فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ اَلْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقاماً وَ أَحْسَنُ نَدِيًّا قَالَ كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص دَعَا قُرَيْشاً إِلَى وَلاَيَتِنَا فَنَفَرُوا وَ أَنْكَرُوا فَقَالَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قُرَيْشٍ لِلَّذِينَ آمَنُوا اَلَّذِينَ أَقَرُّوا لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ لَنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ أَيُّ اَلْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقاماً وَ أَحْسَنُ نَدِيًّا تَعْيِيراً مِنْهُمْ فَقَالَ اَللَّهُ رَدّاً عَلَيْهِمْ وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ مِنَ اَلْأُمَمِ اَلسَّالِفَةِ هُمْ…
ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل: «و چون آیه های روشن ما را بر آنها بخوانند، کسانی که کافرند بکسانی که مومنند گویند: کدام یک از دو دسته مقام بهتر و مجلس آراسته تری دارند-73 سوره 19-»فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله قریش را بولایت ما دعوت کرد، آنها دوری گزیدند و انکار کردند، پس کفار قریش باهل ایمانی که بامیر المومنین و ما خانواده اقرار کرده بودند از راه سرزنش گفتند: «کدام یک از این دو دسته مقام بهتر و مجلس آراسته تری دارند» خدا برای رد ایشان فرمود: «پیش از ایشان چه نسلهایی را(از امتهای گذشته)هلاک کرده ایم که اثاث و جلوه زندگی بهتری داشتند-74 سوره 19-». عرضکردم: خدا فرماید: «هر که در گمراهی باشد، خدای رحمانش همی کشاند»فرمود: همه آنها در گمراهی بودند -نه بولایت…
فِي خُطْبَةٍ لَهُ خَاصَّةً يَذْكُرُ فِيهَا حَالَ اَلنَّبِيِّ وَ اَلْأَئِمَّةِ ع وَ صِفَاتِهِمْ فَلَمْ يَمْنَعْ رَبَّنَا لِحِلْمِهِ وَ أَنَاتِهِ وَ عَطْفِهِ مَا كَانَ مِنْ عَظِيمِ جُرْمِهِمْ وَ قَبِيحِ أَفْعَالِهِمْ أَنِ اِنْتَجَبَ لَهُمْ أَحَبَّ أَنْبِيَائِهِ إِلَيْهِ وَ أَكْرَمَهُمْ عَلَيْهِ مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ ع فِي حَوْمَةِ اَلْعِزِّ مَوْلِدُهُ وَ فِي دَوْمَةِ اَلْكَرَمِ مَحْتِدُهُ غَيْرَ مَشُوبٍ حَسَبُهُ وَ لاَ مَمْزُوجٍ نَسَبُهُ وَ لاَ مَجْهُولٍ عِنْدَ أَهْلِ اَلْعِلْمِ صِفَتُهُ بَشَّرَتْ بِهِ اَلْأَنْبِيَاءُ فِي كُتُبِهَا وَ نَطَقَتْ بِهِ اَلْعُلَمَاءُ بِنَعْتِهَا وَ…
امام صادق علیه السلام در خطبه ای که بذکر حال و صفات پیغمبر و ایمه علیهم السلام اختصاص داده میفرماید: آن بردباری و وقار و مهربانی که خدا داشت، گناهان بزرگ و کارهای زشت مردم، او را مانع نشد که برای آنها برگزیند دوست ترین و شریفترین پیغمبرانش را، یعنی محمد بن عبد الله(ص)را که در حریم عرت تولد یافته، و در خاندان شرافت اقامت گزیده، حسبش ناآمیخته و نسبش آلوده نگشته بود، صفاتش بر دانشمندان نامعلوم نبود، پیغمبران در کتب خود بوجودش مژده داده، و صفاتش را دانشمندان بیان کرده و حکیمان در وصفش اندیشیده بودند، پاکیزه اخلاقی بود بی نظیر، هاشمی نسبی بی مانند، مکی وطنی بی همطراز. حیا صفت او بود و سخاوت طبیعتش، بر متانت ها و اخلاق نبوت سرشته شده و اوصاف و خویشتن داری های رسالت بر او مهر شده بود. تا آنگاه که…
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ مَا مَعْنَى اَلسَّلاَمِ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمَّا خَلَقَ نَبِيَّهُ وَ وَصِيَّهُ وَ اِبْنَتَهُ وَ اِبْنَيْهِ وَ جَمِيعَ اَلْأَئِمَّةِ وَ خَلَقَ شِيعَتَهُمْ أَخَذَ عَلَيْهِمُ اَلْمِيثَاقَ وَ أَنْ يَصْبِرُوا وَ يُصَابِرُوا وَ يُرَابِطُوا وَ أَنْ يَتَّقُوا اَللَّهَ وَ وَعَدَهُمْ أَنْ يُسَلِّمَ لَهُمُ اَلْأَرْضَ اَلْمُبَارَكَةَ وَ اَلْحَرَمَ اَلْآمِنَ وَ أَنْ يُنَزِّلَ لَهُمُ اَلْبَيْتَ اَلْمَعْمُورَ وَ يُظْهِرَ لَهُمُ اَلسَّقْفَ اَلْمَرْفُوعَ وَ يُرِيحَهُمْ مِنْ عَدُوِّهِمْ وَ اَلْأَرْضِ اَلَّتِي يُبَدِّلُهَا اَللَّهُ…
داود بن کثیر رقی گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: معنی سلام بر رسول خدا چیست؟ فرمود: چون خدای تبارک و تعالی(در عالم ارواح)پیغمبرش را و وصی او و دختر و دو پسرش و امامان دیگر و همه شیعیان را خلق فرمود، از آنها پیمان گرفت که(در بلاها)صبر کنند و(در برابر دشمنان خدا و هوای نفس)پایداری کنند و(جان خود و اسبان خویش را)در مرزها و سرحدها به بندند و از خدا پروا کنند. و خدا(در مقابل این امور)بآنها وعده فرمود که زمین مبارک(مدینه یا بیت المقدس)و حرم امن(مکه) را تسلیمشان کند و بیت المعمور(فرشتگان یا خاندان ایمه)را برایشان بیاورد و سقف افراشته(تمام آسمانها و عرش یا برکات آسمان)را بآنها بنمایاند و ایشان را از دشمنشان آسوده کند و هم از آفات زمین که خدا بجهت سلامتی آنها از شرور تبدیل فرموده و زمینی را که…
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي مَنْصُورٍ اَلْمُتَطَبِّبِ فَقَالَ أَخْبَرَنِي رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِي قَالَ كُنْتُ أَنَا وَ اِبْنُ أَبِي اَلْعَوْجَاءِ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ اَلْمُقَفَّعِ فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرَامِ فَقَالَ اِبْنُ اَلْمُقَفَّعِ تَرَوْنَ هَذَا اَلْخَلْقَ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى مَوْضِعِ اَلطَّوَافِ مَا مِنْهُمْ أَحَدٌ أُوجِبُ لَهُ اِسْمَ اَلْإِنْسَانِيَّةِ إِلاَّ ذَلِكَ اَلشَّيْخُ اَلْجَالِسُ يَعْنِي أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع فَأَمَّا اَلْبَاقُونَ فَرَعَاعٌ وَ بَهَائِمُ فَقَالَ لَهُ اِبْنُ أَبِي اَلْعَوْجَاءِ وَ كَيْفَ أَوْجَبْتَ هَذَا اَلاِسْمَ لِهَذَا اَلشَّيْخِ…
مردی گوید: من و ابن ابی العوجا و ابن مقفع در مسجد الحرام بودیم، ابن مقفع با دست اشاره بمحل طواف کرد و گفت: این مردم را که میبینی کسی از ایشان را شایسته نام انسانیت نمیدانم مگر آن شیخ نشسته-مقصودش امام صادق(ع)بود-اما دیگران ناکسانند و چهارپایان؛ ابن ابی العوجا گفت: چگونه این نام را تنها شایان این شیخ دانی گفت: برای اینکه آنچه را نزد او دیدم از علم و کیاست نزد آنها نیافتم ابن ابی العوجا گفت: لازمست گفته ات را در باره او بیازمایم، ابن مقفع گفت: این کار مکن که میترسم عقیده ات را فاسد کند -گفت: نظر تو این نیست بلکه میترسی نظرت نسبت بمقام شامخی که برای او توصیف کردی نزد من سست شود، ابن مقفع گفت: چون چنین گمانی بمن بری برخیز و نزد او برو و تا توانی خود را از لغزش نگهدار و مهار از دست مده که ترا در…
دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ هُوَ فِي مُصَلاَّهُ فَجَلَسْتُ حَتَّى قَضَى صَلاَتَهُ فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ يُنَاجِي رَبَّهُ فَيَقُولُ يَا مَنْ خَصَّنَا بِالْكَرَامَةِ وَ وَعَدَنَا اَلشَّفَاعَةَ وَ حَمَّلَنَا اَلرِّسَالَةَ وَ جَعَلَنَا وَرَثَةَ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ خَتَمَ بِنَا اَلْأُمَمَ اَلسَّالِفَةَ وَ خَصَّنَا بِالْوَصِيَّةِ وَ أَعْطَانَا عِلْمَ مَا مَضَى وَ عِلْمَ مَا بَقِيَ وَ جَعَلَ أَفْئِدَةً مِنَ اَلنّاسِ تَهْوِي ِلَيْنَا اِغْفِرْ لِي وَ لِإِخْوَانِي وَ زُوَّارِ قَبْرِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع اَلَّذِينَ أَنْفَقُوا أَمْوَالَهُمْ وَ أَشْخَصُوا…
معاویه بن وهب گوید: به نزد امام صادق علیه السلام در آمدم و او در نمازگاهش بود؛ پس نشستم تا نمازش را به جا آورد و شنیدم که در نمازش با پروردگار نجواکنان می گفت: ای آنکه ما را به ارجمندی ویژه داشتی، به ما وعده شفاعت دادی؛ پیام رسالت را بر عهده ما نهادی، ما را میراث داران پیامبران قرار دادی، پیامبری امت های پیشین را با ما به پایان بردی، ما را برای جانشینی و وصایت پیامبر ویژه داشتی، دانش پیشین و دانش باقیمانده و پسین را به ما ارزانی فرمودی؛ دل های مردمان را شیفته ما ساختی، من و برادرانم و زیارتگران مزار امام حسین علیه السلام را ببخشای، آنان که به سبب اشتیاق در نیکی به ما و امید به پاداش هایی که در دوستی و پیوند با ما نزد توست و برای شادمان نمودن پیامبر تو محمد صلی الله علیه و آله و پذیرفتن فرمان…
كُنْتُ بِالْكُوفَةِ فَيَأْتِينِي إِخْوَانٌ كَثِيرَةٌ وَ كَرِهْتُ اَلشُّهْرَةَ فَتَخَوَّفْتُ أَنْ أَشْتَهِرَ بِدِينِي فَأَمَرْتُ غُلاَمِي كُلَّمَا جَاءَنِي رَجُلٌ مِنْهُمْ يَطْلُبُنِي قَالَ لَيْسَ هُوَهَاهُنَا قَالَ فَحَجَجْتُ تِلْكَ اَلسَّنَةَ فَلَقِيتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع فَرَأَيْتُ مِنْهُ ثِقْلاً وَ تَغَيُّراً فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَهُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا اَلَّذِي غَيَّرَنِي عِنْدَكَ قَالَ اَلَّذِي غَيَّرَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّمَا تَخَوَّفْتُ اَلشُّهْرَةَ وَ قَدْ عَلِمَ اَللَّهُ شِدَّةَ حُبِّي لَهُمْ فَقَالَ يَا إِسْحَاقُ لاَ تَمَلَّ زِيَارَةَ…
اسحاق بن عمار صیرفی گوید: من در کوفه بودم و برادران مومن بسیاری به دیدن من می آمدند و من خوش نداشتم که شهرت یابم و می ترسیدم که مشهور شوم که شیعه هستم؛ به همین سبب به خدمتکارم دستور دادم که اگر کسی مرا خواست بگوید: اینجا نیست. آن سال به حج رفتم و امام صادق علیه السلام را دیدار کردم. امام علیه السلام با من سنگین برخورد کرد و رفتارش با من تغییر کرده بود. عرض کردم: فدایت شوم چه چیزی موجب تغییر رفتار شما با من شده است؟ فرمود: همان چیزی که موجب تغییر رفتار تو با مومنان شده است. عرض کردم: فدایت شوم من فقط از شهرت یافتن می ترسیدم و همانا خدا از شدت علاقه من به مومنان آگاه است؛ پس امام علیه السلام فرمود: ای اسحاق از دیدار برادرانت دلخسته مشو؛ زیرا به راستی چون مومن برادر مومن خویش را دیدار کند…
سَأَلَنِي رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا أَنْ أَقُومَ لَهُ فِي بَيْدَرٍ وَ أَحْفَظَهُ فَكَانَ إِلَى جَانِبِي دَيْرٌ فَكُنْتُ أَقُومُ إِذَا زَالَتِ اَلشَّمْسُ فَأَتَوَضَّأُ وَ أُصَلِّي فَنَادَانِي اَلدَّيْرَانِيُّ ذَاتَ يَوْمٍ فَقَالَ مَا هَذِهِ اَلصَّلاَةُ اَلَّتِي تُصَلِّي فَمَا أَرَى أَحَداً يُصَلِّيهَا فَقُلْتُ أَخَذْنَاهَا عَنِ اِبْنِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَقَالَ وَ عَالِمٌ هُوَ فَقُلْتُ لَهُ نَعَمْ فَقَالَ سَلْهُ عَنْ ثَلاَثِ خِصَالٍ عَنِ اَلْبَيْضِ أَيُّ شَيْ ءٍ يَحْرُمُ مِنْهُ وَ عَنِ اَلسَّمَكِ أَيُّ شَيْ ءٍ يَحْرُمُ مِنْهُ وَ عَنِ اَلطَّيْرِ أَيُّ شَيْ ءٍ يَحْرُمُ مِنْهُ قَالَ فَحَجَجْتُ مِنْ…
سلمه برده فروش گوید: یکی از دوستانم از من خواهش کرد که بجای او در خرمنگاهش 112 - 2 بایستم و نگهبانی کنم در یک طرف من کلیسایی بود هنگام ظهر که میشد من بر میخاستم و وضو ساخته و نماز میخواندم روزی مرد ترسایی مرا صدا زده و گفت: این نمازی که میخوانی چیست؟ که من هیچ کس را ندیدم چنین نمازی بخواند گفتم: از پسر پیغمبر فرا گرفته ام گفت او دانشمند است؟ گفتمش: آری، گفت: سه چیز از او بپرس: از تخم مرغها کدامش حرام است و از ماهیان کدام و از مرغان کدام؟ گوید: همان سال به حج رفتم و بخدمت امام صادق علیه السلام رسیدم عرض کردم: شخصی از من خواسته که از شما از حکم سه چیز بپرسم فرمود چیست؟ گفتم: بمن گفته است: بپرس که، چه تخم مرغی حرام است و کدام ماهی حرام گوشت است و کدام پرنده حرام گوشت؟ امام صادق علیه السلام…
دَخَلْتُ عَلَى اَلصَّادِقِ ع فَقُلْتُ لَهُ أَوْصِنِي بِوَصِيَّةٍ أَحْفَظُهَا مِنْ بَعْدِكَ قَالَ ع وَ تَحْفَظُ يَا سُفْيَانُ قُلْتُ أَجَلْ يَا اِبْنَ بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ ع يَا سُفْيَانُ لاَ مُرُوَّةَ لِكَذُوبٍ وَ لاَ رَاحَةَ لِحَسُودٍ وَ لاَ إِخَاءَ لِمُلُوكٍ وَ لاَ خُلَّةَ لِمُخْتَالٍ وَ لاَ سُؤْدُدَ لِسَيِّئِ اَلْخُلُقِ ثُمَّ أَمْسَكَ ع فَقُلْتُ يَا اِبْنَ بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ زِدْنِي فَقَالَ ع يَا سُفْيَانُ ثِقْ بِاللَّهِ تَكُنْ عَارِفاً وَ اِرْضَ بِمَا قَسَمَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِيّاً صَاحِبْ بِمِثْلِ مَا يُصَاحِبُونَكَ بِهِ تَزْدَدْ إِيمَاناً وَ لاَ تُصَاحِبِ اَلْفَاجِرَ…
سفیان ثوری گفت: به خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و عرض کردم: مرا سفارشی نما که پس از شما نگهش دارم. امام علیه السلام فرمود: ای سفیان آیا نگه می داری؟ عرض کردم: آری، ای زاده دختر پیامبر خدا. پس امام علیه السلام فرمود: دروغزن را جوانمردی و حسدورز را آسودگی و پادشاه را برادری و فریبکار را دوستی و بدخوی را بزرگی و سروری نباشد. آنگاه امام علیه السلام سکوت کرد. عرض کردم: ای زاده دختر پیامبر خدا سفارشت را بر من بیفزای. پس امام علیه السلام فرمود: ای سفیان بر خدا اطمینان نما تا عارف گردی. و به سهم خویش از جانب خدا خشنود باش تا بی نیاز شوی. همان گونه که با تو دوستی می کنند با دیگری دوستی نما تا ایمانت فزون گردد و با بدکار دوستی نکن که در این صورت از بدی هایش به تو می آموزد و در کارت از بیمناکان از…
أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ شَهَادَةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفاً وَ اِبْتَغُوا رِضْوَانَ اَللَّهِ وَ اِخْشَوْا سَخَطَهُ وَ حَافِظُوا عَلَى سُنَّةِ اَللَّهِ وَ لاَ تَتَعَدَّوْا حُدُودَ اَللَّهِ وَ رَاقِبُوا اَللَّهَ فِي جَمِيعِ أُمُورِكُمْ وَ اِرْضَوْا بِقَضَائِهِ فِيمَا لَكُمْ وَ عَلَيْكُمْ أَلاَ وَ عَلَيْكُمْ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيِ عَنِ اَلْمُنْكَرِ أَلاَ وَ مَنْ أَحْسَنَ إِلَيْكُمْ فَزِيدُوهُ إِحْسَاناً وَ اُعْفُوا عَمَّنْ أَسَاءَ إِلَيْكُمْ وَ…
سفارش مفضل بن عمر به شیعیان -شما را سفارش می کنم به تقوای خدای یگانه که او را انبازی نیست و گواهی بر اینکه خدایی جز الله نیست و اینکه محمد بنده و پیامبر اوست. از خدا پروا نمایید و گفتار نیکو بر زبان رانید و دنبال خشنودی خدا باشید و از خشم او بترسید. بر سنت الهی بپایید و از حدود الهی تجاوز ننمایید و خداوند را در همه امورتان مد نظر داشته باشید و به قضای الهی-چه به سود شما باشد و چه به زیانتان- رضا دهید. هلا، بر شماست که به امر به معروف و نهی از منکر پردازید. هلا، هر که به شما نیکی کرد بیشتر به او نیکی نمایید و هر که به شما بدی کرد از او درگذرید و با مردم به بهترین وجهی که در توان دارید رفتار نمایید و همانا از شما آن سزاوارتر باشد که شیوه ای در پیش گیرید که راه اعتراض دیگران را بر خود فراهم…
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ رَجُلا أَقْبَلَ إِلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ اَلنَّبِيُّ لَهُ مَتَى عَهْدُكَ بِأُمِّ مِلْدَمٍ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ مَا أُمُّ مِلْدَمٍ فَقَالَ صُدَاعٌ هَاهُنَا وَ سَخَنُهُ عَلَى اَلرَّأْسِ وَ اَلصَّدْرِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مَا لِي بِهَذَا مِنْ عَهْدٍ ثُمَّ أَدْبَرَ مُوَلِّيا فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ لِجُلَسَائِهِ مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ اَلنَّارِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى هَذَا اَلْمُوَلِّي ثُمَّ قَالَ إِنَّ مَثَلَ اَلْمُنَافِقِ كَمَثَلِ جِذْعٍ أَرَادَ صَاحِبُهُ…
امام صادق علیه السّلام فرمود:مردی خدمت رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله رسید، پیامبر به او فرمود:چه وقت گرفتار ام ملدم شده ای؟گفت:ای رسول خدا ام ملدم چیست؟فرمود:سر دردی در این قسمت سر و حرارتی است در سر و سینه، گفت:ای رسول خدا من تاکنون مبتلایش نشده ام، بعد آن مرد پشت کرده و از نزد رسول خدا رفت، سپس رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به یاران خود فرمود:هر که دوست دارد که مرد جهنمی را ملاقات کند به این مرد پشت کننده نگاه کند. سپس فرمود:مثل منافق مثل تنۀ درختی است که صاحبش می خواهد در قسمتی از ساختمانش از آن استفاده کند، ولی آن تنه مورد استفادۀ ساختمان قرار نمی گیرد، آن را به جای دیگر می برد، باز هم به کارش نمی آید، سرانجام آن را به وسیلۀ آتش می سوزاند، و مثل مؤمن مثل کشت زاری است که تازه روئیده…
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِنَّ عَظِيمَ اَلْبَلاَءِ يُكَافَأُ بِهِ عَظِيمُ اَلْجَزَاءِ فَإِذَا أَحَبَّ اَللَّهُ عَبْدا اِبْتَلاَهُ بِعَظِيمِ اَلْبَلاَءِ فَمَنْ رَضِيَ فَلَهُ عِنْدَ اَللَّهِ اَلرِّضَا وَ مَنْ سَخِطَ اَلْبَلاَءَ فَلَهُ اَلسَّخَطُ.
امام صادق علیه السّلام از قول رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله می فرماید:گرفتاری بزرگ پاداش بزرگ دارد، هر گاه خداوند بنده ای را دوست بدارد او را به گرفتاریهای بزرگ اندازد، هر که راضی شد خدا هم از او راضی شود، و هر کسی از بلا ناراحت شد خدا هم از وی ناراحت گردد.
وَ مِنْ كِتَابٍ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَتَى جَبْرَئِيلُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اَللَّهَ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ وَ يَقُولُ اِعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإِنَّكَ لاَقِيهِ وَ أَحْبِبْ مَنْ شِئْتَ فَإِنَّكَ مُفَارِقُهُ وَ عِشْ مَا شِئْتَ فَإِنَّكَ مَيِّتٌ يَا مُحَمَّدُ صَلاَةُ اَللَّيْلِ شَرَفُ اَلْمُؤْمِنِ وَ عِزُّ اَلْمُؤْمِنِ فِي لِسَانِهِ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:جبرئیل خدمت رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله آمد و عرض کرد:ای محمّد خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید:هر کاری می خواهی انجام بده زیرا به آن خواهی رسید، و هر که را می خواهی دوست بدار، زیرا از وی جدا خواهی شد، و هر چه می خواهی زندگی کن زیرا تو خواهی مرد، ای محمّد نماز شب شرافتی برای مؤمن است، و عزّت مؤمن در گرو زبان اوست.