حدیث امام صادق (ع) درباره زمین برای امام

زمین برای امام
شماره ۷ امام صادق (ع)

قال الإمام الصادق عليه السلام:

رَأَيْتُ مِسْمَعاً بِالْمَدِينَةِ وَ قَدْ كَانَ حَمَلَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع تِلْكَ اَلسَّنَةَ مَالاً فَرَدَّهُ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقُلْتُ لَهُ لِمَ رَدَّ عَلَيْكَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ اَلْمَالَ اَلَّذِي حَمَلْتَهُ إِلَيْهِ قَالَ فَقَالَ لِي إِنِّي قُلْتُ لَهُ حِينَ حَمَلْتُ إِلَيْهِ اَلْمَالَ إِنِّي كُنْتُ وُلِّيتُ اَلْبَحْرَيْنَ اَلْغَوْصَ فَأَصَبْتُ أَرْبَعَمِائَةِ أَلْفِ دِرْهَمٍ وَ قَدْ جِئْتُكَ بِخُمُسِهَا بِثَمَانِينَ أَلْفَ دِرْهَمٍ وَ كَرِهْتُ أَنْ أَحْبِسَهَا عَنْكَ وَ أَنْ أَعْرِضَ لَهَا وَ هِيَ حَقُّكَ اَلَّذِي جَعَلَهُ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي أَمْوَالِنَا فَقَالَ أَ وَ مَا لَنَا مِنَ اَلْأَرْضِ وَ مَا أَخْرَجَ اَللَّهُ مِنْهَا إِلاَّ اَلْخُمُسُ يَا أَبَا سَيَّارٍ إِنَّ اَلْأَرْضَ كُلَّهَا لَنَا فَمَا أَخْرَجَ اَللَّهُ مِنْهَا مِنْ شَيْ ءٍ فَهُوَ لَنَا فَقُلْتُ لَهُ وَ أَنَا أَحْمِلُ إِلَيْكَ اَلْمَالَ كُلَّهُ فَقَالَ يَا أَبَا سَيَّارٍ قَدْ طَيَّبْنَاهُ لَكَ وَ أَحْلَلْنَاكَ مِنْهُ فَضُمَّ إِلَيْكَ مَالَكَ وَ كُلُّ مَا فِي أَيْدِي شِيعَتِنَا مِنَ اَلْأَرْضِ فَهُمْ فِيهِ مُحَلَّلُونَ حَتَّى يَقُومَ قَائِمُنَا فَيَجْبِيَهُمْ طَسْقَ مَا كَانَ فِي أَيْدِيهِمْ وَ يَتْرُكَ اَلْأَرْضَ فِي أَيْدِيهِمْ وَ أَمَّا مَا كَانَ فِي أَيْدِي غَيْرِهِمْ فَإِنَّ كَسْبَهُمْ مِنَ اَلْأَرْضِ حَرَامٌ عَلَيْهِمْ حَتَّى يَقُومَ قَائِمُنَا فَيَأْخُذَ اَلْأَرْضَ مِنْ أَيْدِيهِمْ وَ يُخْرِجَهُمْ صَغَرَةً : قَالَ عُمَرُ بْنُ يَزِيدَ فَقَالَ لِي أَبُو سَيَّارٍ مَا أَرَى أَحَداً مِنْ أَصْحَابِ اَلضِّيَاعَ وَ لاَ مِمَّنْ يَلِي اَلْأَعْمَالَ يَأْكُلُ حَلاَلاً غَيْرِي إِلاَّ مَنْ طَيَّبُوا لَهُ ذَلِكَ .

عمر بن یزید گوید: مسمع را در مدینه دیدم و او در آن سال وجهی را خدمت امام صادق علیه السلام برده و آن حضرت نپذیرفته بود، من باو گفتم: چرا امام صادق علیه السلام وجهی را که برایش بردی، بتو رد کرد؟ گفت: چون آن وجه را خدمتش بردم عرضکردم: غواصی دریای بحرین بمن واگذار شده و من چهار صد هزار درهم استفاده کرده ام، و خمس آن را که 80 هزار درهم است، برای شما آورده ام. من نخواستم این وجه را که حق شماست و خدای تبارک و تعالی در اموال ما قرار داده از شما باز دارم و خود تصرف کنم. حضرت فرمود: مگر ما از زمین و آنچه خدا از آن برآورد حقی جز خمس نداریم؟ ای ابا سیار همه زمین از آن ماست، پس آنچه خدا از آن برآورد متعلق بماست. من بحضرت عرضکردم: من همه آن وجوه را خدمت شما خواهم آورد. فرمود: ای ابا سیار ما آن را برای تو روا ساختیم و حلال نمودیم، مالت را برگیر. و نیز هر زمینی که در دست شیعیان ماست، برای ایشان حلالست تا زمانی که قایم ما قیام کند، آن حضرت قسط خراج را از ایشان بگیرد و زمین را در دستشان باقی گذارد، ولی زمینهایی که در دست غیر شیعیانست، استفاده یی که از آن میکنند، برای ایشان حرامست، تا زمانی که قایم ما قیام کند، و زمین را از دست ایشان بگیرد و آنها را با خواری بیرون کند. عمر بن یزید گوید: ابو سیار بمن گفت: من از صاحبان ملک و کارمندان آن، جز خودم کسی را نمی بینم که حلال بخورد، مگر کسانی که ایمه آن را برای او حلال کرده باشند.

Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه