قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره همسر از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۳۹ حدیث · صفحه ۱ از ۴

إِذَا كَانَ الْمُؤْمِنُ يُحَاسَبُ، تَنْتَظِرُهُ أَزْوَاجُهُ عَلَى عَتَبَاتِ [أَعْتَابِ‏] الْابْوَابِ كَمَا يَنْتَظِرْنَ أَزْوَاجُهُنَّ فِي الدُّنْيَا مِنَ الْغِيْبَةِ [عِنْدِ الْعَتَبَةِ]. قَالَ: فَيَجِي‏ءُ الرَّسُولُ فَيُبَشِّرُهُنَّ فَيَقُولُ: قَدْ وَ اللَّهِ! انْقَلَبَ فُلَانٌ مِنَ الْحِسَابِ [الْحَسَنِاتِ‏]، قَالَ: فَيَقُلْنَ: بِاللَّهِ! فَيَقُولُ: قَدْ وَ اللَّهِ! لَقَدْ رَأَيْتُهُ انْقَلَبَ مِنَ الْحِسَابِ. قَالَ: فَإِذَا جَاءَهُنَّ قُلْنَ: مَرْحَباً وَ أَهْلًا! مَا أَهْلُكَ الَّذِينَ كُنْتَ عِنْدَهُمْ فِي الدُّنْيَا بِأَحَقَّ بِكَ مِنَّا

هنگامی که مؤمن مورد محاسبه قرار گیرد همسران (بهشتی) او بر درگاه (بهشت) در انتظار اویند، همچنان که همسرانِ در دنیا منتظر ورود شوهران خود از مسافرت هستند. سپس مأموری نزدشان می آید و بشارتشان می دهد که حساب رسی فلانی پایان یافته است، همسران او گویند: (تو را) به خدا سوگند! (پایان یافت)؟ گوید: سوگند به خدا! حتماً دیدم که حسابش پایان یافته است. حضرت افزود: چون نزد همسران خود آید، گویند: خوش آمدی، صفا آوردی، اهل و عیالت در دنیا که نزدشان بودی از ما سزاوارتر نبودند.

متن و ترجمه کتاب شریف «الزهد»، ص: 208

إنَّ المَرءَ يَحتاجُ فى مَنزِلِهِ وَ عِيالِهِ إِلى ثَلاثِ خِلالٍ يَتَكَلَّفُها وَ إن لَم يَكُن فى طَبعِهِ ذلِكَ: مُعاشَرَةٌ جَميلَةٌ وَ سَعَةٌ بِتَقديرٍ وَ غَيرَةٌ بِتَحَصُّن؛

مرد در خانه و نسبت به خانواده اش نیازمند رعایت سه صفت است هر چند در طبیعت او نباشد: 1.خوشرفتاری، 2.گشاده دستی به اندازه 3.غیرتی همراه با خویشتن داری.

تحف العقول، ص۳۲۲

لَاغِنی بِالزَّوجِ عَن ثَلاثَةِ أشیاءَ فیما بَینَهُ و بَینَ زوجَتِهِ و هِی: المُوافَقَةُ لِیَجتَلِبَ بِها مُوافَقَتَها و مَحَبَّتَها و هَواها و حُسنُ خُلقِهِ مَعَها وَ استِمالَةَ قَلبِها بِالهَیئَةِ الحَسَنَةِ فی عَینِها و تَوسِعَتِهِ عَلَیها.

شوهر در رابطه خود با همسرش از سه چیز بی نیاز نیست: سازگاری با او تا به این وسیله سازگاری و محبت و عشق او را به خود جلب کند، و خوش خویی با او و دلبری از او با آراستن خود برای وی و فراهم آوردن امکانات رفاهی او.

میزان الحکمه، حدیث ۷۸۷۶

كُنْتُ بِالْمَدِينَةِ وَ سَقْفُ اَلْمَسْجِدِ اَلَّذِي يُشْرِفُ عَلَى اَلْقَبْرِ قَدْ سَقَطَ وَ اَلْفَعَلَةُ يَصْعَدُونَ وَ يَنْزِلُونَ وَ نَحْنُ جَمَاعَةٌ فَقُلْتُ لِأَصْحَابِنَا مَنْ مِنْكُمْ لَهُ مَوْعِدٌ يَدْخُلُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع اَللَّيْلَةَ فَقَالَ مِهْرَانُ بْنُ أَبِي نَصْرٍ أَنَا وَ قَالَ إِسْمَاعِيلُ بْنُ عَمَّارٍ اَلصَّيْرَفِيُّ أَنَا فَقُلْنَا لَهُمَا سَلاَهُ لَنَا عَنِ اَلصُّعُودِ لِنُشْرِفَ عَلَى قَبْرِ اَلنَّبِيِّ ص فَلَمَّا كَانَ مِنَ اَلْغَدِ لَقِينَاهُمَا فَاجْتَمَعْنَا جَمِيعاً فَقَالَ إِسْمَاعِيلُ قَدْ سَأَلْنَاهُ لَكُمْ عَمَّا ذَكَرْتُمْ فَقَالَ مَا أُحِبُّ…

جعفر بن مثنی گوید: من در مدینه بودم زمانی که سقف مسجد، طرف بالای قبر پیغمبر فرو ریخته بود و کارگرها بالا میرفتند و پایین می آمدند، من همراه جماعتی آنجا بودم، برفقای خود گفتم: کدام یک از شما بناست امشب خدمت امام صادق علیه السلام برسد؟ مهران بن ابی نصر گفت: من، و اسماعیل بن عمار صیرفی هم گفت: من، ما بآن دو گفتیم: از آن حضرت راجع ببالا رفتن در اینجا بپرسید تا ما هم بر قبر پیغمبر صلی الله علیه و آله مشرف شویم، چون فردا شد، آن دو نفر را دیدیم و همه گرد آمدیم، اسماعیل گفت: آنچه را گفتید، ما از حضرت برای شما پرسیدیم، فرمود: من دوست ندارم هیچ یک از شما بالای قبر برآید و او را ایمن ندهم از دیدن چیزی که بینایی چشمش نابود شود، یا آن حضرت را بنماز ایستاده و یا همراه بعضی از همسرانش بیند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 452

لَوْ لاَ أَنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع لِفَاطِمَةَ مَا كَانَ لَهَا كُفْوٌ عَلَى ظَهْرِ اَلْأَرْضِ مِنْ آدَمَ وَ مَنْ دُونَهُ.

امام صادق علیه السلام میفرمود: اگر خدای تبارک و تعالی امیر المومنین علیه السلام را برای فاطمه نمی آفرید، در روی زمین، از آدم گرفته تا هر بشری بعد از او همسری برای او نبود.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 461

خَرَجَ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع إِلَى مَكَّةَ سَنَةً مَاشِياً فَوَرِمَتْ قَدَمَاهُ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ مَوَالِيهِ لَوْ رَكِبْتَ لَسَكَنَ عَنْكَ هَذَا اَلْوَرَمُ فَقَالَ كَلاَّ إِذَا أَتَيْنَا هَذَا اَلْمَنْزِلَ فَإِنَّهُ يَسْتَقْبِلُكَ أَسْوَدُ وَ مَعَهُ دُهْنٌ فَاشْتَرِ مِنْهُ وَ لاَ تُمَاكِسْهُ فَقَالَ لَهُ مَوْلاَهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي مَا قَدِمْنَا مَنْزِلاً فِيهِ أَحَدٌ يَبِيعُ هَذَا اَلدَّوَاءَ فَقَالَ لَهُ بَلَى إِنَّهُ أَمَامَكَ دُونَ اَلْمَنْزِلِ فَسَارَا مِيلاً فَإِذَا هُوَ بِالْأَسْوَدِ فَقَالَ اَلْحَسَنُ ع لِمَوْلاَهُ دُونَكَ اَلرَّجُلَ فَخُذْ مِنْهُ اَلدُّهْنَ وَ أَعْطِهِ…

امام صادق علیه السلام فرمود: سالی حسن بن علی علیهما السلام پیاده بمکه رفت و پاهایش آماس کرد، یکی از غلامانش عرضکرد: اگر سوار شوی این آماس فرو نشیند، فرمود: نه، وقتی باین منزل رسیدیم، سیاه پوستی پیش تو آید و روغنی همراه دارد، تو از او بخر و چانه نزن. غلام عرضکرد: پدر و مادرم قربانت، ما بهیچ منزلی وارد نشدیم که کسی آنجا باشد و این دوا را بفروشد، فرمود: چرا آن مرد در جلو تو است نزدیک آن منزل، پس یک میل(2 کیلومتر)راه رفتند، آن سیاه پوست پیدا شد. امام حسن علیه السلام بغلامش فرمود: نزد این مرد برو و آن روغن را از او بگیر و بهایش را باو بده، سیاه پوست گفت: ای غلام این روغن را برای که میخواهی؟ گفت: برای حسن بن علی علیهما السلام گفت: مرا هم نزد او ببر، پس براه افتاد و او را خدمتش آورد، او بحضرت…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 463

لَمَّا قُتِلَ اَلْحُسَيْنُ ع أَقَامَتِ اِمْرَأَتُهُ اَلْكَلْبِيَّةُ عَلَيْهِ مَأْتَماً وَ بَكَتْ وَ بَكَيْنَ اَلنِّسَاءُ وَ اَلْخَدَمُ حَتَّى جَفَّتْ دُمُوعُهُنَّ وَ ذَهَبَتْ فَبَيْنَا هِيَ كَذَلِكَ إِذَا رَأَتْ جَارِيَةً مِنْ جَوَارِيهَا تَبْكِي وَ دُمُوعُهَا تَسِيلُ فَدَعَتْهَا فَقَالَتْ لَهَا مَا لَكِ أَنْتِ مِنْ بَيْنِنَا تَسِيلُ دُمُوعُكِ قَالَتْ إِنِّي لَمَّا أَصَابَنِي اَلْجَهْدُ شَرِبْتُ شَرْبَةَ سَوِيقٍ قَالَ فَأَمَرَتْ بِالطَّعَامِ وَ اَلْأَسْوِقَةِ فَأَكَلَتْ وَ شَرِبَتْ وَ أَطْعَمَتْ وَ سَقَتْ وَ قَالَتْ إِنَّمَا نُرِيدُ بِذَلِكِ أَنْ نَتَقَوَّى عَلَى اَلْبُكَاءِ عَلَى اَلْحُسَيْنِ…

مصقله گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: چون حسین علیه السلام کشته شد، همسر کلبیه آن حضرت(یعنی دختر امرو القیس و مادر سکینه)برایش سوگواری بپا کرد و خود گریست و زنان و خدمتگزاران او هم گریستند تا اشک چشمشان خشک شد و تمام گشت، آن هنگام یکی از کنیزانش را دید میگرید و اشک چشمش جاریست، او را طلبید و گفت: چرا در میان ما تنها اشک چشم تو جاریست؟ او گفت: من چون بسختی و مشقت می افتم سویق(شربت مخصوصی)می آشامم، او هم دستور داد غذا و سویق تهیه کنند، و خودش از آن خورد و نوشید و بدیگران هم خورانید و نوشانید و گفت مقصودم از این عمل اینست که برای گریستن بر حسین علیه السلام نیرو پیدا کنیم. شخصی برای زن کلبیه چند پرنده سیاه رنگ هدیه فرستاد تا بوسیله آنها بر سوگواری حسین علیه السلام کمک شود، او چون آنها…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 466

إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى أَوْحَى إِلَى عِمْرَانَ أَنِّي وَاهِبٌ لَكَ ذَكَراً سَوِيّاً مُبَارَكاً يُبْرِئُ اَلْأَكْمَهَ وَ اَلْأَبْرَصَ وَ يُحْيِي اَلْمَوْتَى بِإِذْنِ اَللَّهِ وَ جَاعِلُهُ رَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فَحَدَّثَ عِمْرَانُ اِمْرَأَتَهُ حَنَّةَ بِذَلِكَ وَ هِيَ أُمُّ مَرْيَمَ فَلَمَّا حَمَلَتْ كَانَ حَمْلُهَا بِهَا عِنْدَ نَفْسِهَا غُلاَمٌ فَلَمّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى ... وَ لَيْسَ اَلذَّكَرُ كَالْأُنْثى أَيْ لاَ يَكُونُ اَلْبِنْتُ رَسُولاً يَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اَللّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ َمَّا وَهَبَ اَللَّهُ تَعَالَى لِمَرْيَمَ…

ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: خدای تعالی بعمران(پدرم مریم مادر عیسی علیه السلام)وحی کرد که من بتو پسری میبخشم، سالم و مبارک که باذن خدا کور مادر زاد و پیس را درمان کند و مردگان را زنده کند و پیغمبر بنی اسراییلش قرار دهم، عمران این مطلب را بهمسرش حنه که مادر مریم است گزارش داد، چون بمریم حامله گشت، فکر میکرد که حملش پسر است، چون او را زایید(و دید دختر است) گفت: پروردگارا «من دختر زاییدم و پسر مانند دختر نیست»یعنی دختر که پیغمبر نمیشود. خدای عز و جل(در باره او)میفرماید: خدا بآنچه او زاییده داناتر است، سپس چون خدای تعالی عیسی را بمریم بخشید، او همان پیغمبری بود که بعمران بشارت داده شده بود و باو وعده کرده بودند. پس هر گاه ما در باره مردی از خاندان خود چیزی گفتیم. و در فرزند یا…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 535

مَنْ قَرَأَ سُورَةَ اَلطَّوَاسِينَ اَلثَّلاَثَةِ فِي لَيْلَةِ اَلْجُمُعَةِ كَانَ مِنْ أَوْلِيَاءِ اَللَّهِ وَ فِي جِوَارِ اَللَّهِ وَ كَنَفِهِ وَ لَمْ يُصِبْهُ فِي اَلدُّنْيَا بُؤْسٌ أَبَداً وَ أُعْطِيَ فِي اَلْآخِرَةِ مِنَ اَلْجَنَّةِ حَتَّى يَرْضَى وَ فَوْقَ رِضَاهُ وَ زَوَّجَهُ اَللَّهُ مِائَةَ زَوْجَةٍ مِنْ حُورِ اَلْعِينِ.

هر که سوره های طواسین(شعرا ، نمل و قصص)را در شب جمعه تلاوت کند از دوستان خدا و در پناه و حمایت خدا باشد و هرگز گزندی در دنیا به او نرسد و در سرای واپسین به اندازه ای از بهشت به او ارزانی شود که راضی گردد و بلکه فرای رضایتش به او ارزانی شود و خداوند صد حوری را به همسری او درآورد

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 109

مَنْ كَانَ كَثِيرَ اَلْقِرَاءَةِ لِسُورَةِ اَلْأَحْزَابِ كَانَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ فِي جِوَارِ مُحَمَّدٍ ص وَ أَزْوَاجِهِ ثُمَّ قَالَ سُورَةُ اَلْأَحْزَابِ فِيهَا فَضَائِحُ اَلرِّجَالِ وَ اَلنِّسَاءِ مِنْ قُرَيْشٍ وَ غَيْرِهِمْ يَا اِبْنَ سِنَانٍ إِنَّ سُورَةَ اَلْأَحْزَابِ فَضَحَتْ نِسَاءَ قُرَيْشٍ مِنَ اَلْعَرَبِ وَ كَانَتْ أَطْوَلَ مِنْ سُورَةِ اَلْبَقَرَةِ وَ لَكِنْ نَقَصُوهَا وَ حَرَّفُوهَا.

عبد الله بن سنان گوید که امام صادق علیه السلام فرمود: هر که سوره احزاب را بسیار تلاوت کند در روز رستاخیز در پناه و همسایگی حضرت محمد صلی الله علیه و آله و همسران او باشد، پس آنگاه فرمود: سوره احزاب رسوایی ها و بدنامی های مردان و زنان قریش و غیر آنان را در بر دارد. ای ابن سنان به راستی، سوره احزاب زنان قریش عرب را رسوا ساخت و از سوره بقره درازناک تر بود ولی از آن کاستند و تحریفش نمودند. راوی این روایت از سران واقفیه است و این روایت جعلی و نادرست است و قرآن هرگز تحریف نشده است

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 110

مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يَقْرَأُ كِتَابَهُ لاَ يَدَعُ قِرَاءَةَ سُورَةِ إِنّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَأَيُّ عَبْدٍ قَرَأَهَا مُحْتَسِباً صَابِراً فِي فَرِيضَةٍ أَوْ نَافِلَةٍ أَسْكَنَهُ اَللَّهُ تَعَالَى مَسَاكِنَ اَلْأَبْرَارِ وَ أَعْطَاهُ ثَلاَثَ جِنَانٍ مَعَ جَنَّتِهِ كَرَامَةً مِنَ اَللَّهِ وَ زَوَّجَهُ مِائَتَيْ حَوْرَاءَ وَ أَرْبَعَةَ آلاَفِ ثَيِّبٍ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ.

هر که به خدا ایمان دارد و کتابش را تلاوت می کند سوره «انا ارسلنا نوحا الی قومه»(سوره نوح)را رها نمی کند و هر بنده ای که آن را حسابگرانه(خالصانه)و با شکیبایی در نماز واجب و مستحب خویش تلاوت کند خدای فرازمند او را در منزلگاه نیکان جای دهد و علاوه بر بهشتی که در آن جای دارد او را سه بستان دیگر برای بزرگداشت او ارزانی فرماید و دویست حوری باکره و چهار هزار حوری شوهر دیده را به همسری او درآورد-اگر خدا خواهد-

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 120
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه