی کردند، خداوند این کار آنان را نبخشاید عرض کردم: فدایت شوم بر این سخنان بیفزای. فرمود: سه نفر باشند که خداوند بر آنان ننگرد و پاکشان نگرداند و آنان را عذابی سخت باشد. عرض کردم: فدایت شوم آنان چه کسانی هستند؟ فرمود: مردی که ادعای امامت کند و از سوی خدا نباشد و دیگری کسی است که بر امام از سوی خدا سخنی ناروا نسبت دهد و دیگری کسی است که پندارد آن دو نفر بهره ای از…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 215

إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَشَّرَ أَهْلَ اَلْعَقْلِ وَ اَلْفَهْمِ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ فَبَشِّرْ عِبادِ اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ اَلَّذِينَ هَداهُمُ اَللّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا اَلْأَلْبابِ يَا هِشَامَ بْنَ اَلْحَكَمِ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَكْمَلَ لِلنَّاسِ اَلْحُجَجَ بِالْعُقُولِ وَ أَفْضَى إِلَيْهِمْ بِالْبَيَانِ وَ دَلَّهُمْ عَلَى رُبُوبِيَّتِهِ بِالْأَدِلاَّءِ فَقَالَ وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلرَّحْمنُ اَلرَّحِيمُ إِنَّ فِي خَلْقِ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اِخْتِلافِ اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهارِ…

از امام کاظم امین، ابو ابراهیم که کنیه اش ابو الحسن نیز است موسی فرزند جعفر علیهما السلام مطالبی طولانی در باره پند و حکمت و غیره روایت شده است. - سفارش امام کاظم علیه السلام به هشام و توصیف او از خرد -همانا خداوند تبارک و تعالی خردمندان و فهمیدگان را در کتابش بشارت داده و فرموده است: «پس بشارت ده به آن بندگان من که: به سخن گوش فرا می دهند و بهترین آن را پیروی می کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان». زمر، آیه 17 و 18. ای هشام بن حکم به راستی خداوند عزیز و جلیل به وسیله خردها حجت ها را بر مردم تمام کرد و بیان حجت ها را به آنان رسانید و با برهان، آنان را به پروردگاری خویش راهنمایی کرد و فرمود: «و معبود شما، معبودی یگانه است که جز او هیچ معبودی نیست راستی که در آفرینش…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 383

اَلْإِيمَانُ اَلْكُفْرُ اَلتَّصْدِيقُ اَلتَّكْذِيبُ اَلْإِخْلاَصُ اَلنِّفَاقُ اَلرَّجَاءُ اَلْقُنُوطُ اَلْعَدْلُ اَلْجَوْرُ اَلرِّضَا اَلسُّخْطُ اَلشُّكْرُ اَلْكُفْرَانُ اَلْيَأْسُ اَلطَّمَعُ اَلتَّوَكُّلُ اَلْحِرْصُ اَلرَّأْفَةُ اَلْغِلْظَةُ اَلْعِلْمُ اَلْجَهْلُ اَلْعِفَّةُ اَلتَّهَتُّكُ اَلزُّهْدُ اَلرَّغْبَةُ اَلرِّفْقُ اَلْخُرْقُ اَلرَّهْبَةُ اَلْجُرْأَةُ اَلتَّوَاضُعُ اَلْكِبْرُ اَلتُّؤَدَةُ اَلْعَجَلَةُ اَلْحِلْمُ اَلسَّفَهُ اَلصَّمْتُ اَلْهَذَرُ اَلاِسْتِسْلاَمُ اَلاِسْتِكْبَارُ اَلتَّسْلِيمُ اَلتَّجَبُّرُ اَلْعَفْوُ اَلْحِقْدُ اَلرَّحْمَةُ اَلْقَسْوَةُ اَلْيَقِينُ اَلشَّكُّ اَلصَّبْرُ…

لشکریان خرد و نادانی -ایمان، کفر؛ باور داری، ناباوری؛ پاکدلی، دورویی؛ امیدواری، ناامیدی؛ دادگری، بیدادگری؛ خرسندی، ناخرسندی؛ سپاسداری، ناسپاسی؛ امید گسستن از مردم ، چشم داشت از مردم ؛ توکل، آز؛ -نرم رفتاری، تندی؛ دانش، نادانی؛ پاکدامنی، پرده دری؛ پارسایی، شوق به دنیا؛ مدارا، تندخویی؛ بیم، گستاخی؛ فروتنی، بزرگی؛ آهسته کاری، شتابزدگی؛ بردباری، نابردباری؛ سکوت، پرگویی؛ پذیرفتن، گردن فرازی؛ فرمانبری، گردنکشی؛ گذشت، کینه توزی؛ نرم دلی، سنگدلی؛ یقین، شک؛ شکیبایی، بی قراری؛ بخشش، انتقام؛ بی نیازی، نیازمندی؛ اندیشه کردن، غفلت ورزی؛ به خاطر سپاری، فراموشی؛ به هم پیوستن، از هم گسستن؛ قناعت، شکم پرستی؛ گشاده دستی، مضایقه؛ دوستی، دشمنی؛ وفاداری، خیانت؛ فرمانبری، نافرمانی؛ فروتنی، گردنفرازی؛ سلامتی…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 401

صَلاَةُ اَلنَّوَافِلِ قُرْبَانٌ إِلَى اَللَّهِ لِكُلِّ مُؤْمِنٍ وَ اَلْحَجُّ جِهَادُ كُلِّ ضَعِيفٍ وَ لِكُلِّ شَيْ ءٍ زَكَاةٌ وَ زَكَاةُ اَلْجَسَدِ صِيَامُ اَلنَّوَافِلِ وَ أَفْضَلُ اَلْعِبَادَةِ بَعْدَ اَلْمَعْرِفَةِ اِنْتِظَارُ اَلْفَرَجِ وَ مَنْ دَعَا قَبْلَ اَلثَّنَاءِ عَلَى اَللَّهِ وَ اَلصَّلاَةِ عَلَى اَلنَّبِيِّ ص كَانَ كَمَنْ رَمَى بِسَهْمٍ بِلاَ وَتَرٍ وَ مَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِيَّةِ وَ مَا عَالَ اِمْرُؤٌ اِقْتَصَدَ وَ اَلتَّدْبِيرُ نِصْفُ اَلْعَيْشِ وَ اَلتَّوَدُّدُ إِلَى اَلنَّاسِ نِصْفُ اَلْعَقْلِ وَ كَثْرَةُ اَلْهَمِّ يُورِثُ اَلْهَرَمَ وَ اَلْعَجَلَةُ هِيَ…

از سخنان حکمت آمیز امام کاظم علیه السلام -از امام کاظم علیه السلام روایت شده است که فرمود: نماز مستحبی نزدیکی جویی هر مومن به خداست و حج جهاد هر ناتوان است و برای هر چیزی زکاتی باشد و زکات بدن، روزه های مستحبی است و برترین عبادت پس از شناخت خدا ، انتظار فرج است و هر که قبل از ستایش خدا و صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله دعا کند همانند مردی باشد بدون کمان، تیر اندازد و هر که به جبران کردن، یقین داشته باشد در عطا، گشاده دستی کند و مرد میانه رو، مستمند نشود و تدبیر نیمی از زندگی است و دوستی با مردم نیمی از خرد است و غم بسیار پیری ببار آورد و شتاب همان بدرفتاری است و نانخور کم یکی از دو آسانی است و هر که پدر و مادرش را غمگین سازد بی گمان آنان را آزرده است و هر که هنگام مصیبت دستش را بر رانش…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 403

دَخَلَ إِلَيْهِ وَ قَدْ عَمَدَ عَلَى اَلْقَبْضِ عَلَيْهِ لِأَشْيَاءَ كُذِبَتْ عَلَيْهِ عِنْدَهُ فَأَعْطَاهُ طُومَاراً طَوِيلاً فِيهِ مَذَاهِبُ شُنْعَةٌ نَسَبَهَا إِلَى شِيعَتِهِ فَقَرَأَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتٍ مُنِينَا بِالتَّقَوُّلِ عَلَيْنَا وَ رَبُّنَا غَفُورٌ سَتُورٌ أَبَى أَنْ يَكْشِفَ أَسْرَارَ عِبَادِهِ إِلاَّ فِي وَقْتِ مُحَاسَبَتِهِ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ. إِلاّ مَنْ أَتَى اَللّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ثُمَّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ عَنِ اَلنَّبِيِّ ص اَلرَّحِمُ إِذَا مَسَّتِ اَلرَّحِمَ اِضْطَرَبَتْ ثُمَّ…

از گفتار امام کاظم علیه السلام با هارون الرشید -در روایتی طولانی که ما در حد نیاز، از آن ذکر کردیم امام کاظم علیه السلام بر هارون الرشید وارد شد در حالی که به سبب چیزهایی که به دروغ بر علیه امام علیه السلام نسبت داده شده بود، قصد دستگیری ایشان را داشت، پس طوماری بلند به امام علیه السلام داد که در آن عقایدی زشت به شیعیان امام علیه السلام نسبت داده شده بود. امام علیه السلام آن را خواند، آنگاه به هارون فرمود: ای امیر مومنان ما خاندانی هستیم که دچار دروغ گویی دیگران بر خویش هستیم و پروردگار ما بسیار بخشنده و پرده پوش است، خوش ندارد که اسرار بندگانش را جز هنگام حسابرسی اش آشکار سازد. «روزی که هیچ مال و فرزندی سود نمی دهد مگر کسی که دلی پاک به سوی خدا بیاورد». شعرا، آیه 88 و 89. پس آنگاه فرمود…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 404

أَوْحَی اللَّهُ إِلَی نَبِیهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ أَنْ سُنَّ مُهُورَ الْمُؤْمِنَاتِ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَمٍ، فَفَعَلَ ذَلِک رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ.

خداوند به پیامبرش صلی الله علیه و آله وحی کرد که: میزان مهریه زنان مسلمان را پانصد درهم قرار بدهد و حضرت رسول هم این دستور را در میان مسلمانان سنت قرار داد.

کلیات حدیث قدسی(ترجمه الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة)، ص: 255

قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي عَنِ اَلنَّبِيِّ ص وَرِثَ اَلنَّبِيِّينَ كُلَّهُمْ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ مِنْ لَدُنْ آدَمَ حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى نَفْسِهِ قَالَ مَا بَعَثَ اَللَّهُ نَبِيّاً إِلاَّ وَ مُحَمَّدٌ ص أَعْلَمُ مِنْهُ قَالَ قُلْتُ إِنَّ عِيسَى اِبْنَ مَرْيَمَ كَانَ يُحْيِي اَلْمَوْتَى بِإِذْنِ اَللَّهِ قَالَ صَدَقْتَ وَ سُلَيْمَانَ بْنَ دَاوُدَ كَانَ يَفْهَمُ مَنْطِقَ اَلطَّيْرِ وَ كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص يَقْدِرُ عَلَى هَذِهِ اَلْمَنَازِلِ قَالَ فَقَالَ إِنَّ سُلَيْمَانَ بْنَ دَاوُدَ قَالَ لِلْهُدْهُدِ حِينَ فَقَدَهُ وَ شَكَّ فِي أَمْرِهِ فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى اَلْهُدْهُدَ…

ابراهیم گوید: پدرم گفت: بامام کاظم علیه السلام عرضکردم: قربانت گردم، بمن بفرمایید که: آیا پیغمبر ما صلی الله علیه و آله وارث تمام پیغمبران است؟ فرمود: آری، عرضکردم: از زمان آدم تا بخود آن حضرت برسد؟ -فرمود: خدا هیچ پیغمبری را مبعوث نفرمود، جز اینکه محمد صلی الله علیه و آله از او اعلم بود، عرضکردم: عیسی بن مریم مردگان را باذن خدا زنده میکرد، فرمود: راست گفتی و سلیمان هم نطق پرندگان را میفهمید و پیغمبر صلی الله علیه و آله هم بر این مراتب توانایی داشت، سپس فرمود: چون سلیمان شانه سر را حاضر نیافت و در امر او بشک افتاد، گفت: (20 سوره 27)«چرا شانه سر را نمی بینم مگر او غایب است؟ «پس بر او خشمگین شد و گفت، «او را عذابی سخت میکنم و یا سرش را میبرم و یا باید دلیل روشنی پیشم آرد»و خشم سلیمان بر شانه…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 226

أَنَّهُ لَمَّا جَاءَ مَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَلَقِيَ أَبَا اَلْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع فَحَكَى لَهُ هِشَامٌ اَلْحِكَايَةَ فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع لِبُرَيْهٍ يَا بُرَيْهُ كَيْفَ عِلْمُكَ بِكِتَابِكَ قَالَ أَنَا بِهِ عَالِمٌ ثُمَّ قَالَ كَيْفَ ثِقَتُكَ بِتَأْوِيلِهِ قَالَ مَا أَوْثَقَنِي بِعِلْمِي فِيهِ قَالَ فَابْتَدَأَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع يَقْرَأُ اَلْإِنْجِيلَ فَقَالَ بُرَيْهٌ إِيَّاكَ كُنْتُ أَطْلُبُ مُنْذُ خَمْسِينَ سَنَةً أَوْ مِثْلَكَ قَالَ فَآمَنَ بُرَيْهٌ وَ حَسُنَ إِيمَانُهُ وَ آمَنَتِ اَلْمَرْأَةُ اَلَّتِي كَانَتْ مَعَهُ فَدَخَلَ هِشَامٌ وَ بُرَيْهٌ…

چون هشام بن حکم با بریه خدمت امام صادق آمد، بحضرت موسی بن جعفر برخوردند، هشام داستان بریه را برای آن حضرت نقل کرد، چون پایان یافت، حضرت ابو الحسن علیه السلام به بریه فرمود: ای بریه: علمت بکتاب دینت تا چه حد است؟ گفت: آن را میدانم فرمود: تا چه حد اطمینان داری که معنیش را بدانی؟ گفت، آن را خوب میدانم و بسیار اطمینان دارم، سپس امام علیه السلام بخواندن انجیل شروع فرمود، بریه گفت: پنجاه سال است که من ترا یا مانند ترا میجستم، پس او به خدا ایمان آورد و خوب هم ایمان آورد و زنی هم که با او بود، ایمان آورد، سپس هشام و بریه و آن زن، خدمت امام صادق علیه السلام آمدند، هشام گفتگوی میان حضرت ابو الحسن و بریه را نقل کرد، امام صادق (آیه 34 سوره 3)«نژاد ابراهیم و عمران بعض آن از بعض دیگر است و خدا شنوا و…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 227

اَلسِّلاَحُ مَوْضُوعٌ عِنْدَنَا مَدْفُوعٌ عَنْهُ لَوْ وُضِعَ عِنْدَ شَرِّ خَلْقِ اَللَّهِ كَانَ خَيْرَهُمْ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي أَنَّهُ حَيْثُ بَنَى بِالثَّقَفِيَّةِ وَ كَانَ قَدْ شُقَّ لَهُ فِي اَلْجِدَارِ فَنُجِّدَ اَلْبَيْتُ فَلَمَّا كَانَتْ صَبِيحَةُ عُرْسِهِ رَمَى بِبَصَرِهِ فَرَأَى حَذْوَهُ خَمْسَةَ عَشَرَ مِسْمَاراً فَفَزِعَ لِذَلِكَ وَ قَالَ لَهَا تَحَوَّلِي فَإِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَدْعُوَ مَوَالِيَّ فِي حَاجَةٍ فَكَشَطَهُ فَمَا مِنْهَا مِسْمَارٌ إِلاَّ وَجَدَهُ مُصْرِفاً طَرَفَهُ عَنِ اَلسَّيْفِ وَ مَا وَصَلَ إِلَيْهِ مِنْهَا شَيْ ءٌ .

موسی بن جعفر علیهما السلام فرمود: اسلحه نزد ما نهاده شده، از آسیب محفوظ است، اگر نزد بدترین مخلوق خدا گذارند، بهترین ایشان شود(به سه حدیث قبل رجوع شود)پدرم بمن خبر داد که چون با زوجه ثقفیه خویش عروسی کرد، اطاقی را که اسلحه را در شکاف دیوار آن پنهان کرده بود، برای عروسی زینت کرده بودند، بامداد شب زفاف، چشمش بدیوار افتاد، در محل شکاف جای پانزده میخ دید و نگران شد، بعروس گفت: از اطاق بیرون رو که می خواهم غلامان را برای کاری بخوانم پس شکاف را بررسی کرد و دید سر میخها از طرف شمشیر برگشته و بآن برخورد نکرده است. (نقل این داستان دلیل محفوظ بودن اسلحه از آسیب است).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 235
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه