رَأَيْتُ مِسْمَعاً بِالْمَدِينَةِ وَ قَدْ كَانَ حَمَلَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع تِلْكَ اَلسَّنَةَ مَالاً فَرَدَّهُ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقُلْتُ لَهُ لِمَ رَدَّ عَلَيْكَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ اَلْمَالَ اَلَّذِي حَمَلْتَهُ إِلَيْهِ قَالَ فَقَالَ لِي إِنِّي قُلْتُ لَهُ حِينَ حَمَلْتُ إِلَيْهِ اَلْمَالَ إِنِّي كُنْتُ وُلِّيتُ اَلْبَحْرَيْنَ اَلْغَوْصَ فَأَصَبْتُ أَرْبَعَمِائَةِ أَلْفِ دِرْهَمٍ وَ قَدْ جِئْتُكَ بِخُمُسِهَا بِثَمَانِينَ أَلْفَ دِرْهَمٍ وَ كَرِهْتُ أَنْ أَحْبِسَهَا عَنْكَ وَ أَنْ أَعْرِضَ لَهَا وَ هِيَ حَقُّكَ اَلَّذِي جَعَلَهُ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي أَمْوَالِنَا…
عمر بن یزید گوید: مسمع را در مدینه دیدم و او در آن سال وجهی را خدمت امام صادق علیه السلام برده و آن حضرت نپذیرفته بود، من باو گفتم: چرا امام صادق علیه السلام وجهی را که برایش بردی، بتو رد کرد؟ گفت: چون آن وجه را خدمتش بردم عرضکردم: غواصی دریای بحرین بمن واگذار شده و من چهار صد هزار درهم استفاده کرده ام، و خمس آن را که 80 هزار درهم است، برای شما آورده ام. من نخواستم این وجه را که حق شماست و خدای تبارک و تعالی در اموال ما قرار داده از شما باز دارم و خود تصرف کنم. حضرت فرمود: مگر ما از زمین و آنچه خدا از آن برآورد حقی جز خمس نداریم؟ ای ابا سیار همه زمین از آن ماست، پس آنچه خدا از آن برآورد متعلق بماست. من بحضرت عرضکردم: من همه آن وجوه را خدمت شما خواهم آورد. فرمود: ای ابا سیار ما آن را برای تو…
فِي حَدِيثِ اَلزِّنْدِيقِ اَلَّذِي أَتَى أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ كَانَ مِنْ قَوْلِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع لاَ يَخْلُو قَوْلُكَ إِنَّهُمَا اِثْنَانِ مِنْ أَنْ يَكُونَا قَدِيمَيْنِ قَوِيَّيْنِ أَوْ يَكُونَا ضَعِيفَيْنِ أَوْ يَكُونَ أَحَدُهُمَا قَوِيّاً وَ اَلْآخَرُ ضَعِيفاً فَإِنْ كَانَا قَوِيَّيْنِ فَلِمَ لاَ يَدْفَعُ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا صَاحِبَهُ وَ يَتَفَرَّدُ بِالتَّدْبِيرِ وَ إِنْ زَعَمْتَ أَنَّ أَحَدَهُمَا قَوِيٌّ وَ اَلْآخَرَ ضَعِيفٌ ثَبَتَ أَنَّهُ وَاحِدٌ كَمَا نَقُولُ لِلْعَجْزِ اَلظَّاهِرِ فِي اَلثَّانِي فَإِنْ قُلْتَ إِنَّهُمَا اِثْنَانِ لَمْ يَخْلُ مِنْ أَنْ يَكُونَا…
هشام بن حکم گوید: قسمتی از سخن امام صادق علیه السلام بزندیقی که خدمتش رسید این بود: اینکه گویی خدا دوتاست بیرون از این نیست که یا هر دو قدیم و قویند و یا هر دو ضعیف یا یکی قوی و دیگری ضعیف: اگر هر دو قویند پس چرا یکی از آنها دیگری را دفع نکند تا در اداره جهان هستی تنها باشد(زیرا قدرت خدا باید فوق همه قدرتها باشد و اگر قدرتی در برابرش یافت شود نشانه عجز و ناتوانی است)، -و اگر یکی را قوی و دیگری را ضعیف پنداری گفتار ما ثابت شود که خدا یکی است بعلت ناتوانی و ضعفی که در دیگری آشکار است(و اگر هر دو ضعیف باشند پیداست که هیچ یک خدا نخواهد بود)(این بیان امام(ع)ساده و روشن و مطابق فهم عامه مردم است، اکنون همین مطلب را با استدلالی دقیقتر که مناسب فهم خواص و نکته سنجانست بیان می فرماید-از ملا صدرا)اگر…
مَنْ عَبَدَ اَللَّهَ بِالتَّوَهُّمِ فَقَدْ كَفَرَ وَ مَنْ عَبَدَ اَلاِسْمَ دُونَ اَلْمَعْنَى فَقَدْ كَفَرَ وَ مَنْ عَبَدَ اَلاِسْمَ وَ اَلْمَعْنَى فَقَدْ أَشْرَكَ وَ مَنْ عَبَدَ اَلْمَعْنَى بِإِيقَاعِ اَلْأَسْمَاءِ عَلَيْهِ بِصِفَاتِهِ اَلَّتِي وَصَفَ بِهَا نَفْسَهُ فَعَقَدَ عَلَيْهِ قَلْبَهُ وَ نَطَقَ بِهِ لِسَانُهُ فِي سَرَائِرِهِ وَ عَلاَنِيَتِهِ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع حَقّاً وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ أُولئِكَ هُمُ اَلْمُؤْمِنُونَ حَقًّا .
امام صادق(ع)فرمود: کسی که خدا را از روی خیال خود پرستد کافر است، کسی که تنها نام خدا را بدون صاحب نام پرستد کافر است کسی که نام و صاحب نام را با هم پرستد مشرک است، کسی که صاحب نام را پرستد و با صفاتی که خود را بآن ستوده نامها را هم بر آن تطبیق کند و دل بدان محکم کند و در نهان و آشکارش بزبان آورد اینها اصحاب حقیقی امیر المومنین(ع)میباشند. و در حدیث دیگر است: ایشان مومنین حقیقی میباشند.
اِسْمُ اَللَّهِ غَيْرُهُ وَ كُلُّ شَيْ ءٍ وَقَعَ عَلَيْهِ اِسْمُ شَيْ ءٍ فَهُوَ مَخْلُوقٌ مَا خَلاَ اَللَّهَ فَأَمَّا مَا عَبَّرَتْهُ اَلْأَلْسُنُ أَوْ عَمِلَتِ اَلْأَيْدِي فَهُوَ مَخْلُوقٌ وَ اَللَّهُ غَايَةٌ مِنْ غَايَاتِهِ وَ اَلْمُغَيَّا غَيْرُ اَلْغَايَةِ وَ اَلْغَايَةُ مَوْصُوفَةٌ وَ كُلُّ مَوْصُوفٍ مَصْنُوعٌ وَ صَانِعُ اَلْأَشْيَاءِ غَيْرُ مَوْصُوفٍ بِحَدٍّ مُسَمًّى لَمْ يَتَكَوَّنْ فَيُعْرَفَ كَيْنُونِيَّتُهُ بِصُنْعِ غَيْرِهِ وَ لَمْ يَتَنَاهَ إِلَى غَايَةٍ إِلاَّ كَانَتْ غَيْرَهُ لاَ يَزِلُّ مَنْ فَهِمَ هَذَا اَلْحُكْمَ أَبَداً وَ هُوَ اَلتَّوْحِيدُ اَلْخَالِصُ فَارْعَوْهُ وَ…
امام صادق(ع)فرمود: اسم خدا غیر خود اوست و هر آنچه نام«چیز»بر آن صادق آید مخلوقست جز خدا و اما آنچه بزبان تعبیر شود(کلمه الله که بزبان آید)یا بدست انجام گیرد(وقتی بخط نوشته شود)آن مخلوقست و خدا مقصودی از مقاصد او است(یعنی آنکه لفظ«الله»را گوید یا نویسد مقصودش ذات خداست که بوسیله لفظ و خط باو متوسل می شود) لفظ«الله»یکی از علامات بسوی خداست و صاحب علامت غیر از خود علامت است زیرا علامت توصیف می شود و هر چیز که توصیف شود مصنوع است ولی صانع همه چیز بهیچ حدی که قابل ذکر باشد توصیف نشود، پدید آورده نشده تا چگونگی پدید آمدنش از روی مصنوعی جز او شناخته شود از روی ساختن سازنده اش شناخته شود و مردم در شناسایی او بهر نهایتی که رسند او غیر از آنست، کسی که این حقیقت را بفهمد هرگز نلغزد، اینست توحید خالص…
أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ أَسْمَاءِ اَللَّهِ وَ اِشْتِقَاقِهَا اَللَّهُ مِمَّا هُوَ مُشْتَقٌّ فَقَالَ يَا هِشَامُ اَللَّهُ مُشْتَقٌّ مِنْ إِلَهٍ وَ إِلَهٌ يَقْتَضِي مَأْلُوهاً وَ اَلاِسْمُ غَيْرُ اَلْمُسَمَّى فَمَنْ عَبَدَ اَلاِسْمَ دُونَ اَلْمَعْنَى فَقَدْ كَفَرَ وَ لَمْ يَعْبُدْ شَيْئاً وَ مَنْ عَبَدَ اَلاِسْمَ وَ اَلْمَعْنَى فَقَدْ أَشْرَكَ وَ عَبَدَ اِثْنَيْنِ وَ مَنْ عَبَدَ اَلْمَعْنَى دُونَ اَلاِسْمِ فَذَاكَ اَلتَّوْحِيدُ أَ فَهِمْتَ يَا هِشَامُ قَالَ قُلْتُ زِدْنِي قَالَ لِلَّهِ تِسْعَةٌ وَ تِسْعُونَ اِسْماً فَلَوْ كَانَ اَلاِسْمُ هُوَ اَلْمُسَمَّى لَكَانَ كُلُّ اِسْمٍ…
هشام بن حکم از امام صادق(ع)راجع باشتقاق اسما خدا پرسید، الله از چه مشتق است؟ فرمود: ای هشام الله مشتق ازاله(پرستش شده)است و پرستش شده شایسته پرستشی لازم دارد، و نام غیر صاحب نام است کسی که تنها نام را بدون صاحب نام پرستد کافر گشته و در حقیقت چیزی نپرستیده است و هر که نام و صاحب نام را پرستد مشرک گشته و دو چیز پرستیده است و کسی که صاحب نام را پرستد نه نام را آنست یکتاپرستی، ای هشام فهمیدی؟ عرضکردم: توضیح بیشتری برایم دهید، فرمود: خدا را نود و نه نام است اگر نام همان صاحب نام باشد باید هر اسمی از آنها معبودی باشد، ولی خدا معنی(و ذات یگانه ایست)که همه این اسما بر او دلالت کند و همه غیر او باشند، ای هشام نان اسم خوردنی ست و آب اسم آشامیدنی و جامه اسم پوشیدنی و آتش اسم سوختنی، فهمیدی ای هشام…
قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع خِيَارُكُمْ سُمَحَاؤُكُمْ وَ شِرَارُكُمْ بُخَلاَؤُكُمْ وَ مِنْ صَالِحِ اَلْأَعْمَالِ اَلْبِرُّ بِالْإِخْوَانِ وَ اَلسَّعْيُ فِي حَوَائِجِهِمْ وَ فِي ذَلِكَ مَرْغَمَةٌ لِلشَّيْطَانِ وَ تَزَحْزُحٌ عَنِ اَلنِّيرَانِ وَ دُخُولُ اَلْجِنَانِ يَا جَمِيلُ أَخْبِرْ بِهَذَا اَلْحَدِيثِ غُرَرَ أَصْحَابِكَ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَنْ غُرَرُ أَصْحَابِي قَالَ هُمُ اَلْبَارُّونَ بِالْإِخْوَانِ فِي اَلْعُسْرِ وَ اَلْيُسْرِ ثُمَّ قَالَ يَا جَمِيلُ أَمَا إِنَّ صَاحِبَ اَلْكَثِيرِ يَهُونُ عَلَيْهِ ذَلِكَ وَ قَدْ مَدَحَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ صَاحِبَ اَلْقَلِيلِ…
امام صادق(ع)فرمود: بهترین افراد شما افراد با گذشت اند و بدترین شما بخیلان شما هستند و از کارهای شایسته، نیکی در حق برادران و کوشش در انجام احتیاجات آنان است که نتیجه این کار دوری شیطان و برکنار شدن از آتش و وارد شدن به بهشت است ای جمیل این حدیث را برای اشراف اصحاب خود بیان کن گوید: عرض کردم فدایت شوم اشراف اصحاب من کیانند؟ فرمود آنانی که در حق برادران خود نیکی کنند بهنگام تنگی و گشایش سپس فرمود: ای جمیل نیکی در حق برادران بر افرادی که ثروتمند میباشند سهل است ولی خداوند بی بضاعتان را ستوده و فرموده است: دیگران را بر خویش مقدم میدارند هر چند خود در کمال احتیاج باشند و هر که از بخل و حرص محفوظ بماند هم آنان رستگارند .
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع مَا اَلْحُجَّةُ عَلَى اَلْمُدَّعِي لِهَذَا اَلْأَمْرِ بِغَيْرِ حَقٍّ قَالَ ثَلاَثَةٌ مِنَ اَلْحُجَّةِ لَمْ يَجْتَمِعْنَ فِي رَجُلٍ إِلاَّ كَانَ صَاحِبَ هَذَا اَلْأَمْرِ أَنْ يَكُونَ أَوْلَى اَلنَّاسِ بِمَنْ قَبْلَهُ وَ يَكُونَ عِنْدَهُ سِلاَحُ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ يَكُونَ صَاحِبَ اَلْوَصِيَّةِ اَلظَّاهِرَةِ اَلَّذِي إِذَا قَدِمْتَ اَلْمَدِينَةَ سَأَلْتَ اَلْعَامَّةَ وَ اَلصِّبْيَانَ إِلَى مَنْ أَوْصَى فُلاَنٌ فَيَقُولُونَ إِلَى فُلاَنٍ .
عبد الاعلی بن اعین گوید: بامام صادق(ع)گفتم: آنکه بدون حق مدعی امامت است چه دلیل باید از او مطالبه شود؟ فرمود: سه دلیل است که در هر مردی جمع شود امام او است: برای رسیدگی بامور امام پیش از خود از همه مردم سزاوارتر باشد و سلاح رسول خدا نزد او باشد و وصایت اش آن چنان آشکار باشد که اگر بشهر درآیی و از همه مردم و بچه های شهر بپرسی که امام پیشین که را وصی خود کرده است؟ همه بگویند فلانی را.
إِنِّي لَأَرْجُو اَلنَّجَاةَ لِهَذِهِ اَلْأُمَّةِ لِمَنْ عَرَفَ حَقَّنَا مِنْهُمْ إِلاَّ لِأَحَدِ ثَلاَثَةٍ صَاحِبِ سُلْطَانٍ جَائِرٍ وَ صَاحِبِ هَوًى وَ اَلْفَاسِقِ اَلْمُعْلِنِ.
امام صادق(ع)فرمود: من برای همه این امت که حق ما را بشناسند امید نجات دارم جز برای یکی از سه تن: همنشین پادشاه ستمگر و شخص هوا پرست و کسی که آشکارا گناه کند.
إِنَّ أَحَقَّ اَلنَّاسِ أَنْ يَتَمَنَّى لِلنَّاسِ اَلْغِنَى اَلْبُخَلاَءُ لِأَنَّ اَلنَّاسَ إِذَا اِسْتَغْنَوْا كَفُّوا عَنْ أَمْوَالِهِمْ وَ أَحَقَّ اَلنَّاسِ أَنْ يَتَمَنَّى لِلنَّاسِ اَلصَّلاَحَ أَهْلُ اَلْعُيُوبِ لِأَنَّ اَلنَّاسَ إِذَا صَلَحُوا كَفُّوا عَنْ تَتَبُّعِ عُيُوبِ اَلنَّاسِ وَ أَحَقَّ اَلنَّاسِ أَنْ يَتَمَنَّى لِلنَّاسِ اَلْحِلْمَ أَهْلُ اَلسَّفَهِ اَلَّذِينَ يَحْتَاجُونَ إِلَى أَنْ يُعْفَى عَنْ سَفَهِهِمْ فَأَصْبَحَ أَهْلُ اَلْبُخْلِ يَتَمَنَّوْنَ فَقْرَ اَلنَّاسِ وَ أَصْبَحَ أَهْلُ اَلْعُيُوبِ يَتَمَنَّوْنَ مَعَايِبَ اَلنَّاسِ وَ أَصْبَحَ أَهْلُ اَلسَّفَهِ يَتَمَنَّوْنَ…
امام صادق(ع)فرمود: براستی که سزاوارترین مردم که برای مردم ثروت را آرزو کند همانا بخیلانند زیرا اگر مردم بی نیاز شدند طمع در مال بخیلان نکنند و سزاوارترین مردم که آرزومند شایستگی مردم باشد صاحبان عیب اند زیرا اگر مردم شایسته شوند از رسیدگی بعیب های دیگران خودداری میکنند و سزاوارترین مردم که آرزوی حلم و بردباری دیگران داشته باشد بی خردانی هستند که به گذشت دیگران از بی خردی آنان نیازمنداند ولی بر خلاف این حقیقت بخیلان نیازمندی مردم را آرزو کنند و صاحبان عیوب معیوب بودن دیگران را آرزومنداند و بی خردان بی خردی مردم را، در صورتی که مردم بهنگام فقر احتیاج بمال بخیل پیدا می نمایند و در حال فساد به کارهای زشت پنهانی آلوده گان رسیده گی کنند و در موقع بی خردی بمقام تلافی گناهان دیگران برآیند.
أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ شَهَادَةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفاً وَ اِبْتَغُوا رِضْوَانَ اَللَّهِ وَ اِخْشَوْا سَخَطَهُ وَ حَافِظُوا عَلَى سُنَّةِ اَللَّهِ وَ لاَ تَتَعَدَّوْا حُدُودَ اَللَّهِ وَ رَاقِبُوا اَللَّهَ فِي جَمِيعِ أُمُورِكُمْ وَ اِرْضَوْا بِقَضَائِهِ فِيمَا لَكُمْ وَ عَلَيْكُمْ أَلاَ وَ عَلَيْكُمْ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيِ عَنِ اَلْمُنْكَرِ أَلاَ وَ مَنْ أَحْسَنَ إِلَيْكُمْ فَزِيدُوهُ إِحْسَاناً وَ اُعْفُوا عَمَّنْ أَسَاءَ إِلَيْكُمْ وَ…
سفارش مفضل بن عمر به شیعیان -شما را سفارش می کنم به تقوای خدای یگانه که او را انبازی نیست و گواهی بر اینکه خدایی جز الله نیست و اینکه محمد بنده و پیامبر اوست. از خدا پروا نمایید و گفتار نیکو بر زبان رانید و دنبال خشنودی خدا باشید و از خشم او بترسید. بر سنت الهی بپایید و از حدود الهی تجاوز ننمایید و خداوند را در همه امورتان مد نظر داشته باشید و به قضای الهی-چه به سود شما باشد و چه به زیانتان- رضا دهید. هلا، بر شماست که به امر به معروف و نهی از منکر پردازید. هلا، هر که به شما نیکی کرد بیشتر به او نیکی نمایید و هر که به شما بدی کرد از او درگذرید و با مردم به بهترین وجهی که در توان دارید رفتار نمایید و همانا از شما آن سزاوارتر باشد که شیوه ای در پیش گیرید که راه اعتراض دیگران را بر خود فراهم…
وَ عَنْهُ قَالَ : إِنَّ اَلْمَكَارِمَ عَشْرٌ فَإِنِ اِسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ فِيكَ فَلْتَكُنْ فَإِنَّهَا قَدْ تَكُونُ فِي اَلْعَبْدِ وَ لاَ تَكُونُ فِي سَيِّدِهِ وَ تَكُونُ فِي اَلرَّجُلِ وَ لاَ تَكُونُ فِي وُلْدِهِ قِيلَ وَ مَا هُنَّ قَالَ صِدْقُ اَلْبَأْسِ وَ صِدْقُ اَللِّسَانِ وَ أَدَاءُ اَلْأَمَانَةِ وَ صِلَةُ اَلرَّحِمِ وَ قِرَى اَلضَّيْفِ وَ إِطْعَامُ اَلسَّائِلِ وَ اَلْمُكَافَأَةُ عَنِ اَلصَّنَائِعِ وَ اَلتَّذَمُّمُ لِلْجَارِ وَ اَلتَّذَمُّمُ لِلصَّاحِبِ وَ رَأْسُهُنَّ اَلْحَيَاءُ .
امام صادق علیه السّلام فرمود:مکارم اخلاق ده عدد است، اگر می توانی آنها را به دست آور، زیرا گاهی این مکارم در بنده هست و در آقایش نیست، و در مرد هست ولی در فرزندش نیست، سؤال شد:آنها چیست؟فرمود:راستی در خشوع یا جهاد ، راستگویی، امانت داری، صلۀ رحم، مهمان داری، غذا دادن به نیازمندان، جبران نیکیها، مراعات حق همسایه، مراعات رفیق، و بالاتر از همۀ آنها حیاست.
عَنْ أَبِي اَلصَّبَّاحِ اَلْكِنَانِيِّ قَالَ : كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَدَخَلَ عَلَيْهِ شَيْخٌ كَبِيرٌ فَقَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ أَشْكُو إِلَيْكَ وُلْدِي وَ عُقُوقَهُمْ وَ إِخْوَانِي وَ جَفَاهُمْ لِي عِنْدَ كِبَرِ سِنِّي فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ يَا هَذَا إِنَّ لِلْحَقِّ دَوْلَة وَ لِلْبَاطِلِ دَوْلَة وَاحِدٌ مِنْهُمَا ذَلِيلٌ فِي دَوْلَةِ صَاحِبِهِ وَ إِنَّ أَدْنَى مَا يُصِيبُ اَلْمُؤْمِنَ فِي دَوْلَةِ اَلْبَاطِلِ اَلْعُقُوقُ مِنْ وُلْدِهِ وَ اَلْجَفَاءُ مِنْ إِخْوَانِهِ وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يُصِيبُ شَيْئا مِنَ اَلرَّفَاهِيَةِ فِي دَوْلَةِ…
ابو الصباح کنانی گوید:خدمت حضرت صادق علیه السّلام بودم که پیر مردی وارد شد و گفت:یا ابا عبد اللّٰه من از فرزندانم و ناسپاسیشان و از برادرانم و جفا کاریشان نسبت به خود با وجود سالخوردگی شکایت دارم، امام صادق علیه السّلام فرمود:ای پیر مرد برای حق دولتی است و برای باطل دولتی، و هر یک از این دو نزد دولت رفیقش خوار است، و کمترین مصیبتی که مؤمن از دولت باطل می بیند آزار دیدن از فرزندان و جفا کاری برادرانش است، و هیچ مؤمنی نباشد که در دولت باطل آسایشی بیند، جز آنکه قبل از مرگش گرفتار گردد، یا در بدنش یا در فرزندش یا در مالش، تا خداوند او را از آنچه در دوران حکومت باطل به دست آورده رها سازد، و بهره اش را در دولت حق بسیار گرداند، اینک صبر کن و تو را مژده باد.