قُلْتُ لِلصَّادِقِ ع مَا مَعْنَى قَوْلِهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَنْ ذَا اَلَّذِي يُقْرِضُ اَللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً قَالَ صِلَةُ اَلْإِمَامِ .
اسحاق بن عمار گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: معنی سخن خداوند پاک و فرازمند که فرماید: «کیست آن کس که به خدا وامی نیکو دهد تا برای او دو چندان کند» حدید ، آیه 11 چیست؟ فرمود: مراد از آن، نیکی به امام علیه السلام است. پدرم-رحمه الله-گوید که با سندی دیگر از امام صادق علیه السلام همانند این حدیث روایت شده است
مَا مِنْ مُسْلِمٍ أَقْرَضَ مُسْلِماً قَرْضاً يُرِيدُ بِهِ وَجْهَ اَللَّهِ إِلاَّ اُحْتُسِبَ لَهُ أَجْرُهَا بِحِسَابِ اَلصَّدَقَةِ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْهِ.
امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ مسلمانی به خاطر خدا به مسلمان دیگری قرض ندهد جز آنکه تا هنگامی که دارایی اش به او باز گردد خداوند پاداش او را همچون پاداش صدقه حساب کند.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِنِّي جَعَلْتُ اَلدُّنْيَا بَيْنَ عِبَادِي قَرْضا فَمَنْ أَقْرَضَنِي مِنْهَا قَرْضا أَعْطَيْتُهُ بِكُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ عَشْرا إِلَى سَبْعِمِائَةِ ضِعْفٍ وَ مَا شِئْتُ مِنْ ذَلِكَ وَ مَنْ لَمْ يُقْرِضْنِي مِنْهَا قَرْضا وَ أَخَذْتُ شَيْئا مِنْهُ قَسْرا أَعْطَيْتُهُ ثَلاَثَ خِصَالٍ لَوْ أَعْطَيْتُ وَاحِدَة مِنْهُنَّ مَلاَئِكَتِي لَرَضُوا بِهَا مِنِّي ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ اَلَّذِينَ إِذٰا…
امام صادق علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله نقل کند که فرمود:خداوند تبارک و تعالی می فرماید: من دنیا را بین بندگانم قرض قرار دادم، و هر کس از آن به من قرض دهد، در مقابل هر یک از آنها ده تا هفتصد برابر و آنچه خواهم به او بدهم، و هر کس از آن به من قرض ندهد و چیزی از او بر خلاف میلش بگیرم، سه خصلت به او می دهم که اگر یکی از آنها را به فرشتگانم بدهم از من راضی خواهند شد. سپس امام صادق علیه السّلام فرمود:خداوند عزّ و جلّ می فرماید: آنان که چون مصیبتی ببینند، گویند:ما متعلق به خداییم و به سوی او بازمی گردیم، برای آنها رحمتهایی از سوی پروردگارشان است ، این یکی از آن سه خصلت است، و«رحمت»خصلت دوّمین آن، و«ایشانند هدایت شدگان»خصلت سوم. امام صادق علیه السّلام فرمود:این برای کسی است که خدا…
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : عَجِبْتُ لِلْمُؤْمِنِ إِنَّ اَللَّهَ لاَ يَقْضِي لَهُ بِقَضَاءٍ إِلاَّ كَانَ خَيْرا لَهُ إِنْ أَغْنَاهُ كَانَ خَيْرا لَهُ وَ إِنِ اِبْتَلاَهُ كَانَ خَيْرا لَهُ وَ إِنْ مَلَّكَهُ مَا بَيْنَ اَلْمَشْرِقِ وَ اَلْمَغْرِبِ كَانَ خَيْرا لَهُ وَ إِنْ قُرِّضَ بالمقارض بِالْمَقَارِيضِ كَانَ خَيْرا لَهُ وَ فِي قَضَاءِ اَللَّهِ لِلْمُؤْمِنِ كُلُّ خَيْرٍ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:از مؤمن در شگفتم، خداوند برای او سرنوشتی مقدّر نکند مگر آنکه خیر او باشد، اگر بی نیازش کند برایش خیر است، و اگر گرفتارش کند نیز برایش خیر است، و اگر ما بین مشرق و مغرب را به ملکش در آورد خیرش باشد، و اگر با قیچی ها تکه تکه اش کنند برایش خیر باشد، و برای مؤمن در تمام احکام خدا خیر است.
فَهِمْتُ مَا ذَكَرْتَ أَنَّكَ اِهْتَمَمْتَ بِهِ مِنَ اَلْعِلْمِ بِوُجُوهِ مَوَاضِعِ مَا لِلَّهِ فِيهِ رِضًا وَ كَيْفَ أُمْسِكُ سَهْمَ ذِي اَلْقُرْبَى مِنْهُ وَ مَا سَأَلْتَنِي مِنْ إِعْلاَمِكَ ذَلِكَ كُلَّهُ فَاسْمَعْ بِقَلْبِكَ وَ اُنْظُرْ بِعَقْلِكَ ثُمَّ أَعْطِ فِي جَنْبِكَ اَلنَّصَفَ مِنْ نَفْسِكَ فَإِنَّهُ أَسْلَمُ لَكَ غَداً عِنْدَ رَبِّكَ اَلْمُتَقَدِّمِ أَمْرُهُ وَ نَهْيُهُ إِلَيْكَ وَفَّقَنَا اَللَّهُ وَ إِيَّاكَ اِعْلَمْ أَنَّ اَللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكَ مَا غَابَ عَنْ شَيْ ءٍ وَ ما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا وَ مَا فَرَّطَ فِي اَلْكِتَابِ مِنْ شَيْ ءٍ وَ كُلَّ شَيْ ءٍ فَصَّلَهُ تَفْصِيلاً…
نامه امام صادق علیه السلام در باره غنایم و وجوب خمس -از آنچه که ذکر نموده بودی دریافتم که اهتمام داری مواردی را که خدا به آنها خرسند است دریابی و بدانی چگونه من سهم ذی القربی خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله را از آن موارد برداشت می کنم. و همچنین از اینکه درخواست کرده بودی تو را در جریان همه این موارد قرار دهم، منظورت را دریافتم و اینک خوب دل بسپار -و چشم خرد خود را نیک گشا و آنگاه از جانب خود انصاف ده که فردای قیامت در پیشگاه پروردگارت که تو را امر و نهی فرموده چگونه باید باشی که برایت سلامت بارتر باشد. خداوند به ما و تو، توفیق ارزانی فرماید. بدان که خداوند، پروردگار من و پروردگار تو، چیزی را نادیده نگرفته «پروردگارت هرگز فراموشکار نیست» سوره مریم ، آیه 64 و چیزی را در قرآن فروگذار نکرده و…
دَخَلَ سُفْيَانُ اَلثَّوْرِيُّ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَرَأَى عَلَيْهِ ثِيَاباً بَيْضَاءَ كَأَنَّهَا غِرْقِئُ اَلْبَيَاضِ فَقَالَ لَهُ إِنَّ هَذَا لَيْسَ مِنْ لِبَاسِكَ فَقَالَ ع لَهُ اِسْمَعْ مِنِّي وَ عِ مَا أَقُولُ لَكَ فَإِنَّهُ خَيْرٌ لَكَ عَاجِلاً وَ آجِلاً إِنْ كُنْتَ أَنْتَ مِتَّ عَلَى اَلسُّنَّةِ وَ اَلْحَقِّ وَ لَمْ تَمُتْ عَلَى بِدْعَةٍ أُخْبِرُكَ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص كَانَ فِي زَمَانٍ مُقْفِرٍ جَشِبٍ فَإِذَا أَقْبَلَتِ اَلدُّنْيَا فَأَحَقُّ أَهْلِهَا بِهَا أَبْرَارُهَا لاَ فُجَّارُهَا وَ مُؤْمِنُوهَا لاَ مُنَافِقُوهَا وَ مُسْلِمُوهَا لاَ كُفَّارُهَا فَمَا أَنْكَرْتَ يَا…
ارایه دلیل روشنگر امام صادق علیه السلام بر صوفیان -هنگامی که بر او وارد شدند و او را از دنبال روزی رفتن نهی کردند. سفیان ثوری نزد امام صادق علیه السلام آمد و بر تن آن حضرت جامه هایی سپید دید که در لطافت و تمییزی گویا پرده روی سپیده تخم مرغ هستند، به عنوان اعتراض به آن حضرت، گفت: این جامه سزاوار تو نیست و نباید خود را به زیورهای دنیا آلوده سازی. امام صادق فرمود: می خواهم سخنی به تو بگویم، خوب گوش کن و به دل بسپار که از برای دنیا و آخرت تو مفید است به شرط آن که بر سنت و حق بمیری نه بر بدعت. اگر زندگی و خوراک و پوشاک پیامبر صلی الله علیه و آله را ملاک قرار می دهی و بر اساس آن بر من اعتراض می کنی باید تو را از مطلبی آگاه سازم و آن این است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در روزگاری به سر می برد…
عَنْ أَبِي عُمَارَةَ بْنِ اَلطَّيَّارِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ إِنَّ اَللَّهَ لَمْ يَسْأَلِ اَلنَّاسَ مَا فِي أَيْدِيهِمْ قَرْضا مِنْ حَاجَةٍ مِنْهُ إِلَى ذَلِكَ وَ مَا كَانَ لِلَّهِ حَقٌّ فَإِنَّمَا هُوَ لِوَلِيِّهِ وَ إِنَّمَا جَعَلَ اَلْمُؤْمِنِينَ بَعْضَهُمْ لِبَعْضٍ سُلَّما وَ مُرْتَفِعا وَ دَرَجَة فَإِنَّ اَللَّهَ وَفَى لِمَنْ وَفَى لَهُ زَائِدا لِمَنْ شَكَرَ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:خداوند نیازی به مردم ندارد تا از آنان قرض بخواهد، و هر حقی که خدا دارد از آن ولی اوست، خداوند بعض مؤمنین را برای بعض دیگر نردبان و پله و وسیلۀ بالا رفتن قرار داده، خداوند به عهدش وفا کرده و بر نعمت کسی که وفا کرد و شکر نعمت بجای آورد افزوده است.
إنّهُ لَو کانَ الرِّبا حلالاً لَتَرَکَ الناسُ التِّجاراتِ و ما یَحتاجونَ إلَیهِ فحَرَّمَ اللّه الرِّبا لتَفِرَّ الناسُ عنِ الحرامِ إلی التِّجاراتِ و إلی البَیعِ و الشِّراءِ فَیَتَّصِلَ ذلکَ بَینَهُم فی القَرضِ.
اگر ربا حلال بود، مردم کار تجارت و کسب مایحتاج خود را رها می کردند. پس خداوند ربا را حرام فرمود، تا مردم از حرام خواری دست کشیده، به تجارت و خرید و فروش روی آورند و زیادی مال را به یکدیگر قرض دهند.